
آمریکاییها معتقدند ایران هیچ کدام از خواستههای اولیه آنها را برآورده نکرده است و ایرانیها هم میگویند که آمریکاییها هیچ کدام از فشارهای خود را کاهش نداده اند؛ در این شرایط باید گفت که فضای کنونی، تغییر در نحوه جنگ لفظی است و در رویکرد و عمل طرفین، هیچ گونه تغییر ملموسی و قابل توجهی دیده نمیشود.
دیدارنیوزـ اسفندیار عبداللهی: روابط تنش آلود مابین ایران و آمریکا وارد مراحل جدیدی شده است. به نظر می رسد سفر دونالد ترامپ که پس از سفر وزیر امور خارجه کشورمان به ژاپن صورت گرفت باعث شد جنس اظهار نظر و موضع گیری های مقامات دو کشور به ویژه مقامات آمریکایی عوض شود.
مایک پمپئو وزیر خارجه ایالات متحده که پیشتر سفر خود را به آلمان لغو کرده و برای موضوعات مرتبط با ایران به عراق سفری عجولانهای انجام داده بود و پس از آن به روسیه رفته بود، اینک به اروپا سفر کرده است، گویا لحن او نیز عوض شده است.
پیش بینی می شد وی برای راضی کردن اروپاییها برای عدم همکاری با ایران در جهت فشار اقتصادی حداکثری، این سفر را انجام داده باشد ولی خبرها حکایت دیگری را روایت میکنند، به طوری که گویا پمپئو در خصوص اینستکس، نظر مثبتی ابراز داشته است و به نظر میرسد قصد دارد از ظرفیت اروپا برای مذاکره با ایران استفاده کند.
این اتفاق در حالی به وقوع پیوسته است که در دهه سوم خرداد ماه، جمهوری اسلامی ایران، پذیرای مهمان مهمی خواهد بود. شینزو آبه نخست وزیر ژاپن پس از چهل سال از وقوع انقلاب اسلامی در ایران، اولین نخست وزیر ژاپن است که به ایران سفر میکند.
کلیدواژههایی که ترامپ در ژاپن و در رابطه با ایران استفاده کرد و نقشی که برای ژاپن در ایجاد ارتباط بین ایران و آمریکا قائل شد نشان میدهد این روزها ایران؛ محور و بیس اصلی سفرهای دیپلماتیک در غرب و شرق عالم است.
دستگاه دیپلماسی ایران و آمریکا طی چند ماه گذشته، تقریبا به همه کشورهایی که میتوانستند در جلوگیری از جنگ بین دو کشور نقش و اثری داشته باشند سفر کرده و از ظرفیت مثبت آنان، بهره گرفته اند اما به نظر می رسد هر دو کشور، روسیه را میانجی خوبی نمیدانند، به همین دلیل گویا قرار است آمریکا از ظرفیت اروپاییها استفاده کند.
اکنون مشخص شده هیچ یک از طرفین، خواهان جنگ نیستند، هرچند آنها همچنان نیات مخالف و اهداف متضادی را دنبال میکنند. ایران کما فی السابق بر ارتباطش با گروههای موسوم به مقاومت اصرار دارد، در صدد است حتی الامکان برنامه هستهای خود را داشته باشد و عدم ارتباط نامتوازن با آمریکا را از اصول انقلاب میداند. آمریکا نیز تاکنون با تحریم و فشار با ایران مواجه شده است و اینک به مرحلهای رسیده است که دولتمردان آن، فکر میکنند تحریمها و فشارها تاثیر خود را گذاشته و زمان مناسبی برای آمدن ایران پای میز مذاکره است.
در اینکه تحریمها بر تمام شئون و ابعاد زندگی ایرانیها تاثیر گذاشته است شکی نیست، ولی اینکه آستانه تحمل مسئولان و مردم ایران چقدر است نظرات متفاوتی وجود دارد. به هر روی به نظر میرسد فصل جدیدی از تحرکات دیپلماتیک شروع شده است و باید منتظر خبرهای جدید و شاید ناباورانه باشیم.
اما واقعیت حضور وزیر خارجه آمریکا در اروپا چیست و او چه هدفی را دنبال میکند؟ این سوالی است که پاسخ آن، تابع جورچینی است که هنوز چیده نشده است. در همین رابطه امیرعلی ابوالفتح کارشناس روابط بین الملل و مسائل آمریکا در گفتگو با دیدارنیوز و در پاسخ به این پرسش که با توجه به تحرکات دیپلماتیک ایران و آمریکا، سفر وزیر خارجه ایران و رییس جمهور ایالات متحده آمریکا به ژاپن و سفر اخیر مایک پمپئو به اروپا، آینده روابط و سطح تنش بین ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید، گفت: به نظر میرسد بعد از صحبتهایی که آقای ترامپ در ژاپن انجام داد و مواضعی که در آنجا اتخاذ کرد، لحن دیگر مقامات آمریکا آرامتر شده است.
وی ادامه داد: اگر بخواهیم لحن سه مقام اصلی آمریکایی یعنی آقایان ترامپ، بولتون و پمپئو را در نظر بگیریم، اندکی از آن صحبتهای تند، توهین آمیز و تهدید آمیز فاصله گرفتهاند. رییس جمهور آمریکا در ژاپن گفت قصد براندازی نداریم و با همین رهبران میتوانیم مذاکره کنیم و ایران با همین رهبران میتواند در عرصه بین المللی مفید باشد. او گفت فقط ایران اتمی را نمیپذیرد. بعد از صحبتهای آقای ترامپ، جان بولتون مشاور ارشد کاخ سفید سفری به امارات متحده عربی انجام داد. البته لحن بولتون مقداری تندتر بود، ولی نسبت به گذشته بهتر صحبت کرد. آقای پمپئو نیز در اروپا لحن خود را ملایم کرد. این رفتار می تواند ناشی از این موضوع باشد که آنها امیدوارند سفر نخست وزیر ژاپن به تهران بتواند گرهی از مشکلات مابین ایران و آمریکا باز کند و فضایی را برای مذاکره و معاملهای بهتر با ایران ایجاد کند. باید در نظر داشت کاهش نسبی تنش و ملایم شدن لحن مقامات آمریکایی با اقدامات اولیه آنها قابل مقایسه نیست. آنها در کنار تغییر اندکی که در لحن ایجاد کرده اند همچنان اصرار دارند صادرات نفت ایران صفر شود.
لحن مقامات ایرانی نیز آرام شده است!
ابوالفتح اضافه کرد: وزیر خارجه آمریکا در اروپا گفت با برقراری کانال مالی بین ایران و اروپا مشکلی نداریم؛ به شرطی که مبادله کالا و ارائه خدمات تحریمی در آن نباشد و در خصوص مسائل بشردوستانه، غذا و دارو باشد. این جملات به این معنی است که اگر اروپا در همکاری با ایران، موارد تحریمی را پوشش دهد از طرف آمریکا جریمه میشود؛ لذا در سیاست اعمالی ایالات متحده، نه تنها تغییری ایجاد نشده بلکه رویکرد بسیار سخت تری نیز اتخاذ گردیده است. با مشاهده ملایمت در کلام آمریکاییها نمیتوان نیات و اهدافی که در نظر دارند را نادیده گرفت. متعاقباً لحن مقامات ایرانی نیز آرام شده است. در صحبتهای آقای ظریف بود که گفت ما با آقای ترامپ، مردم و دولت آمریکا مشکلی نداریم و فقط از افرادی موسوم به گروه «ب» نام برد. آقای روحانی هم گفت اگر با ما محترمانه و به صورت برابر صحبت کنند، ما اهل مذاکره ایم ولی ما زیر بار فرمان دادن و نگاه از بالا نمیرویم
این کارشناس مسائل آمریکا خاطرنشان کرد: آمریکاییها معتقدند ایران هیچ کدام از خواستههای اولیه آنها را برآورده نکرده است و ایرانیها هم میگویند که آمریکاییها هیچ کدام از فشارهای خود را کاهش نداده اند؛ در این شرایط باید گفت که فضای کنونی، تغییر در نحوه جنگ لفظی است و در رویکرد و عمل طرفین، هیچ گونه تغییر ملموسی و قابل توجهی دیده نمیشود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا امکان دارد خطوط قرمز طرفین در چهل سال گذشته به کناری نهاده شود و روابط متقابل از سر گرفته شود، گفت: سیاست جمهوری اسلامی ایران با دولت اوباما زمانی بر هم منطبق شد که طرفین به درک مشترکی رسیدند، بنابراین برای حل اختلافات، دو کشور باید در مسیر گام به گام پیش بروند. از تندترین و چالش برانگیزترین موضوعات بین دو کشور برنامه هستهای ایران بود که تجربه مذاکره بین ایران و آمریکا در سابقه آن وجود دارد. پایبندی به برجام، محک خوبی برای سنجش صداقت آمریکایی ها است. در این صورت است که ایران و آمریکا میتوانند وارد فازهای بعدی شوند. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب تأکید کردند آمریکا درعمل ثابت کند که به تعهدات خود عمل میکند.
مشکل اصلی ایران با آمریکا، عدم اعتماد است
ابوالفتح اظهار کرد: آقای ترامپ مشکل را به صورت موضوعی و گامبهگام نگاه نمیکند و قائل است به اینکه مسائل ایران و آمریکا از قدیم تا کنون در یک پکیج، روی میز گذاشته شده و حل شود که داخل آن مسائل هستهای، موشکی، روابط منطقهای ایران، مسائل حقوق بشری، تروریسم، سیاستها و مسائل داخلی، روابط اقتصادی ایران و آمریکا و مسائل فرهنگی نیز وجود دارد. جمهوری اسلامی برای ورود به این موضوعات آمادگی ندارد، ولی اگر آمریکا بخواهد حسننیت خود را نشان دهد باید بپذیرد که وارد گفتگوهای گامبهگام شود و شروع آن بازگشت به توافق هستهای و برجام است. به نظرم بعد از این که این مشکل حل شد میتوان انتظار داشت که مشکلات بعدی هم گام به گام روی میز گذاشته شوند. رهبری اخیراً فرمودند: در مورد مسائل ناموسی کشور با کسی مذاکره نمیکنیم، این نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران حاضر نیست همه مسائل را با آمریکا به مذاکره بنشیند. البته مقام معظم رهبری مشخص نکرده اند که موضوعات ناموسی کشور به صورت مصداقی چه مسائلی هستند. به هر حال از نظر رهبری، برخی موضوعات، قابل مذاکره نیست. من تصور میکنم منظور مقام معظم رهبری از مسائل ناموسی بیشتر معطوف مسائل دفاعی، منطقهای، حمایت از گروههای همسو و مسائل داخلی کشور مثل حقوق بشر است. از نظر مقام معظم رهبری مسئله هستهای بسیار مهم است، آمریکا باید یک عدد و سطحی از فعالیت هستهای ایران را بپذیرد.
وی ادامه داد: آمریکاییها معتقدند که صنعت هستهای ایران باید roll back شود (به عقب برگردد)، یعنی پیچ و مهره آن باز و به نقطه صفر در ۳۵ سال قبل برسد و ایران این کار را نمیپذیرد. احتمالا یکی از موضوعاتی که رهبر معظم از آن به عنوان مسائل ناموسی یاد کردند این موضوع است. به هر صورت آمریکاییها ابتدا باید اعتمادسازی کنند، این اعتماد سازی فقط مربوط به ایران نیست، کره شمالی، چین، روسیه، ترکیه و اروپا در دوره کنونی و در این شرایط به تصمیمات، اقدامات و قول و قرارهای آمریکاییها اعتماد ندارند؛ بنابراین اصل و مشکل اصلی روابط با آمریکا بحث اعتماد است لذا آقای ترامپ اگر خواهان یک معامله خوب با ایران است باید اعتماد ایرانیها را جلب کند و اطمینان بدهد در پایان دوره چهار یا هشت ساله ریاست جمهوری او توافقات و معاملات بین دو کشور تحت شعاع حزب بعدی و تصمیمات بعدی قرار نگیرد.
امیرعلی ابوالفتح در پاسخ به این پرسش که اروپاییها چه نقشی میتوانند در روابط ایران و آمریکا ایفا کنند و آیا سفر پمپئو به اروپا برای استفاده از ظرفیت اروپا است، گفت: یک سال از خروج آمریکا از برجام میگذرد، در این مدت مشخص شد اروپاییها نقش قابل توجهی ندارند و فقط تا حدودی تعدیلکننده مواضع تند و رویکرد آمریکاییها هستند. آنها توانایی بازداشتن آمریکا از حرکتهای تهاجمی را ندارند، حداکثر کاری که اروپاییها بعد از خروج آمریکا از برجام انجام دادند اینستکس بود که آن هم برای اقلام بشردوستانه و دارویی و غذایی بود. ولی میتوانند نقش میانجی و تسهیل کننده در ارتباطات و مذاکره بین ایران و آمریکا را مثل سالهای قبل ایفا کنند. اروپا منافع خود را در صلح جستجو میکند و نمیخواهد بین ایران و آمریکا جنگی اتفاق بیفتد.