"روسی" را می توان فیلم خوش ساخت و چشم نوازی توصیف کرد که در تشکیل پایهها و بِیس مسائل خود، فاقد هوشمندیهای ویژهای است که از ثقفی انتظار داشتیم. "روسی" نسخه تضعیف شدهای است از کارنامهی یک فیلمساز با استعداد که دایرهی ذوق متفاوت بودنش این بار بستهتر و محدودتر شده است. فیلمی با دغدغههای در سطح ماندهی اجتماعی که گاهی به دیوارههای شعارپردازی می خورند و گاهی میان تصاویر شاعرانه روی پرده گم می شوند.
دیدارنیوزـ
ایمان رضایی: آخرین فیلم امیرحسین ثقفی، فیلمساز تجربه گرا و خوش ذوق سینمای ایران که قبلا با "همه چیز برای فروش" و "مردی که اسب شد" بین محافل هنری سینما نامی بر هم زده بود، هرچند که اثری مقبول و با ارزش نیست، اما پیرو همان مسیرِ تا به اینجا طی کردهی فیلمساز است.
"روسی" با فرم منحصر به فرد ثقفی و نماهای خیره کننده اش، در خلال قصهای پیش پا افتاده و تکراری، تصویری از آدمهای منفعل و درمانده را به نمایش می گذارد. آدمهایی که عملا در آنها ذوقی نسبت به آنچه که "زندگی" می نامیم یافت نمی شود. پیرمردی که سودای "راحت مردن" در روزهای آخر زندگی اش را دارد، دختر کر و لالی که با چهرهای سرد، تنها مشاهده گر فجایعی است که رخ می دهد، پدری الکلی که در خلوتش با داد و فریاد سیگار می کشد و یک مثلث عاشقانه که به بن بست کامل رسیده است. این درماندگی در بخشهای مختلف فیلم با موتیفهای جالب توجهی پرداخت شده است. مانند "کوبیدن در" که به طور متداول در سکانسهای متعدد توسط تمامی شخصیتها تکرار می شود یا فریاد بر لبهی پرتگاهی که انعکاس صدای درماندگی را نیز به همراه دارد.
"روسی" قصهی تکراری سالهای اخیر سینمای ایران است: تجاوز و انتقام. توماج (امیر آقایی) از زندان فرار می کند تا انتقام تعرضی که به همسرش، مرجان (طناز طباطبایی) شده را بگیرد. مسئله، اما این است که مرجان از توماج جدا شده و حالا عاشق یوسف (میلاد کیمرام) است. طرح و سیناپس فیلمنامه اساسا بر همین ایدهی مثلث عشقی چیده شده و پیرامون آن نیز خرده داستانهای نه چندان قابل اتکایی تشکیل شده که چندان به نجات اثر نمی انجامند. ابراهیم (صابر ابر) از همسرش جدا شده و جنگی بر سر حضانت بچه بر پاست یا پدر پیری که خاطره تجاوزش به یک زن روسی و بچه حرامزاده اش را اعتراف گونه به زبان می آورد. با این همه، اما "روسی" فراتر از یک چشم انداز دلنشین نیست. ثقفی پرداخت شخصیتها را به دیالوگهای گل درشتش سپرده که چیزی جز شکست در شخصیت پردازی برایش به همراه نداشته و عمق داستان را نیز فدای سطحی نگریهای رمانتیک و سانتیمانتال کرده است. عشق را در اصرار و تکرارِ کسل کنندهی آدمهای مستاصلش خلاصه می کند و علی رغم رویکرد مدرن در کلیت اثرش، علاقه شدیدی به پهلوان سازیهای کلاسیک و سنتی نشان می دهد.

در واقع آنچه که ضربه اصلی را به "روسی" وارد می کند، فقدان ایده است. ثقفی پیش از این همیشه با نگاهی خاص به یک ایده فیلم ساخته است. گاهی یک ایدهی ابزوردِ فرمالیستی مثل "مردی که اسب شد" یا گاهی یک ایدهی اجتماعی با بسط و پیرنگ درست مثل "همه چیز برای فروش". "روسی"، اما اساسا فاقد ایده و دغدغه است. بیشتر شبیه به کارت پستالی است که فیلم ساز را به گذشته اش دلخوش می کند. محدود به فضا و آدمهای سردش می ماند و به جای استفاده از این المانها برای پیشبرد یک روایت مستقل، قصهای دم دستی با همان المانها می سازد.
در ارائه بازی ها، می توان گفت که صابر ابر موفقترین بوده است. اَبَر در کاراکتر ابراهیم، توانسته به خوبی چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظ روحی، مردِ الکلیِ بازنده، اما گاهی سرخوش را به اجرا در آورد. در کنار او، اما امیر آقایی و میلاد کیمرام که به ترتیب شخصیتهایی برونگرا و درونگرا برایشان در نظر گرفته شده، چندان در ارائه نقششان موفق نبوده اند. آقایی مخصوصا در سکانس آغازین که به عنوان فراریِ دستبند به دست ظاهر می شود و در ادامه به سمت مرد خشمگین و عاشق ماجرا حرکت می کند، به نظر می رسد که فاقد درک درست از آنچه باید باشد هست. توماج (طبق منحنیای که برایش در نظر گرفته شده) دچار خشم ناشی از هتک حرمت است و طوری برایمان بازتعریف می شود که گویی چشم هایش چیزی جز انتقام را هدف نمی گیرند، در صورتی که آقایی در همان جایگاه عاشق شکست خورده باقی می ماند. آنقدر مظلوم و ضعیف است که مسئلهی زندانی بودنش نیز زیر سوال می رود. کیمرام نیز محدوده دریافتش از نقش درونگرا به ساکت بودن و بی احساس بودن چهره منتهی می شود. هرچند که فیلمنامه در پرداخت شخصیت یوسف دچار ضعف اساسی است، اما چاقو دست گرفتن و کشتار ماهیها و بی حس حرف زدن، سطحیترین نوع پردازش کاراکتری شبیه به یوسف است. گذشته از اینها، طناز طباطبایی هم جز گریم، هیچ تفاوت عمدهای با نقشهای پیشین اش ندارد. زن معصومی که دچار تعرض شده و رفته رفته خشم جای ضعفش را می گیرد.

به طور کلی و در مقیاسی وسیع تر، "روسی" را می توان فیلم خوش ساخت و چشم نوازی توصیف کرد که در تشکیل پایهها و بِیس مسائل خود، فاقد هوشمندیهای ویژهای است که از ثقفی انتظار داشتیم. "روسی" نسخه تضعیف شدهای است از کارنامهی یک فیلمساز با استعداد که دایرهی ذوق متفاوت بودنش این بار بستهتر و محدودتر شده است. فیلمی با دغدغههای در سطح ماندهی اجتماعی که گاهی به دیوارههای شعارپردازی می خورند و گاهی میان تصاویر شاعرانه روی پرده گم می شوند. طرحی که احتمالا در مدیوم فیلم کوتاه می توانست بدرخشد!