
از «سعدآباد تا توپکاپی» عنوان ستون رضا قنبری روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه در دیدار است؛ که به سیاست و جامعه ترکیه، مشترکات فرهنگی ایران و ترکیه و روابط پر پیچ و خم آنها میپردازد.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: درآخرین روزهای تابستان سال ۷۷ زمانی که محمد خاتمی در مقر سازمان ملل از نظریه گفتگوی تمدنها رونمایی کرد، هر کس از ظن خود یار او شد. آمریکاییها آن را نشانه مثبت برای آغاز گفتگوی گسترده ایران و غرب فهمیدند. اصلاح طلبان از آن بارگاهی زرین و دست نیافتنی در سیاست خارجی ساختند و محافظه کاران تاییدی بر وادادگی سیاسی دولتمردان دانستند. اما در آن جبهه سیاست زده خودی ـ غیرخودی کمتر کسی از لزوم گفتگوی فرهنگی ـ تمدنی در خاورمیانه بهعنوان پیش زمینهای در جهت بازسازی روابط فرهنگی با جهان سخن گفت.
جغرافیایی که زادگاه بزرگترین امپراطوریها، خونینترین نزاعها و البته ناپایدارترین صلحهای تاریخ است. هرچند نمیتوان از نقش سیاستمداران غربی که از روی عرشه کشتیهای جنگی با کشیدن مرزهای تازه، آبهای منطقه را گل آلود کردهاند چشم پوشید، اما امتناع گفتگو در خاورمیانه بیش از هرچیز به نوع نگاه رهبرانش به دیپلماسی بر میگردد. روشی که در این گوشه عالم بیشتر به تنفسی کوتاه برای پایهریزی جنگهای تازه میماند تا راهبردی در جهت نزدیکی دولت ـ ملتها به یکدیگر.
از طالبهای تازه دیپلمات شده که در میانه مذاکرات صلح در دانشگاه کابل بمب گذاری میکنند؟! تا تصمیم گیران مادامالعمر حوزه خلیج فارس که جنگهای نیابتی را وسیله چانهزنیها دیپلماتیک میسازند. روشهای بی ثمری که با کور کردن گره اختلافات سیاسی آنچنان همه چیز را عیان ساخته که به نظر به بیان بیشتر احتیاجی نیست؟!
اما امروز به مدد شبکههای اجتماعی و دنیای مجازی در زیر پوست زخم خورده منطقه، بخشهایی از مردم خاورمیانه فارغ از مواضع حاکمانشان در حال تجربه یک مراوده فرهنگی تازه هستند. اتفاقی که ستون "از توپکاپی تا سعدآباد" با نگاهی فرهنگی، تاریخی و اجتماعی به اخبار ایران و ترکیه ـ بهعنوان دو کشور مهم منطقه ـ سعی بر ترسیم روشنتر این گفتگوی فرهنگی را دارد.
کافی است به استقبال از سریالهای ترکی در کشورمان و رتبه توریستهای ایرانی در استامبول و آنتالیا نگاهی بیندازیم. به رستورانهای ایرانی خیابان «ایستیکلال» و رواج «تاتلِهای ترکی» در ایران دقت کنیم. با خوانندگان رمانهای پرتیراژ «اورهان پاموک» در تهران یا مشتاقان کتابهای فارسی مولانا در «قونیه» گپی بزنیم. چه آنکه «شوال سام» بازیگر معروف ترک در اول فروردین از سعدی «چون است حال بستان ای باد نوبهاری» میخواند و بخش بزرگی از فالورهای سلیبریتیهای ترک، ایرانی هستند. ارتباطی که اتفاقا از نگاه اکثر رسانهها که مبنای تحلیلشان سخنرانی سیاستمداران و مواضع دولتمردان است پنهان مانده و همین غفلت سرنخ بسیاری از سوءتفاهمهای وقت و بی وقت این دو همسایه قدیمی شده است.
سوءتفاهمهایی که در آخرینش، شعرخوانی آقای اردوغان در مورد رود ارس و جواب توییتری دکتر ظریف، به طیف متنوعی از واکنشها خصوصا در ایران انجامید. هرچند دیدار وزرای خارجه در آنکارا به سرعت وضعیت را به حالت عادی برگرداند، اما برخی کاربران فضای مجازی که اتفاقا در خیلی از حوزهها اهل مدارا و تساهل هستند درباره اختلاف با کشورهای همسایه چنان تاریخ و جغرافیا و سیاست را در هم ساندویچ میکنند که تنها خروجی هر اختلافی زدن زخمی تازه بر خاورمیانه است.
بر همین اساس ستون «از سعدآباد تا توپکاپی» سعی خواهد کرد با تاکید بر زمینههای مشترک فرهنگی، اجتماعی ایران و ترکیه و یادآوری «توپکاپی» و «سعد آباد» دو موزه مهم فرهنگی ـ تاریخی خاورمیانه که اتفاقا پیشتر مرکز سیاسی و تصمیم گیری دو کشور بودهاند به اخبار مهم ایران و ترکیه نگاهی نزدیکتر داشته باشد.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه