
«ینگه دنیا» عنوان ستون ثابت روح الله نخعی روزنامهنگار حوزه بینالملل در دیدار است که به فضای سیاسی ایالات متحده و تحولات آن میپردازد. سومین شماره «ینگه دنیا» به نمایندگان محافظهکار حزب دموکرات و دلیل مماشات بدنه حزب با آنها پرداخته است.
دیدارنیوز ـ روح الله نخعی*: پیشتر همین جا نوشتیم که در سنای آمریکا، چند نفری هستند که عملا قدرت یک فراکسیون را دارند و میتوانند به تنهایی و با یک رأی، سرنوشت طرحها و افراد را تغییر دهند. برجستهترین نام در جناح چپ حزب دمکرات از این لحاظ، برنی سندرز از ورمانت است و در جناح راست، جو منشن از ویرجینیای غربی. کمی نزدیکتر از این دو به مرکز، الیزابت وارن از ماساچوست شناخته شده است و کرستن سینما از آریزونا. اما منشن و سینما در هفتههای گذشته خبرسازتر بوده اند و به همین نسبت سؤالبرانگیز. چه، در دو سه طرح و نامزد از دولت جدید، این دو نفر بوده اند که مسیر مخالف با دولت یا اکثریت دمکراتهای سنا را رفته اند یا بقیه را مجبور به چرخاندن فرمان، لااقل اندکی به راست و به سمت محافظهکاران کرده اند.
چپهای سنا هنوز دردسری درست نکرده اند. این البته در حالی است که علیرغم چرخش چند سال اخیر حزب دمکرات به چپ که در لیبرالترشدن سیاستمدار اجماعی حزب یعنی جو بایدن مشخص است، حزب دمکرات هنوز در کلیت خود آن قدر چپ نشده که بشود گفت سندرز به میانه حزب و به کلیت آن نزدیکتر است تا منشن. اما مسئله اینجاست که فعلا، موضوعاتی که روی میز کار سنا قرار داشته اند، اغلب در مسائلی بوده اند که در آن، رهبران حزب با سندرز، با بدنه لیبرالتر حزب و با نامهای تازهای مثل الکساندریا اوکازیو کورتز، حدودا اجماع دارند. دست بر قضا، چشمانداز پروندههای پیش رو نیز بیشتر از این دست هستند و البته در اغلب آنها دغدغه فعلی، مخالفت احتمالی همین منشن و سینماست.
بیشتر بخوانید: تندن و داستان مینیفراکسیونها دموکرات
محافظهکاران حزب دمکرات تا اینجا در شکست لااقل یک نامزد کابینه جو بایدن، تلطیف جزئی یک طرح بزرگ به سمت میانه و شکلدهی به بحث حول چند محور عمده نقشآفرینیهایی نسبتا نامطلوب برای رهبران حزب داشتهاند. در بزرگترین سؤال پیش روی حزب، یعنی مواجهه با موضوع «فیلیباستر» در ساختار قواعد سنا که خود بحث مفصلی میطلبد نیز، مهمترین مسئله، مخالفت اینها با حذف این مانع از سر راه اکثریت است، مانعی که اکثریت را در بسیاری طرحها محتاج به جلب رأی چندین جمهوریخواه میکند و عملا به اقلیت اجازه میدهد مانع از پیشبرد سیاستهایش بشود.
با وجود این، رهبران حزب دمکرات هیچ سوءنیتی به این دو نشان نداده اند. در روال سیاسی مرسوم است اگر کسی ساز مخالف بیش از حد بزند، در معرض تهدید رقابت در انتخابات مقدماتی قرار بگیرد یا رهبران حزب به سراغ اقدامات تنبیهی برای برگرداندن فرد به مسیر بروند. اما فعلا، لااقل کسی چنگ و دندانی به منشن نشان نداده است. اما این ماجرا دلیلی دارد که باعث میشود برخی حتی برای داشتن تعداد بیشتری از امثال منشن در جمع دمکراتهای سنا آرزومند باشند. داستان چیست؟
واقعیت در یک جمله ساده نهفته است که در هفتههای گذشته در تحلیلهای سیاسی بارها تکرار شده است: هیچ دمکرات دیگری در ویرجینیای غربی رأی نخواهد آورد.
بله درست است که منشن آن قدر با برآیند فعلی حزب و خواستههای فعلی بدنه در تنش هست که برخی حتی از خود بپرسند اصلا او برای چه در میان دمکراتهاست. اما در واقع همین ویژگی اوست که کمک کرده او این همه سال سناتور دمکرات ایالتی باشد که در شش دوره گذشته انتخابات ریاستجمهوری به جمهوریخواهان رأی داده است. مردم این ایالت در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ در حالی دوباره به او رأی داده اند که در برگههای رأی ریاستجمهوریشان میت رامنی را در مقابل باراک اوباما و دونالد ترامپ را در مقابل هیلاری کلینتون و جو بایدن انتخاب کرده بودند.
بیشتر بخوانید: ترامپ آقای حزب جمهوریخواه؛ محافظهکاران تغییر مسیر نمیدهند
در واقع اگر ترجیح برخی دمکراتها این است که به جای منشن، یک نفر نزدیکتر از او به مرکز حزب را در سنا داشته باشند، واقعیت این است که او در واقع، با حضورش یک کرسی قرمز بالقوه را آبی نگه داشته است. این یعنی به لطف اوست که حزب دمکرات اکنون ۵۰ سناتور دارد و ضمن راضینگهداشتن او، در همین مدت موفق به پیشبرد چند پرونده مهم در این مجلس شده است، شامل همین طرح بزرگ نجاتی که برای مقابله با کووید ۱۹ و پیامدهای اقتصادی گسترده آن تصویب شد. این که برخی آرزوی تکثیر منشن در سنا را دارند، نه به دلیل خواستشان برای چرخش حزب به راست که به معنای این است که آنها خواستار این هستند، در ایالتهای قرمزی مثل ویرجینیای غربی، کسانی مثل منشن از حزب دمکرات بیایند و در ایالتهایی که کاملا در سبد جمهوریخواهان حساب میشوند، کرسی آبی به دمکراتها برسانند.
اما چرا از میانه این مطلب نام سینما در کنار منشن قرار نگرفت؟ چون برخلاف منشن، سینما از ایالتی میآید که قرمز مایل به بنفش یا از دید برخی کاملا بنفش به حساب آمده است و در انتخابات اخیر هر دو کرسی سنایش را به دمکراتها داده و بایدن را به ریاستجمهوری برگزیده است. در کنار سینما، از همان ایالت آریزونا، مارک کلی در سناست که اصلا مثل سینما عمل نکرده است، تا به عنوان شاهد مثال برای کسانی باشد که معتقدند سینما از روی اجبار سیاسی عمل نمیکند و حزب هم مجبور به او نیست. در واقع، نمایش سیاسی عجیب او هنگام رأی مخالف به متمم پیشنهادی سندرز در افزایش حداقل حقوق، یعنی رفتن به میانه مجلس و رأی با انگشت شست رو به پایین، آن چنان برای برخی از میان بدنه برخورنده و برای ناظران تعجبآور بود که برخی از حالا برای پایان دوره او روزشماری را شروع کرده اند.
اما منشن لنگهکفشی پرنعمت در بیابان قرمز ویرجینیای غربی است و حضورش غنیمت. از همین روست که حزب با او راه میآید و سعی میکند به جایگاه سیاسی و اعتبار و حمایت او در ایالتش احترام بگذارد. لااقل تا زمانی که منشن هم این تعامل را همچنان دوطرفه نگه دارد و نیز تا زمانی که کار مخالفتهای او و سینما به جای باریک نکشد. اگر دمکراتها در ۲۰۲۲ بتوانند اکثریت خود را بالا ببرند، شاید هم منشن راحتتر به عنوان مانع قرمزشدن کرسیاش عمل کند و هم دمکراتها راحتتر بتوانند، بدون نیاز به اقناع منشن کار خود را پیش ببرند و همه راضیتر باشند. فعلا، دو طرف باید با هم بسازند.
*روزنامهنگار و کارشناس مسائل آمریکا