بخش پنجم «پرونده ویژه» "اربعین سرباز وطن"/قسمت اول

برای بررسی ببیشتر ابعاد شخصیتی سردار سلیمانی، دیدارنیوز با سردار احمد خورشیدی از فرماندهان سپاه در هشت سال دفاع مقدس به گفتگو پرداخته است. خورشیدی در این گفتگو گفت: «تفکر سلیمانی یک منظومه به هم پیوسته است. در جنگ جنوب هم یکی از محبوب‌ترین چهره‌های نظامی محسوب می‌شود. شهید سلیمانی مردم را آدم حساب می‌کرد. مردم را به جهت این که بنده‌های خدا بودند، دوست داشت. همچنین اندیشه او ریشه منطقی و قوی داشت؛ به همین دلیل شما نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که بگوید حاج قاسم در فلان عملیات به من اخم کرد. حاج قاسم همواره با محبت و مخلص و با ادب بود و ادب ویژه خود را داشت.  اگر از من سؤال کنند که چه کسانی هم جنس شهید باکری، شهید همت، شهید بروجردی و شهید احمد کاظمی هستند، من می‌گویم شهید حاج قاسم سلیمانی اول است.» در ادامه می‌توانید بخش نخست گفتگو با سردار خورشیدی را بخوانید.

کد خبر: ۵۱۳۱۸
۱۷:۳۸ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ اسفندیارعبداللهی: شهادت سردار قاسم سلیمانی و تجلی وحدت ملی در بدرقه پیکر آن شهید باعث شد که چهره جدیدی از همبستگی و هم‌صدایی در میان ایرانیان رخ نماید. همچنین عواملی دست به دست هم داد تا سردار سلیمانی هم در ایران و هم در منطقه به عنوان چهره‌ای شاخص و قابل قبول دیده شود که بررسی هر یک از آن عوامل، می تواند بخشی از وجود ناشناخته سردار سلیمانی را نمایان کند.
 
برای بررسی بیشتر ابعاد شخصیتی سردار سلیمانی، دیدارنیوز با سردار احمد خورشیدی از مجاهدان جبهه و جنگ در عملیات‌های مختلف در هشت سال دفاع مقدس به گفت‌وگو پرداخته است.
 
در ادامه، بخش نخست گفت‎وگو با احمد خورشیدی را می‌خوانید.
 
دیدارنیوز: اولین سؤالی که در مورد سردار سلیمانی پیش می‌آید این است که سردار سلیمانی چهره‌ای بود که این اواخر در سوریه و عراق بیشتر شناخته می‌شد. منش و رویکرد آن شهید چه ابعادی داشت که این وجه از شخصیت ایشان جلوه می‌کرد؟
 
خورشیدی: شخصیت سردار سلیمانی در یک جهاد طولانی چهل ساله شکل گرفته است. سردار سلیمانی از روز‌های اول انقلاب وارد جهاد شد، بچه‌های رزمنده در مورد جنگ کردستان نظرشان این است که پیچیده‌ترین و سخت‌ترین جنگ، در کردستان بوده است. به این دلیل که دشمن  از توده‌های کرد مسلح حمایت می‌کرد. نیرو‌هایی مثل کومله و دموکرات کردستان، خود مختاری می‌خواستند. مدتی هم توانستند مردم را فریب دهند. یک جنگ توده‌ای و نظامی بود. سردار سلیمانی از همان اول به امنیت مردمی اعتقاد داشته و معتقد بود که امنیت در کردستان فقط توسط مردم باید ایجاد شود. به همین دلیل در حالی که با دشمن یعنی با کومله و دموکرات یک جنگ نظامی را شروع کرد، اما با مردم یک تعامل محبت‌آمیز و یک تعامل انسان دوستانه را شروع کرد. من که زندگی ایشان را بررسی می‌کنم می‌بینم همان موقع هم ایشان گفته که باید ضد انقلاب را از مردم جدا کنیم و مردم ضد انقلاب نیستند. همین اواخر هم گفتند من خیلی معتقد به جناح‌بندی‌ها نیستم و این چه معنی دارد به یک عده بی‌حجاب یا بدحجاب و یا باحجاب می‌گویند؟ آنها همه بچه‌های  من هستند. تفکر سلیمانی یک منظومه به هم پیوسته است. در جنگ جنوب هم یکی از محبوب‌ترین چهره‌های نظامی محسوب می‌شود. شهید سلیمانی مردم را آدم حساب می‌کرد. مردم را به جهت این که بنده‌های خدا بودند دوست داشت. اندیشه او ریشه منطقی و قوی داشت. به همین دلیل شما نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که بگوید حاج قاسم در فلان عملیات به من اخم کرد. حاج قاسم همواره با محبت و مخلص و با ادب بود و ادب ویژه خود را داشت. اگر از من سؤال کنند که چه کسانی هم جنس شهید باکری، شهید همت، شهید بروجردی و شهید احمد کاظمی هستند، من می‌گویم شهید حاج قاسم سلیمانی اول است. علت این که فرمودید که چه شد ایشان محبوب شد؟ آقا فرمود که مهم‌ترین خصیصه اخلاقی شهید سلیمانی اخلاصش بود. یعنی کار را برای خدا انجام دادن و هیچ نوع نیت غیر خدایی را قاطی نکردن.
 
 
بارزترین ویژگی سردار سلیمانی اخلاص او بود/سلیمانی مردم را آدم حساب می کرد/ قاسم سلیمانی بین با حجاب و بی حجاب، اصلاح طلب و اصولگرا مرز نمی کشید 
 
انوع و اقسام افراد از بی‌حجاب تا باحجاب، جوان‌ها با هر شکل و قیافه‌ای در سوریه، عراق و در ایران رفیق ایشان بودند. حاجی یک چنین خصلتی داشت؛ مضافاً فرد خوش فکری هم بود. در مسائل امنیتی و نظامی آدم با تدبیری بود. در عملیات‌های مختلف در جبهه جنوب نیز همواره به عنوان یکی از ارکان تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها بود. جنگ که تمام می‌شود، یک جنگ دیگر را شرکت می‌کند. جنگ مبارزه با مواد مخدر در شرق کشور که آن هم سختی‌های ویژه خود را داشت. نیروی قدس سال ۷۰ تشکیل شد. تا سال ۷۶ سردار احمد وحیدی فرمانده بود و سال ۷۶ حاج قاسم می‌آید. حاج قاسم که به نیروی قدس می‌آید همه چیز متحول می‌شود. باز آن بحث امنیت مردمی را در دستور کار دارد و معتقد بود اکثر حکومت‌های منطقه وابسته هستند؛ لذا روی نیرو‌های مردمی سرمایه گذاری کرد. درست است سرچشمه و منشأ حزب‌الله لبنان به احمد متوسلیان باز  می‌گردد. وقتی که حاج احمد سال ۶۱ به آنجا رفت در مدت کوتاهی که آنجا بود، جرقه‌های تشکیل مقاومت در لبنان شکل گرفت که بعد حزب‌الله لبنان شد؛ اما گسترش آن به سایر کشور‌ها را حاج قاسم انجام داد. یعنی حاج قاسم به ارتش  اتکاء نکرد بلکه به بسیج و مردم آنجا اتکاء کرد؛ لذا امروز یکی از ارکان مهم مقاومت در عراق حشد‌الشعبی است. ارتش عراق ۱۲۰ هزار نفر است در حالی که حشد‌الشعبی بالای ۳۸۰ هزار نفر نیرو دارد، چهار برابر! قوات الدفاع الوطنیه در سوریه همین حالت را دارد. فکر می‌کنم همین قوات‌ الوطنیه بالای ۸۰ هزار نفر نیروی رزمنده دارد. یعنی پا به پای ارتش سوریه قدرتی درست کرده است؛ یا انصار الله یمن که حاج قاسم به سراغ آنها رفت و یک یگان خیلی عادی نظامی بودند و در معادلات نظامی خیلی اثرگذاری نداشتند، ولی الان عامل اول اثرگذاری در یمن شده است. از این طرف فاطمیون افغانستان و یا زینبیون پاکستان را می‌بینیم.
 
خب من البته دوست داشتم یک مسئله خیلی جدیدی را در مورد حاج قاسم بگویم که اصلاً مطرح نشده است. اگر اجازه دهید وارد آن قصه شوم.

دیدارنیوز: بفرمایید

خورشیدی: حاج قاسم برای ایجاد امنیت در چه فضایی وارد شد؟ واقعیت این است که آمریکایی‌ها در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله و از یک طرف به افغانستان حمله کرده بودند. دلیل هم این بود که آمریکایی‌ها از عملیات نظامی، عمدتاً اهداف اقتصادی را دنبال می‌کنند و رویکرد، رویکرد اقتصادی است. در دنیا سه کالا، پردرآمدترین است؛ نفت، تسلیحات و مواد مخدر. آمریکایی‌ها خودشان شماره یک تسلیحات دنیا بودند؛ لذا نفت و مواد مخدر باقی می‌ماند. نفت بهترینش در عراق بود. می‌دانید که عراق سومین ذخیره نفتی دنیا را دارد و همچنین پرکیفیت‎ترین نفت دنیا را نیز دارد و عمرش هم طولانی است. آمریکایی‌ها برای به دست آوردن منافع نفتی، عراق را انتخاب کردند. افغانستان را برای به دست آوردن منافع مواد مخدر انتخاب کردند. وقتی آمریکا به افغانستان می‌رود، تولید مواد مخدر ۳۲ برابر می‌شود. آمریکایی‌ها هشت فرودگاه اختصاصی زدند، لابراتوار زدند و مواد مخدر و تریاک افغانستان را تبدیل به مواد مخدر صنعتی می‌کردند و به اروپا، آسیا و جا‌های دیگری می‌بردند و می‌فروختند. این یک داستان مفصلی دارد و آمریکا درآمد‌های مواد مخدر را کاملاً از آن خود کرد.
 
 
بارزترین ویژگی سردار سلیمانی اخلاص او بود/سلیمانی مردم را آدم حساب می کرد/ قاسم سلیمانی بین با حجاب و بی حجاب، اصلاح طلب و اصولگرا مرز نمی کشید
 
 

دیدارنیوز: شما رسماً آمریکا را به عنوان یک قاچاقچی بزرگ مواد مخدر معرفی می‌کنید؟

خورشیدی: خیر، من حرفم این است که آمریکایی‌ها که عملیات نظامی تعریف می‌کنند، برای سود اقتصادی است. می‌دانید که هفت، هشت ماه قبل از این که به عراق حمله کند کاملاً ارتش عراق را فلج کردند. ارتش بعث دست هشتصد نفر بود. همه اینها را یا خریدند و یا ترور کردند. دو هزار دانشمند هسته‌ای را ترور کردند. مواد شیمیایی و امکانات هسته‌ای را از عراق گرفتند و حمله کردند. یعنی حمله نبود و یک عملیات نظامی بود. خیلی بحث است چون آمریکایی‌ها بعد از جنگ ویتنام و کره اصلاً جنگی انجام ندادند. راهپیمایی نظامی و شبه جنگ انجام دادند. در حمله به عراق هم همین اتفاق افتاد. در همان مدت، هشت هزار صوتی پرواز داشتند و نزدیک یک میلیون و صد هزار نفر کشتند و زخمی کردند. از آن طرف وقتی که به بغداد رسیدند به وزارت نفت رفتند، روزی چهار میلیون بشکه نفت عراق را می‌بردند. آن زمان مردم عراق با چشم خودشان این چپاول را می‌دیدند. از آن طرف هم داشتند کشته می‌دادند. لذا مردم عراق شروع به جنگیدن با آمریکایی‌ها کردند. اول هم در استان دیاله بود، بعد داعشی‌ها پیدا شدند. داعشی‌ها چه کسانی بودند؟ همان القاعده و طالبان عراق که قبلاً در افغانستان می‌جنگیدند. یعنی عمر البغدادی که اولین سرکرده داعش بود که سال ۲۰۰۶ از داعش رونمایی کرد، از مجاهدین عراقی در افغانستان بود. ابوبکر البغدادی نیز همینطور.

دیدارنیوز: می خواهید بگویید در این اتمسفر بود که حاج قاسم وارد عرصه سوریه و عراق شد.
 
خورشیدی: بله، آقای عمر بغدادی که در یکی از مساجد بغداد اعلام موجودیت کرد یک حرف کلیدی زد. گفت ما برای جهاد با مجوسان و  مشرکان آمدیم. می‌دانید که عرب‌های تندرو ما فارسی‌زبان‌ها را مجوس و خودشان را عرب می‌نامند. منظور از جنگ عرب و مجوس، ما هستیم. مشرکان هم منظور شیعیان هستند. چون در مانیفست آنها هست که دشمن اول ما شیعیان هستند و شیعه‌کشی واجب است.
 
کتابی است به اسم «حیفا» که آقای محمدرضا حدادی‌پور جهرمی نوشته‌اند. این سرگذشت ایجاد داعش است. این که می‌گویم جایی گفته نشده می‌خواهم این را بگویم. ۲۰۰۶ که داعش اعلام موجودیت کرد اول دولت اسلامی عراق بود و بعد دولت اسلامی سوریه تشکیل شد. آنها جنگیدن با آمریکایی‌ها را شروع کردند. خانم هیلاری کلینتون در کتاب تصمیم‌های سخت می‌گوید من به ۱۱۲ کشور سفر کردم و سران این کشور‌ها را قانع کردم در ایجاد داعش و دولت اسلامی با ما همراه شوند. خودش هم بار‌ها گفته که ما داعش را ایجاد کردیم. روی ابوبکر بغدادی و العدنانی برنامه‌ریزی کرده بودند و می‌خواستند یکی از آنها را به عنوان رهبر بگذارند. یعنی به این نتیجه رسیدند که این داعشی که الان دارد با آمریکایی‌ها می‌جنگد، بهترین وسیله‌اند، چرا در اختیار خودشان نگیرند؟ موساد را وسط آوردند. بعد در یک سناریو ابوبکر بغدادی را گرفتند و همراه با العدنانی به زندان ابوقریب بردند و شکنجه دادند. موساد یک اداره‌ای بنام مِتساوا دارد. این اداره کارش عملیات جاسوسی در کشور‌های آسیای جنوب غربی است و جاسوس تولید می‌کند. چهار تا خواهر و چهار جاسوس مثل هم را تولید کردند که آزمایشگاهی بودند. یعنی موساد چند تا از جاسوس‌های خود را ژن‌گیری کرد که این جاسوس‌ها ژن استعداد، مقاومت بدنی و زیبایی داشتند، این چهار خواهر را تولید کرد. حیفا را برای عراق فرستاد. آرمیتا برای افغانستان و ماری را به چچن فرستاد. حیفا کاملاً به زبان عربی و تاریخ اسلام مسلط بود. دکترای ادیان از پژهشگاه شیعه شناسی تلاویو داشت. این را به عنوان یک زندانی گرفتند و به ابوقریب انداختند. او باید خودش را به ابوبکر بغدادی نزدیک می‌کرد تا فلسفه تشکیل داعش جدید و جهاد با گروه مقاومت و آنها را به مغز البغدادی فرو کند. در زندان ابوقریب بسیار شکنجه‎اش دادند و بعد او را کنار سلول ابوبکر بغدادی که العدنانی هم آنجا بود، انداختند. خودش را به آنها رساند و گفت که من هم مجاهد بودم و اهل الرمادی هستم و در درگیری با آمریکایی‌ها دستیگر شدم. سه ماه تمام روزه گرفت، نماز شب خواند و در این سه ماه این دو نفر را آموزش داد. به آنها گفت که خداوند شما را برای نجات بشر مأمور کرده است. عین همان کاری که مستر هامفر با محمد عبدالوهاب کرد که بهائیت و وهابیت را درست کرد؛ ببیند چقدر پیچیدگی داشت. داعش که همینطور تولید نشد. تاریخ اسلام را برایشان گفت. این که اسلام یعنی جهاد، جهاد یعنی شیعه‌کشی و همه آنها را حیفا انجام داد. نام حیفا در خاورمیانه حفضه بود. یعنی اسم عربی داشت و به عنوان حفضه آمد. بعد از آماده سازی آنها به آمریکایی‌ها گفت الان آماده اعلام موجودیت داعش و دولت اسلامی عراق و شام است.
 
از قبل هم آمریکایی‌ها بعثی‌ها را سازمان دهی کرده بودند. طی یک سناریو این سه از زندان فرار کردند. ابوبکر بغدادی به فلوچه رفت. آن دو هم به الرمادی رفتند و کار‌ها را شروع کردند، صد و چهل یا پنجاه هزار نفر که از هفتاد کشور آمده بودند را سازمان دادند و داعش اعلام موجودیت کرد. در فاصله ۱۸ ساعت شمال عراق را گرفتند که تا نزدیکی های سلیمانیه پیش رفتند. از این طرف هم بغداد، بصره و کربلا که در شرف سقوط قرار گرفت. حیفا مأموریت داشت آنها را شست و شوی مغزی دهد و این تفکر را به آن‌ها یاد دهد. بعد به شدت از سلامت این دو حفاظت می‌کرد. مثلاً در زندان ابوقریب که بدترین زندان دنیا است، در زندان ابوبکر و العدنانی مار انداختند و مار پای العدنانی را نیش زد. حیفا فوری خودش را رساند و زهر مار را مکید و خودش مشکل پیدا کرد. مأمور می‌گفت که من دیدم این خیلی دارد برای حفاظت از سلامت العدنانی جان می‌کند. بعد هم ظاهراً حیفا با العدنانی ازدواج کردند و بعد هم به الرمادی رفتند و در خانه العدنانی زندگی می‌کرد. تا بالاخره یکی از مأمور‌های اطلاعاتی زن عراقی حیفا را -که آن هم یک حیفای محکم‌تری بود- در یک درگیری از گردن به پایین فلج کرد. حیفا برای فرستادن پیام‌ها وسیگنال‌ها در بدنش دستگاه‌های مختلف بود که ۱۸۰ میلیون دلار قیمت آن دستگاه‌ها بود. می‌خواهم به این برسم که حاج قاسم سلیمانی در چه فضایی کار کرد. موساد کار اطلاعاتی و جاسوسی کرد. عربستان و کویت هرکدام ۵۰ میلیارد دادند، ژاپن هزاران تویوتا داد. فرانسه اسلحه‌های اتوماتیک داد و آمریکایی‌ها همه چیز دادند. در چنین فضایی حاج قاسم وارد شد. آنها گفتند که حکومت سوریه باید برود و ایران ایستاد که نباید برود. حاج قاسم سلیمانی مغز متفکر این عملیات بود که روس‌ها هم از ایشان یاد می‌گرفتند. کما این که می‌دانید که روس‌ها حاضر نبودند به عملیات بیایند و حاج قاسم، پوتین را راضی کرد و آورد. وزیر اطلاعات می‌گوید که سه هزار تیم انتحاری داعش می‌خواستند از مرز ایران وارد شوند. دستگیر شدند و فقط یک گروه از آنها موفق شد وارد کشور شود و با مجلس آن کار را کرد. اگر این سه هزار تا موفق می‌شدند چه اتفاقی می‌افتاد؟! صد بمب در تهران و پنجاه تا بمب در شیراز و در مشهد! چه می‌ماند؟! در واقع بحث حاج قاسم سلیمانی یک بحث گسترده‌ای است که ما باید به عنوان یک تاریخ به او نگاه کنیم.
 
دیدارنیوز: سردار سلیمانی برای بحث دولت اسلامی عراق و شام چه استراتژی انتخاب کرد؟ اگر شما توجه کنید تا همین اواخر با آمریکایی‌ها هیچ چالش و تنشی در عراق و سوریه نداشتیم. این هماهنگی به چه صورت انجام می‌شد؟
 

خورشیدی: شاخصه‌های راهبرد حاج قاسم در سوریه و عراق در رابطه با داعش چند تا بود؛ یکی این که حاج قاسم مأموریت داشت که داعش را از مرز ایران دور کند که امنیت ایران به خطر نیفتد؛ لذا یک کمربند امنیتی در شمال غرب درست کرد که ارتش و سپاه را آنجا بردند. به داعش هم اعلام کردند که اگر بخواهید تا چهل کیلومتری مرز ایران نزدیک شوید، ما از هر ابزار نظامی علیه شما استفاده می‌کنیم. آن‌ها را دور نگه داشت. وقتی که داعشی‌ها شمال عراق را گرفتند تقریباً تا ۴۷ و ۴۸ کیلومتری آمدند. هواپیما‌ها و بالگرد‌های سپاه و ارتش یک مقاومت خوبی نشان دادند. یکی از کار‌های دیگرش این بود که جهت درگیری را روی خود داعش برد و یک ممیزه‌ای بین حمله به داعش با امریکایی‌ها درست کرد. یعنی تا آنجا که حاج قاسم در توانش بود به آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها حمله نکرد. یعنی آن‌ها را علیه ما نشوراند. هیچ کجا شما نمی‎دیدید که نیرو‌های ایرانی با آمریکایی‌ها درگیر شوند. این سیاست حاج قاسم بود. اما با داعش درگیری داشت. در هر خطی هم که احساس کرد ممکن است آمریکایی‌ها باشند و داعش هم باشد، در آن خط ورود پیدا نکرد و بسیار زیرکانه عمل کرد. ما نظامی‌ها به این کار بی‌انگیزه کردن دشمن می‌گوییم. حاج قاسم انگیزه‌ای به آمریکایی‌ها نداد که به ما حمله کنند و بهانه‌ای به دست آمریکایی ها نداد؛ لذا این درگیری خیلی پیچیده را که انواع و اقسام نیرو‌ها و کشور‌ها آنجا بودند هدایت کرد.

 
 
بارزترین ویژگی سردار سلیمانی اخلاص او بود/سلیمانی مردم را آدم حساب می کرد/ قاسم سلیمانی بین با حجاب و بی حجاب، اصلاح طلب و اصولگرا مرز نمی کشید
 
 
دیدارنیوز: ضمن این که در یک جاهایی مثل موصل اشتراک منافع هم بود.
 
خورشیدی: بله دقیقاً. آمریکایی‌ها می‌خواستند داعش کاملاً در خدمتشان باشد. اما برخی جاها مجبور می‌شدند داعش را هم بزنند. به نظر من، محصول تدابیر نظامی حاج قاسم و بچه‌ها بود. البته باید بگویم که نیروی قدس یک مجموعه است که حاج قاسم رأس این مجموعه بود. آدم‌های خیلی خوبی از جبهه و جنگ داریم که از قدیم از همان روزهای اول شش هفت سال جنگ بودند و الان هم هستند. شهید حسین همدانی اعجوبه‎ای بود. شبی که داعش سوریه را گرفت همه جا را گرفت و دمشق را هم گرفت و آن زمان ساختمان کاخ ریاست جمهوری را محاصره کرد. شهید همدانی می‌گوید من و چند تن دیگر از بچه‌های سپاه نزد بشار اسد بودیم و همه نبودند. دشمن هم خمپاره به ساختمان می‌زد و اطرافمان بودند. بعد به او گفتم که آقای رئیس جمهور شما دستور بده ارتش اسلحه‌خانه‌های دمشق را باز کند و اسلحه‌ها را دست مردم دهد. گفت ما این کار را کردیم. آن شب تا صبح خود مردم داعش را از شهر بیرون انداختند. می‌خواهم بگویم که نیروی قدس و جریان مقاومت فقط وابسته به حاج قاسم نیست. شما الان می‌بینید که بعد از حاج قاسم، آقای قاآنی هم همان راه را می رود. حال من هنوز حس نکردم که چه نوع تغییراتی ممکن است ایجاد شود.
 
ادامه دارد...
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم