بخش دوم «پرونده ویژه» "اربعین سرباز وطن"/گفتگو با مشاور و دستیار ویژه فرمانده نیروی قدس؛

ابعاد شخصیتی و هوش سردار سلیمانی در مباحث جنگی را از طریق سردار حسن پلارک، مشاور و دستیار ویژه فرمانده نیروی قدس و از دوستان نزدیک وی مورد بررسی قرار دادیم و با وی به گفتگوی تفصیلی در این خصوص پرداخته‌ایم. وی در بخشی از گفتگوی خود با دیدارنیوز گفت: امروز در خود قدس ده‌ها قاسم سلیمانی داریم. ما امروز شخصیت‌های ارزشمندی را در حوزه مقاومت داریم. بعضی از آن‌ها مثل آقای سید حسن نصرالله یا رهبر حوثی‌ها در یمن آشکار هستند و صحبت می‌کنند، ولی تعداد زیادی هم داریم که آشکار نیستند، اما به تنهایی خودشان یک حاج قاسم سلیمانی هستند. علی‌رغم اینکه  بعضی می‌گویند کادرسازی یا نخبه پروری نداشته، نخبه‌های زیادی پرورش داده است. آن‌ها از قاسم سلیمانی درس اعتقادی آموخته‌اند. امروز در عراق ده‌ها نفر می‌توانند مثل ابومهدی و حاج قاسم حرف بزنند و تصمیم بگیرند. در ادامه می‌توانید متن کامل این گفتگو را بخوانید.

کد خبر: ۵۱۷۷۵
۱۷:۲۲ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی‌راد: سردار سلیمانی از فرماندهان نظامی بود که به شهادت افراد بسیاری، در بحث تاکتیک‌های نظامی با قدرت و ذکاوت خاصی عمل می‌کرد. از سوی دیگر در بعد اخلاقی دارای شخصیت ویژه‌ای بود و تمام همرزمان و دوستانش به او علاقه خاصی داشتند. علاقه دوستان وی فقط به همرزمان ایرانی سردار شهید منوط نمی‌شد و تمام همرزمان او در سوریه و عراق و حتی بعضی از فرماندهان آمریکایی و اروپایی به سردار سلیمانی علاقه ویژه‌ای داشتند و او را تحسین می‌کردند.

 

ابعاد شخصیتی و هوش سردار سلیمانی در مباحث جنگی را از طریق سردار حسن پلارک مشاور و دستيار ويژه فرمانده نیروی قدس و از دوستان نزدیک وی مورد بررسی قرار دادیم و با او به گفت‌وگوی تفصیلی در این خصوص پرداخته‌ایم که در ادامه می خوانید.

 

دیدارنیوز: آشنایی شما با سردار سلیمانی از چه زمانی بوده است؟ و چقدر شخصیت ایشان را می‌شناسید؟

سردار پلارک: شهادت سردار سلیمانی را به حضور امام زمان و مقام معظم رهبری و مردم ایران تسلیت عرض می‌کنم. این شهادت خسارت بزرگی برای مذهب، دین و انقلاب اسلامی بود. من افتخار آشنایی چهل ساله با ایشان را داشتم که این چهل سال در ۱۵ بهمن امسال تمام می‌شد، یعنی ۱۵ بهمن ماه ۱۳۵۸ با ایشان آشنا شدم. ایشان مربی آموزشی بودند. بنده به عنوان دانش آموخته پادگان آموزشی، چهارماه در نبرد از ایشان جلوتر بودم. ما به کردستان رفته و جنگیده بودیم و بعد که برگشتیم به عنوان پاسداران ذخیره بودیم. وقتی می‌خواستند ما را به عنوان پاسدار دائم استخدام کنند گفتند که باید آموزش ببینید. آقای سلیمانی به اتفاق چند نفر دوره آموزشی مربی گری را در پادگان امام علی تهران دیده بودند و به عنوان مربی بازگشتند. از آنجا آشنایی ما شروع شد و از همان روز اول یک علاقه خاصی نسبت به هم پیدا کردیم. خدا خواست تا این اواخر هم من در خدمت ایشان بودم، ولی متأسفانه از قافله ایشان جا ماندیم. ویژگی‌های اخلاقی ایشان در طول این چهل سال در بحث معنویت و در بحث اخلاص ارتقا پیدا کرد. سایر ویژگی‌های ایشان جوانمردی، روحیه مردمی، تواضع، فروتنی، سبک بالی، ابهت و جذبه بود. همه این ویژگی‌ها را داشت و با گذشت زمان هیچ فرقی نکرد. ایشان در بحث معنویت، روز به روز ارتقا یافت و به خدا نزدیکتر می‌شد و تعبدش به مراتب افزایش پیدا می‌کرد. به نوعی وابستگی‌اش را به آن طرف بیشتر می‌کرد و از دنیا خودش را رها می‌کرد. البته به دنیا از همان ابتدا وابستگی نداشت.

ایشان در ابعاد مختلف یک فرمانده نظامی بسیار بی‌نظیر بود. می‌توان گفت فرماندهی نداریم که هم فرمانده نظامی باشد و هم اقتدار و ابهت کامل یک فرمانده نظامی را داشته باشد، اما در عین حال فرد بسیار رئوف و عاطفی باشد. در عین صلابت و مدیریتش، رأفت هم داشت. تا به امروز کسی سراغ نداریم که بگوید من از دست سردار سلیمانی دلخوری دارم. افرادی بودند که شدیدترین برخورد نظامی را با آن‌ها داشته است، اما عاشق حاج قاسم هستند. این را به خاطر اینکه امروز شهید شده است نمی‌گویم، از همان ابتدا یک ویژگی خاص خدادادی داشت. معرفت خاص حاج قاسم باعث می‌شد که افراد جذب ایشان شوند. به قول برخی از دوستان و همکاران می‌گفتند اگر امروز حاج قاسم ما را دعوا نکند، روز خوبی نداریم. در این مسئله سبقت می‌گرفتند و یک فرهنگ شده بود. چون می‌دانستند اگر حاج قاسم امروز یکی را دعوا کند حتماً در پایان روز بیشتر مورد لطف ایشان قرار می‌گیرد. دو یا سه مشکل حاج قاسم داشت که من نتوانستم قضاوت کنم که این مشکلات مثبت بودند یا منفی. طبیعتاً با توجه به ویژگی‌های اخلاقی ایشان بیشتر مثبت بودند. ایشان تنها فرمانده‌ای است که بیش از چهل و چند سال دائم در مبارزه و در جنگ بود. بعد از دفاع مقدس، بعضی فراغت و استراحتی پیدا کردند، ایشان این فرصت را هم پیدا نکرد. تازه از دفاع مقدس که یگان‌هایشان از جنوب به عقب بازگشتند، به مأموریت شرق کشور رفت. تقریباً بخشی از شرق کشور از کنترل بخش امنیتی خارج شده بود. استان‌های خراسان جنوبی، کرمان، سیستان و بلوچستان، بخشی از استان هرمزگان از جمله استان‌هایی بودند که اشرار به راحتی در خیابان‌ها تیراندازی می‌کردند. این مأموریت به ایشان واگذار شد که نزدیک به ۵ سال طول کشید، که آن هم به نوعی صحنه نبرد بود. بعد هم به نیروی قدس آمد که در اینجا هم نوعی دیگر از صحنه نبرد بود. طبیعی است این جنگ‌ها و نبرد‌ها خسارات و سختی‌های خودش را دارد و یاران بسیاری از ایشان شهید شدند. فرماندهان، عزیزان و دوستان ایشان از دست رفتند. طبیعتاً نباید برای یک فرمانده نظامی مهم باشد، مخصوصاً این جنگ که همه دستورات و فرمان‌های ایشان از ولی فقیه نشأت گرفته و مشروعیت داشته است و نباید هیچگونه جای نگرانی می‌داشت و اگر در عملیاتی تلفات داشته در حقیقت به مأموریت خود عمل کرده است؛ اما ایشان علی‌رغم اینکه به این موضوع اعتقاد داشت به شدت در فراق این دوستان می‌سوخت. این یکی از مشکلات ایشان بود و خیلی او را اذیت می‌کرد.

بار‌ها پایان هر عملیاتی که از جبهه تا کرمان برمی‌گشتیم و حدود ۱۰ تا ۱۲ ساعت در راه بودیم، در این مدت حداقل ۸ ساعت را با صدای بلند گریه می‌کرد و اسم بچه‌هایی که شهید شده بودند را زمزمه می‌کرد و ذکر و روضه تا کرمان می‌خواند و اجازه نمی‌داد ما موضوع را عوض کنیم. مشکل دیگر این بود که او شرمنده این شهدا می‌شد. حاج قاسم همیشه شرمنده بود که چرا صد‌ها نفر از زیر مجموعه‌اش شهید شده‌اند و ایشان جا مانده است. این دو حالت باعث شده بود که حاج قاسم تنها راه را این می‌دانست که به این شهدا ملحق شود. می‌گفت من اگر به شهدا ملحق شوم از شرمندگی آن‌ها در می‌آیم. احساس می‌کرد شهید حاجبی، شهید زندی، شهید جمالی زاده، شهید شاطری و... با او حرف می‌زنند و می‌گویند ما رفتیم چرا خودت نمی‌آیی؟ من می‌توانم بگویم لحظه‌ای نبود که حاج قاسم از یاد شهدا غافل باشد. به همین دلیل با وجود تمام گرفتاری‌ها عنایت خاصی به خانواده شهدا و فرزندان شهدا داشت. این ویژگی‌ها را من کمتر در فرماندهان دیگر دیده‌ام. در رابطه با پرسنل اعتقاد داشت که ما باید پرسنل را خوب و متعادل تربیت کنیم و از آن‌ها حمایت کنیم. تأکید داشت که هیچ وقت شما در پرونده بچه‎ها کتبی تنبیه را ننویسید و شفاهی او را تنبیه کنید. چه بسا که این فرد از فرمانده خود معذرت‌خواهی کرده باشد، بحث معنوی خود را حل کرده و رضایت خدا را گرفته و نباید تا قیامت در پرونده این فرد باشد.

در عین اینکه انسان سخت کوش، پرتلاش و خستگی‌ناپذیری بود بسیار باگذشت نیز بود. هرچه از گذشت ایشان بگویم کم گفته‌ام. همین روحیه ایشان باعث شده بود وقتی وارد عرصه نهضت‌ها شد، با اینکه در نهضت‌ها انسان‌های بزرگی هستند و در کشور‌های خودشان شخصیت مطرحی هستند، اما همه آن‌ها خود را سرباز حاج قاسم می‌دانند و همه را سرباز خودش کرده بود. به این علت که خودش را سرباز ولایت کرده بود و همه سرباز ایشان بودند. با تدبیر و کم‌ترین امکانات و هزینه‌ها و با استفاده از همه توانمندی‌های منطقه‌ای در جهت پیشبرد اهداف و نهضت‌ها گام برداشت. به لطف خدا در تمام سه دوره دفاع مقدس، امنیت در شرق کشور و دوران نیروی قدس و نهضت‌ها با کم‌ترین هزینه و کم‌ترین تلفات، صد در صد موفق بود.

 

سردار حسن پلارک: حاج قاسم بیش از ۴۰ سال در مبارزه و جنگ بود/ امروز در نیروی قدس ده‌ها قاسم سلیمانی داریم

 

دیدارنیوز: بعد از اتمام جنگ، فرماندهان بزرگی باقی ماندند، چرا رهبری در دهه هفتاد سردار سلیمانی را به عنوان فرمانده نیروی قدس انتخاب کردند؟ و چرا ایشان جزو رهبران اصلی جنگ در عراق و سوریه بر علیه داعش و گروههای تروریستی بودند؟

 

سردار پلارک: اولین لازمه هر موفقیت و توفیقی در هر زمینه‌ای، نیروی انسانی و مدیریت آن کار است. شما اگر امروز می‌بینید که کشور در عرصه نظامی پیشرفت کرده است به خاطر این است که مدیرانی که در این سطوح بودند مدیران موفقی بودند. اگر می‌بینید که در عرصه اقتصادی مشکلات اساسی داریم ناشی از ضعف مدیران ما در حوزه اقتصادی است. در عرصه‌های دیگر هم به همین شکل است. آقای سلیمانی، فرماندهی بود که حضرت آقا ایشان را از زمان دوران دفاع مقدس می‌شناختند و ایشان را کشف کرده بودند. در ابتدا شهید حسن باقری ایشان را کشف می‌کند و شهید حسن باقری نامه‌ای به محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه می‌نویسد که در بین بچه‌های اعزامی از کرمان برادری به نام قاسم سلیمانی دیدم که قابلیت فرماندهی لشکر و چه بسا بالاتر را دارا است. بعد آقای رضایی با ایشان صحبت می‌کند و متوجه ویژگی‌های ایشان می‌شود. همان موقع به عنوان فرمانده تیپ ثارالله منصوب می‌شود و بعد بلافاصله به لشکر ثارالله تبدیل می‌شود و ایشان از فرماندهان جنگ می‌شوند. در زمان جنگ، حضرت آقا همان جا به ویژگی‌های ایشان پی می‌برند.

بعد از جنگ، زمانی که در شرق کشور اوضاع بحرانی می‌شود و ۹۰ نفر را در جاده اصلی به گروگان به پاکستان و افغانستان می‌برند، زمانی که در پمپ بنزین بیرجند می‌آیند به راحتی تیراندازی و اخاذی می‌کنند و زمانی که در خیابان‌های کرمان رگبار می‌بندند و مانور می‌دهند، بدان معنا است که امنیت این بخش از ممکلت از بین رفته است. در اینجا حضرت آقا می‌فرمایند مگر سلیمانی در کرمان نیست؟ کار را به سلیمانی بسپارید، او منطقه را امن می‌کند. آن فرمان به واگذاری مأموریت به قرارگاه قدس منجر می‌شود که آقای سلیمانی فرمانده آن بود و لشکر ثارالله جزء قرارگاه بود. بعد آقا در دستوری به ایشان می‌گویند که با حداقل تلفات باید امنیت را برگردانید. من که نزدیک سه سال با ایشان در شرق کشور بودم نمی‌توانم یک تلفات را نام ببرم. بدون تلفات مأموریتش را انجام داد. آقا می‌بیند سردار سلیمانی در این عرصه بسیار قوی ظاهر می‌شود. از طرف دیگر بحث‌های منطقه‌ای و توطئه‌های استکباری را آقا خوب متوجه می‌شوند که یک جا بحث تهاجم فرهنگی است و جای دیگر تهاجم منطقه‌ای است و حضور و استقرار آمریکایی‌ها و اسرائیل و تلاش اسرائیل برای توسعه سرزمینی مطرح است. به نوعی می‌خواهند ما را از چند طرف محاصره کنند و طرح خاورمیانه جدید را آقا خوب درک می‌کند. یک فردی باید این را مدیریت می‌کرد و آقا می‌دانستند سردار سلیمانی این قابلیت را دارد. سردار سلیمانی وارد عرصه شد و با استفاده از امکانات خود کشور‌ها و جوانان با انگیزه و انقلابی آن کشورها، تمام توطئه‌های آمریکا و اسرائیل را خنثی کرد. آمریکا و اسرائیل با همه هزینه‌های سنگینی که کردند، کوچک‌ترین موفقیتی در طرح‌هایشان نداشته‎اند. نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی به اندازه تریلیون دلاری که آن‌ها خرج کرده‌اند، جای همه را گرفته است. همان یک شخص تمام طرح‌ها، برنامه‌ها و توطئه‌های آن‌ها را خنثی می‌کند. در حقیقت یک فرد می‌تواند به این میزان مؤثر باشد. حضرت آقا، سردار سلیمانی را خوب شناخته بودند.

 

دیدارنیوز: بعد از شهادت سردار سلیمانی سپاه قدس چه صدماتی دیده است و چگونه می‌تواند این صدمات را جبران کند؟ با توجه به اینکه فرمانده بزرگی را از دست داده است.

سردار پلارک: درست است که هیچکس نمی‌تواند جای حاج قاسم را بگیرد، اما حاج قاسم به آن میزان  چیدمان را درست و زیبا انجام داده که ما امروز در خود قدس ده‌ها قاسم سلیمانی داریم. ما امروز شخصیت‌های ارزشمندی را در حوزه مقاومت داریم. بعضی از آنها مثل آقای سید حسن نصرالله یا رهبر حوثی ها در یمن آشکار هستند و صحبت می‌کنند، ولی تعداد زیادی هم داریم که آشکار نیستند، اما به تنهایی خودشان یک حاج قاسم سلیمانی هستند. علی‌رغم اینکه  بعضی می‌گویند کادرسازی یا نخبه پروری نداشته، نخبه‌های زیادی پرورش داده است. آنها از قاسم سلیمانی درس اعتقادی آموخته‌اند. امروز در عراق ده‌ها نفر می‌توانند مثل ابومهدی و حاج قاسم حرف بزنند و تصمیم بگیرند. دیدگاه، ایده، تفکر و تدبیر حاج قاسم در موضوعات سیاسی، دیپلماسی، نظامی، منطقه‌ای و شناخت و تحلیل‌ها و اخلاق وی در افراد زیادی دیده می‌شود و آنها از حاج قاسم یاد گرفته‌اند. فرهنگ یا مکتب سلیمانی که رهبر اشاره می‌کنند در نهضت مقاومت در کشورهای  مختلف جا افتاده است. با جا افتادن این مکتب و این تفکر حاج قاسم سلیمانی، ما از این باب خسارتی نخواهیم داشت.

شما می‌دانید بعد از شهادت سردار سلیمانی در همین چهل روز گذشته، سه یا چهار عملیات بسیار موفق در حوزه مقاومت بوده است. عملیاتی بزرگی که دوستان در یمن داشتند و موفق هم بوده است. عملیاتی که فاطمیون و زینبیون در سوریه انجام دادند و آزادسازی بخش وسیعی از خاک سوریه که در اشغال بود و موفق بودند و عملیاتی که در افغانستان انجام شد، خیلی موفق‌تر از زمان حاج سلیمانی بود. مطمئناً در آینده عملیات‌های موفق‌تری انجام می‌شود که دشمن بفهمد اگر حاج سلیمانی آن توفیق را داشته و شهید شده، دشمن ضرر کرده و آن انتقام سخت در انتظارشان است و ناچار خواهند بود از منطقه خارج شوند.

بعد از سردار سلیمانی در منطقه ما هیچ تغییری در استراتژی مقاومت، راهبردها و تاکتیک‌ها نداریم. آقا هم رسماً اعلام کردند و در حکم آقای قاآنی هم آوردند که همان راهبرد در اجرا و تاکتیک ادامه پیدا می‌کند و ساختار و نیروهای مناسبی داریم و فرمانده نیرو هم یک فرمانده مقتدر است.

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم