
دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: امسال نام نویسی نامزدهای انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حالی انجام شد که شاهد حضور چهرههای مطرح به ویژه از طیف اصلاح طلب نبودیم. این مساله در کنار عدم وجود شور و شوق مردم برای مشارکت فعال در انتخابات، این سوال را به ذهن متبادر میکند که مجلس یازدهم چگونه مجلسی خواهد بود؟ آیا در عدم حضور چهرههای مطرح منتقد و اصلاح طلب، مجلسی یکدست، اصولگرا و به دور از انتقاد و چالش خواهیم داشت؟ چنین مجلسی چه تاثیری بر مقدرات سیاسی کشور خواهد داشت؟ و در نهایت اینکه آیا یکدست شدن حاکمیت، مشکلات کشور را حل خواهد کرد؟
انتخابات پیش رو؛ سرد و بی رونق؟
مهران صولتی جامعه شناس سیاسی در گفتگو با
دیدارنیوز و در پاسخ به این پرسش که آیا مجلس یازدهم، مجلسی یکدست، اصولگرا و به دور از انتقاد و چالش خواهد بود گفت: من معتقدم که همه شرایط موجود حکایت از این دارند که ارادهای وجود دارد تا قدرت در سطح نهادهای انتخابی از جمله مجلس و دولت به سمت یکدست شدن پیش رود. از جمله کم رنگ بودن فعالیتهای تبلیغاتی در صدا و سیما در راستای گرم کردن تنور انتخابات و اعمال محدودیتهای فراوان بر سر راه فعالیت فعالین صنفی و سیاسی، سردی زاید الوصف در سطح دانشگاهها و تداوم سیاه نماییهای موجود از فعالیتهای دولت، همه نشان میدهند که بعضیها مایل نیستند کشور مجددا مشارکتی پیش بینی ناپذیر و کنترل نشده را تجربه کند.
وی ادامه داد: به عبارت دیگر با منتفی شدن حمله نظامی آمریکا حداقل تا یک سال آینده به دلیل در پیش بودن انتخابات و احتمال استیضاح ترامپ، برخی علاقمند به شکل گیری نوعی مشارکت کنترل شده در انتخابات هستند، مشارکتی که حداکثر در سطح کشور به طور میانگین در حد ۵۰ درصد باقی بماند و آن علایق منطقه ای، طایفه ای، قومی و قبیلهای در شهرستان ها، کاهش مشارکت معنادار در تهران را جبران کند.
صولتی افزود: طبیعی است که با وجود آن مشارکت حدود ۵۰ درصدی و تداوم فضای سرد و بی سابقه کنونی، اصولگرایان قادر خواهند بود اکثریت نسبی مجلس را به دست آورند. البته طبیعی است به دلیل حضور یافتن برخی از نمایندگان میانه رو در مجلس آینده که عمدتاً از شهرستانها بر میخیزند ما حتماً یک فراکسیون در حد ۵۰ نفر از اعتدالیون را شاهد خواهیم بود. البته به نظر میرسد که تیغ رد صلاحیتها همچنان تند و تیز خواهد بود؛ بنابراین ما شاهد ژنرالها یا اصلاح طلبان واقعی که به هر حال معتقد به نوعی اصلاحات ساختاری در ساختار سیاسی کشور هستند نخواهیم بود.
مجلس نقشی در مقدرات کشور نخواهد داشت
صولتی در خصوص نقش مجلس در مقدرات کشور گفت: من تصور میکنم تقریبا از یکی دو سال پیش پروژه محدود سازی نهادهای انتخابی کلید خورد، در نتیجه در یک بخش، با فعالیتهای شوراهای عالی و در بخش دیگر با ورود مجمع تشخص مصلحت به عرصه سیاست گذاری و حتی قانون گذاری، مجلس بیشتر از گذشته فشل و ناکارآمد شد؛ بنابراین در آینده سیاسی ایران و تصمیماتی که ممکن است اخذ شود، جایگاهی برای مجلس نمیبینم.
وی افزود: قید و بندهایی که بر مجلس اعمال شده در کنار نظارت استصوابی، امکان ورود نیروهای سیاسی تأثیرگذار را منتفی کرده، در نتیجه نیروهای ناشناخته با دغدغههای ناچیز با عبور از فیلتر شورای نگهبان وارد مجلس میشوند. فقدان برنامه ریزی و وجود فراکسیونهای کار آمد در سطح مجلس نیز در بی اثر کردن مجلس مزید بر علت شده است.
صولتی ادامه داد: حاکم شدن چنین وضعیتی سبب شده که مجلس در آینده در حد یک نهاد مشورتی تقلیل یابد؛ بنابراین در وضعیت آینده و معادلات پیچیده منطقهای و جهانی موجود، این احتمال وجود دارد که نهادهای انتخاباتی هر چه بیشتر به حاشیه رفته و قدرت در دست نهادهای انتصابی متمرکز شود؛ چنین وضعیتی یک دست شدن قدرت در سطح مجلس و ریاست جمهوری را به دنبال خواهد داشت.
یکدست شدن حاکمیت سابقه خوبی در ایران ندارد
مهران صولتی در خصوص یکدست شدن ساختار سیاسی کشور و احتمال حل مشکلات در صورت شکل گیری چنین فضای یکدست و هماهنگی گفت: با یکدست شدن حاکمیت، مشکلات کشور حل نمیشود، زیرا این مشکلات، یکباره به وجود نیامده و ما با انباشت مشکلات و مسائل حل نشده مواجه هستیم؛ بنابراین یک دست شدن قدرت مشکلی را حل نمیکند، چون در شکل مطلوبش، وجود اعتماد بین دولت و ملت نیاز اصلی ماست، اما متأسفانه در وضعیت کنونی با یک بی اعتمادی فزاینده و یک شکاف بی سابقه دولت ـ ملت مواجه هستیم که حل و فصل مشکلات را منتفی کرده است.
صولتی در توضیح تجربه تاریخی و ناموفق یکدست شدن حاکمیت در ایران گفت: یکی از تجربیات تاریخی یکدست شدن قدرت، کنار رفتن بازرگان و پایان اختلافات و یکدست شدن قدرت از ۱۳۶۱ به بعد بود که این تجربه، ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر و ابراز مخالفت اندک با آن را به دنبال داشت. دومین تجربه یکدستی قدرت، ریاست جمهوری هاشمی، اخراج چپهای خط امامی از حاکمیت و یکپارچگی قدرت از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ بود که کمترین نتیجه این مرحله، تصویب نظارت استصوابی و سیاست خارجی ماجراجویانه ایران در اروپا بود. مرحله بعدی این تجربه نیز ریاست جمهوری احمدی نژاد و هماهنگی سران قوا بود که میتوان کمترین زیان این مرحله را ورود پرونده اتمی ایران به شورای امنیت، تصمیمهای ناپخته اقتصادی و تحدید آزادیهای سیاسی نام برد.
حاکمیت یکدست چه ویژگی هایی دارد؟
این جامعه شناس سیاسی در ادامه افزود: البته نمیشود کتمان کرد که یکدست شدن حاکمیت میتواند بخشی از مشکلات را پنهان کند، به عنوان مثال بازنمایی رسانهای مشکلات موجود را محدود کند. قطعی اینترنت، تمرینی برای تحت کنترل درآوردن فضای رسانهای کشور و احتمال حرکت به سمت اینترنت ملی بود.
صولتی در ادامه صحبت خود در خصوص ویژگیهای حاکمیت یکدست ادامه داد: به نظر میرسد با یک دست شدن حاکمیت ما شاهد کاهش بی اعتمادی فزاینده در سطوح بالای قدرت هم باشیم. به عبارت دیگر الان در بین میانه روها و تندروهایی که در حاکمیت حضور دارند آن چنان بی اعتمادی و بدبینی و سوء ظن حاکم است که تقریباً سیستم قفل شده و امکان هر گونه اتخاذ تصمیم دشوار شده است؛ بدیهی است بدون اخذ تصمیمهای دشوار و بدون اجماع حداقلی بر سر خروج از وضعیت کنونی، امکان ندارد که این بحرانها فروکش کند. البته این یک دست شدن فضا باعث میشود که اندکی این تو در تویی نهادی و تعارض منافعی که بین دو جناح و دو لایه تندرو و میانه رو هست کاهش پیدا کند و ما به سمت حاکمیت یک صدا در راستای افزایش قدرت نمایی منطقهای پیش رویم، اما از طرف دیگر به نظر میرسد که شکل مطلوب آرایش نیروهای سیاسی آن چنان که بتواند ما را به سمت گذار به دموکراسی رهنمون شود عبارت از این است که حتماً ما در حاکمیت شاهد حضور همزمان تندروها و میانه روها باشیم؛ به طوری که فعالیت جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی و فشاری که از پایین به بالا وارد میشود بتواند پشتوانهای برای میانه روها باشد که بتوانند تندروها را متقاعد کنند که آینده بهتر کشور در گرو نوعی گذار مسالمت آمیز به دموکراسی است.
وی افزود: البته این که ما در شش سال گذشته به این سمت و سو حرکت نکردیم بدون شک به عدم توازن نیروهای سیاسی باز میگردد یعنی ما به تدریج شاهد رکود جامعه مدنی و گوشه نشینی کنشگران سیاسی بودیم؛ از طرف دیگر دولت هم متأسفانه به جای استفاده از پشتوانه مردمی خودش در اظهار قدرت سیاسی، سعی کرده چانه زنی هایش را نیز در سطوح بالای قدرت و بدون پشتوانه جامعه مدنی و تودهها انجام دهد. در چنین وضعیتی بود که این چانه زنی در عمل به جایی نرسیده و دولت کاملاً در ساختار قدرت به حاشیه رانده شد؛ بنابراین در این شکل فعلی، شکاف بین میانه روها و تندروها؛ نه تنها ما را به سمت و سوی گذار به دموکراسی رهنمون نکرد، بلکه باعث شد که شاهد افزایش تعارضها هم باشیم.
وی در پایان تاکید کرد: یکدست شدن قدرت ممکن است این دستاورد را داشته باشد که متوجه شوند انبوه مشکلات و بحرانهای داخلی فقط با اتکا به نگاه به داخل قابل حل و فصل نیست. ما تا نتوانیم روابط سازندهای با دنیا برقرار کنیم و تا نتوانیم اصلاحات واقعی در سیاست خارجی اعمال کنیم و تا نتوانیم تکثر نیروهای سیاسی را درون کشور به رسمیت بشناسیم و تا به این سمت گام برنداریم که شاهد نوعی گفت و گوی ملی و نوعی اجماع حداقلی در بالاترین سطوح قدرت سیاسی باشیم، صرفاً یکدست شدن قدرت نمیتواند دردی را از ما دوا کند.
مامردم که ادم نیستیم موجودیتمون هم که براهیچ جناحی اهمیتی نداره چه فرقی میکنی یکدست بشه یانشه