
امروزمردم به شکلی درآمدهاند که اگر کسی دست به دزدی نزند و کار خلاف را مدنظر قرار ندهد، عقبمانده و بیعقل معرفی میشود، بنابراین رذالت در حال پرکردن جای فضیلت است. دزدی در جامعه از نگاه شهروندان به شکل معمولی درآمده است و از آنجا که مردم، برخی از صاحب منصبان را دارای چنین صفتی قلمداد میکنند، بنابراین انجام این کار، قبح خود را از دست داده و بیاهمیت شناخته میشود.
دیدارنیوز- اختلاس در ایران قصه تازهای نیست، اما ارقام بسیار بالای آن بطوریکه مردم به سختی قادر به خواندن صفرهای آن هستند، در کنار فاصله اندک تکرار اختلاسها در سالهای اخیر، شکل تازهای به این موضوع بخشیده است.
اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی، اولین فساد مالی بود که توسط فاضل خداداد با تبانی کارمندان بانک صادرات ایران در سال ۱۳۷۴ روی داد. فاضل خداداد در نهایت به اتهام فساد مالی و تخلف اقتصادی به اعدام محکوم شد، اما این محکومیت سبب نشد تا مجددا این قبیل اقدامات فسادزا توسط دیگران، تکرار نشود.
در شهریور ماه ۱۳۹۰ مقامات قضایی از اختلاسی پرده برداری کردند که در آن زمان، بزرگترین فساد مالی تاریخ ایران لقب گرفت. این بار پای ۳ هزار میلیارد تومان در میان بود و مه آفرید امیر خسروی و همکارانش با سرقت این رقم از شبکه بانکی، توانستند رکورد ۱۶ ساله فاضل خداداد را بشکنند که از سال ۱۳۷۴ رکورددار اختلاس در ایران بود. پرونده مهآفرید خسروی هم با اعدام او بسته شد، اما پس از آن بابک زنجانی با شرکت هلدینگ سورینت، درست زمانی دستگیر شد که در اوج فعالیتهای اقتصادی خود، بیش از ۷۰ شرکت تجاری داشت و صاحب بانکهایی در مالزی، امارات و تاجیکستان بود. با این وجود، بدهی بیش از دو و نیم میلیارد یورویی زنجانی به وزارت نفت و بانک مرکزی و همچنین جعل اسناد بانکی با پرداخت رشوه به بانک ملی تاجیکستان، اصلیترین اتهاماتی بود که پای او را به زندان باز کرد.
در پرونده بابک زنجانی، قاچاق طلا از ایران و همکاری با سعید مرتضوی در تخلفات مالی هم به چشم میخورد. در نهایت بابک زنجانی با اتهام فساد مالی ۹ هزار میلیارد تومانی که عدهای آن را ۱۲ هزار میلیارد تومان میدانند، راهی زندان اوین شد تا بعد از تکمیل پرونده، روند قضایی او طی شود.
هنوز تکلیف پرونده باباک زنجانی مشخص نشده بود که رسانهها از اختلاس دیگری با رقم حدود ۱۲ هزار میلیارد تومان در بانک سرمایه خبردادند. بانک سرمایه یکی از زیر مجموعههای صندوق فرهنگیان است که حجم زیادی از فساد مالی در این بانک صورت گرفته است. شرکتهای زیادی زیر مجموعه این بانک در حال فعالیت هستند که هر کدام از آنها نیز مشکلات مالی بسیاری دارند. یکی از شرکتهای زیر مجموعه بانک سرمایه، شرکت توسعه تجارت سرمایه پایدار قشم است که با تغییراتی که در هیات مدیره آن به وجود آمد بخشی از تخلفات و مشکلات مالی آن طی گزارشی از سوی رئیس جدید اعلام شد.
آخرین پرونده تا زمان انتشار این گزارش، پرونده پتروشیمی است که متهمان در آن به «اخلال کلان» یا «معاونت در اخلال کلان در نظام اقتصادی کشور» و «تحصیل مال از طریق نامشروع» یا «معاونت در تحصیل مال از طریق نامشروع متهم» شدهاند. این بدهی سه برابر بدهی بابک زنجانی به وزارت نفت است. آخرین رقمی که از بدهیهای بابک زنجانی از سوی زهره رضایی، مشاور حقوقی زنجانی در امور بینالملل اعلام شده بود، یکمیلیارد و ۹۶۷ میلیون و ۵۰۰ هزار یورو (۱۹۶۷۵۰۰۰۰۰) بود. این رقم از سوی وزارت نفت حدود ٢میلیارد یورو اعلام شد. حالا رقمی که توسط مسعودیمقام، قاضی این پرونده عنوان شده، ٦میلیارد و ۶۵۶میلیون یورو است. این پرونده البته به گفته برخی منابع آگاه، محدود به پتروشیمی نیست و پا در بنادر ایران هم دارد.
نکته مهم پروندههای مورد اشاره در این است که با گذشت زمان، حساسیت مردم نسبت به آنها کمتر گشته و به عبارتی دیگر، آنها منفعل شدهاند و حتی در برخی موارد از این قبیل کارها به نیکی یاد میکنند. به عبارتی دیگر، با تکرار اختلاس در کشور که هر بار رقم آن نسبت به دفعه قبلی افزایش مییابد، دیگر اختلاس و به معنای عامیانه آن دزدی، رذالت محسوب نمیشود، بلکه از آن تحت عنوان یک فضیلت، صحبت به میان میآید.
واقعیت آنست که در گفتگوهای این روزهای مردم در کوچه و خیابان، بارها از سارقان بیت المال در سطح کلان، با عنوان افراد زرنگ و باهوش نام برده می شود و برخی حتی آرزوی ایفای نقش آنها را در سرمیپرورانند. در خلال صحبت در باب این مسائل، هیچ اظهارنظری درباره جایگاه قوه قضائیه به عنوان نهادی که وظیفه او برخورد با این افراد است، صورت نمیگیرد و این جایگاه، اصلا دیده نمیشود.
امانالله قراییمقدم، جامعهشناس و استاد دانشگاه در گفتوگو با دیدارنیوز در رابطه با واکنش مردم نسبت به اخبار اختلاسها در سالیان اخیر گفت: مردم در برابر رقمهای بالای اختلاسها دچار بیتفاوتی شده اند. از نظر جامعهشناسی، زمانی که رفتاری به طور مرتب تکرار شود، حساسیت خود را در جامعه از دست میدهد، زیرا به یک امر عادی تبدیل میشود.
وی اضافه کرد: جامعهشناسان مکتب شیکاگو مطرح میکنند که آسیبها از طریق یادگیری صورت میگیرد، بنابراین زمانی که جامعه، ناظر اختلاسهای میلیاردی است که هر بار هم نسبت به دفعه قبل، رقم بالاتری را در بر میگیرد، حساسیت خود را از دست میدهد، زیرا این تصور پیش میآید که اعضای سیستم، دزد هستند بنابراین دزدی امری عادی محسوب میشود.
این جامعهشناس در ادامه اظهار داشت: خطر بیتفاوتی مردم در برابر چنین بزههایی آنجا است که در صورت جدی نگرفتن آنها به صورت نیرویی علیه نظام جمع میشود و جامعه را در درون میشوراند که این مسئله برای حکومت، بسیار خطرناک است.
قراییمقدم دررابطه با اینکه مردم نسبت به دادگاه این جرایم بیتوجه هستند و آن را چندان جدی تلقی نمیکنند، بیان کرد: جامعه از مسائل عادی به تعجب درنمیآید و به قول نظریهپردازان اجتماعی، زمانی که از مردم پرسیده شود به کدام دلیل دست به فلان کار میزنید، دلیل خود را انجامش از سوی سایرین اعلام میکنند، بنابراین بزه در اثر یادگیری محقق میشود.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: دزدی در جامعه از نگاه شهروندان به شکل معمولی درآمده است و از آنجا که مردم، برخی از صاحب منصبان را دارای چنین صفتی قلمداد میکنند، بنابراین انجام این کار، قبح خود را از دست داده و بیاهمیت شناخته میشود. مردم براین اعتقاد هستند که ضعف اصلی در قوه قضائیه وجود دارد، زیرا در برخورد با آنها تعلل به خرج میدهد. در نتیجه نسبت به زندگی خود، دولت و تصمیمگیری مجلس بیتفاوت شدهاند.
وی در این رابطه ابراز کرد: اخلاقیات از بین رفته است و مقام رهبری هم در فرمایشات اخیرشان آن را مورد توجه قرار دادند. دلیل مسئله فوق این است که سیاستمداران در بسیاری از زمینهها موفق عمل نکردند و در نتیجه آن، حساسیتهای جامعه در بخش معنویات، تعصبات و... از بین رفته است. بدین معنا که جامعه در طول سالها، تجربههایی به دست آورده که نتیجه آن عادی شدن برخی از بزهها است.
این آسیبشناس اجتماعی در این خصوص اظهار داشت: در دهه های قبل، رفتارهایی در سطح دستفروشی که بزه هم محسوب نمیشد، برای مردم بسیار ناراحتکننده بود، اما اکنون در رابطه با فساد، طلاق و ... حساسیت خود را از دست دادهاند و این مسئله هم دلیلی جز ندانمکاری، سهلانگاری و بیتفاوتی دولت ها نسبت به شرایط زندگی شهروندان ندارد.
قراییمقدم درباره تبدیل شدن رذالت به فضیلت تصریح کرد: امروز مردم به شکلی درآمدهاند که اگر کسی دست به دزدی نزند و کار خلاف را مدنظر قرار ندهد، عقبمانده و بیعقل معرفی میشود، بنابراین رذالت در حال پرکردن جای فضیلت است.
این استاد دانشگاه اضافه کرد: براساس این تئوری که انسانها تنها، بیهویت و بیکس شدهاند در شهرهای بزرگ خلأ اجتماعی، آنها را گرفتار کرده است و شکل رباتهای متحرک را به خود گرفتهاند. چند سال پیش بود که در میدان کاج، زمانی که فردی کشته شد، هیچ یک از حاضران برای ایجاد ممانعت، قدمی به جلو برنداشت و یا در نمونه پل مدیریت هم به همین شکل رفتار شد، باید برای این مشکل مهم فکری اساسی صورت گیرد.