
«ینگه دنیا» عنوان ستون ثابت روح الله نخعی روزنامهنگار حوزه بینالملل در دیدار است که به فضای سیاسی ایالات متحده و تحولات آن میپردازد. نخستین شماره «ینگه دنیا» به فراکسیونهای کوچک و غیررسمی دموکراتها در کنگره پرداخته است.
دیدارنیوز ـ روحالله نخعی*: ماجرای معرفی نیرا تندن برای ریاست دفتر برنامه و بودجه دولت جو بایدن، جنجالی در واشنگتن ایجاد کرده است که بسیار فراتر از مسئله یک انتصاب در این نهاد زیر مجموعه دولت است و به همین ترتیب، معانی این جنجال نیز فراتر از تصمیمات اقتصادی بایدن هستند. در وضعیت فعلی، تقریبا قطعی به نظر میرسد که او آرای کافی برای تأیید را کسب نخواهد کرد. تندن از نیروهای نزدیک به هیلاری کلینتون در حزب دمکرات است و مواضع اقتصادی او در همین رابطه با رویکردهای همه دمکراتها همخوان نیست. او در طول سالهای گذشته در توییتر حملات لفظی تندی در توییتر به چهرههای مختلف چپ و راست واشنگتن داشته است و این مسئله نیز برای خیلیها انگیزه منفی علیه او ایجاد کرده است. برخی نیروهای لیبرال نیز معتقدند او به عنوان یک زن رنگینپوست دچار چالش برای کسب تأیید شده است. اما صرفنظر از اینها، فرایندی که اکنون تندن را در آستانه حذف میبیند، نشانه یک حقیقت قابل توجه در وضعیت حزب دمکرات در کنگره است: فراکسیونهای یکنفره قدرتمند.
آن چه تندن را در معرض شکست قرار داده است، این حقیقت است که از بین دو نام بزرگ دمکراتهای محافظهکار در سنا، یعنی جو منشن از ویرجینیای غربی و کرستن سینما از آریزونا، اولی رسما اعلام کرده که به تندن رأی نخواهد داد. این البته در حالی است که نام برنی سندرز نیز به عنوان یک مانع بالقوه بر سر راه تأیید تندن همواره مطرح بوده است، اما در سایه موضعگیری قاطع منشن، سندرز فعلا توانسته دردسر مخالفت را از سر خود باز کند. از طرف دیگر، سناتور سوزان کالینز از مین، یکی از جمهوریخواهان میانهرو که از جمله امیدهای اول دمکراتها برای کندن رأی از جمع جمهوریخواهان است نیز مخالفت خود را اعلام کرده است. تنها چیزی که هنوز صددرصدی نیست، مخالفت سناتور لیسا مرکاوسکی از آلاسکاست که البته از روی موضعگیریهای چند روز گذشتهاش، احتمال مخالفت او بیشتر به نظر میرسد.
سینما، منشن، سندرز، کالینز، مرکاوسکی و دیگرانی مثل سناتور دمکرات الیزابت وارن از ماساچوست و سناتور جمهوریخواه میت رامنی از یوتا، از جمله تعداد محدود سناتورهایی هستند که در هفتههای اخیر، زیر ذرهبین ناظران واشنگتن بودهاند. به این دلیل که در کرانهای طیف سیاسی دو حزب قرار دارند و از اینرو، محتملترین گزینهها برای فاصلهگرفتن از مواضع دیگر همحزبیهایشان به حساب میآیند. اما واقعیت پنجاهپنجاه سنا در این دوره به این معناست که هر کدام از اینها به تنهایی میتوانند سرنوشت تأیید یا رد یک گزینه یا طرح را رقم بزنند و این قدرت فوقالعادهای به آنها داده است. جو منشن همواره اولین گزینهای بوده که احتمال داشته به جای همراهی با دمکراتها، با جمهوریخواهان رأی دهد، اما هیچ وقت به اندازه این لحظه در صدر اخبار و مرکز توجهات نبوده است. در دورههای پیشین، در محاسبات سناریوهای اکثریتی و اقلیتی بود که نام او در صورت قرارگرفتن در کنار چند نام دیگر میتوانست اثر بگذارد. اما در حال حاضر در سنای آمریکا، بهخصوص در میان اعضای اکثریت مویین دمکرات، کافی است یکی از این نامها، بهتنهایی تصمیم متفاوتی بگیرد و بدون نیاز به اقناع کس دیگری سرنوشت را به نفع ترجیح خود تغییر دهد.
در مجلس نمایندگان نیز با اکثریت ضعیف دمکراتها شبیه به چنین وضعیتی برقرار است. دمکراتها تنها ده کرسی بیشتر از جمهوریخواهان دارند و این یعنی اگر یک طرح، حمایت شش نفر دمکرات را از دست بدهد، شکست خواهد خورد. دست بر قضا، شش، دقیقا تعداد اعضای فراکسیون غیررسمی پیشروهای جوان دمکرات در مجلس معروف به «اسکواد» به معنای «اکیپ» یا «جوخه» است. الکساندریا اوکازیو کورتز، ایلهان عمر، آیانا پرسلی و رشیده طلیب با اضافهشدن جمال بومن و کوری بوش در انتخابات اخیر، تعداد خود را به شش رساندهاند و این یعنی این شش نماینده جناح چپ دمکرات، قدرت این را پیدا کردهاند که در صورت مخالفت با یک طرح احتمالا به این دلیل که به اندازه کافی از نگاه آنها پیشرو نباشد، آن را زمین بزنند. در عین حال از سوی دیگر، دوازده نماینده محافظهکار دمکرات در مجلس نمایندگان، اغلب از ایالتهای جنوبی و معروف به «دمکراتهای سگ آبی» نیز در صورتی که طرحی را بیش از حد تندرو ببینند، میتوانند همین بلا را سرش بیاورند. در زمان کوتاهی که از شروع این دوره کنگره گذشته، اتفاق هم افتاده که برخی از اعضای این فراکسیونهای غیررسمی در مجلس نمایندگان یا یکنفره در سنا، با اعلام موافقت یا مخالفت خود با یک طرح یا گزینه، قدرت تازهکسبشده خود را به رخ رهبران حزب دمکرات هم بکشند.
این یعنی جو بایدن در دولت، چاک شومر در سنا و نانسی پلوسی در مجلس نمایندگان به عنوان رهبران حزب دمکرات با چالشی جدی مواجهاند. طرحهایی که آنها به صحنهای کنگره میبرند، اگر کمی تند یا کند به نظر برسند، به راحتی ممکن است شکست بخورند. با نقشآفرینی کسانی که حالا تکتک رأیهایشان میتواند سرنوشتساز شود. این یعنی گروهی مثل اسکواد حالا نیازی ندارند برای پیشبرد سیاستهای مطلوب خود از طریق رسانههای اجتماعی و تهییج بدنه به دیگران فشار بیاورند و تهدید شکستدادن ایدههای دیگران را در دست خود دارند. کسی مثل سندرز دیگر حتی لازم نیست الیزابت وارن را در ترجیحات چپگرایانه خود همراه کند و میتواند بدون هیچ مکالمهای با یک رأی، بازی را عوض کند و کسی مثل منشن نیز به جای تحمل چپرویها، میتواند با همان یک رأی، تکلیف را معلوم کند.
در واقعیت البته بعید است که این مینیفراکسیونها بخواهند با استفاده مکرر از این قدرت، هم آینده سیاسی خود را به دردسر بیاندازند و هم کار حزب را قفل کنند، اما در اختیار داشتن این قدرت، توان چانهزنی بسیاری بالا و بیسابقهای به این چهرهها داده است. آن قدر که خبر مخالفت یکی از آنها با گزینه بایدن برای برنامه و بودجه، به تنهایی برای خواندن فاتحه رأی اعتماد او در سنا کافی به نظر برسد.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل آمریکا