
از «سعدآباد تا توپکاپی» عنوان ستون رضا قنبری روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه در دیدار است؛ که به سیاست و جامعه ترکیه، مشترکات فرهنگی ایران و ترکیه و روابط پر پیچ و خم آنها میپردازد. دهمین شماره این ستون به مناسبت پنجمین سالگرد کودتای ناکام ترکیه به دلایل توفیق اردوغان در برابر نظامیان پرداخته است.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: هانده فرات Hande Fırat مجری شبکه سی ان ان ترک با قطع اخبار کودتا، از طریق فیس تایم با رجب طیب اردوغان تماس میگیرد. تلویزیون دولتی به اشغال نظامیان درآمده و خطوط تلفن قطع است.
نیروهای گارد ویژه با سه هواپیما رییس جمهور را از کاخ تابستانی اش در مرمره به مکانی نامعلوم انتقال دادند. اردوغان در اتاقی کوچک و کم نور، پیامش را برای مردم خلاصه میکند: " در خانه نمانید به خیابان بیایید و از دموکراسی دفاع کنید".
فایل صوتی این یادداشت را بشنوید
پیامی که حالا پنج سال پس از آن دوازده ساعت دلهره آور نقطه کانونی شکست کودتا تعبیر میشود. سربازانی که در ساعات اولیه شب ۱۵ تمموز (جولای) مراکز مهم دولتی آنکارا، فرودگاه آتاتورک و پلهای استانبول را در کنترل داشتند در طول چند ساعت به محاصره درآمدند. هزاران نفر با صف کشیدن در برابر تانکها راهها را مسدود و پلیس کودتاگران را خلع سلاح کرد. کودتایی که حالا در پنجمین سالگردش به آن نگاهی دوباره میاندازیم.
در یک جمله نقش ارتش در سیاست کمرنگ شده بود. اردوغان که خاطره کودتای خونین دهه هشتاد را در دوران دانشجویی و کودتای پست مدرن دهه نود را به عنوان شهردار با خود همراه داشت، به نظامیان بدبین بود؛ بنابراین در اصلاحاتی دامنهدار با سپردن ریاست شورای امنیت ملی ترکیه به غیرنظامیان و محدود کردن مسئولیت ارتش در حفاظت از اصول جهموری ترکیه، نظامیان را طی یک دهه به حاشیه سیاست راند. مقابله با گروههای راست افراطی مرتبط با ارتش، چون پرونده ارگنکون Ergenkon و تشکیل دادگاه علیه عوامل کودتاهای پیشین از دیگر این اقدامات بود.
اصلاحاتی برای نزدیکی به استانداردهای اتحادیه اروپا که البته نیمنگاهی هم به مقابله با ارتش داشت. اما این تنها بخشی از دلایل کودتا بود. جریان اسلامی گولن Gülen به عنوان یکی از شرکای قدیمی اردوغان در سالهای منتهی به کودتا تحت فشار بی سابقه دولت قرار داشت.
جریان اسلامی-مدنی که با راه انداختن جنبش خدمت و حضور در بخشهای خدماتی ـ آموزشی در برآمدن حزب عدالت و توسعه در سیاست نقش مهمی ایفا کرد و پس ازائتلاف اردوغان با احزاب ملیگرا در مجلس، ساز جدایی سر داد. بعد هم حامیان پر شمار این جریان در ارتش، قوه قضاییه، دانشگاه و رسانهها که اتفاقا به وسیله دولت به سیستم بورکراسی کشور راه یافته بودند به حامیان نرم جریان کودتا مبدل شدند. آنچنان که بعدها مشخص شد کمیته مخفی «صلح در جهان» به عنوان یکی از حلقههای فکری کودتا ۲۰۱۶ از حامیان گولن در ارتش بوده اند.
در تمام کودتاهای پیشین ترکیه به چند کلید واژه مشترک برخواهیم خورد: تورم، ناامنی، خشنونت و نقض قانون.
عواملی که با غبارآلود کردن فضای جامعه در ماههای منتهی به کودتا، زمینه را برای دخالت نظامیان در قدرت مهیا میکرد.
در واقع مردم خسته از تورمهای سه رقمی و تیراندازیهای خیابانی، قدرت نظامیان را به وعده سیاستمداران ترجیح میدادند.
اما در کودتای عصر دو هزار خبری از آن عوامل نبود. ثبات سیاسی، رشد اقتصادی و افزایش قدرت منطقهای ترکیه در دوران اردوغان غیرقابل انکار است. شرایطی که باعث شد احزاب مخالف دولت، چون حزب جمهوری خلق CHP و حزب دموکراتیک خلقها HDP با چشم پوشی از اختلافات عمیقشان با عدالت و توسعه در ساعات اولیه شب به مخالفت با کودتا برخیزند.
همانطور که پلیس و ژاندارمری در سنگر اردوغان جنگیدند. کودتا در میان مردم هم نتوانست شوقی ایجاد کند. طبقه متوسط شهری، دانشجویان و سکولارها به عنوان گروههای اجتماعی مخالف اردوغان از شرایط کشور ناراضی هستند، در خیابان علیه او شعار میدهند و برای ساقط کردن دولتش به هر دری میزنند، اما نمیخواهند به دوران نظامیان ناکارآمد برگردند. تجربه کشورهای خاورمیانه و تاریخ معاصر ترکیه به آنها ثابت کرده میتوان بر سرنیزه تکیه داد، اما نمیتوان بر آن نشست!
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه