
در شرایطی که برخی از مسوولان کشور و تریبونداران هفتگی، بدون توجه به بحران اقتصادی، گرانی شدید اقلام خوراکی و دارویی و مشکلات بزرگ برای مردم، ملت را تشویق به تحمل و مقاومت میکنند، حسین عبده تبریزی، اقتصاددان میگوید که جامعه طاقت تورم لجام گسیخته را ندارد و اقتصاد به سرعت در حال کوچک شدن است.
دیدارنیوز: حسین عبده تبریزی، از اقتصاددانان مطرح کشورمان معتقد است آنچه امروز در صحنه اقتصادی کشور میبینیم، نتیجه دو دهه بی انضباطی است و برای عبور از وضعیت امروز نیاز است به سرعت اصلاحات اقتصادی از جمله نظام پرداخت یارانه، کاهش کسری بودجه و تورم در دستور کار قرار گیرد، زیرا دیگر جامعه طاقت تورم لجام گسیخته را ندارد و اقتصاد به سرعت در حال کوچک شدن است.
عبده تبریزی با رسانه دولتی ایرانا گفتوگویی داشته که در ادامه بخشهایی از آن را میخوانید:
به نظر من، جامعه امروز ما دیگر طاقت تورم لجامگسیخته را ندارد؛ بهویژه با مشکلاتی که همین حالا وجود دارد. همانطور که بحران آب، اگر کمی بیشتر تشدید شود، میتواند بحرانساز باشد. آقای پزشکیان از مدتها قبل نسبت به آب تهران نگران بود و حتی تغییر پایتخت را بهدلیل این مسئله مدنظر داشت.
شرایط فعلی ما نوعی «دوره تعلیق» است. مهمترین پیامد این دوره آن است که جنگ ادامه دارد. طبیعی است که تورم را متغیرهای مختلفی تحت فشار قرار میدهند، از جمله تکانههای ارزی که روی تورم جاری و تورم انتظاری اثر مستقیم دارند.
یکی از راههای مدیریت این وضعیت، تغییر انتظارات است. مثلا چهار خبر مثبت میتواند معادله را عوض کند:
- کاهش تنشها با دنیا
- رسیدن درگیریهای خاورمیانه به توقف یا تعادل
- دستیابی به توافق
- یا حتی آغاز روابط اقتصادی با آمریکا با وجود همه بدخُلقیهای گذشته.
فکر نمیکنم آمریکاییها ظلمی بیش از آنچه به ویتنام کردند، نسبت به ایران روا داشته باشند. در ویتنام، صدها هزار نفر کشته شدند، ولی در نهایت نشستند و تجارت کردند. پس ما هم نباید با هر کشوری که از قبل با او مسئله داریم، الزماً مناسبات اقتصادی را قطع کنیم.
در مرحله بعد باید به خود بودجه نگاه کرد. بودجهای که بیشتر آن حقوق، دستمزد و یارانه است. میتوان برخی هزینهها را حذف یا کاهش داد و برخی پرداختها را انجام نداد. به نظر میرسد این هم از مواردی است که مدنیزاده در نظر دارد، تا با همکاری سازمان برنامه یک «متمم بودجه» ارائه شود و بودجه برای شرایط جنگی و وضعیت تعلیق فعلی آماده گردد.
به نظر من، در روزهای جنگ عملکرد دولت خوب بوده است. به تعبیر خود دولت و نظام، در این دوره «سرمایه» جمع شد؛ یعنی مردم از دولت، کشور و ایران خود حمایت کردند. این یک سرمایه اجتماعی است که اگر شروع به مصرف درست آن کنیم، نکته مثبتی خواهد بود. حاصل این سرمایه، انجام اصلاحاتی است که لازم داریم؛ همان وفاق ملی که دربارهاش صحبت کردیم، یکسانسازی حقوق همه مردم، کنار گذاشتن نگاه «خودی» و «غیرخودی» بهگونهای که کسی نتواند به دلیل یک مسئله فرهنگی نسبت به فرد دیگری ادعایی داشته باشد، و اینکه ایران به یک مفهوم مشترک و مورد اشاره همه ما تبدیل شود. اگر این موارد را درست پیش ببریم، میتوانیم این سرمایه را برای اجرای اصلاحات و فراهم کردن رشد استفاده کنیم.
به هر حال، توسعه ایران وابسته به این اصلاحات است. توسعه فقط به معنای افزایش کمی تولید نیست که حاکم بگوید، مثلاً دههزار لیوان یا چند هزار مسکن بیشتر بسازیم یا بهداشت بیشتری ارائه کنیم. توسعه واقعی همراه خود آثار فرهنگی، آثار سیاسی و خواستههای اجتماعی میآورد که باید رعایت شوند. در حوزه فرهنگ، نمیتوان گفت «من فرهنگ را دوست ندارم»؛ همانطور که نمیتوان گفت صرفاً افزایش عددیِ تولید یک کالا توسعه فرهنگی محسوب میشود؛ چنین رویکردی ما را به مشکل خواهد انداخت، کمااینکه تاکنون نیز اینگونه بوده است.
با توجه به مشکلات موجود، دولتمردان ما باید جسورانهتر تصمیم بگیرند. این به معنای تصمیمگیری غلط نیست، بلکه یعنی تصمیمات کلان درست را با سرعت بیشتری پیش ببریم. یکی از حوزههای مهمی که باید اصلاح شود، مدیریت دولتی است. برای مثال، «قانون مشاغل حساس» به مدیر اجازه نمیدهد معاونان خود را انتخاب کند و این کار را به دستگاه دیگری سپردهایم. حتی این رویکرد را به بخش خصوصی نیز گسترش دادهایم؛ مثلاً اگر فردی بخواهد یک شرکت سبدگردان تأسیس کند، باید مجوز سه نهاد امنیتی را بگیرد. این رویکرد، اصول اولیه علم مدیریت را زیر پا گذاشته است.
اگر دستگاه دیگری برای وزیر، معاون انتخاب کند، آن شخص در عمل معاون وزیر نیست. این اصلاحات باید فوراً انجام شود. دانشگاهها و مدارس مدیریت متعددی در کشور ما فعالند، اما نباید این وضعیت را پذیرفت. احتمالاً بخشی از این اصلاحات هم به تصمیم رئیسجمهور بستگی دارد که دامنه این محدودیتها را کاهش دهد.