
حشمت الله فلاحت پیشه رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفتگو با دیدارنیوز گفت: در ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی آقای نورمن شوارتسکف، فرمانده نظامیان آمریکا اعلام کرد در جنگهای آینده فقط زمانی آمریکا میتواند ادعای پیروزی در یک جنگ را داشته باشد که در ازای کشتن هر هزار نفر دشمن، بیش از یک نفر تلفات ندهد. به این گفتند تعادل جنگهای نظامی آمریکا. جنگهای اخیر و مقاومت ایران نشان داد که جنگ با ایران جنگی نیست که برای آمریکا پیروزی به دنبال داشته باشد؛ به ویژه در قالب تعادل نظامی که آقای شوارتسکف میگفت. قطعاً آمریکاییها اگر با ایران وارد جنگ شوند، تلفات دو طرف پایاپای خواهد بود و شاید آمریکاییها بتوانند جنگ را شروع کنند، اما پایان دادن به آن دست آمریکاییها نیست؛ لذا به حدی هزینه جنگ با ایران زیاد است که عملاً آمریکاییها نمیتوانند از روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت کنند. آنچه که در روشن شدن این تعادل نظامی تنشزدا نقش داشت خون شهید سلیمانی بود و ریخته شدن خون این سردار شهید باعث شد که آمریکاییها به خودشان بیایند و برای بلند مدت اسلحه خود را غلاف کنند.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: چرا آمریکا سردار سلیمانی را ترور کرد و به دنبال چه اهدافی از ترور وی بود؟ چرا سپاه قدس و سردار سلیمانی در جنگهای منطقه حضور داشتند؟ این سوالهایی است که از نظر دیپلماتیک حائز اهمیت است و جواب این سوالها نقش سردار قاسم سلیمانی در چند دهه اخیر را در منطقه مشخص خواهد کرد.
برای دریافت پاسخ به این سوالها دیدارنیوز با حشمتالله فلاحتپیشه استاد دانشگاه و نماینده مردم اسلام آباد غرب در مجلس شورای اسلامی گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانید.
حشمتالله فلاحتپیشه در مورد هدف آمریکا از ترور سردار سلیمانی گفت: «ترامپ در زمانی دستور ترور سردار سلیمانی را صادر کرد که موضوع استیضاحش مطرح بود و در سال انتخابات نیازمند بود که کارتهای سیاست خارجی خودش را استفاده کند و از ترور استفاده تبلیغی کرد. ضمن این که سعی کرد به کشورهای متحد عرب آمریکا که قراردادهای عمدتاً نظامی، تسلیحاتی و قراردادهای مختلف دارند و بخشی از قوام صنعت سرمایهداری آمریکا بر آن متکی است، به نوعی روحیه دهد که به شدت از ناکارآمدی سیاست خارجی آمریکا در منطقه نگران بودند و آینده مبهمی را پیش روی توافقنامههای امنیتی خودشان با آمریکا میدیدند. این اقدام را ترامپ در این شرایط زمانی صورت داد. اما این موضوع تبدیل به یک مؤلفه مثبت برای ترامپ نشد. چون عملاً بخش دیگری از ظرفیتهای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران فعال شد».
وی در ادامه اظهار کرد: «مردم ایران فارغ از هر گرایشی در تشییع سردار قاسم سلیمانی حضور پیدا کردند و شهید قاسم سلیمانی را به عنوان یک قهرمان ملی به خاک سپردند، طوری که کل کشورهای منطقه در طول عمر خودشان چنین سوگواری بزرگی را ندیده بودند. البته مردمانی از دیگر ملتهای منطقه نیز در قبال کسی که مهمترین بخش پرونده او، مقابله با بزرگترین فتنه یعنی داعش و شکست داعش بود سوگوار شدند. لذا این اتفاق که افتاد ضربهای از لحاظ روانی به آمریکاییها و سیاست خارجی آنها وارد شد. بعد از آن نیز یک اتفاق نادر دیگری شکل گرفت و آن این بود که جمهوری اسلامی ایران به صورت مستقیم انتقام گرفت. یعنی به صورت مستقیم اعلام شد و با رعایت همه ملاحظات انسانی، یکی از مهمترین پایگاههای آمریکایی را مورد هدف قرار داد و جمهوری اسلامی ایران از پیام موشکی خودش رونمایی کرد. در گذشته در دیر الزور و در دیگر مکانهای منطقه اعمال و اجرا شده بود، اما این بار در قبال آمریکا رویداد تازهای بود و در طول تاریخ بعد از جنگ جهانی دوم، هیچگاه پایگاه نظامی آمریکا حتی از لحاظ همآوردهای آمریکا در دوران جنگ سرد مورد هدف قرار نگرفته بود. امروز موضوع اعلام آمار تلفات آمریکاییها یک معضل شده و تبدیل به یک استخوان در گلوی آمریکاییها شده است».
این نماینده مجلس در مورد انتقام سخت گفت: «واقعیت این است که هنوز انتقام واقعی شهید قاسم سلیمانی گرفته نشده است، چون در حوزه عملیاتی توسط یاران ایشان در سراسر منطقه و جهان، ظرفیت انتقامگیری شهید سلیمانی فعال نشده است که دامنه این یاران، از مرزهای فلسطین اشغالی تا قاره هند ادامه دارد و عملاً با شهادت شهید سلیمانی، فضا برای نظامیان آمریکایی فضای ناامنی شده است. من همان زمان هم گفتم که آقای ترامپ در پایان عمر سیاسی خود مجبور است آمریکا را در حالت آماده باش حفظ کند و مجبور است که با ترس و رعب حاکم بر سربازان آمریکایی و خانوادههای آنها و تبعات سیاسی و انتخاباتی آن، دست و پنجه نرم کند. حال این که ایران در این شرایط چه کاری را باید انجام دهد، من اعتقادم بر این است که شهید سلیمانی کسی بود که تعلقش فراتر از یک تعلق ملی بود و خیلی از مردم در دنیا حفظ جان و مال و ناموسشان را مدیون قاسم سلیمانی هستند. من معتقدم که محدود کردن و محصور کردن ظرفیتهای انتقامگیری ایشان به حوزه ملی، حتی ظلم به شهید سلیمانی هم هست. باید در همین فضای منطقهای این ظرفیت انتقامگیری کماکان حفظ شود. در نهایت، نتیجه در همان راستایی شکل خواهد گرفت که در ابتدا مطرح شد، یعنی خروج آمریکایی ها از منطقه که تاوان خون شهید سلیمانی خواهد بود».
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بیان کرد: «در دنیا کشورها و البته سیاستمدارانی که پای برگه جنگ را امضاء میکنند و دکمه شلیک جنگ را فشار میدهند، در قبال تعادل نظامی که شکل میگیرد مسئولیت سیاسی و حقوقی دارند. در آمریکا هم به صورت مشخص بنا به راهبرد امنیت ملی آمریکا برای ربع اول قرن بیست و یکم دقیقاً راهبرد تعادل نظامی مورد تأکید قرار گرفته است. یعنی رؤسای جمهوری آمریکا حق ندارند وارد جنگی شوند که در نهایت نتوانند تعادل نظامی خود را حفظ کنند. حال تعادل نظامی چیست؟ تعادل نظامی، مسیر و نوعی نظام و سازوکار ارزیابی است که جایگزین سازوکار ساده پیروزی و شکست شده است؛ به ویژه در قبال رقبایی که صحبت کردن از پیروزی در قبال آنها فقط یک شعار است مثل ایران. لذا آن چیزی که به عنوان نظام ارزیابی مطرح میشود تعادل نظامی است. یعنی این که در آمریکا رئیس جمهور باید شروع یک جنگ را توجیه کند. تعادل را در ابتدای دهه ۱۹۹۰ میلادی آقای نورمن شوارتسکف، فرمانده نظامیان آمریکا اعلام کرد و گفت در جنگهای آینده فقط زمانی آمریکا میتواند ادعای پیروزی در یک جنگ را داشته باشد که در ازای کشتن هر هزار نفر دشمن، بیش از یک نفر تلفات ندهد. به این گفتند تعادل جنگهای نظامی آمریکا».
فلاحتپیشه در مورد آغاز جنگ ایران و آمریکا گفت: «جنگهای اخیر و مقاومت ایران نشان داد که جنگ با ایران جنگی نیست که برای آمریکا پیروزی به دنبال داشته باشد؛ به ویژه در قالب تعادل نظامی که آقای شوارتسکف میگفت. قطعاً آمریکاییها اگر با ایران وارد جنگ شوند، تلفات دو طرف پایاپای خواهد بود و شاید آمریکاییها بتوانند جنگ را شروع کنند، اما پایان دادن به آن دست آمریکاییها نیست. علاوه بر چند هزار نظامی آمریکا که جان خودشان را از دست میدهند، پایگاههای آمریکا در منطقه هم هدف قرار خواهند گرفت. از جمله این که دیوار شیشهای امنیتی که آمریکاییها اطراف برخی از کاخهای ارتجاعی عربی و سازمان های اشغالی فلسطین کشیدند، حتماً شکسته خواهد شد. لذا به حدی هزینه جنگ با ایران زیاد است که عملاً آمریکاییها نمیتوانند از روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران صحبت کنند. آنچه که در روشن شدن این تعادل نظامی تنشزدا نقش داشت خون شهید سلیمانی بود و ریخته شدن خون این سردار شهید باعث شد که آمریکاییها به خودشان بیایند و برای بلند مدت اسلحه خود را غلاف کنند».