
«ینگه دنیا» عنوان ستون ثابت روح الله نخعی روزنامهنگار حوزه بینالملل در دیدار است که به فضای سیاسی ایالات متحده و تحولات آن میپردازد. دهمین شماره «ینگه دنیا» به شکاف بین میانهروها و چپگرایان در حزب دموکرات پرداخته است.
دیدارنیوز _ روحالله نخعی*: ایالت نیویورک از پایگاههای دمکراتهاست و شهر نیویورک که اتفاقا مرکز این ایالت نیست آن قدر رأیدهنده دمکرات دارد که بسیاری اوقات برنده انتخابات مقدماتی دمکراتها در این شهر معمولا پیشاپیش به عنوان پیروز انتخابات و صاحبمنصب آینده معرفی میشود. این شهر در یکی از مناطق مهم برای دمکراتها در آمریکا نیز واقع شده است و به لحاظ فرهنگی و سیاسی نیز با ترکیب نژادی، نوع کسبوکارهایی که در آن هستند و رویکرد سیاسی و میزان فعالیت سیاسی ساکنانش، نمونه قابل توجهی به حساب میآید، مضاف بر این که نیویورک پرجمعیتترین شهر ایالات متحده نیز هست که به عنوان یک شهر، از نزدیک به ۴۰ ایالت آمریکا پر چمعیتتر است. کم نبوده اند شهرداران نیوریورک که گام بعدی خودشان را ریاستجمهوری دانسته اند. اما این بار تنها به این دلایل نبود که انتخابات مقدماتی دمکراتهای برای شهرداری نیویورک توجهات را به خود جلب کرده بود.
دمکراتها با همه چالشهایی که در تقابل با حزب جمهوریخواه دارند، درون خود نیز چالشهایی دارند و مهمترین آنها چالشی است که میشود به طور خلاصه آن را چالش چپ و میانه در این حزب خواند. البته مواضعی که موضوع این اختلاف داخلی حزب دمکرات هستند، آن قدر دقیق تقسیم نشدهاند و این طور نیست که درباره مسائلی مثل مالیات، قوانین حمل اسلحه، مهاجرت، پلیس، حتی فلسطین و موضوعات دیگر، همه چپها در مقابل همه میانهها باشند. اما در بسیاری از این موضوعات، بیشتر چپها به یک موضع تمایل دارند و بیشتر میانهروها به موضعی مقابل آن.
بخشی از این چالش البته در بحثهای نظری یا رسانهای است. بخشی از آن نیز در طرحها و برنامههای کنگره یا کاخ سفید دنبال میشود. اما بخش مهمی از این اختلاف نیز در رقابت و پای صندوق رأی دنبال میشود. این بخش را از یک نگاه میتوان در این سؤال دید که «رأیدهندگان به کدام سمت تمایل بیشتری دارند؟»، اما از نگاهی دیگر، میانهروها در این رقابت در زمین خودی بازی میکنند. در حالی که چپها، همین چهار پنج سال اخیر و به لطف معجزه برنی سندرز دوباره در صحنه سیاسی آمریکا و در حزب دمکرات احیا شده و فرصتی برای عرض اندام پیدا کرده اند، این میانهروها هستند که در دهههای اخیر قدرت نسبتا مطلق را در حزب دمکرات در اختیار داشته اند، اغلب جایگاههای رهبری، ریاست کمیتهها و مدیریت نهادهای حزبی با آنهاست. شخص رئیسجمهور، یعنی جو بایدن، نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان و چاک شومر رهبر اکثریت دمکرات در سنا از این اردوگاه میآیند. با این اوصاف سؤال تعیینکننده به این شکل تغییر میکند: «چپها تا چه حد اقبال رأیدهندگان دمکرات را به سمت خود چرخانده اند؟» انتخابات به انتخابات، پاسخ این سؤال به روز میشود و این بار در انتخابات مقدماتی دمکراتها برای شهردار نیویورک نیز این پاسخ تازهترین نسخهاش را دریافت کرد: «هنوز خیلی نه.»
بیشتر بخوانید: محافظهکاران دموکرات در سنا و لنگه کفشهای بیابانهای قرمز
اریک آدامز که این انتخابات را برد و به احتمال زیاد بعد از شکست نامزد جمهوریخواهان شهردار خواهد شد، یک میانهرو است که حمایت میانهروها را نیز جلب کرده بود. برخی در جناح چپ دمکراتها انتقادهای تندی به عملکرد پلیس دارند و ایدههایی از کاهش بودجه این نیروها، محدودیت اختیاراتشان و بلکه حتی در برخی مواقع حذف آنها را مطرح کرده اند، اما آدامز خود سابقه پلیسی دارد و مقابله با جرم و ناامنی را که شعاری نشاندهنده گرایش او در این زمینه است، در مرکز کارزار خود قرار داده بود. در مقابل او مایا وایلی جدیترین گزینه چپها بود که حمایت صاحبمنصبان شناختهشده مثل الکساندریا اوکازیو کورتز، الیزابت وارن، جمال بومن و امیلی پورتر را به خود جلب کرده بود و علاوه بر آنها، تعداد قابلتوجهی از گروههای سیاسی چپگرا یا گروههایی که جریان چپ سبد رأی آنها را حائز اهمیت میداند، شامل گروههای حامی حقوق زنان، کارگران و دگرباشان جنسی. حتی گروه «فهرست امیلی» که چند سالی است از بازیگران تأثیرگذار برای حمایت از زنان در صحنه سیاسی است، پشت سر او ایستاده بود. دیگر گزینههایی هم البته بودند که چپها یا رأیدهندگان بالقوهشان آنها را به آدامز ترجیح داده بودند. اما در نهایت وایلی، کاترین گارسیا، اسکات استرینگر، دایان مورالس و دیگران، همه مغلوب آدامز شدند. اندرو ینگ نیز به عنوان یک چهره «بیرونی» صحنه سیاست، یعنی فردی که شهرت و موفقیت خود را بیرون از صحنه سیاست به دست آورده و سپس وارد سیاست شده، شکست سنگینی خورد تا به نظر برسد هنوز در میان دمکراتها، این مدل نامزدها اقبال چندانی ندارند.
بیشتر بخوانید: ترامپ چطور بر میگردد؟
اما در جنگ بزرگ بین چپها و میانهروها، نبرد شهرداری نیویورک را میانهروها بردهاند. شاید چپها باید به فکر تغییر در برخی شعارهای خود باشند. شاید لازم است رأیدهندگان معمولی و نهچندان آنلاین را بیشتر از فعالان پیگیری که به طور مدام در شبکههای اجتماعی مشغول فعالیت هستند در نظر بگیرند. شاید لازم است چپها نحوه انتقال پیام خود را بررسی کنند. شاید لازم است فکری به حال حملات و تخریبها علیه چهرههای این جریان کنند و شاید حتی لازم نیست چیزی را تغییر دهند و کافی است همین روند چند سال اخیر را آهسته و پیوسته ادامه دهند. شاید حتی سیستم انتخابات ترجیحی که برای اولین بار در این انتخابات به کار گرفته شد، به پیروزی آدامز کمک کرده باشد. چپها از ۲۰۱۶ به این طرف در حال رشد و گسترش بوده اند، اما پیروزی آدامز بار دیگر یادآوری کرد که آنها با همه قدرتی که این مدت جمع کرده اند و با همه تأثیری که بر مواضع همحزبیهایشان در این چند سال داشته اند، خود همچنان در این حزب در اقلیت هستند.
*روزنامهنگار حوزه بین الملل