
در سیامین برنامه دیدار اندیشه که مقارن با شب قدر منتشر میشود با ناصر مهدوی با موضوع "شب قدر یا شب قتل" گفتگو کردیم.
دیدارنیوز ـ حسین جعفری: در سیامین برنامه دیدار اندیشه که مقارن با شب قدر منتشر میشود با ناصر مهدوی با موضوع "شب قدر یا شب قتل گفتگو کردیم، بدان امید که با آگاهی از منش، روش، سیره و مشی زندگانی امام (ع) محکهایی بدست آورد تا بتوان به شیوهای عقلایی هم بنده خدا بود و هم انسانی زندگی کرد.
ویدیوی این گفتوگو را میتوانید اینجا، یوتیوب و آپارات ببینید.
در اینگفتگو بدنبال پاسخ به سوالاتی بودیم که امروز برای ما مطرح است. اینکه چگونه میتوان دیندار بود و برای رضایت خدا زندگی کرد و در عینحال تمام زندگی را صرف خدمت به بندگان خدا و تامین رضایت مردم کرد؟
از شیوهی حکمرانی خلیفه سوم پرسیدیم. از برخورد، تعامل و تقابلش با منتقدان و مخالفان. از اینکه علی بهعنوان خلیفه سوم نگاهش به رای و اقبال مردم چگونه بود؟ آیا تامین معیشت مردم اولویتش بود یا رسیدن به اهداف دیگر؟
پرسیدیم اگر علی چنان بزرگ و ملائکگونه است؛ چگونه میتواند الگوی بشر زمینی باشد؟ پرسیدیم مردم؛ علی را که ندیدند، آیا میتوانند او را بر مبنای رفتار مدعیان جانشینیاش در امروز قضاوت کنند؟ پرسیدیم آیا در دوران حکمرانی علی نیز تبعیض مذهبی و قومی و ... وجود داشت؟ آیا علی هم برای حفظ نظام برای خود انجام هر کاری را مجاز میدانست؟
بهاعتقاد مهدوی در گشودن راه خرافات و غلو، علی را از دسترس و الگو بودن خارج میکند؛ و در تحلیلی بدبینانه نیز اینگونه است که شما وقتی کسی را بیش از اندازه بزرگ میکنید و بعد میگویید جانشین اوئید، همه میراث او را بهنام خود زده و دکان میزنید. وقتی علی را فوق بشر معرفی کردید که فراتر از فهم و، چون و چرا باشد که باید اطاعت و تبعیت شود، آنگاه یواش یواش این جانشینان هم از مردم میخواهند که از آنان پیروی و تبعیت کنند حتی اگر حرفهایشان خردمندانه نباشد.
مهدوی آرزو میکند ای کاش شیعه واقعاً به امام علی اقتدا میکرد. اما علی را اسباب دعوا کردند، گفتیم علی تا بگوییم ما برحق هستیم و بقیه باطلاند. ارتباطات انسانی را تضعیف کردیم. در حالی که علی فراتر از شیعه و مسالهی دینی بودن است!
این استاد معتقد است علی (ع) خود را برتر از دیگران نمیدانست و مردم را درجه دو تلقی نمیکرد و میگفت؛ اگر نصیحت دیگران را نشنوید؛ فساد پیش گوش شما ساز خواهد زد.
برای علی عزت و آزادی انسان، زندگی اخلاقی کردن و اینکه انسان برده نباشد و خردمندی انسان، دغدغه است. به اندیشیدن و دور اندیشی توجه دارد و میگوید: با زور بازو و شمشیر نمیتوان جامعه را ساخت. جامعه با عقل ساخته میشود. پس کسانی که به حریت و به حقوق انسانها احترام میگذارند و زندگی اخلاقی و دوراندیشی دارند به علی نزدیکترند.
بهاعتقاد مهدوی، عرصه سیاست عرصه تامین حقوق مردم و کارآمدی است. در سیاست نباید پای خدا را بهمیان کشید؛ سیاست جایی نیست که کسی بگوید من به خدا پاسخ میدهم، اول باید بهمردم پاسخ داد.
حکومت وسیلهای برای تولید شادمانی و امید در مردم است، نمیتوان بهنام خدا حکومت تشکیل داد، اما فقر بالاترین، فساد بالاترین، تخلف بالاترین و بعد از خدا بگویی، خدا بیزار است از بتها!
این استاد عرفان از فساد و تبعات قدرت از نگاه علی میگوید و تاکید میکند که نظارت بر قدرت ضروری است و قدرت زمانی همنشین اخلاق میشود که نظارت بر قدرت وجود داشته باشد؛ و اینگونه نتیجه میگیرد که "هر چه میخواهی باش، وقتی به حقوق مردم تجاوز کردی؛ باطل هستی!" در منطق حکمرانی علی، نمیتوان بهخاطر حفظ حکومت به حقوق مردم تجاوز کرد زیرا ارزش یک نظام به میزان احترام به حقوق افراد جامعه است.
من بهعنوان یک فرد میتوانم حاکمیت را مورد پرسش قرار دهم و حکومت هم نمیتواند بهعنوان نظام اسلامی صدای مردم را خاموش کند. زیرا علی (ع) میگوید: وای بهحال ملتی که مردمش در برابر حاکمان دچار لکنت زبان شوند.
امام علی مردم را عاقل و آزاد میداند و اینچنین است که در حکومتش آزادی و حریم خصوص مردم حرمت دارد و حق انتقاد و اعتراض مردم حفظ میشود.
از خوانندگان فرزانه دعوت میکنم این گفتگو را از "دیدار اندیشه" مشاهده و مورد توجه قرار دهند.