بخش سیزدهم «پرونده ویژه» "اربعین سرباز وطن"/ گفتگو با «سیدجواد میری» جامعه شناس؛

دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: حضور میلیونی و گسترده مردم در تشییع سردار قاسم سلیمانی پدیدهای بود که ضمن به حیرت واداشتن تحلیل گران سیاسی و جامعه شناسان سیاسی، سوالات پرشماری را نیز پیش روی اپوزیسیون داخلی و خارجی قرار داد، بدین معنا که چطور ممکن است مردمی که در چندسال اخیر مدام در اعتراضات اجتماعی شرکت کرده و به اشکال دیگر نیز ناراضایتی خود را نسبت به وضعیت موجود ابراز کرده اند و مردمی که از شدت فشارهای اقتصادی و ... به ستوه آمده اند، این چنین پرشور و میلیونی در مراسم شهید سلیمانی شرکت کنند؟
مراسم تشییع سردار سلیمانی یک پدیده اجتماعی است
سیدجواد میری جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با دیدارنیوز با رویکردی مفهوم محور به تحلیل دلایل حضور پرشور مردم در تشییع سردار سلیمانی پرداخت. وی در ابتدا به تفاسیر مختلفی که حول شهادت سردار سلیمانی از طرف طیفها و گروههای مختلف اعم از لیبرال ها، اپوزیسیون داخلی و خارجی و حاکمیت صورت گرفته توجه کرد و گفت: تفاسیر این گروهها حول یک موضوع، بسیار متفاوت است، به عنوان مثال ملی گراها در توصیف شهادت ایشان، از سورنا تا سلیمانی را مینویسند و حاکمیت و طیف مذهبی نیز در نمادپردازیهای هنری و تبلیغاتی خود، ایشان را در آغوش امام حسین (ع) و در صحرای کربلا نشان میدهد، در نهایت نمیتوان گفت کدام تفسیر مناسبتر است، زیرا پدیدارها «یک تفسیری» نیستند و در نسبت با چشم اندازهای مختلف و معطوف به دستگاههای فکری و پارادایمهای گوناگون، تحلیلها و تفاسیر متفاوتی دارند. همچنین شهادت سردار سلیمانی به مثابه یک پدیده چندوجهی، قابلیت تفاسیر مختلفی دارد.
آیا ایران، دو ملت دارد؟
میری در تبیین مشارکت شورانگیز مردم در مراسم تشییع سردار سلیمانی گفت: این سوال برای بسیاری مطرح است که مگر این مردمی که میلیونی در این مراسم شرکت کردند، همانهایی نبودند که در اعتراضات دی ماه ۹۶ در بیش از ۱۰۰ شهر و همچنین در اعتراضات آبان امسال در اعتراض به وضعیت موجود و آنچه ناکارامدی و ناتوانی حاکمیت در تحقق مطالبات مردم میدانستند، به خیابانها آمدند و بسیاری از آنها کشته و دستگیر و خاموش شدند؟ چه اتفاقی رخ داده که به فاصله چند ماه، صورت دیگری از این ملت را دیدیم؟ این پرسش و دشواریِ تبیین این دو حضور متفاوت در خیابان، به حدی بود که عدهای تحلیل کردند که طیفی از مردم «تجدد گرا با نگاه به غرب» هستند و طیفی دیگر «اسلامگرا»، ساختار موجود اما همواره طرف طیف دوم را گرفته و گروه اول را اساسا به عنوان بخشی از ملت قبول نداشته و خودی نمیداند، زیرا معتقد است پایگاه اجتماعی نظام، همین اسلامگراها و سنت گراها هستند؛ نه تجددخواهان و روشنفکران، پس این دوقطبی بودن در جامعه ایران وجود دارد و آسیب زننده نیز است.
وی افزود: تفسیر دیگری که وجود دارد و در تحلیلهای صداوسیما و سخنرانیهای بسیاری از مسئولین نیز دیده میشود این است که کسانی که در دی ۹۶ و آبان ۹۸ به خیابان آمدند اغتشاشگر و فریب خورده هستند و ملت در واقع کسانی اند که در مراسم سردار سلیمانی شرکت کردند، بنابراین بر اساس این روایت، هرکسی که در مراسم تشییع شرکت کرده، در واقع پایگاه اجتماعی نظام و طرفدار وضع موجود و ساختار سیاسی فعلی است. نتیجه چنین رویکردی وجود مشروعیت بالای نظام و محبوب بودن آن نزد مردم است.
تمایز میان سه مفهوم حکومت، نظام و حاکمیت
سیدجواد میری ادامه داد: اما برای تحلیل درست حضور مردم در مراسم سردار، نیازمند یک صورت بندی مفهومی هستیم. سه مفهوم اساسی میتواند در تحلیل پدیده گفته شده، کاربردی باشد: «حکومت، نظام و حاکمیت». این سه اصطلاح یا سه مفهوم، اغلب در ادبیات سیاسی و اجتماعی روز، نزدیک به هم تعریف و فهم میشوند؛ در صورتی که این سه، تفاوتهایی دارند، به این معنی که از نظر من، حکومت تمام دستگاههای اجرایی با تمام ارکان و جزییاتش تعریف میشود و شامل قوه مجریه، مقننه، قضاییه، وزارت خانهها و بیت رهبری است. رهبر نیز در بخش اجرایی قرار دارد، زیرا رهبر در ایران نماد و سمبل نیست، ایشان حکومت میکنند و در خصوص مسائل مختلف، حکم میدهند بنابراین رهبری در ایران با جایگاهی که به عنوان مثال ملکه انگلستان دارد متفاوت است.
میری افزود: لایه بعدی نظام است که کارکرد اجرایی ندارد، زیرا منظور از نظام، ایده حکومت یا همان ایده جمهوری اسلامی ذیل مفهوم ولایت فقیه است. مفهوم و یا لایه بعدی حاکمیت است که بر خلاف آنچه معمول است، من آن را حق ملک مشا تعریف میکنم، یعنی یک ملت در طول تاریخ در یک قلمرو سرزمینی، زیسته و زندگی کرده اند، این افراد دارای مفهومی به اسم حق طبیعی در سرزمین خود هستند یعنی هر کدام از اعضای ملت به محض آنکه در این سرزمین زاده میشوند دارای حق و حقوقی طبیعی از تمام منابع کشور و همچنین حق انتخاب حاکم و راندن حاکمیت بر این پهنه سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی که نامش ایران است، هستند.
میری ادامه داد: این حق حاکمیت یا حق ملک مشا، هم در چهارچوب داخلی و مناسبات ملت با حاکمیت مهم است و هم از حیث خارجی، بدین معنا که افرادی که در این سرزمین زندگی میکنند، نیروهای خارجی و سایر کشورها را دیگری خود میدانند و هرگاه این دیگری بخواهد به این حق ملک مشا تجاوز کند، احساسات، عواطف و وجدان تاریخی یک ملت، برانگیخته میشود، این احساس برانگیختی و این واکنش در برابر چنین تجاوزی در قالب مفهوم حکومت و یا نظام، قابل درک نیست، بلکه در لایه سوم یعنی حق ملک مشا قابل درک است؛ بدین معنا که همه ایرانیها در داشتن مجموعهای از داراییها مشترک هستند که این اشتراکات از طرف هیچ کسی ایجاد نشده، این اشتراکات و میراث مشترک را تاریخ برای ملت ایران ساخته، مانند زبان و فرهنگ ایرانی که ساخته تاریخ و بخشی از هویت ایرانیها است.
مردم ناراضی هستند ولی حاکمیت دیگری را برنمی تابند
میری در ادامه با کمک مفاهیم گفته شده، به حضور گسترده مردم در مراسم تشییع سردار سلیمانی پرداخت و گفت: شاید ایرانیها از وضعیت موجود و شیوه مملکت داری مسئولین خسته شده باشند، اما این خستگی و نارضایتی بر خلاف نظر اپوزیسون خارجی، در لایه سوم نیست، این خستگی بیشتر در لایه اول و در بخش اجرا و سیستم اداره کشور است، زیرا حتی در لایه دوم هم همین مردم ناراضی قائل به این نیستند که سیاستمداران کشور خارجی بر آنها و کشورشان حکومت کند و ایران مثلا به صورت مستعمره آمریکا دربیاید، بنابراین وقتی میخواهیم خستگی و نارضایتی مردم و انسداد جامعه ایران را تحلیل کنیم باید بدانیم در کدام لایه از این نارضایتی صحبت میکنیم.
وی در پایان افزود: برخلاف آنچه دستگاههای رسمی میگویند، حضور گسترده مردم در مراسم شهادت سردار، چندان معطوف به لایه اول نیست، البته در میان جمعیت شرکت کننده در مراسم، افراد زیادی از دستگاههای اجرایی حضور داشتند و همچنین افراد زیادی هم برای حمایت از ساختار سیاسی موجود آمدند، اما این شرکت گسترده از تمام اقشار و گروهها در لایه سوم قابل فهم است یعنی از نظر مردم شرکت کننده در مراسم، ایران ملک مشا ایرانی هاست و سردار سلیمانی نماد و نماینده و در واقع نگهبان ایران از این حق ملک مشا بوده و ترور این نگهبان در واقع نقض این حق ملک مشا است و باید محکوم شود.