
در هفته کتاب که بهترین فرصت برای سخن گفتن از یار مهربان است دیدارنیوز با محسن فرجی روزنامهنگار و نویسنده به گفتوگو پرداخته است. وی در این گفتگو بیان کرد که اگر تا حدودی بازار کتاب رونق دارد و گرم است به خاطر همین فضاهای مجازی است یعنی الان به نظر من اینستاگرام کاری برای تبلیغات کتاب کرده است که به هیچوجه حتی رسانههای کاغذی ما نتوانستند.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: یار مهربان اوضاع خوبی در شرایط امروز کشور ندارد. هر چند وقت یکبار شاهد بسته شدن یک کتابفروشی هستیم. کتاب دوست اول همه ما بوده است و با خواندن هر کتاب میتوانیم جهان تازهای را کشف کنیم اما شرایط، هر روز برای این کالای فرهنگی تنگتر و خطرناکتر میشود.
در هفته کتاب که بهترین فرصت برای سخن گفتن از یار مهربان است دیدارنیوز با محسن فرجی روزنامهنگار و نویسنده به گفتوگو پرداخته است.
محسن فرجی در خصوص راهحل کتابخوان کردن جامعه گفت: «اولین گام در افزایش کتابخوانی باید از مدارس شروع شود و تغییر جدی در محتوای کتابهای درسی آغاز شود. کتابهای مدارس نه تنها مشوقی برای کتابخوانی نیستند بلکه بچهها را هم از ادبیات کلاسیک و کهن ما دور کردهاند و با ادبیات امروز ما هم بیگانه، غریبه و قهر هستند. از ادبیات کلاسیک دور کردند چون که نمونههای بسیار نامناسبی از متون کلاسیک برای بچهها انتخاب شده که آنها ترغیب و تشویق به خواندن کتاب نشوند و در حقیقت آنها را از این عرصه منزجر نیز میکند. کتابها با ادبیات معاصر هم کاملاً بیگانه هستند. کتابهای درسی ما به این دلیل که متأسفانه خط کشیهای غیر ادبی و ایدئولوژیک بر آنها حاکم است و کاملاً یک طرفه به بعضی نویسندگان و متون میپردازد و دور برخی دیگر را خط کشیده و نادیده گرفته است، مشکل دارد و در واقع مشکل از اینجا شروع میشود. اگر میخواهیم افزایش سرانه کتاب و کتابخوانی داشته باشیم ابتدا به ساکن باید لذت کتابخوانی را در بچهها تقویت کنیم که چنین چیزی در کتابهای درسی ما مغفول مانده است».
وی در ادامه بیان کرد: «نکته دوم این است که چرا رسانه ملی ما که یک رسانه بسیار تاثیرگذار و مهم است آنقدر نگاهش به کتاب غیر دوستانه و غریبه است. انگار آن را نه تنها رفیق خودش نمیداند بلکه رقیب هم میداند و به نظر میرسد نوعی عداوت با کتاب و کتابخوانی در رسانه ملی وجود دارد. در صورتی که رسانه تاثیرگذار اگر میخواست میتوانست بسیار در ترویج کتاب و کتابخوانی با شیوههای مدرن تبلیغاتی که خیلی غیر مستقیم و زیر پوستی است عمل بکند و یک تکان اساسی به سرانه کتابخوانی و میزان مطالعه در کشور بدهد. این هم آفت بزرگ دیگری است که متأسفانه هیچ فکری برایش نشده است و همچنان این وضعیت نامناسب در عرصه رسانه ملی وجود دارد. اما باید گفت که رادیو نسبت به تلویزیون تا حدودی بهتر است یعنی در رادیو ما کمی التفات و توجه به مقوله کتاب و کتابخوانی میبینیم. این موضوع هم به این دلیل است که بخشی از بچههای اهالی ادبیات، کتاب و نشر وارد عرصه رادیو شدند و آنجا کار میکنند. در تلویزیون که تاثیر بیشتری دارد متأسفانه رویکرد کاملاً بیاعتنا به کتاب و کتابخوانی است. موضوع بعدی سیاستگذاری فرهنگی کلان است که فقط به آموزش و پرورش و یا صدا و سیما مربوط نمیشود. بلکه نهادها و سازمانهای دیگر را در بر میگیرد که میتوانستند اهرمهای تشویقی برای مطالعه بیشتر کتاب؛ آن هم نه به صورت موقت بله مداوم بشوند؛ مثلاً پرداخت بن و برگزاری نمایشگاه در طول سال میتواند گزینه باشد، اما به نظرم عزم جدی برایش دیده نمیشود. آن نگاه ایدئولوژیک که در صدا و سیما و آموزش و پرورش و سایر نهادها حاکم است اینجا کار خودش را کرد و کتابهایی انتخاب شد که برای عموم مخاطبان جذاب نبود».
این نویسنده در مورد شرایط مناسب برای کتابخوانی در فضای مجازی گفت: «اگر تا حدودی بازار کتاب رونق دارد و گرم است به خاطر همین فضاهای مجازی است یعنی الان به نظر من اینستاگرام کاری برای تبلیغات کتاب کرده است که به هیچوجه حتی رسانههای کاغذی ما نتوانستند. چون تقریباً میتوان گفت که عمر رسانههای مکتوب همه جای دنیا و نه فقط ایران به سر رسیده و رسانه دیجیتال جایگزین شدهاند؛ چه به شکل رسمی شامل خبرگزاریها و سایتها و چه به شکل روزنامهنگاری شهروندی یعنی فعالیتهای مطبوعاتی که خود انجام میدهند و بسیار تاثیرگذار است. در این عرصه هم هر چقدر میزان فیلترینگها کمتر باشد که متاسفانه زیاد است، میتواند در ترویج کتاب و کتابخوانی موثر باشد. این موضوعی است که خود متولیان امر میدانند اما خودشان را به ندانستن زدند. در واقع مقابل هر فیلتری، فیلترشکن قویتری ظهور میکند و آن را از بین می برد. به همین خاطر به جای این فیلترینگهای بی ثمر که عملاً مدام دور زده میشود، ای کاش این حق طبیعی استفاده از فضای مجازی را از کاربران نگیرند که به طبع روی کتاب و کتابخوانی هم خیلی تاثیر مثبتی میتواند داشته باشد و تا امروز نیز کم و بیش داشته است. این که میگویم عمر امر مکتوب به سر رسیده در مورد رسانهها بود، اما به نظر میرسد که همچنان کتاب پابرجا است و از بین نمیرود. همانطور که وقتی که عکاسی آمد نقاشی از بین نرفت همانطور که سینما آمد عکاسی از بین نرفت و همانطور که وقتی رسانههای خانگی آمد سینما از بین نرفت. کتاب هم جزئی از رسانههای ماندگار و همیشگی است که به هیچوجه با آمدن رسانهها و تکنولوژیهای جدید تغییر ماهیت نمیدهد و همیشه هم حضور دارد. آن بحث در مورد تمام شدن عمر نوشتههای مکتوب در واقع در مورد رسانههای مکتوب بود».
محسن فرجی در پایان بیان کرد: «مهمترین علت کاهش کتابخوانی مردم و استقبال نکردن آنها از کتابهای داخل مترو و اتوبوس، همان خطکشیهای موهوم غیر ادبی بود که ربطی به خود ادبیات نداشت و متأسفانه وجود داشت و به همین خاطر مخاطب هم که بسیار باهوش شده برخلاف مخاطبان نسلهای قبل که شاید چشم و گوش بسته بودند دیگر اینطور نیست و با حضور در دنیای مجازی به شناخت خیلی بیشتر از خودش و پیرامونش و دنیا رسیده، به همین خاطر نمیتوان به سادگی و با این نوع خطکشیها و در واقع دادن پیشنهادهای یک طرفه او را مجاب و قانع کرد».