
شخصیت انسانى به طور مداوم از طریق خواندن تغییر مییابد. خواندن همچنین مانند هر شکل دیگری از تجربه ممکن است تأثیر منفی یا مثبتی برخواننده داشته باشد، از این رو باید برنامهاى متعادل و مناسب در جهت تاثیرپذیرى درست و در نتیجه کسب نتیجه آرمانى از خواندن اتخاذ شود تا به ساختن شخصیتى متعارف و آگاه از فرد کمک شود. مقاله "چگونه کتاب بخوانیم؟ " نوشته Dr. K. K. Palani است. وی در این مقاله از دلایل مفید بودن کتابخوانی صحبت کرده است و انواع روشهای افزایش مطالعه در جامعه را مطرح کرده است. مخاطبان گرامی میتوانند ترجمه کامل این مقاله را در این مطلب مطالعه کنند.
دیدارنیوز ـ صدف بهرامیراد: مقاله "چگونه کتاب بخوانیم؟" نوشته Dr. K. K. Palani است. وی در این مقاله از دلایل مفید بودن کتابخوانی صحبت کرده است و انواع روشهای افزایش مطالعه در جامعه را مطرح کرده است. مخاطبان گرامی می توانند ترجمه کامل این مقاله را در ادامه مطالعه کنند.
«شناسايى و درك نمادها در گرو يافتن ارتباط معنايى مناسب با آنهاست. مهارت درك مطلب به يادگيرنده كمك میكند تا معناى كلمات مختلف را در متن و به صورت جدا متوجه شود. قبل از ظهور تلويزيون، پير و جوان روزانه مدت زمانی را صرفاً به خواندن كتاب اختصاص میدادند و فقط مربيان و دانشآموختگان ادبيات نبودند كه كتب ادبى سنگين را مطالعه میكردند حتى در مدارس نيز عادات كتابخوانى از سنين كم به كودكان آموزش داده میشد، اما همه اينها به گذشته مربوط میشوند.
امروزه اهميت كتابخوانى براى پير و جوان كاملا از بين رفته است و تلويزيون و گوشى موبايل به خصوص، بيشتر زمان فراغت و غير فراغت مردم را پر میكند. موسسات آموزشى اعم از مدرسهها و كلاسهاى آموزشى نيز تنها زمانی به كتابخوانى و به طور كلى عادت خواندن دانشآموزان و دانشجويان اهميت میدهند كه انتظار دارند براى امتحان آمادگى پيدا كنند كه خب اين خود يك فاجعه در سيستم آموزشى به شمار میرود!
بررسى:
Naik (نايك) در سال ١٩٨١ علاقه و توانايى خواندن را در نوجوانان و بزرگسالان مورد مطالعه قرار داد.
١-هدف اين تحقيقات درك ماهيت كلى علاقه و عادت به خواندن افراد بالاتر از ١٥سال بود.٢-براى مطالعه اين روند، اطلاعات و دادهها از طريق پرسشنامه جمعآورى میشدند و دادهها با توجه به خواندن روزنامهها، كتابها و مجلات مورد تجزيه و تحليل قرار میگرفتند. روانشناسى اجتماعى خوانندگان و علايق گروههاى سنى مختلف نيز جداگانه تحليل شدند. نتايجنهايى اين پرسش و پاسخ و يافتهها بدين صورت بود:
١. روزنامهها بيشترين چيزى بود كه دانشآموزان به خواندنش علاقه داشتند.
٢.زنان و دختران در هر رنج سنى كمتر روزنامه میخوانند.
٣.خواندن روزنامه با افزايش سن افراد بيشتر میشود.
٤.مردها بيشتر از زنها میخوانند.
٥.روزنامههاى ورزشى تا سن ٤٠ سالگى بسيار محبوب بودند.
٦.از عوامل مهم افزايش و توسعه خواندن مربوط به رشد روانشناختى و پيشرفت اجتماعى و فرهنگى بود كه در سطوح سنى مختلف متفاوت بود.
٧.در سنين كمتر كتابهاى داستانى بيشتر خوانده میشد.
Nagappa (ناگاپا) در سال ١٩٨٨ یک نظرسنجى به نمايندگى از شوراى آموزش بزرگسالان ايالت كارناتاكا انجام داد. او ٤١٠ بزرگسال را در ٩ناحيه اين ايالت مورد مطالعه قرار داد. نتايج تحقيق به شرح زير بودند:
١-كتابهاى مذهبى و ادبيات عاميانه (كتاب هاى داستانى رمان گونه) براى نوسوادها(neo-literates) جذابيت بيشترى دارد. (نوسوادها به افرادى گفته میشود كه از امكانات تحصيلى در زمان خود محروم مانده بودند و با گذر زمان و بدون تحصيلات آكادميك سواد را آموختند كه معمولا جزو طبقات ضعيف جامعه به شمار میروند).
٢-مباحثى كه از كتب دينى توسط نوسوادها مطالعه میشود بسته به سن، جنسيت و شغل افراد متفاوت است و معمولاً نوجوانها و جوانان به قسمتهايى از كتب الهى علاقه نشان میدهند كه راجع به حقوق شهرونديشان و سيستم دولتى مناسب براى اداره كشورشان صحبت كرده است.
همچنين Moffit (موفيت) و Wartella (وارتلا) در سال ١٩٩٢ تأثير وضعيت اقتصادى ـ اجتماعى بر رفتار خواندن را مورد بررسى قرار دادند. نتايج نشان دادند كه دانشآموزان طبقات اجتماعى مرفه و فقير بيشتر از دانشآموزان سطح مالى متوسط مطالعه میكردند، البته اين يافتهها با نتايج مطالعات انجام شده توسط Banks (بنكس) در سال ١٩٨٦ و Duggins (داگينس) در سال ١٩٨٩ مطابقت ندارد كه معتقد بودند تفاوت چندانى بين سطح خواندن دانشآموزان با وضعيت اقتصادى خانوادهها وجود ندارد. البته براى نتايج دقيقتر لازم و ضرورى است در زمان فعلى، مطالعات بسيار دقيقترى بر سطح خواندن در خانوادهها با توجه به وضعيت مالى و فرهنگيشان انجام شود.
مهارت های مطالعه کردن
انواع روشها و راهكارهاى آموزشى وجود دارد كه اخيراً در تلاش براى بهبود مهارتهاى خواندن دانشآموزان و گسترش اين عادت اتخاذ شده است. به عنوان مثال برنامه شتابدهنده خواننده(تند خوانى) در بسيارى از مدارس اجرا میشود.
اين سيستم مديريت خواندن رايانهاى، از يك برنامه پاداشدهى استفاده میكند براى بالا بردن انگيزه دانشآموزان تا كتابهاى بيشترى نسبت به كتب درسيشان مطالعه كنند.گزينههاى بسيارى اعم از كمك درسى يا داستانى در اختيار دانشآموزان قرار میگيرد تا از بين آنها به مطالعه آزاد بپردازند. زمانى كه به فرض دانشآموزى كتاب انتخابى خود را به اتمام برساند كوييزى براى درك مطلب خوانده شده در اختيارش قرار میگيرد كه بنا به حجم و طول كتاب خوانده، نمره به جوابهای صحيح تعلق میگيرد كه در ادامه با اخذ نمرات قابل قبول در اين تستها مدرسه جايزهاى درخور شامل مدرك يا حتى جايزه نقدى و خوراكى براى اين دانشآموزان در نظر میگيرد. اين برنامه با هدف ايجاد انگيزه براى خواندن و تقويت برنامه درسى با ايجاد تعادل بين آموزش و كتب تجارى، درست شده است.
روش (SUSTAINED SILENT READING (SSR
اين روش به گونه اى است كه در آن دانش آموزان در طى روز در محيطى ساكت و آرام ساعتها مطالعه آزاد میكنند. اين برنامه با هدف ايجاد خوانندگان ماهر انجام میشود و در تعدادى از مدارس نيز مورد استفاده است. موضوع جالب راجع به SSR اين است كه در زمان تعيين شده حتى خود معلم كلاس نيز بايد به مطالعه آزاد بپردازد، به همين دليل نه تنها كودكان ساعات كتاب خواندنشان افزايش میيابد بلكه بزرگسالان نيز زمانى در روز را به خواندن اختصاص ميدهند. Alvermann (آلورمن) و Phelps (فلپس) معتقدند زمانى كه SSR در اختيار دانشآموزان قرار ميدهد از اهميت فوقالعادهاى برخوردار است، چون بسيارى از كودكان ممكن است در ادامه روز پس از مدرسه، زمان مطالعه آزاد نداشته باشند.
برنامههايى مانند Accelerated Reader و SSR برای ایجاد مهارتهای خواندن دانشآموزان و همچنین ترغیب عادتهای بهتر خواندن در نظر گرفته شده است.
تعريف خواندن:
«خواندن» فرآيند تفكر، ارزیابی، قضاوت، تصور، استدلال و حل مشكلات و مسائل است. Throndike (تروندايك) معتقد است خواندن يك پاراگراف، اهميتى برابر با آناليز كردن در سازماندهى قدرت تفكر را دارد. خواندن به اين دليل كه به طور همزمان خواهان توجه، انتزاع، تعمیم، درک و تمرکز است به يادگيرى، تأمل، قضاوت، تحلیل، سنتز و پيدا كردن راهحلهاى مفيدى براى حل مشكلات، كمك میكند. خواندن در اصل بايد باعث پديد آمدن معنايى كلى از بسيارى از پرسشهاى هستى شود؛ نه بدست آوردن معنايى ظاهرى در بين صفحات چاپى.
Gray (گرى) در مورد ابعاد فرآيند خواندن ميگويد: «خواندن شامل شناخت، درک، واکنش و ادغام است». Shaw (شاو) نيز اضافه میكند: «خواندن، فرآیند دیدن یا درک موارد؛ مستقل از مشاهده و جذب روابط متقابل آنها است».
Hildreth (هيلدرت) نیز اظهار ميكند: «خواندن به استنباط نیاز دارد و اهمیت نسبی ایدهها و معانی را نیز به خود اختصاص میدهد».
اهميت خواندن:
خواندن به طور كلى جزء مهارتها شمرده ميشود كه فرد ميتواند اين مهارت را داشته باشد يا فاقد آن باشد. همچنين اين مهارت اكتسابى است. مهارت خواندن وسيلهاى است براى بدست آوردن ايدههايى كه نمىتوانند به صورت شفاهى منتقل شوند.
فردى كه توانايى خواندن بهترى دارد عملاً وسيلهاى براى گسترش افقهاى ذهنى خود دارد و نسبت به فردى كه فاقد اين توانايى است راهحلهاى بيشترى هنگام مواجهه با مشكلات پيدا ميكند. خواندن عامل بسيار مهمى بر رشد فكرى و عاطفى به شمار ميرود و جزو فعاليتهاى مهم در روند يادگيرى است.
در طول تاريخ خواندن اهميت انكار نشدنىاى پيدا كرده است كه ميتواند سمت و سوی جامعه را با كسب دانش ـ توسط خواندن ـ رو به كمال ببرد. همچنين انفجار دانش و انقلاب عظيم در فناورى ارتباطات، بشر را متقاعد كرده است كه توليد محتوا براى مطالعه و توزيع آن براى بالا بردن سطح دانش عمومى امرى ضرورى به شمار ميرود. تحولات چشمگير در علم و فناورى، تحول عظيمى در تكنولوژى چاپ بوجود آورده است.
فرایند تولید مواد، شیوه زندگی مدرن، پیچیدگی جنبههای ساختاری و عملکردی جوامع حاضر و سایر تغییرات و تحولات، مديون فراوانی متون خواندنى موجود و ماهیت واگرا و متنوع آن است. بدون شک، نسل کنونی تنوعى به گستردگى اقیانوس در انتخاب کتاب دارد، اما انتخاب كتابى با ادبیات و موضوعى مناسب كه در نهايت بتواند به بهبود جامعه كمك كند مشكل به نظر ميرسد. متأسفانه در عصر كنونى، ادبیات نامطلوب که صرفاً با انگيزه سود مالى توليد ميشوند، به ويژه ميان جوانان رواج پيدا كرده است و ذهن جوانان را از نگرانىهاى اصلى زندگى منحرف و جذب موضوعات هجو و بيهوده كرده است. بنابراين نياز مبرمى به كاهش توليد اين قبيل متون و تهيه مطالب مطلوب و مفيد وجود دارد. از اين رو است كه پيدا كردن كتاب درست براى خواندن كار دشوارى است كه بايد از نظر علمى به آن پرداخت.
خواندن، شخصيت را مى آرايد
شخصیت انسانى به طور مداوم از طریق خواندن تغییر مییابد. خواندن همچنين مانند هر شکل دیگری از تجربه ممکن است تأثیر منفی یا مثبتی برخواننده داشته باشد از اين رو بايد برنامهاى متعادل و مناسب در جهت تاثيرپذيرى درست و در نتيجه كسب نتيجه آرمانى از خواندن اتخاذ شود و به ساختن شخصيتى متعارف و آگاه از فرد كمك شود.
خواندن به اصلاح شخص و جامعه كمك ميكند
جمله معروفى وجود دارد كه ميگويد: «با افزايش سن، هر فرد بايد ذهن، وجدان و فلسفه مختص به خود را داشته باشد». یکی از اهداف اساسی آموزش و پرورش را ميتوان کمک به کودک در تفسیر خود در رابطه با دیگران و ايجاد قدرت آگاهى در درك بيشتر از زندگىاش شمرد. كتاب در اين روند رشد، كمك بسيار چشمگيرى ميتواند داشته باشد.
خواندن مي تواند تفريح اوقات فراغت باشد
در این رابطه، ارسطو ميگويد: «هدف مهم و نهايى آموزش بايد استفاده عاقلانه از اوقات فراغت دوران نوجوانى باشد تا استفاده صحيح از اين زمان تبديل به عادت در بزرگسالى شود. خواندن به تعادل و انعطاف پذیری ذهن كمك مي كند بنابراين خواندن نه تنها مي تواند منبع مفيد بلكه سودآورى براى تفريح نيز به شمار رود».
اجزاى خواندن
خواندن يك فعاليت عصبى و عضلانى است. در هنگام خواندن، مشاركت عظيمى در هماهنگى اجزاى عصبى ـ عضلانى فرد صورت ميگيرد. خواندن به عنوان يك مهارت روانگردان بر حوزههاى شناختى و عاطفى رفتار انسان تأثير ميگذارد. در ادامه، برخى از مولفه هاى مهم مهارت خواندن آورده شده است:
١.درك كردن مفهوم كلى
٢.درك كردن منطق ساخت جملات
٣.پيشبينى كردن معناى جمله بعدى
٤.با درك صحيح به راحتى به جمله بعدى رفتن.
توسعه در جهت علاقمند كردن به خواندن
توانايى خواندن در انواع سنین متفاوت است اما آموزش مناسب در مدارس به راحتى ميتواند اين توانايى را ايجاد كند. معلمان به خصوص معلمان زبان و ادبيات، نقش به سزايى در كسب اين توانايى ايفا ميكنند. اين معلمان ميتوانند با اخلاق خوب، ارائه موضوعات جذاب و راهكارهاى مفيد، به ايجاد انگيزه و علاقمند كردن كودكان از سن كم به خواندن و ايجاد نگرش هاى سودمند، بسيار نقش مهمى داشته باشند.
معلمان بايد بتوانند ارزش هاى خواندن را در ذهن كودكان مهم جلوه دهند تا احتمال كتابخوان ماندن آنها تا آخر عمرشان وجود داشته باشد. موارد زیر برخی از تکنیکهای کلی برای توسعه توانایی های خواندن است:
١.راهنمایی و ترغیب والدین
٢.انگیزه توسط معلمان
٣.ترويج خواندن به عنوان یکی از سرگرمی ها و علاقههای مطلوب از طریق «راهنمایی و ترغیب والدین»، «انگیزه توسط معلمان» و «ترويج خواندن به عنوان سرگرمی اوقات فراغت»
٤.استفاده مداوم از فرهنگ لغت و ديكشنرى
٥.خواندن روزنامه
٦. خواندن کتاب
٧.بازدید از کتابخانهها
٨. بهره گیری از محتوايى مطلوب براى خواندن
٩. مطالعه واژگان و زبان اضافه براى بالا بردن سطح خواندن.
نتيجه:
«خواندن» يك فعاليت مهم در فرآيند يادگيرى به شمار ميرود و به دلیل حركت سريعالسير جامعه بشرى، اهميت آن چندين برابر شده و به يكى از جنبههای اساسی بهبود شيوه عملکرد انسانها تبدیل شده است که در تنظیم جامعه و قرار گرفتن در معرض جامعه باسواد نقش مهى دارد. با افزايش سطح خواندن، جامعه اى با سواد و آگاه درست ميشود كه در نتيجه، ايدههاى موثر، تفكر درست و نگرش مثبت به جامعه تزريق ميشود و در آخر جامعه و كشورى سالم و ثروتمند خواهيم داشت.»
در زیر فایل قابل دانلود مقاله به زبان انگلیسی قرار گرفته است: