تیتر امروز

حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی
دیدار در برنامه کنکاش بررسی کرد

حضور زنان در ورزشگاه؛ از مجادله تا مناقشه سیاسی

کنکاش در یکی دیگر از برنامه‌های خود به سراغ موضوع حضور زنان در ورزشگاه‌ها رفت و این موضوع را با یک روزنامه‌نگار ورزشی و یک جامعه‌شناس و هر دو از جامعه زنان بررسی کرد.
نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید
افاضات اضافه

نامه مستقیمم غیرمستقیم به دستت خواهد رسید

عوام‌الملک پس از نامه‌های متعدد به حضرت مسعود و عدم دریافت پاسخ، این بار مسیر جدیدی را امتحان کرده که کاملا جوابگو و موفق خواهد بود؛ او قرار است نامه‌های مستقیمش را به شکل غیرمستقیم بفرستد تا...
سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟
ویژه برنامه نوروزی دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی؛ بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ (قسمت چهارم)

سال بازگشت بزرگ و سقوط باورنکردنی/ ترامپ چطور برگشت و دلیل رفتن اسد چه بود؟

این چهارمین قسمت از ویژه برنامه نوروزی ۱۴۰۴ دیدارنیوز با اجرای محمدرضا حیاتی است که به بررسی مهمترین اتفاقات سال ۱۴۰۳ می‌پردازد. در این برنامه بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید آمریکا و سقوط بشار...
"دیدارنیوز" به بررسی فیلم «معکوس» می‌پردازد؛

کنجکاوی­‌های شکست خورده­ آقای کارگردان

در کل، فیلم حرف عجیبی برای گفتن ندارد غیر از این که یک درام درجه چندم است (که اگر مسعود کیمیایی آن را پشتیبانی نمی‌کرد ممکن بود اتفاق‌های بدتری فیلم را تهدید کند) با چاشنی سکانس‌های سرشار از کلیشه که بیشتر شبیه به بازی‌های کامپیوتری است و جولان دادن ماشین‌های اسپرت و گران قیمت که فقط برای لحظاتی شاهد آن‌ها هستیم و وجود بازیگران چهره که غیر از حقیقت دوست، هیچ کدام از پس نقش هایشان برنیامده اند.

کد خبر: ۲۰۸۰۱
۱۷:۰۷ - ۲۸ بهمن ۱۳۹۷

دیدارنیوزـ ایمان رضایی: یک داستان نه چندان مهیج و اکشن از اعضای یک خانواده که در آخر به شکلی عجیب و لوس، داستانک‌های شخصیت‌ها به هم گره خورده و پایانی مضحک برای فیلمنامه در نظر گرفته شده و همین امر از دلایلی است که بیننده در آخر فیلم، داستان را به سختی باور می‌کند. زمانی که در ابتدای داستان، درام طوری خلق می‌شود که همه تلاش‌ها و مسابقات و حتی مرگ‌ها در داستان بر سر یک خودروی کلاسیک به ظاهر با ارزش است، نویسنده نباید قهرمان سازی را فدای داستان کند. شخصیت علیرضا کمالی نژاد در فیلم با تمام بی رحمی، دست به هر کاری می‌زند که خودرو را به دست آورد و در پایان از سر دلسوزی، دو دستی آن را تقدیم رقبایی می‌کند که چندی پیش قصد جانشان را داشت. این پایان برای فیلم، در متن مضحک است چه برسد به تصویر.

کنجکاوی­‌های شکست خورده­ آقای کارگردان


همانقدر که پایان فیلم، افتضاح است، شروع آن و اضافه شدن بازیگران، جذاب است و فلش بک‌ها در ابتدا موجب پیش بردن داستان و شخصیت پردازی می­ شود و به نوبه خودش هم جذاب است، ولی کارگردان/ نویسنده در این مورد هم چاشنی کلیشه را حذف نکرده است تا جایی که شخصیت قاطع بابک حمیدیان و مکمل کاملا درست و جذاب او شهرام حقیقت دوست (که به نظرم بازی او با توجه به زمان کم حضورش در فیلم از حمیدیان جلوتر است) هم نتوانسته­ اند با بازی‌های خوبشان، کلیشه را مخفی کنند.

کنجکاوی­‌های شکست خورده­ آقای کارگردان


اساسا فیلم‌های ورزشی دارای کلیشه‌های حذف نشدنی هستند که فقط با پرداخت درست از بین می‌روند و در این فیلم، انتظار می­ رفت در مسابقات، خلاقیتی به کار گرفته شود که وقتی قرار است شخصیت لیلا زارع مسابقه را برنده شود خیلی سطحی با عوض کردن دنده و میانبری که کاملا مشخص بوده، نتیجه مسابقه را برنگرداند.


دقایقی پس از ورود لیلا زارع به داستان و مواجه شدنش با حمیدیان، کاملا مشخص بود قرار است عاشق هم شوند و با وجود تهیه کنندگی مسعود کیمیایی، در پایان لیلا زارع در مسابقات برای هدف عشق نوپای خود یعنی حمیدیان جانش را از دست می‌دهد. تمام این‌ها قابل حدس است و این یعنی مرگ فیلمنامه.

کنجکاوی­‌های شکست خورده­ آقای کارگردان


با وجود همه‌ی کاستی‌ها نمی‌توان از خلق بعضی سکانس‌ها که متاسفانه درفیلم گم شده اند گذشت. ترکیب حمیدیان و حقیقت دوست در لوکیشن اتوبوس متروک در قبرستان ماشین‌ها که حتی برای وجود اتوبوس هم درامی خلق شده (مرگ برادر حقیقت دوست در سانحه سقوط اتوبوس) در این جشنواره کمیاب است، یا سکانس بازگشت از مهمانی که زارع ماشین را زیر شیرآب تانکر‌های حمل آب که در سطح شهر است قرار می‌دهد و با موسیقیِ بجا، شاهد لحظات دراماتیک بین شخصیت‌ها هستیم، ولی این موارد از یک کارگردان کار اولی که باید پر از ایده‌های خلاقانه باشد چیز عجیبی نیست.


در کل، فیلم حرف عجیبی برای گفتن ندارد غیر از این که یک درام درجه چندم است (که اگر مسعود کیمیایی آن را پشتیبانی نمی‌کرد ممکن بود اتفاق‌های بدتری فیلم را تهدید کند) با چاشنی سکانس‌های سرشار از کلیشه که بیشتر شبیه به بازی‌های کامپیوتری است و جولان دادن ماشین‌های اسپرت و گران قیمت که فقط برای لحظاتی شاهد آن‌ها هستیم و وجود بازیگران چهره که غیر از حقیقت دوست، هیچ کدام از پس نقش هایشان برنیامده اند.


می‌توان گفت: نیمه دوم فیلم برای پرکردن وقت چند جوان عشق ماشین که تا به اینجا هیچ فیلم مسابقه‌ای ندیده اند مناسب است و البته نیمه ابتدایی فیلم هم برای عشاق مسعود کیمیایی، با علم بر این که داستان‌ها و دغدغه‌های او از دور خارج شده اند، مناسب است.


آنچه برای پولاد کیمیایی از این فیلم به ارمغان می‌رسد ارضا شدن حس کنجکاوی او برای کارگردانی است که به نظر برای فیلمنامه، زمانی صرف نکرده و در فضا‌های زیرزمینی مسابقه‌ای حضور نداشته است و تجربه کم او برای کارگردانی از پس این قصه برنیامده است.

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
نظر:
بنر شرکت هفت الماس صفحات خبر
رپورتاژ تریبون صفحه داخلی