قد و قواره کشور و سیاستمداران ژاپنی، «میانجیگری» نیست. اساسا این کشور در وضعیتی نیست که بتواند در یک بحران بزرگ بین‌المللی، نقش محوری کسب کند و بازیگر مستقل باشد. ژاپن اگر چنین نقشی را می‌توانست برعهده بگیرد، ما در برجام باید با ۵ به‌علاوه ۲ مذاکره می‌کردیم.

کد خبر: ۲۷۴۷۵
۱۰:۴۴ - ۲۲ خرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ علی شکوهی*: سفر نخست‌وزیر ژاپن به ایران از جهاتی دارای اهمیت است. نکاتی را در این باره قابل طرح و توجه به برخی حواشی را ضروری می‌دانم که در چند محور زیر دسته‌بندی می‌کنم.

اول - قد و قواره کشور و سیاستمداران ژاپنی، «میانجیگری» نیست. اساسا این کشور در وضعیتی نیست که بتواند در یک بحران بزرگ بین‌المللی، نقش محوری کسب کند و بازیگر مستقل باشد. ژاپن اگر چنین نقشی را می‌توانست برعهده بگیرد، ما در برجام باید با ۵ به‌علاوه ۲ مذاکره می‌کردیم یعنی همان نقشی که دولت آلمان بازی کرد. ژاپن بیشتر به کشوری شباهت دارد که می‌تواند پیام بیاورد و پیام ببرد و بنابراین نباید برای سفر «آبه» به ایران، بزرگنمایی کرد و انتظارات بزرگی را از این سفر دامن زد. همسویی سیاست ژاپن با امریکا بیش از حدی است که بتوان برای این کشور و سیاستمدارانی مانند نخست‌وزیر ژاپن، نقش مستقل و میانجی قائل شد.

دوم - این امر به معنای بی‌اهمیت یا کم‌اهمیت بودن سفر «آبه» به ایران نیست. واقعیت این است که ژاپن کشوری قدرتمند از نظر اقتصادی است و جایگاه مهمی در میان چند قدرت اقتصادی دنیا بر عهده دارد. این کشور با ایران روابط خوبی داشته و دارد و اگر فشار‌های امریکا نباشد، این مناسبات بسیار هم توسعه پیدا خواهد کرد. بعد از ۴۱ سال این اولین‌بار است که نخست‌وزیر این کشور به ایران می‌آید و همین امر، اهمیت این سفر را مضاعف می‌کند. ژاپن به نفت ایران وابسته است و دلش نمی‌خواهد نفت خوب ایران را کنار بگذارد. این کشور در ۴۰ سال گذشته صد‌ها دانشجوی ایرانی را بورسیه تحصیل در ژاپن کرد تا بتواند در آینده اقتصاد ایران فعال باشد و بنابراین راضی نیست به خاطر فشار امریکا، بازار ایران را از دست بدهد. ایران نیز به این کشور حسن ظن دارد و معتقد به رویکرد سلطه‌جویانه و امپریالیستی برای این کشور نیست. سوابق همکاری دوجانبه نشان می‌دهد که در شرایط عادی، ایران و ژاپن می‌توانند دوستان خوبی برای هم باشند و روابط خود را گسترش دهند.

سوم - سفر نخست‌وزیر ژاپن در این شرایط و بعد از سفر ترامپ به توکیو، معنادار شده است. در واقع در سفر ترامپ به این کشور، هم لحن رییس‌جمهوری امریکا در قبال ایران تغییر کرد و شعار‌هایی مانند براندازی نظام و خشکاندن ریشه ملت ایران و حذف ایران از قدرت منطقه‌ای و امثالهم از او شنیده نشد و هم درخواست صریح ترامپ از نخست‌وزیر ژاپن برای تشویق ایران به مذاکره، جلب توجه کرد. از آن زمان، این‌گونه تلقی شد که نخست‌وزیر ژاپن از سوی دولت امریکا دارای ماموریت خاصی است یا دست‌کم پیام معینی را به ایران منتقل می‌کند؛ پیامی که احتمالا محتوای دوستانه آن بر تهدید به جنگ و اقدام نظامی می‌چربد. البته گروهی معتقدند که سفر «آبه» به ایران با چراغ سبز مقامات ایرانی انجام می‌شود تا در بن‌بست موجود مناسبات ایران و امریکا، گشایشی ایجاد شود یا دست‌کم این کشور تحت فشار بین‌المللی قرار بگیرد و از تشدید فشار علیه جمهوری اسلامی دست بردارد و منفذی برای نفس کشیدن و دور زدن تحریم‌ها باز شود و زمان به سود ایران بگذرد. خواه امریکا از ژاپن خواسته باشد که پیامی را به ایرانیان بدهد و خواه ایران برای رسیدن به اهدافی مشخص، از «آبه» دعوت کرده باشد، در هر صورت سفر نخست‌وزیر ژاپن به ایران در این مقطع، دارای اهمیت مضاعفی شده است که ناشی از شرایط خاص حاکم بر منطقه و وضعیت حاد مناسبات ایران و امریکاست.

چهارم - اگر قصد میانجیگری در میان باشد، قطعا باید این ماموریت را شکست خورده تلقی کرد. امریکا از ایران انتظاراتی دارد که خلاف اصل عزت در سیاست خارجی ایران است و طبعا مذاکره مجدد در این شرایط یعنی فرار زیر آتش دشمن که هیچ دستاوردی برای ما ندارد و به زیان ماست. از طرفی ما هم از امریکا خواستار بازگشت به برجام هستیم که امری دشوار به نظر می‌رسد و اگر ترامپ درخواست ایران را بپذیرد، همه آبروی خود را نزد هوادارانش از دست خواهد داد. بنابراین میانجیگری برای نزدیک کردن این دو موضع کاملا مغایر، محکوم به ناکامی است. در عین حال شاهدیم که شرایط منطقه به سوی بی‌ثباتی بیشتر به پیش می‌رود و احتمال وقوع جنگ افزایش یافته و این چیزی است که بسیاری از کشور‌ها طالب آن نیستند و تلاش می‌کنند چنین اتفاقی نیفتد. در این وضعیت، کسانی هستند که فکر می‌کنند حتی اگر نخست‌وزیر ژاپن نتواند میان ایران و امریکا، انجام مذاکراتی را موجب شود، اما دست‌کم می‌تواند یک دوره «آتش‌بس اقتصادی» را ایجاد کند تا با کاهش جنگ اقتصادی، راه برای انجام مذاکراتی جدی باز شود. بنده به اندازه این افراد هم خوشبین نیستم.
 
پنجم- هدف امریکا از فرستادن نخست‌وزیر ژاپن به ایران می‌تواند تکمیل جنگ روانی و توسل به ابزاری تازه در دیپلماسی عمومی این کشور باشد تا جمهوری اسلامی را متهم به عدم همراهی با مذاکره و پیشنهاد صلح و دوستی بکند. در واقع ژست اخیر امریکا که به تعریف و تمجید از مردم ایران پرداخته و مردم ما را حتی با همین نظام سیاسی، مستحق توسعه و پیشرفت قلمداد کرده است، نشان می‌دهد که امریکا قصد دارد از فرصت سفر نخست‌وزیر ژاپن به ایران برای تحت فشار قرار دادن حاکمیت جمهوری اسلامی نزد مردم بهره بگیرد و مدعی شود که ترامپ همه تلاشش را برای شروع مذاکره کرده، اما ایران از آن استقبال نکرده است. در این زمینه جمهوری اسلامی باید تدبیر متفاوتی بیندیشد تا منطق مقبول موجود در سیاست کلان ایران را به دیگران هم منتقل کند. نیازی نیست که ایران با ادبیات انقلابی در این مذاکرات سخن بگوید، بلکه باید زبان دیپلماتیک مناسبی را برگزیند که امریکا را مخالف و ایران را طرفدار مذاکره نشان دهد؛ البته مذاکره‌ای که منافع ملی ما را تامین کند.
 
*روزنامه نگار و فعال سیاسی
 
 
منبع: اعتماد
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم