
سفر همزمان مقامات ژاپنی و آلمانی به تهران که هردو کشور درگذشته با امریکا دشمنی کردهاند، میتواند حاوی این پیام باشد که "جنگها بیفایدهاند، جنگها هم ازطریق دیپلماسی پایان مییابند و دشمنان هم میتوانند با یکدیگر دوست شوند و در نظام بینالملل دوست و دشمن ثابت وجودندارد، آنچه ثابت است، منافع کشورها است. "
دیدارنیوزـ افشار سلیمانی*: ترامپ یکسال پیش از برجام خارج شد و تحریمهای یکجانبه را علیه ایران برقرار کرد و در ادامه نیز تحریمها و محدودیتهای دیگری علیه ایران اعمال کرد. او قبل و بعد از خروج از برجام با اظهارات تهدیدآمیز، ایران را به مذاکره دعوت و با پاسخ منفی تهران مواجه شد.
در ادامه فشارهای ترامپ و پس از برکناری تیلرسون از وزارت خارجه امریکا، پمپئو وزیر خارجه جدید، برای مذاکره با ایران ۱۲ شرط تعیین کرد که فضا را بحرانیتر ساخت.
پس از برکناری مشاور امنیت ملی قبلی، با ورود جان بولتون به کاخ سفید (که از گذشته بر تغییر رژیم ایران و حمله نظامی به ایران تاکید میکرد و به دفعات از سازمان منافقین در ازای دریافت دلار حمایت کرده و درسخنرانیهایی در تجمع آنها برمواضع ضد جمهوری اسلامی اصرار ورزیده است) بهعنوان مشاور امنیت ملی، مواضع ترامپ به موازات تندرویهای بولتون و ترامپ (که البته در ایام اخیر، تحتتاثیر مواضع ترامپ فروکش کرده) نسبت به ایران افراطیتر شد، بطوریکه در آستانه یکسالگی خروج ترامپ ازبرجام، سپاه پاسداران را در ردیف سازمانهای تروریستی قرار داد و متعاقبا انتقال اورانیوم غنی شده ایران برای تولید کیک زرد و نیز انتقال آب سنگین به کشور دیگر جهت نگهداری یا فروش آن را تحریم کرد. ایران هم در واکنش بهاین اقدامات ترامپ، نیروی نظامی امریکا در غرب آسیا (سنتکام) را در ردیف گروههای تروریستی قرارداد، قایقهای تندرو سپاه را در خلیج فارس مجهز به موشک کرد و درحالت آماده باش قرارداد (وبرخی واکنشهای دیگر با ماهیت نظامی) و اعلام کرد بهمدت دوماه، حجم غنیسازی اورانیوم و تولید آب سنگین را افزایش خواهد داد تا اروپا نسبت به اجرای تعهدات برجامی خود بهویژه درزمینههای اقتصادی و مالی عمل کند، درغیر اینصورت پس از دو ماه، این میزان از نظر کمی وکیفی افزایش خواهد یافت که البته این اولتیماتوم زمانی، مورد انتقاد اروپاییها قرارگرفت.
مزید بر موارد گفته شده، همزمان با یکسالگی خروج ترامپ از برجام و تشدید مواضع ضدایرانی او، وزیر خارجه امریکا اعلام کرد ناو جنگی آبراهام لینکن امریکا جهت نظارت و پاسخگویی به تحرکات احتمالی ایران به سوی خلیج فارس حرکت کرد. امریکا همچنین بمب افکنهای بی ۵۲ خود را به پایگاه نظامی العدیده در قطر اعزام کرد، سپس از تصمیم امریکا برای اعزام ۱۵۰۰ نیروی نظامی به عربستان و قطر پردهبرداری شد.
در ادامه تحولات فوق، متعاقبا در هفته های اخیر ۴ کشتی نفتی عربستانی، اماراتی و نروژی در بندر الفجیره امارات دچار آسیب شد و انصارالله یمن اهدافی را در عربستان مورد حمله قرارداد که از سوی برخی مقامات عربستانی و اماراتی و وزیر خارجه امریکا ایران متهم به دست داشتن وهدایت خرابکاری در این کشتیها شد که گفته میشود نتیجه تحقیقات امارات در شورای امنیت سازمان ملل بهزودی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. هرچند در بررسی روز جمعه ۱۷ خرداد در دفتر نمایندگی امارات در سازمان ملل، نتیجه خاصی بهدست نیامد.
سپس درمنطقه سبز بغداد در نزدیکی سفارت امریکا کاتیوشای روسی متعلق به جنگ جهانی دوم اصابت کرد که خسارات جانی و سختافزاری درپی نداشت که دراین رابطه نیز ایران تلویحا در معرض اتهام قرارگرفت که در هر سه مورد، ایران اتهامات را رد کرد و نسبت به دست داشتن کشورهای ثالثی که منافع خود را در بیثباتی منطقه جستجو میکنند، هشدارداد.
در چنین شرایطی و با عدم پذیرش پیشنهاد مذاکره ازسوی امریکائیها تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی و تهدید نظامی ضمنی، تب بروز جنگ احتمالی میان امریکا وایران در منطقه بالا گرفت، هرچند دوطرف بر عدم اقدام نظامی تاکید کردهاند و علی الاصول نیز به دلایل مختلف داخلی وخارجی در هر دو کشور و شرایط منطقهای و بینالمللی، احتمال بروز جنگ در خلیجفارس اندک است.
در چنین شرایطی با توجه به نگرانیهای کشورهای منطقه و خارج از منطقه از بروز ناامنی در خلیج فارس، از سوی برخی کشورها از جمله سوئیس، عراق، عمان، قطر و برخی کشورهای دیگر برای کاهش سطح تنش، شروع به پادرمیانی شد و دولتمردان آنها با مقامات ایران و امریکا وارد تماس و تبادل پیام شدند.
با شروع خرداد ماه ۹۸ وزیر خارجه ایران در ادامه سخنرانیها و مصاحبههای اردیبهشت ماه خود در نیویورک و در راستای افشای اهداف ضد ایرانی تیم "ب" (بولتون، بن سلمان، بن زاید و بنیامین) و جدا کردن حساب ترامپ از آنها به شاتل دیپلماسی منطقهای روی آورد و به چند کشور منطقه سفر و با همتایانش و دیگر مقامات این کشورها ازجمله ترکمنستان و پاکستان مذاکره کرد و با فاصله کوتاهی از این دیدارها عازم توکیو و مذاکره با مقامات ژاپنی شد که بهنظر میرسد از ابتدا هدف اصلی سفر ظریف، ژاپن بوده اما برای رد گم کردن ابتدا به چند کشور در منطقه رفت و سپس عازم ژاپن شد تا این تصور که هماهنگی قبلی برای میانجیگری ژاپن میان ایران و امریکا صورت گرفته به وجود نیاید.
این درحالی است که به فاصله اندکی پس از سفر ظریف به توکیو، دونالد ترامپ عازم این کشور شد و موضوع ایران به یکباره در صدر مذاکرات ترامپ و شینزو آبه نخستوزیر ژاپن قرار گرفت، سپس موضع ترامپ نسبت به ایران بهصورت غیر منتظره، نسبتا نرم شد و برخلاف مواضع جان بولتون (که در راستای جلب اعتماد ایران و کره شمالی حتی احتمال برکناریاش نیز وجود دارد) اعلام کرد که به دنبال تغییر رژیم ایران نیست و فقط میخواهد ایران تضمین بدهد که در پی دستیابی به سلاح هستهای نیست و با دولت ایران آماده مذاکره است و میتواند با همین نظام، همکاریهای خوب و سودمندی داشته باشد. در تهران هم مقامات ایرانی به منوال گذشته، اعلام کردند که ایران در پی تولید سلاح هستهای نیست و این اقدام از نظر شرعی حرام است و قبلا نیز طی فتوایی ازسوی رهبری ایران اعلام شده است.
پس از اظهارات ترامپ و آبه در توکیو و چراغ سبز ترامپ و تهران، اعلام شد که نخستوزیر ژاپن بزودی عازم ایران خواهد شد که این به معنی حصول پیشرفت در روند میانجیگری ژاپن میان واشنگتن و تهران ارزیابی میشود. بهنظر میرسد آنچه را ظریف به طرف ژاپنی منتقل کرده بود، شینزو آبه موفق به جا انداختن آن برای ترامپ و جلب نظر او شده بود که ترامپ هم موضع نرمی اتخاذ کرد. پس از آن و انتقال سیگنال مثبت از سوی توکیو به تهران و چراغ سبز ترامپ و تهران، اعلام شد که نخستوزیر ژاپن بهزودی عازم ایران خواهدشد. پمپئو وزیرخارجه امریکا پس از اظهارات نرم ترامپ در توکیو اعلام کرد کشورش آماده مذاکره بدون پیششرط با ایران است و بدین ترتیب ۱۲ شرط پیش گفتهاش را حداقل بهصورت تاکتیکی کنار گذاشت. متعاقبا بولتون هم گفت امریکا به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست و آماده مذاکره است.
بدین ترتیب، دو کشور در بین دولتهایی که سعی در میانجگری داشتند این نقش را به نخستوزیر ژاپن واگذار کردند و این مقام عالیرتبه ژاپنی قرار است ۲۲ خرداد وارد تهران شود و با مقامات عالیرتبه ایران دیدار و گفتگو کند.
اینک در آستانه سفر نخستوزیر ژاپن به ایران، دونالد ترامپ به مقامات انگلیس اطمینان داده که به دنبال درگیری نظامی با ایران نیست و در تلاش است تا از طریق گفتوگوی مستقیم با تهران، توافق هستهای را توسعه دهد.
مقامات آمریکایی همچنین موضع این کشور را در جریان سفر سه روزه رئیسجمهوری آمریکا به انگلیس اعلام کرده و گفتهاند که اعزام ناو هواپیما بر به منطقه، اقدامی دفاعی بوده است و حتی ناو آبراهام لینکلن را در دریای عرب متوقف کردند و از اعزام آن با هدف کاهش تنشها در منطقه، ممانعت کرده و فعلا به خلیج فارس اعزام نمی کنند.
مقامات ایرانی هم به رغم نشان دادن برخی چراغ سبزها به واسطهگری برخی کشورها با مطرح کردن موضوعاتی ازقبیل عدم اعتماد به امریکا، انجام مذاکره با امریکا مشروط به بازگشت این کشور به برجام و لغو تحریمها، فریبکار بودن ترامپ و مسائلی از این قبیل، احتمال مذاکره با امریکا را ضعیف یا رد میکنند که البته عدم مذاکره مستقیم با امریکا جدی است، اما فرصت دادن به واسطهگری کشورهای ثالث نیز عینی است.
به رغم همه اظهارات تند مقامات دو کشور ایران و امریکا به نظر میرسد با توجه به مجموعه خسارات همهجانبه ناشی از بروز یک جنگ در ابعاد منطقهای و جهانی و نیاز ترامپ و تهران به کاهش سطح تنش فیمابین، با وساطت شینزو آبه در وادی عمل، دو طرف در این مرحله، بنا را بر عدم مذاکره رودررو و انتقال پیام و درخواستها به یکدیگر از طریق نخستوزیر ژاپن و احتمالا در مراحل بعدی توسط سایر مقامات ژاپنی قراردادهاند و اینکه این روند تا این مرحله پیش رفته است که پس از انتقال متقابل پیامهای ظریف و ترامپ درتوکیو توسط این مقام ژاپنی، مجوز این سفر به وی داده شده، نشانگر این است که میانجیگری نخستوزیر ژاپن منجر به دستیابی به تفاهمات مقدماتی شده است و درهمین مرحله ابتدایی نیز منجر به فروکش کردن بحران از جمله کاهش اندک نرخ ارز و برخی اقلام شده که با نتیجه بخش بودن مذاکرات آبه در تهران و متعاقبا احتمالا در امریکا، منجر به کاهش بیشتر نرخ ارز و قیمت کالاها و کاهش التهابات داخلی درایران و منطقه خواهد شد که درهمین حد، اتفاق میمونی محسوب میشود.
احتمال میرود پس از مذاکرات شینزو آبه با مقامات ایرانی و دیدار احتمالی مجدد با ترامپ و شاید پس از یک یا چند دور دیدار دیگر، دوطرف بر اساس تفاهماتی که ازطریق میانجی بهعمل خواهند آورد، نسبت به اجرای آنها یکی پس از دیگری اقدام خواهند کرد و بهاین ترتیب، روند تنشزدایی و اعتمادسازی متقابل پیش خواهد رفت. قدر مسلم، این روند زمانبر خواهد بود و در صورت نتیجه بخش بودن و تقویت اعتماد متقابل، احتمال مذاکرات رودررو میان ایران و امریکا دور از ذهن نیست، بدیهی است چنین مکانیزمی به ایران فرصت خواهد داد تا بتواند از زیانهای بیشتر از سوی ترامپ حتی در صورت انتخاب مجدد در سال ۲۰۲۰ در امان بماند و در صورت پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری با نرمتر شدن مواضع امریکا نسبت به ایران (به رغم مواضع مشترکی که با جمهوریخواهان در رابطه با ایران دارند) از فرصت بیشتری برای تامین منافع ملی برخوردار شود.
نهایت اینکه ردوبدل کردن پیامها و رسیدن به تفاهماتی میان ایران وامریکا ازطریق ژاپن، گرچه میتواند در مدت معینی به کاهش و به مرور به لغو تحریمهای امریکا (وشاید لغو همه تحریمها وحتی بازگشت امریکا به برجام که سندرز رقیب انتخاباتی ترامپ نیز به او پیشنهاد کرده است) و اطمینان دادن به امریکا از سوی ایران در رابطه با عدم تولید سلاح هستهای براساس مکانیزم مورد توافق توسط میانجی ژاپنی و تقویت برجام منجرشود و به مرور به مرحله مذاکره دوجانبه و مستقیم برسد، اما باتوجه به انباشت بسیاری از مسائل و شرایط خاص منطقه و تاثیر بازیگران منطقهای و جهانی و مسائل داخلی دو کشور میتواند به طول بیانجامد وازهمینرو حتی درصورت رسیدن بهاین مرحله، آشتی میان دو کشور و برقراری روابط دوجانبه را در افق دورتری باید تصورکرد. آنچه اکنون حائز اهمیت استراتژیک است، کاهش تنش فیمابین و عدم عزیمت به بحرانیترشدن اوضاع و اجتناب از افزایش احتمال رویارویی نظامی و حفظ و تقویت ثبات و امنیت ایران و کشورهای خلیج فارس ومنطقه است که جز از طریق دیپلماسی اعم از مستقیم یا غیر مستقیم حاصل نمیشود.
بدیهی است که کاهش ارتفاع دیوار بیاعتمادی بلندی که میان ایران وامریکا خودنمایی میکند تا زمان جلوس بر پشت میز مذاکره مستقیم بین دوکشور، نیازمند اقدامات متقابل مرحلهای اعتمادزا و تنشزدا به یاری کشور ثالثی چون ژاپن است. بدینترتیب در این مرحله، موضوع مذاکره مستقیم دوجانبه که ابزاری برای اعمال دیپلماسی است به مرحلهای بعد از ایجاد اعتماد متقابل دو کشور توسط کشور ثالث، موکول شده است.
به نظر میرسد استراتژی امریکا کاهش تنشهای نظامی احتمالی و ادامه سیاست فشار اقتصادی بر ایران، و استراتژی ایران رسیدن به لغو تحریمهاعلیه ایران و انجام مذاکره مستقیم با واشنگتن پس از لغو تحریمها یا لغو بخشهای مهمی از تحریمها باشد و نخستوزیر ژاپن سعی خواهد کرد برای یافتن راهی جهت نزدیک شدن مواضع تهران ـ واشنگتن به مخرج مشترکی از دو استراتژی مذکور نایل شود. در همین چارچوب، احتمال لغو تدریجی تحریمها توسط ترامپ دور از ذهن نیست. با توجه به اظهارات ترامپ در توکیو، لندن و پاریس مبنی بر کاستن از مطالباتش از تهران (حداقل بصورت اعلامی) احتمالا ایران تا رسیدن به مرحله لغو کامل یا تدریجی تحریمها، باید اطمینان بیشتری نسبت به عدم نیت تولید سلاح هستهای به ترامپ بدهد تا در مرحله بعدی، توافقات دو طرف در قالب یک سند، بروز یابد. باتوجه به مواضع گذشته ایران و اظهارات اخیر مقامات ایرانی مبنی حرمت سلاح هستهای و عدم تولید اینگونه سلاحها در آینده، احتمال نیل به توافق میان دو کشور از طریق ژاپن و سپس مستقیم، کم نیست.
سخن آخر اینکه نخستوزیر ژاپن در حالی برای میانجیگری میان ایران و امریکا به تهران سفر میکند که به رغم اینکه روسای جمهور فرانسه و تاحدودی روسیه نیز مطالبات چهارگانه ترامپ از ایران را به درجاتی تایید کردهاند، ترامپ نیز فقط موضوع عدم دستیابی به سلاح هستهای از سوی ایران را مطرح کرده است و وزارت خزانهداری امریکا اعلام کرد سی واندی شرکت پتروشیمی ایران را به دلیل تامین مالی سپاه پاسداران، تحتتحریم قرار میدهد و رئیسجمهور امریکا ضمن تاکید بر عدم علاقمندی به وقوع جنگ با ایران، از روی میز ماندن گزینه نظامی سخن گفت، بنابراین بهنظر میرسد نخستوزیر ژاپن از اعتماد به نفس بالایی نسبت به نتیجه بخش بودن سفرش به تهران برخوردار است؛ گویی که توافقاتی غیرمستقیم میان تهران ـ واشنگنن با وساطت توکیو در نهان حاصل شده است که مقام ژاپنی با دستی پر به تهران میآید و با دستی پر، تهران را بهسوی واشنگتن ترک خواهد کرد، درغیر این صورت سفر فوق؛ آنهم پس از ۴ دهه دراین سطح انجام نمیشد.
اظهارات اخیر مقامات ایرانی و امریکایی و تحولات داخلی ومنطقهای و عواقب ناشی از تشدید بحران و وقوع یک جنگ احتمالی بهویژه در زمینه افزایش قیمت نفت و بروز بیثباتی با چشماندازی نامعلوم درمنطقه و نیاز ترامپ به حل مشکل با ایران و کره شمالی قبل از فرارسیدن موسم انتخابات و آزاد کردن «نزار زکا» زندانی لبنانی مقیم امریکا از سوی ایران، تقریبا همزمان با ورود نخستوزیر ژاپن به تهران و برخی دلایل دیگر که در یادداشتهای پیشین به آنها پرداخته شده، نشان میدهد که احتمال فراهم شدن زمینه برای شروع تنشزدایی میان امریکا و ایران با میانجیگری این مقام ژاپنی فراهم شده است، اما باتوجه به نگرانیهایی که چین و بهویژه روسیه از شروع مذاکرات میان تهران -واشنگتن و حل تدریجی بحران موجود میان دو کشور دارند، محتمل است بهصورتهای نهان و آشکار درصدد به نتیجه نرسیدن مساعی نخستوزیر ژاپن در تنشزدایی میان ایران وامریکا باشند و سه کشور باید نسبت به تحرکات این دو کشور نگران، توجه جدی نشان دهند.
اولین بار است یک نخستوزیر ژاپن پس از چهار دهه راهی ایران میشود. گفته میشود نخستوزیر ژاپن بار دیگر در این سفر بر اهمیت توافق هستهای - برجام - که البته ژاپن عضوی از آن نیست، تاکید خواهد کرد. از آنجاکه در ماههای آینده انتخابات مجلس در ژاپن برگزار خواهد شد نتایج این سفر برای شینزو آبه نیز حائز اهمیت خواهد بود.
خاورمیانه منبع مهم تامین کننده نفت برای ژاپن است، این منطقه و تنگه هرمز و ثبات آن برای توکیو بسیار با اهمیت مینماید و طبیعی است ژاپن تلاش کند تا ثبات و امنیت منطقه مورد حراست قرار گیرد و از رویارویی نظامی پرهیز شود. پس از بازگشت آبه از تهران، دیدار مهمی میان اعضای مجلس نمایندگان با نخستوزیر صورت خواهد گرفت که به همین انتخابات مربوط است و برای همین، سفر در شرایطی حساس در منطقه و در داخل ژاپن انجام میشود.
درهمین حال، سرانجام ترامپ با مکزیکیها به توافق رسید و سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که پس از یک هفته مذاکره بین هیات مکزیکی و هیات امریکایی به رهبری مایک پومپئو، طرفین توافقی را امضاکردند که به تصویب ترامپ رسید و به دستور او، مقررات تعلق اخذ ۵ دلار تعرفه گمرکی بر کالاهای مکزیکی که قرار بود از فردا به اجرا درآید متوقف شد. بازارهای امریکا و جهان نیز که ازفعل وانفعالات مثبت درزمینه مناسبات تجاری امریکا بامکزیک مطلع شده بودند واکنش سریع مثبتی به این خبر نشان دادند، بهطوریکه واحدمبادلات داوجونز ۲۶۳ و مزدک ۳۰ درصد افزایش نشان دادند. دستورترامپ برای اخذ تعرفه مازاد ازمکزیک که شریک دوم تجاری امریکااست سبب اعتراض تعدادی ازنمایندگان وسناتورهای جمهوریخواه ازتکزاس، ایوا، میشیگان و اوهایو شده بود واحتمال مخالفتهای گسترده با آن میرفت که با این توافق، مشکل حل شد.
اینگونه تصمیمات ترامپ که حکایت از تغییر تصمیمات قبلی او دارد، به رغم اظهارات تند و متناقض او در سیاست خارجی، تغییر احتمالی تصمیمات وی در رابطه با ایران بهویژه لغو تحریمهای ایران و حداقل لغو تدریجی آن را با وساطت نخستوزیر ژاپن به ذهن متبادر میسازد، خاصه اینکه این مقام عالیرتبه ژاپنی با چراغ سبز ترامپ و حمایت اتحادیه اروپا از مساعی طرف ژاپنی عازم ایران میشود.
ازسوی دیگر مواردی از قبیل سفر همزمان وزیرخارجه آلمان به تهران و همراهی مسئول آلمانی اینستکس با او و اعلام آمادگی هلند برای پیوستن به این سیستم، میتواند نشانی از این باشد که ترامپ، چراغ سبز شروع فعالیت این سامانه مالی را داده است و بهزودی این سیستم، فعالیت خود را شروع خواهد کرد و به عنوان یکی دیگر از اقدامات برای تنشزدایی میان ایران و امریکا و عزیمت بهسوی لغو تدریجی تحریمها و فراهم شدن زمینه مذاکرات دوطرف، نمود پیدا خواهدکرد.
سفر همزمان مقامات ژاپنی وآلمانی به تهران که هر دو کشور درگذشته با امریکا دشمنی کردهاند و در جنگ جهانی دوم از امریکاییها خسارات زیادی دیدهاند و اولین بمب اتمی امریکا برسر مردم ژاپن فرود آمده و هنوز نیز آثار سوء آن باقی است، اما بعد از جنگ دوم هر دو کشور، دشمنی را با امریکا کنار گذاشتهاند و راه پیشرفت اقتصادی را پیش گرفتهاند میتواند حاوی این پیام باشد که "جنگها بیفایدهاند، جنگها هم ازطریق دیپلماسی پایان مییابند و دشمنان هم میتوانند با یکدیگر دوست شوند و در نظام بینالملل، دوست ودشمن ثابت وجودندارد، آنچه ثابت است، منافع کشورهاست."
*دیپلمات و سفیر سابق ایران در آذربایجان