
هجدهمین شماره ستون از سعدآباد تا توپکاپی به سفر هفته آینده اردوغان به نیویورک و مواجه او با جو بایدن اختصاص دارد. رئیس جمهوری که به قدرت رسیدنش یک بدشانسی محض برای اردوغان بود!
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: در شکست و کامیابی سیاستمداران هزار نکته باریکتر از مو میتوان یافت که یکی از مهمترین آنها شانس است! مثلا برجام به عنوان مهمترین پروژه دولت روحانی در اوج بدشانسی با راستگرایانی، چون جان بولتن و پمپئو هم زمان گشت و یا رجب طیب اردوغان در سختترین روزهای کاریش هفته آینده میهمان جو بایدن در سازمان ملل است!
اگر قرار بود اردوغان در لیستی ۱۰ نفره یک رئیس جمهور برای آمریکا انتخاب کند، جو بایدن حتما شانس آخر را داشت. سناتوری که مواضع تندش علیه ترکیه در یک دهه اخیر نقل محافل بوده و حالا اردوغان هنوز از دیدار رو در رو هفته آینده با او مطمئن نیست. اتفاقی بی سابقه برای دو متحد استراتژیک که روابط شان هر روز سردتر از دیروز میشود.
فایل صوتی این یادداشت را بشنوید
ارتباط دو کشور پس از جنگ جهانی دوم و طی جنگ سرد شکل گرفت. حمایت اقتصادی آمریکا از ترکیه با وامهای کلان "دکترین ترومن" و پیوستن ترکیه به ناتو در سال ۱۹۵۶ سپری مستحکم در برابر نفوذ کمونسیم به آبهای گرم خاورمیانه بود. روابط عمیقی که با سقوط شاه و سر برآوردن دولتی ضد غرب در ایران، ضرورت حفظ آن برای دو طرف مهمتر هم شد.
با به قدرت رسیدن تورگت اوزال Turgut Özal در دهه ۸۰ و طنین انداختن شعار"ترکیه آمریکای کوچک" حالا دو کشور متحد هم بودند. هر چند با فروپاشی شوروی و دفع خطر کمونیسم اهمیت ترکیه در سیاست خارجه کاخ سفید کمرنگتر شد، اما همچنان این کشور عاملی برای نزدیکی آسیای مرکزی تازه استقلال یافته به غرب بود. روابطی که ترکیه را خلاف میل بقیه کشورهای منطقه، به شراکت در جنگ دوم خلیج فارس (۱۹۹۱) علیه عراق ترغیب کرد. حضور گسترده پایگاههای نظامی ـ موشکی آمریکا و ناتو در گوشه و کنار کشور از مهمترین نشانههای پیوندهای عمیق دو طرف در این دوره است.
دولت عبدالله گل ـ اردوغان ادامه دهنده راه دولت پیشین در همکاری با آمریکا بود. جورج بوش پسر، ترکیه را الگوی لیبرال دمکراسی اسلامی در برابر گسترش موج اسلامگرایی افراطی بن لادن در منطقه غرب آسیا میدید و ترکیه هم با پذیرفتن این نقش از مواهب اقتصادی اروپا و آمریکا برای بالا بردن استاندارهای اقتصادیش سود میبرد. روابطی گرم که اردوغان را به یکی از چهرههای مهم رسانهای غرب مبدل کرده بود.
اما در سال ۲۰۱۱ با پیروزی خیره کننده اردوغان در انتخابات و اعتراضات مردمی موسوم به بهار عربی، اعتماد بنفس آک پارتی برای افزایش نفوذ در خاورمیانه و شمال آفریقا بالا رفت. حمایت از دولت "محمد مرسی" نقطه آغاز اختلافات دو کشور بود. آمریکا برخی سرنخهای تظاهراتهای خیابانی برعلیه متحدان منطقهای خود را در آنکارا جستجو میکرد؟! چه آنکه احمد داوود اغلو Ahmet Davutoğlu در سپتامبر ۲۰۱۲ گفت "تابحال ما تاریخی را میخواندیم که برایمان نوشته اند، اما پس این با تکیه بر میراثمان خود تاریخ خاورمیانه را مینویسیم".
اوباما قصد خروج از خاورمیانه را داشت و اردوغان با درک همین نکته هر روز بر دخالتهای نظامی ـ سیاسی خود برای گرفتن سهم بیشتر از این کیک قدرت میافزود. کودتای ۲۰۱۶ ضربهای دیگر بر روابط دو کشور زد وقتی که دولت ترکیه سرویسهای جاسوسی غرب را متهم به همکاری با کودتاگران و گولن کرد. هر چند هنوز شواهدی از این دخالت ارائه نشده، اما به گواه تاریخ معاصر، ژنرالهای ترکیه تا به حال بدون هماهنگی با سیا دولتی را سرنگون نکرده اند. لشکر کشی به شمال سوریه و خرید سامانه موشکی اس ۴۰۰ از روسیه، اوضاع را پیچیدهتر کرد آنچنان که آمریکا طرحی برای اخراج ترکیه از ناتو را به هم پیمانشان ارائه داد و سناتور جو بایدن در سخنانی آتشین عدم حمایت آمریکا از کوبانی را خیانت ترامپ خواند!
حالا همان سناتور در کاخ سفید نشسته و اتفاقا در یکی از اولین اقداماتش با به رسمیت شناختن کشتار ارامنه، ترکها را بیش از پیش خشمگین کرده است چه آنکه یک نظرسنجی معتبر دانشگاهی میگوید آمریکا در نظر مردم ترکیه عامل اصلی تهدید کننده امنیت ملی کشور است. اما با تمام این اختلافات ترکیه در سال گذشته حدود ۹ میلیارد دلار به آمریکا صادرات داشته و شرکتهای آمریکایی از سرمایهگذاران اصلی این کشور هستند. روابطی که حداقل در زمینههای اقتصادی همچنان گرم است.
اردوغان در دو دهه اخیر همواره نشان داده برای دفاع از منافع ملی و پیشرفتهای اقتصادی ترکیه حاضر است به هر ایدئولوژیای پشت کند و همین نگاه عملگرایانه هفته آینده او را عازم ینگه دنیا خواهد کرد تا شاید از دل یک بدشانسی تاریخی فرصتی تازه برای کشورش بیابد.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه