
اوضاع در کرانههای ارس ملتهب است. مانند بسیاری دیگر از مناقشات منطقهای در سالهای اخیر پای دولت ترکیه هم در میان است. این بار اما داستان عیانتر است. اردوغان در قرهباغ به دنبال چیست؟
دیدارنیوز _ رضا قنبری*: درست یکسال پس از جنگ قره باغ، اخبار منطقه همچنان در امتداد رود ارس میچرخد. یکی از مهمترین نقاط جغرافیایی خاورمیانه که روزگاری نقطه تلاقی سه امپراطوری بزرگ بوده و حالا ۲۱۰ سال پس از عهدنامه گلستان و واگذاری شمال این رودخانه به روسیه تزاری، هنوز ایرانیان، روسها و ترکها با حساسیت خبرهای آن را دنبال میکنند.
اخباری که بنظر با جنگ ۴۴ روزه قره باغ و مواضع کاتولیکتر از پاپ هواداران دو طرف میتواند به شعله ور شدن یک آتش زیر خاکستر بی انجامد. اگر مانورهای مشترک آذربایجان با ترکیه و پاکستان در چند ماه اخیر، حضور نیروهای حافظ صلح روسیه در قره باغ کوهستانی، روابط حسنه آذربایجان-اسراییل و مانور تازه ایران در مرزهای شمالی را هم به این فضا اضافه کنیم بهتر ابعاد ماجرا روشن و لزوم گفتگوهای فراگیر رهبران کرانه ارس برای بازگشت آرامش به این منطقه مهم جغرافیایی آشکارا میشود.
این یادداشت با احترام به همه این نظرات سعی بر روشنتر کردن نگاه ترکیه به جنگ قره باغ دارد.
فایل صوتی این مقاله را بشنوید
با پیروزی عدالت و توسعه در ترکیه، پارادایم «عمق راهبردی» احمد داوود اوغلو روح تازهای در وزرات خارجه ترکیه دمید. او با تکیه بر میراث تاریخی امپراطوری عثمانی و ظرفیتهای جغرافیای، سعی بر پیوند هویت شرقی ترکیه با ارزشهای غربی را داشت.
از خمیر دندان و لوازم خانگی و توریست تا سریال و پوشاک وموزیک همه جای خاورمیانه پر از نام ترکها شد. روشی که با ایجاد خاطره جمعی درباره ترکیه، ائتلاف با همسایگان را از درون ذهن شهروندان آنها آغاز میکرد. اما سیاست «عثمانی جدید» پس از یک دهه یکه تازهی در منطقه، ناگهان با دو دست انداز بزرگ روبرو شد.
انقلاب در سوریه نیروهای کرد مخالف را به مرزهای جنوبی ترکیه رساند و کودتای ۲۰۱۶ اردوغان را نسبت به آمریکا و اروپا بدبین ساخت. رییس جمهور با احساس ضعف نسبت به مدیریت امورکشور، سیاست خارجه و وزارت دفاع را به درون دفتر خویش منتقل کرد و دوران نظامی گری در سیاست با خروج داوود اغلو از دولت آغاز شد. اتفاقی که با ریاستی شدن سیستم انتخاباتی ترکیه در سال ۲۰۱۸ و حذف نظارت احزاب مخالف در مجلس نتایج آن حالا در منطقه عیان است.
دو بار لشکرکشی به شمال سوریه، بمباران مداوم مواضع پ پ ک در شمال عراق، حضور نظامی در جنگ لیبی و مانورهای دریایی در مرز مشترک با یونان و قبرس نمونههایی از این تغییر راهبرد است. سیاستی که قصد ندارد اسرائیل و عربستان را به عنوان پیمانکار نظامی آمریکا در خاورمیانه بپذیرد و با عملیاتهای یک جانبه گرایانه در کشورهای همسایه از به قدرت رسیدن مخالفانش جلوگیری میکند.
کمکهای نظامی ترکیه به آذربایجان در جنگ قره باغ را هم در این قالب میتوان اینگونه معنا کرد:
اوایل قرن بیستم زمانی که "ترکهای جوان" با تکیه بر افکار ملی گرایانه پستهای مهم کشور را در اختیار داشتند تحلیل غلط پاشاها از میزان توانمندی ارتش خودی و پیشبینی نادرست درباره سرنوشت جنگ جهانی اول، عثمانی را وارد معرکهای کرد که از درونش فروپاشی یک امپراطوری ۵۰۰ ساله، قربانی شدن صدها هزار شهروند بیگناه، ورشکستگی اقتصادی و قحطی حاصل شد. تجربه دردناکی که با فرار فرماندهان کشور از راه دریای سیاه به آلمان و واگذاری ملک و میهن به متفقین خاطره تلخی در ذهن مردم کشور باقی گذاشته است.
حالا در یکصدمین سالگرد تشکیل جمهوری ترکیه که با شعار معروف «صلح در درون، صلح در بیرون» کمال آتاتورک بخوبی از مناقشههای بین اللملی عبور کرده اردوغان در حال قدم نهادن در راهی متفاوت است. سیاست خارجهی که در داخل مخالفانی از همه طیفهای سیاسی دارد و در خارج دشمنانی قدرتمند برای مقابله به مثل؟!
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل ترکیه
خدا قوت