تیتر امروز

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...
"دیدارنیوز" به بررسی فیلم «پالتو شتری» می‌پردازد؛

ترویج لمپنیسم در پالتو شتری

به نظر می­ رسد مهدی علی­میرزایی از چیزی عصبانی ­است و گویا به چیز‌هایی نرسیده که آن­ها را گردن همین روشنفکران و کافه­ نشین­ها می­ اندازد و حین تمسخر آنان، در سمت دیگر توسط کاراکتر مثبت و قهرمانش، شعار‌هایی نظیر اینکه "روشنفکر خودرا از دیگران بالاتر نمی­ داند و منعطف است و سربه زیر و ... " سر می­ دهد.

کد خبر: ۲۰۲۲۹
۱۴:۰۹ - ۱۸ بهمن ۱۳۹۷

دیدارنیوزـ ایمان رضایی: مهدی علی­میرزایی را از قبل با نگارش فیلمنامه­‌هایی مانند "گشت ارشاد" یا "در مدت معلوم" می ­شناختیم و قابل پیش بینی بود که اولین فیلم شخصی خودش که در مقام کارگردان آن­ را تولید کرده نیز فیلمی نه چندان جدی، با رگه­‌های طنز و احتمالا شعار زده است. اما آنچه که دیدیم، حتی از این حد انتظارات هم پایین­‌تر بود. چهره­‌های درجه چندم سینمای ایران با سناریویی کاملا عقب ­مانده و سطحی نگر، با طرز فکری ضد روشنفکرانه که به تمسخر روشنفکران و اهالی فلسفه پرداخته و با کاریکاتوریزه کردن شمایل یک دانشجوی فلسفه، چسباندن برچسب‌های مختلف اعم از ضدزن بودن و دچار توهم خودبزرگی بینی بودن بر این دانشجو، سعی در خنداندن مردم بی دغدغه و سطحی نگری مانند خودش دارد.

ترویج لمپنیسم در پالتو شتری
فیلم شامل یک شخصیت مثبت و یک شخصیت منفی است. شخصیت مثبت داستان، با انگیزه­ای قبلی برای پول درآوردن، وارد یک بازی بی­ مزه می­ شود. مادری که می­ خواهد دخترش را هرچه سریع­تر به یک آدم فرهنگی قالب کند و از شرش خلاص شود، قهرمان قصه را اجیر می­ کند تا شخصیت متظاهر و منفی قصه (دانشجوی خودبزرگ­ بین فلسفه) را با دخترش آشنا کند و ازدواجی ترتیب دهد. در این بین، اتفاقات و فلش بک­‌هایی به شدت بیهوده و کارآگاه بازی­‌هایی لوس و بی­ مورد شکل می­ گیرد که متریال آن­ها را نیز تیپ­‌هایی آماتور توسط بازیگرانی آماتور‌تر شکل می­ دهند.
اینکه چرا شخصیت اصلی و قهرمان فیلم، از موز به عنوان یک موتیف تکرار شونده استفاده می­ کند و در فیلم دائما در حال خوردن موز است را نمی ­فهمیم (چرا که صرفا قصد خنده ­ای مبتذل گرفتن از ساخت فضایی بی­ منطق است). همینطور نمی ­فهمیم چرا هرکس که از طعم قهوه خوشش بیاید و سیگار بکشد، آدمی چرک و عجیب و غریب است؟ اصلا هیچ استدلالی پشت این مسئله نیست که چرا این کاراکتر مثبت فیلم که به نظر می ­رسد به یک آگاهی کامل و مطلق از جهان رسیده و حرص و طمع را کنار گذاشته، ناگهان چشمش خیره به برق ماشین لوکس و چندصد میلیون پول می ­شود. از آن طرف، مانیفست‌های فلسفی و جایزه ادبی و کافه نشینی‌های کاراکتر منفی، تقبیح می­شود! واقعا این دشمنی با قشر روشنفکر جامعه و چنین مضحک نشان دادن آن­ها از کجا می ­آید؟ نه تنها در این فیلم سینمایی که در اکثر محافل عمومی و خصوصی جامعه، شاهد انشگت ­نما بودن دانشجو‌های هنر، فلسفه و کافه­ نشین‌های مرکز شهر هستیم که موردی عجیب و غریب است. برخی مدعی ­اند که این­ها صرفا ادا باز‌هایی هستند که عقده­ جلب توجه دارند (همانطور که در فیلم نیز به آن اشاره می­شود) قبول! اما این جسارتِ قضاوت از کجا آمده که تمام این قشر را به نمایندگی از یک کاراکتر منفیِ هیولا مانند، به همراه چند کاراکتر کمکی که به شدت خِنگ و احمق پرداخته شده ­اند را می­کوبند؟
ترویج لمپنیسم در پالتو شتری
به نظر می­ رسد مهدی علی­میرزایی از چیزی عصبانی ­است و گویا به چیز‌هایی نرسیده که آن­ها را گردن همین روشنفکران و کافه­ نشین­ها می­ اندازد و حین تمسخر آنان، در سمت دیگر توسط کاراکتر مثبت و قهرمانش، شعار‌هایی نظیر اینکه "روشنفکر خودرا از دیگران بالاتر نمی­ داند و منعطف است و سربه زیر و ... " سر می­ دهد. ترویج لمپنیسم نیز در آنجا ظهور می‌کند که با کنار زدن نیچه و مقوله روشنفکری، خود فیلمساز در لجن زار یک کمدی مبتذل و سخیف گیر کرده که خنده را از مخاطبش التماس می­ کند. این­چنین است که آگاهی، جای خود را به خندیدن به موز خوردن­‌های سام درخشانی می­ دهد. در ابتدا فیلم را به تمام کسانی که خود را بهتر از بقیه می­ دانند تقدیم می­ کند و با حالتی کنایه­ وار از پیله­‌های توهمی که روشنفکران دور خود ساخته ­اند می­گوید، سپس خودش با نگاهی از بالا به پایین به تمسخر یک نسل، یک طرز فکر و یک نگاه می ­پردازد.
ترویج لمپنیسم در پالتو شتری
راه فراری نیست جناب کارگردان، خودت در بزرگ­ترین پیله­ توهم زا گرفتار شده­‌ای و درد ضد روشنفکری، دردی است که نه تنها به شخص خودت، که به جوامع جهان سومی نظیر جامعه خودمان نیز آسیب­‌های فراوانی وارد می­ کند. آن کس که باید بفهمد، می­فهمد که نیچه­ خواندن و با پُتک آگاهی بر سر مردم زدن، قطعا جلو‌تر از فیلم­‌هایی خنثی و مبتذل ساختن است! چراکه پُتکی که فیلم­های دستِ چندمی بر سر مخاطب می­ زنند، تاثیر بی ­هوشی­­ آن‌ها مخرب‌تر از پُتک­های نیچه و هگل است...
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۵ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۸
0
0
دیدار نیوز چقدر عصبانی شده . عقده ای نباش عزیزم . فقط یک فیلمه
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی