
در بیست و هفتمین برنامه دیدار اندیشه با دکتر علی اکبر گرجی استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی حقوق اساسی ایران با موضوع "بررسی تطبیقی پیشنویس قانون اساسی ۵۸ با قانون مصوب - تحدید قدرت" گفتگو کردیم.
دیدارنیوزـ حسین جعفری: پس از گذشت بیش از چهاردهه از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی در ۵۸ و بیش از سه دهه از اعمال آخرین تغییرات و تمرکز بیشتر قدرت در سال ۶۸ و دیدن نتایج و آثار عینی آن، ضرورت تامل و بازنگری در قانون اساسی بیش از پیش احساس میشود.
ویدیوی این گفت و گو را می توانید اینجا، یوتیوب و آپارات ببینید.
به این جهت دیدار اندیشه درصدد است تا با دعوت از اساتید محترم این موضوع را به بحث و بررسی گذاشته و گام کوچکی در تبیین ساختارهای اساسی بردارد. به این جهت بیست و هفتمین برنامه دیدار اندیشه به گفتوگو با دکتر علی اکبر گرجی استاد دانشگاه و رئیس انجمن علمی حقوق اساسی ایران با موضوع "بررسی تطبیقی پیشنویس قانون اساسی ۵۸ با قانون مصوب - تحدید قدرت" اختصاص داشت.
در قسمت اول این گفتوگو از اصول مهم و ضروری بههنگام تدوین قانون اساسی، همچنین از نقاط ضعف و قوت پیش نویس قانون اساسی در مقایسه با قانون مصوب پرسیدیم.
به اعتقاد گرجی مهمترین اصلی که میباید در تدوین قانون اساسی مد نظر قرار داد و از آن تخطی نکرد؛ اصل تحدید قدرت است. اما "قانون اساسی در ایران، هم در عصر مشروطه و هم در جمهوری اسلامی قربانی یک سری توهمات استغناگرایانه شد. یعنی با یک سودای خام با دستآوردهای بشری روبرو میشده و اساس را بههم میزنیم؛ و البته در جمهوری اسلامی، قانون اساسی قربانی جریان فقهی و شرعی سازی همه امور شد. "
این استاد حقوق صریحاً میگوید: "نمیتوان اقتدارگرا و استبدادی رفتار کرد و بعد گفت که قانون اساسی را قبول دارم، این غیر ممکن است، جمع استبداد و قانون اساسی جمع نقیضین است. قانون اساسی گرایی نظریهای است برای رهانیدن انسان از قیمومیت خدایان؛ چه خدایان یونانی و متافیزیکی و چه فرعونها و خدایان زمینی! "
گرجی معتقد است: "نهضت و نظریه قانون اساسی با این فلسفه ظاهر شد که انسان بگوید من به بلوغ رسیدم، من به مرحلهای از درک و دانایی رسیدم که از زیر قیمومیت خدایان دروغی درآمدم و بنا نیست کسی بر منِ انسانِ مستقلی که قدرت اندیشه دارم حکومت کند و خوب و بد را بهمن نشان دهد. "
گرجی با طرح این مقدمه که "پذیرش و تدوین قانون اساسی یعنی ورود انسان به دوران بلوغ، و ما خواستیم با نوشتن قانون اساسی مشروطه به اربابان قدرت بگوییم بالغ شدهایم"، میپرسد: "آیا این بالغ پنداری انسانِ ایرانی؛ چه در زمان پهلوی و چه دوران جمهوری اسلامی جدی گرفته شده؟ " و پاسخ میدهد: "هر دو به گونهای رفتار کردند که انگار مردم ایران کر و کور و عقب مانده اند. "
پرسیدیم در مساله تحدید قدرت و در مقایسه میان قانون اساسی مشروطه و متممهای آن، پیش نویس ۵۸ و قانون اساسی مصوب کدام مقبولتر است و پاسخ شنیدم: "از میان ایندو ایدهال تریناش پیش نویس بود، زیرا در آن، قدرت مطلقه مادام العمرِ غیر پاسخگو وجود نداشت. اما در قانون اساسی مشروطه هم یکنفر بهعنوان پادشاه بود که هم مادام العمر؛ هم مطلقه و هم غیر پاسخگو بود. فکر نکردیم قدرت جوهراش زیادخواهی است. یک لحظه فکر نکردیم اگر کمی از قدرت را مادام العمر به کسی بدهیم این قدرت تکثیر میشود و یکدفعه میبینیم همان یکنفر کل قدرت را بلعیده است؛ و به اینجهت پیش نویس قانون اساسی ۵۸ در مقایسه با دو قانون اساسی قبل و بعد خیلی جلوتر بود، زیرا ملت حاکمیت داشت. "
"اگر پیش نویس قانون اساسی بهخاطر زیادخواهیهای جریان اقتدارگرا کنار گذاشته نمیشد؛ من معتقدم الان ایران دوباره به اوج تمدنی خود دست پیدا کرده بود. "
در ادامه گفتگو با مقایسه اصول مربوط به شورای نگهبان در پیش نویس قانون اساسی در مقایسه با قانون مصوب نکات بسیار مهمی بیان و نتیجه گرفته شد که شورای نگهبان در پیش نویس قانون اساسی بهعنوان شورای بالاسری مجلس شورا مطرح نبود.
بهنظر میرسد رجوع به پیش نویس قانون اساسی با توجه به تایید آن توسط رهبر موسس آیت الله خمینی و مراجع وقت هم نظرات باورمندان به دین را تامین میکند و هم رضایتمندی مردم را تامین خواهد کرد.