
در پرونده ویژه دیدارنیوز با عنوان "اربعین سرباز وطن" به نقش ایران در منطقه و اقدامات سپاه قدس با فرماندهی سردار سلیمانی از منظر همرزمان و کارشناسان داخلی پرداخته شد. این بار دیدارنیوز به سراغ هوشنگ حسنیاری استاد دانشکده علوم سیاسی کالج نظامی سلطنتی کانادا رفته است تا نظر وی را در مورد حضور ایران در منطقه و نقش سردار قاسم سلیمانی در جنگ با داعش مورد بررسی قرار دهد. وی در این خصوص، عملکرد ایران را نامطلوب دانسته و در حقیقت مخالف این حضور است. وی میگوید: اگر جمهوری اسلامی وارد سوریه نمیشد و یا به دولت سوریه در مورد برخورد مسالمتآمیز با مردم در مورد در نظر گرفتن خواستههای مشروع مردم کمک فکری بیشتری میکرد، بالطبع به نظر من این جنگی که مشکلات فراوانی برای سوریه، منطقه و برای جهان به خاطر مسئله پناهندگان به بار آورده، به وجود نمیآمد. در مورد عراق، آمریکاییها با تغییر رژیم در عراق که مشروعیتی نداشت، مشکلاتی را به بار آوردند، اما آن مشکلات به سود جمهوری اسلامی شد. به نظر من اگر جمهوری اسلامی برداشت بهتری از شرایط عراق میکرد، لازم نبود که وارد این کشورها شود.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: یکی از مسائلی که در سالهای اخیر در نگاه تحلیل گران و رسانه های جهان مورد توجه ویژه قرار دارد ایفای نقش ایران در منطقه و حضور نظامی و مستشاری در برخی کشورهای غرب آسیا است.
در پرونده ویژه دیدارنیوز با عنوان "اربعین سرباز وطن" به نقش ایران در منطقه و اقدامات سپاه قدس با فرماندهی سردار سلیمانی از منظر همرزمان و کارشناسان داخلی پرداخته شد. این بار دیدارنیوز به سراغ هوشنگ حسنیاری استاد دانشکده علوم سیاسی کالج نظامی سلطنتی کانادا رفته است تا نظر وی را در مورد حضور ایران در منطقه و نقش سردار قاسم سلیمانی در جنگ با داعش مورد بررسی قرار دهد. وی در این خصوص، عملکرد ایران را نامطلوب دانسته و در حقیقت مخالف این حضور است.
هوشنگ حسنیاری در مورد حضور ایران در کشورهای منطقه و ایفای نقش در تحولات گفت: «دلیل عمده حضور نیروهای جمهوری اسلامی و سپاه قدس در خارج از مرزهای ایران ـ در لبنان (از طریق حزبالله)، سوریه، عراق و بعدها در یمن ـ برای مبارزه با آنچه که جمهوری اسلامی از آن به نام دشمن یاد میکند، بوده است. همچنین مرکز اصلی این صحبتها ضدیت با اسرائیل بوده است. چون اسرائیل از دید جمهوری اسلامی یک غده سرطانی است که نباید وجود داشته باشد. در نتیجه دلیل حضور جمهوری اسلامی و سپاه قدس در این کشورها و همکاری با گروههای مختلف و مخالف با برخی دولتها در این کشورها که جمهوری اسلامی از آن با عنوان جبهه مقاومت یاد می کند، مقابله با اسرائیل است. بحث اسرائیل به تدریج گسترش پیدا کرد و برخی از کشورهای عربی را در بر گرفت. آنچه که سپاه قدس میخواست انجام دهد طی چند دهه گذشته، پیشبرد سیاست استراتژیک جمهوری اسلامی در راستای برخورد با اسرائیل و نیروهای خارجی به خصوص آمریکا و احتمالاً حضور بریتانیا و نیروهایی که از دید جمهوری اسلامی متخاصم هستند بوده است. منتهی این سیاست مشکلاتی را به وجود آورده است و آن مشکلات، امروز برای جمهوری اسلامی هم سختیهایی به وجود آورده است».
وی در خصوص حضور سردار قاسم سلیمانی در کشورهای منطقه بیان کرد: «در کشورهای دیگر، نظامیان پیرو غیر نظامیان هستند. یعنی دولتی که بر سر کار است، نیروی نظامی باید در خدمت این دولت و اهداف این دولت قرار بگیرد. در این بین همانطور که معلوم است نقش وزارت خارجه باید پررنگ باشد. در حالی که در جمهوری اسلامی، این نقش در منطقه خاورمیانه به سپاه قدس و شخص قاسم سلیمانی سپرده شده بود که مشکلاتی را در رابطه بین وزارت خارجه و نظام به وجود آورده بود و در زمان بازدید بشار اسد از تهران، این مشکل پررنگتر شد و نقش قاسم سلیمانی، مرکزی بوده است. دلیل این کار، خواستههای کلان جمهوری اسلامی است که شامل خارج شدن جنگ از مرزهای ایران بود تا اجازه ندهند دشمن به مرزهای جمهوری اسلامی حمله کند. این نگرش طبیعتا باعث میشود که دشمن در این مورد احساس خطر کند و این احساس خطر، عکس العملی را از جانب دشمن به وجود میآورد. عکس العملهایش همان بوده که از جانب اسرائیل نسبت به حضور سپاه قدس دیدیم. نیروی هوایی اسرائیل در سوریه حملات بسیار گسترده و متعددی علیه سپاه قدس و حزب الله و گروه های دیگر که توسط جمهوری اسلامی در سوریه به وجود آمده به کار برد و تلفاتی در این جهت متوجه سپاه قدس و گروهای دیگر و همچنین تسلیحات جمهوری اسلامی کرد. بنابراین باید به این مسئله از منظر منافع ملی ایران نگاه کنیم. منافع ملی قبل از هر چیزی عبارت است از به وجود آوردن یک سیستم کارا در داخل یک کشور و ایجاد رضایت حداقلی اکثریت مردم در آن کشور که میبینیم که در کشور، این موارد دچار اشکالاتی بوده و این اشکالات را سران جمهوری اسلامی به اشکال مختلف؛ چه در مجلس و چه در دولت و چه در حاکمیت مطرح کردند. در نتیجه سؤال اصلی به نظر من این میتواند باشد که آیا اگر سپاه قدس و شخص قاسم سلیمانی به چنین کارهایی در منطقه دست نمی زدند آیا جمهوری اسلامی دشمن جدی داشت یا خیر؟ آیا این اقدامات، منافع ملت ایران را بیشتر به خطر انداخته است یا خیر؟»
حسنیاری در ادامه افزود: «زمانی که در سوریه در چارچوب بهار عربی، آن مسائل پیش آمد، اساساً بحث تغییر رژیم در سوریه و رفتن بشار اسد مطرح نبود. آنچه که ظاهراً در ابتدا تظاهرکنندگان میخواستند مقداری تغییرات آرایشی بود. به این معنا که رئیس جمهور مقداری فضای سیاسی را باز کند؛ مثلاً انتخابات صحیحتر انجام شود و شرکت در تصمیمگیری توسط مردم افزایش پیدا کند، در نتیجه مشروعیت حکومت از این راه به دست می آید. اگر جمهوری اسلامی وارد سوریه نمیشد و یا به دولت سوریه در مورد برخورد مسالمتآمیز با مردم در مورد در نظر گرفتن خواستههای مشروع مردم کمک فکری بیشتری می کرد، بالطبع به نظر من این جنگی که مشکلات فراوانی برای سوریه، منطقه و برای جهان به خاطر مسئله پناهندگان به بار آورده، به وجود نمی آمد. در مورد عراق، آمریکاییها با تغییر رژیم در عراق که مشروعیتی نداشت، مشکلاتی را به بار آوردند، اما آن مشکلات به سود جمهوری اسلامی شد. به نظر من اگر جمهوری اسلامی برداشت بهتری از شرایط عراق میکرد، لازم نبود که وارد این کشورها شود. هزینههایی که ملت ایران متحمل شد، با آن میتوانستند سیستم نمونه یا یک نظام کارا در ایران به وجود آورند که آن نظام، مدلی برای مردم منطقه شود که از آن پیروی کنند؛ اما متأسفانه میبینیم که امروز در بسیاری از موارد، دشمنیها با جمهوری اسلامی در منطقه بسیار بالا گرفته است. حتی کشورهایی که می توانستند حداقل با جمهوری اسلامی رابطه مناسبی ـ نه دشمنی و نه دوستی بسیار نزدیک ـ داشته باشند، دشمن به حساب میآیند».
هوشنگ حسنیاری در خصوص شکلگیری داعش گفت: «برخلاف آنچه که گفته میشود آمریکاییها داعش را به وجود آوردند، داعش را آمریکاییها به وجود نیاوردند. تنها لازم است که به براندازی نظام بعثی در عراق توسط آمریکا برگردیم که بعد از این رویداد، «ابومصعب زرقاوی» خود را به عنوان امیر و پیرو القاعده در عراق معرفی کرد. بعد برخوردهایی با آمریکاییها داشت و کشته شد. از دل القاعده عراق، البغدادی به وجود آمد و از ابتدای امر اساساً صحبتی از حکومت اسلامی وجود نداشته و به تدریج خود را از القاعده مستقل اعلام کرد و داعش و حکومت اسلامی تشکیل دادند. به نظر من هر چند داعش به گستره کشورهای اسلامی به عنوان زمینه کاری خود و گسترش نفوذ خود نگاه میکرد، ولی ما اقدامی علیه ایران از آنها ندیدیم. اما جمهوری اسلامی تصمیم گرفت که سپاه قدس وارد برخورد با داعش شود. منتهی به نظر من نباید گفت که سپاه قدس، داعش را شکست داده است. تمامی شواهد نشان میدهند که سپاه قدس یکی از نیروهایی بود که علیه داعش جنگیده است. اگر بمبارانهای هوایی نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا صورت نمیگرفت، داعش در عراق و بعد در سوریه که به عنوان پایتخت مستقر شده بود، به این راحتی از بین نمیرفت. همچنین نقش کردها بسیار مهم بوده و سپاه قدس هم در کنار نیروهای دیگر با داعش جنگیده است. اگر کردها، آمریکاییها و یا روسها و بقیه بگویند ما داعش را شکست دادیم غلط است، به خاطر این که همه این نیروها باهم باعث شدند داعش به وضعیت امروز بیافتد و از یاد نبریم که چه کسانی البغدادی و بن لادن را کشتند و مسائلی از این قبیل. بعد از کشته شدن البغدادی بود که مرکزیت این گروه ها شکسته شد و به نوعی از هم پاشید و بقیه ساختار دچار صدمات بسیار شدیدی شد. البته این اتفاق برای القاعده بعد از سرنگون شدن بن لادن نیز افتاد. به نظر من نقش داعش برای از بین بردن شیعه جدی نبوده، چون داعش حملات زیادی را در عربستان انجام داد؛ عربستانی که مرکز وهابیت است. در نتیجه این منطق قوی یا گفته قابل دفاعی نیست که داعش میخواست شیعیان را از بین ببرد و یا طرح ادعایی که اگر ما نمی رفتیم و داعش را شکست نمی دادیم، داعش وارد مرزهای ایران میشد. کشورهای مختلفی مورد حملات آنها قرار گرفت. همچنین اروپاییها نیز شیعه نبودند».
وی در پایان در خصوص احتمال حمله داعش به ایران بیان کرد: «داعش یک گروه تروریستی است و هیچ بحثی در مورد آن نیست؛ اما داعش به هر کشوری همینطوری حمله نمی کرد. در داخل خود ایران، گروه هایی بوده و هستند که مخالف وجود جمهوری اسلامی هستند و بودند. اما معنایش این نیست که داعش میخواست وارد جنگ با ایران شود و یا این که چون جمهوری اسلامی شیعه است، ایران را از بین برد. هر وضعیتی، منطق و پویایی خاص خود را دارد. وقتی که یک جنگ صورت بگیرد، عوامل داخل آن جنگ هستند که تعیین کننده جهت و جهت گیری جنگ میشوند. در این مورد نیز چنین چیزی وجود دارد. اگر زمانی که داعش وارد سوریه شد و زمانی که داعش به مجلس شورای اسلامی حمله کرد را مقایسه کنیم، وجود داعش یا حضور داعش در سوریه قبل از حملهای بوده که به مجلس صورت گرفته است. اگر حضور داعش در سوریه پیش از این حمله باشد معنایش این است که داعش در سوریه وجود داشته و با نیروهای سپاه قدس میجنگیده که در ابتدا گفته میشد که مستشاری هستند و به تدریج فیلم ها و ویدئوها از نقش مستقیم سپاه قدس در جنگ بیرون آمد تا به امروز که کاملاً جمهوری اسلامی حضور خود را به رسمیت میشناسد. این موارد نشان دهنده این میتواند باشد که حمله اگر از مرکزیت داعش دستور گرفته باشد، میتواند عکسالعملی در برابر جنگیدن نیروی قدس در سوریه علیه داعش باشد».