
از موارد بسیار باارزش فیلم، باید به عدم موضع گیریهای سیاسی/عقیدتی آن اشاره کرد که علیرغم حساسیت موضوع، فیلمساز سعی کرده کاملا "سینمایی" و به دور از حواشی به آن نگاه کند. اصلا همان نگاه فرعی به شخصیت ریگی و تمرکز روی رابطه دراماتیک یک زوج و تاثیر حسی/عاطفیِ مسئله تروریسم بر روی دو خانواده، فیلم را از منجلاب های سیاسی دور کرده و با نگرشی کاملا هنری به مسئله مورد نظر خود پرداخته که این مورد، حائز اهمیت فراوانی است.
دیدارنیوزـ ایمان رضایی: شبی که ماه کامل شد، فیلمی است حرفه ای با تمام استانداردهای جهانی که گاهی سکانسهای پر زد و خورد و اکشن آن، شما را به تعجب وا می دارد که چطور یک "زن" این صحنه ها را ساخته، پرداخته و ضبط کرده است. فیلمی که از یک ملودرام خانوادگی، به یک اثر جنگی با محوریت تروریسم تبدیل می شود و در آخر، با یک تاثیر احساسی ناشی از همان مسئله تروریسم روی کاراکتر هایش به پایان می رسد. معمولا چنین آثاری را "سخت" خطاب می کنند چراکه هم فیلمنامه و هم کارگردانی باید به شکلی کامل و عمیق به مسئله مورد نظر بپردازند و حاصل این تمرکز، زمان طولانی فیلم خواهد بود که ریتم و تمپوی کارگردانی و تدوین باید به نحوه ای پیاده سازی شود تا فیلم از جریان خارج نشود. از لحاظ فنی و تکنیکال، شبی که ماه کامل شد، اثری است نسبتا کامل و استاندارد که زیبایی جلوه های مقابل دوربین را باید مدیون نظم و هماهنگی پشت دوربین و عوامل دانست.
آنچه در فیلم اهمیت بسزایی دارد، فضا، شرایط و تاثیرات این دو بر شخصیت هاست. تحول شخصیتی کاراکترها وابسته به تحول شرایط در فضای فیلم است. قضیه از این قرار است که پسری از بلوچستان به دختری تهرانی علاقمند می شود و این دو با هم وصلت می کنند، اما هرچه بیشتر می گذرد، ما به همراه فائزه (دختر نقش اول) بیشتر پی به رازهای خانواده پسر می بریم. تا این اندازه که می فهمیم او برادر یک تروریست مشهور، عبدالمالک ریگی است. مسئله ای که قطعا فیلم را جذابتر کرده، این است که فیلم اصلا در مورد ریگی، جنایت هایش و زندگی او نیست. ریگی از اواسط فیلم به عنوان یک تروریست وارد می شود و با نقشی فرعی، از فیلم محو می شود، اما اثرات جانبی زیادی از حضور او بر زندگی این زوج (فائزه و حمید) شاهدیم که هم بار دراماتیک و هم اهمیت موضوعی برای مخاطب به همراه دارد. حالا تحول شخصیتهای حمید و فائزه در طول فیلم، یک تطابق و هماهنگی با فضا و داستان فیلم دارد. هرچه به هسته مرکزی موضوع تروریسم نزدیکتر می شویم، حمید به شخصیتی مطیعتر برای برادرش و فائزه به شخصیتی شکنندهتر در درونش نزدیکتر می شوند.
بازی هوتن شکیبا و الناز شاکردوست نیز در راستای همین تحول شخصیتی و همین پروسه تغییر، از سختترین بازیهای کارنامه شان محسوب شده و اتفاقا هر دو (مخصوصا شکیبا) از پس نقشها برآمده اند. ارزش بالای بازیگری این دو زمانی مشخص می شود که هیچ اغراق و پَرِش ناگهانی در شخصیتشان به وجود نمی آید و احتمالا این مسئله را باید مدیون فیلمنامه باشند. اما وقتی خندهها و گذران شاد زندگی، جای خود را به گریهها و نالههای یک سوم پایانی فیلم می دهد، جلای بازی لهجه محور هوتن شکیبا و حس محور الناز شاکردوست پررنگتر می شود. همچنین آرمین رحیمیان در نقش "عبدالمالک ریگی"، با ایفای نقشی درونگرایانه و متناسب با شخصیت واقعی ریگی، خود را در ذهن و خاطره شما می کارد و می توان به عنوان بازیگری مستعد در آینده به او امیدوار بود.
اما از موارد بسیار باارزش فیلم، باید به عدم موضع گیریهای سیاسی/عقیدتی آن اشاره کرد که علیرغم حساسیت موضوع، فیلمساز سعی کرده کاملا "سینمایی" و به دور از حواشی به آن نگاه کند. اصلا همان نگاه فرعی به شخصیت ریگی و تمرکز روی رابطه دراماتیک یک زوج و تاثیر حسی/عاطفیِ مسئله تروریسم بر روی دو خانواده، فیلم را از منجلاب های سیاسی دور کرده و با نگرشی کاملا هنری به مسئله مورد نظر خود پرداخته که این مورد، حائز اهمیت فراوانی است. چه بسا کمی قبلتر، نرگس آبیار در گفتگویی اذعان داشت که برای جلوگیری از تفاسیر و برداشتهای غلط و فرامتنی از اثر، از انتخاب تهیه کننده وابسته به دولت و سیستم امتناع کرده و با سرمایه شخصی یک تهیه کننده آزاد فیلم را ساخته است.
شبی که ماه کامل شد، نمونهای درست و حساب شده است از یک اثر سینمایی که به یک مقوله اجتماعی با محوریت مذهب و سیاست می پردازد و بار خود را روی شانه های دراماتیزه شده می اندازد تا طیف وسیع مخاطبان سینمایی و هنری خود را راضی نگهدارد.