بخش یازدهم «پرونده ویژه» "اربعین سرباز وطن"/ گفتگو با «مهدی مطهرنیا» آینده پژوه؛

مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه و آینده پژوه به دیدارنیوز گفت: در حوزه وزارت امور خارجه، قدرت اجرایی بسیار محدود است و این تحدید قدرت اجرایی، دستگاه دیپلماسی در حوزه وزارت امور خارجه را تنها به عنوان مأمور و ابلاغ کننده گزاره‌های تأیید شده نهاد‌های تصمیم گیرنده در سیاست خارجی قرار می‌دهند که در مرکزیت آن‌ها نهاد‌های فرا دولتی عمل می‌کنند؛ لذا وجود سردار سلیمانی در مرکزیت این نهاد قدرتمند برای بالغ بر دو دهه و جایگاه شخصیتی او در جهت اثرگذاری در این مسیر اکنون بر کسی پوشیده نیست. سردار سلیمانی نه یک فرمانده نظامی بلکه یک فرمانده دیپلماتیک در حوزه اقدام عملی و در چهارچوب قدرت حاکم بر ایران در ساختار نظام جمهوری اسلامی بود که نمایندگی نظام جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی در منطقه را بر عهده داشته است.

کد خبر: ۵۱۲۷۰
۱۸:۵۳ - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی‌راد: ترور سردار قاسم سلیمانی برای جمهوری اسلامی تبعات بسیار زیادی خواهد داشت. آمریکا به خوبی از نقش شهید سلیمانی در منطقه آگاه بود و می‌دانست که با ترور وی می‌تواند معادلات منطقه را تا حدودی دچار تنش کند. سردار سلیمانی در اجرای تاکتیک‌های جنگی فوق‌العاده بود. در سازماندهی حشد الشعبی با توانمندی بسیار بالایی عمل می‌کرد و شهادت وی در منطقه مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.

 

نقش سردار سلیمانی در بحث معادلات منطقه بسیار پر رنگ است و دلیل ترور وی جزء مسائلی است که در بحث بین الملل مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. برهمین اساس دیدارنیوز برای بررسی این بخش از بعد شخصیتی سردار سلیمانی با مهدی مطهرنیا کارشناس امور بین‌الملل و آینده پژوه به گفت‌وگو پرداخته است.

 

مهدی مطهرنیا در خصوص اثرگذاری نیروی قدس در منطقه گفت: «نقش ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران یک ساختار دو پایه‌ای بر مبنای تعریف قدرت اصیل سیاسی در قالب اسلامیت نظام جمهوری اسلامی در نهادهای فرا دولتی و تعریف قدرت اجرایی در نهادهای دولتی است. به این معنا که از آغاز شکل‌دهی نظام جمهوری اسلامی ایران اگرچه نهادهای باقی مانده از رژیم قدیم کاملاً از بین نرفتند، اما باز نظام‌های موازی شکل گرفت. به طور مثال در کنار شهربانی، شاهد کمیته‌های انقلاب اسلامی به عنوان یک نهاد موازی بودیم. برخی از این نهادها ادغام شدند و این نهادها زیر نظر نهادهای فرا دولتی عمل می‌کردند. به طور مثال ناجا زیر نظر وزارت کشور است، ولی با ادغام کمیته‌های انقلاب اسلامی با شهربانی و ژاندارمری، نیروهای انتظامی شکل گرفت و در نهایت فرمانده آن را رهبری نظام جمهوری اسلامی مشخص می‌کند. از نظر فرماندهی، زیر نظر رهبری نظام جمهوری اسلامی است اگر چه از نظر پشتیبانی درون دولت قرار دارد. لذا قدرت در عمل در دست نهادهای فرا دولتی است و وزارت امور خارجه نیز از این نمونه مستثنی نیست. با شکل‌گیری نیروهای قدس یعنی نیروهای عملیاتی سپاه پاسداران، در اصل اهمیت صدور انقلاب اسلامی از منطقه به نظام بین الملل مشخص شد. شاهد شکل‌گیری یک نهاد موازی با وزارت امور خارجه بودیم که به ویژه در منطقه از اهمیت جدی برخوردار بود. تمام سفرایی که در منطقه از طریق وزارت امور خارجه، مأموریت در مراکز کشورهای گوناگون منطقه پیدا می‌کنند، همگی دارای یک سابقه بسیار قدرتمند و قوی و رزومه بسیار قابل قبول از منظر نیروهای فرا دولتی هستند. پس پشتیبانی اداری و سازمانی آنها را وزارت امور خارجه انجام می دهد، اما در عمل آنها از منطق اجرایی و عملیاتی فرماندهی خود تبعیت می‌کنند. سفرای ایران در عراق، سوریه و لبنان و در کشورهای دیگر منطقه از همین ویژگی برخوردارند و در واقع برجستگی بیشتری نسبت به سفرای دیگر کشورها دارند که آنها هم به درجات مختلف از همین منطق پیروی می‌کنند».

 

وی در مورد نقش سردار سلیمانی در منطقه بیان کرد: «با توجه به این موضوع باید گفت در عمل وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک هماهنگ کننده و پشتیبان حرکت دستگاه دیپلماسی مطرح است. در حوزه وزارت امور خارجه، این قدرت اجرایی بسیار محدود است و این تحدید قدرت اجرایی دستگاه دیپلماسی در حوزه وزارت امور خارجه را تنها به عنوان مأمور و ابلاغ کننده گزاره‌های تأیید شده نهادهای تصمیم گیرنده در سیاست خارجی قرار می‌دهند که در مرکزیت آنها نهادهای فرا دولتی عمل می‌کنند. لذا وجود سردار سلیمانی در مرکزیت این نهاد قدرتمند برای بالغ بر دو دهه و جایگاه شخصیتی او در جهت اثرگذاری در این مسیر اکنون بر کسی پوشیده نیست. آنچنان که سید حسن نصرالله یا دیگر نیروهای جهادی منطقه بر آن اذعان دارند. ما می‌توانیم این موضوع را هم در گفت‌و‌گوهای گوناگون نیروهایی چون نیروهای حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی و نیروهای یمن و دیگر کشورها بیابیم و آنها را کنار هم قرار دهیم، خواهیم یافت که سردار سلیمانی نه یک فرمانده نظامی بلکه یک فرمانده دیپلماتیک در حوزه اقدام عملی و در چهارچوب قدرت حاکم بر ایران در ساختار نظام جمهوری اسلامی بود که نمایندگی نظام جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی در منطقه را بر عهده داشته است. از این جهت در فقدان وی اینکه چه کسی جایگزینش می‌شود اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند. چه شخصیتی می‌تواند با ویژگی‌های وی دوباره برساخته شود تا بتواند این مهم را به مانند او در بالغ بر دو دهه اخیر به انجام برساند. این چالش جدی در برابر منطقه قرار دارد».

 

مطهرنیا از علل ترور سردار سلیمانی گفت: «دکترین جنگ‌های محدود مؤثر به جای زدن ساختارها یا تخریب بافتارهای طرف مقابل به برخورد با عاملیت‌ها سوق می‌دهند و با شناسایی نیروهای مهم و فرماندهان اثرگذار طرف مقابل با حذف آنها ارتباط میان ساختار و بافتار را از بین برده و بدین ترتیب سیستم مقابل را بدون یک جنگ گسترده مؤثر در قالب یک جنگ محدود مؤثر شکل می‌دهند. بدین ترتیب با حذف فیزیکی نیروهای مؤثر طرف مقابل در یک چهار چوب نظامی محدود، اجازه گسترش جنگ را به طرف مقابل نمی‌دهند. اگر طرف مقابل وارد جنگ گسترده شود، باید پذیرای مسئولیت آغاز یک جنگ گسترده باشد، یا این که وارد یک جنگ مؤثر محدود می‌شود که باید از توانایی‌های بالای نظامی برای حذف طرف مقابل برخوردار باشد. این است که اکنون با سقوط هواپیمای آمریکایی در افغانستان گمانه زنی‌های زیادی ایجاد می‌شود که به طور مثال یکی از عناصر اصلی اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در این هواپیما بوده است. این در واقع آغاز پذیرش یک جنگ محدود مؤثر میان ایران و آمریکا محسوب خواهد شد. اگر این موضوع مورد پذیرش آمریکا قرار گیرد چه این فرد مؤثر در این هواپیما باشد چه نباشد؛ لذا گسترش این جنگ مؤثر محدود در قالب ضربات انتقام طرف مقابل، خود را به نمایش می‌گذارد. باید بگوییم که آنچه آمریکایی‌ها انجام داده‌اند جنگ محدود مؤثر و هدف گذاری شده در باب عاملیت‌های اثرگذار در ساختار قدرت طرف مقابل است».

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم