"دیدارنیوز" به بررسی فیلم «درخونگاه» می‌پردازد؛

فیلمسازان ایرانی، تصور می­ کنند که باید برای ایجاد ارتباط حسی و همذات پنداری با کاراکتر، به طنز و کمدی رو بیاورند و شخصیت­‌های هرچند جدی خود را تبدیل به کاریکاتور کنند. درخونگاه با چنین فضای سیاه و غمگینی، از یک امین حیاییِ شنگول با خالکوبی­‌های بامزه استفاده می­ کند و دائم با تکه­‌های طنز، یک شکست بین فضای نئورئالیستی و فضای کمدی به وجود می­ آورد. این شکست، موجب حس­ زدایی و عدم برخورد جدی با فضا و داستان است.

کد خبر: ۲۰۲۴۵
۱۳:۲۲ - ۱۹ بهمن ۱۳۹۷

دیدارنیوزـ ایمان رضایی: فیلم­‌های بد و غیرقابل تحمل جشنواره، با درخونگاه حتی از تکرار کلیشه­‌ها هم پا را فراتر می­ گذارند و با ساختاری جدید، آثاری بیش از حد ضعیف و ناامید کننده می­ سازند. "درخونگاه"، پیشکشی است به مسعود کیمیایی، بابت دیالوگ­‌های جنوب­ شهری و کوچه­ بازاری، و ادای دینی است به قیصر (که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد).

 

یک مورد عجیب: فیلمفارسیِ ابزورد

درخونگاه، قصه مردی است که در دوران جنگ، به ژاپن رفته و بعد از هشت سال به خانه برگشته تا با درآمدش از ژاپن، وضعیت زندگی خانواده خود را تغییر دهد، اما با شرایط اسفباری که خانواده­ اش برایش به وجود آورده­ اند مواجه می­ شود. پس­ اندازی که بدون اجازه خرج شده، خواهری که با یک خلافکار و قاچاقچی دارو ازدواج کرده، مادربزرگی که رو به موت است و برادری که در جنگ مفقود شده است.


درخونگاه را می­ توان از معدود آثار نئورئالیسم ایرانی نامید. سبکی که توسط سینماگران دهه پنجاه میلادی در ایتالیا پس از جنگ جهانی ابداع شد و تاثیرات مخرب پس از جنگ را در شهر‌ها و شهروند‌ها به نمایش می­ گذاشت. به مسائلی مانند فقر و مسائل روانی/شخصیتی کاراکتر‌ها که متاثر از دوران جنگ بوده می­ پرداخت و قاعدتا فضایی سیاه و منزجر کننده داشت. حالا سیاوش اسعدی با درخونگاه، پا به دوران فیلمسازانی مانند دسیکا و فلینی و روسلینی گذاشته­ است. از این جهت که فضایی دارک و خانواده­ای فقیر، اما بلندپرواز را به تصویر می­ کشد و شخصیت مجهولی که به علت حضورِ جنگ، هرگز توسط مخاطب کشف نمی­ شود. اما باید بررسی کرد که اسعدی چقدر به کیفیت آنچه که در نظر داشته نزدیک شده است؟

یک مورد عجیب: فیلمفارسیِ ابزورد


فیلمسازان ایرانی، تصور می­ کنند که باید برای ایجاد ارتباط حسی و همذات پنداری با کاراکتر، به طنز و کمدی رو بیاورند و شخصیت­‌های هرچند جدی خود را تبدیل به کاریکاتور کنند. درخونگاه با چنین فضای سیاه و غمگینی، از یک امین حیاییِ شنگول با خالکوبی­‌های بامزه استفاده می­ کند و دائم با تکه­‌های طنز، یک شکست بین فضای نئورئالیستی و فضای کمدی به وجود می­ آورد. این شکست، موجب حس­ زدایی و عدم برخورد جدی با فضا و داستان است. نه دیوانه­ غمگینی که در تیمارستان غصه می­ خورد را جدی می­ گیریم، نه زن بدکاره­‌ای که با وجود داشتن بچه، رو به بدکارگی آورده است. بماند که اگر دیالوگ‌های شامل اطلاعات که مخاطب را مطلع از زمان و تاریخ فیلم می­ کنند را هم فاکتور بگیریم، فضای فیلم در القای حس دهه شصتی خود ناتوان است و عدم خلق فضای مناسب با عدم شخصیت پردازی­‌های درست، صرفا ماکتی ساخته از یک فیلم با چند تیپ غیرقابل باور و غیرقابل ترحم.

 

یک مورد عجیب: فیلمفارسیِ ابزورد



انتخاب بازیگران، عجیب و غریب است. امین حیایی که ذهنیتی کمدی در ذهن تماشاگر دارد، در نقش یک قیصر معاصر (که معلوم هم نمی­ شود فردی سنتی است یا روشنفکر) ابدا خوب ظاهر نمی­ شود. مهراوه شریفی­ نیا با آن چادر‌ها و لباس­های دهاتی، یک پارادوکس کامل است، هرچند که نقش خاصی ندارد و در کل، فقط گریه می­ کند. ژاله صامتی به شدت تیپ است. تیپ یک مادر سنتی و همیشه نگران که او هم دائم غر می‌زند و می­ نالد از وضعیت زندگی و در آخر، پدری که با بازی محمود جعفری، صرفا وظیفه حرص دادن مخاطب را دارد و با خنده­‌ها و دودبازی­ هایش، به عنوان پاشنه آشیل این خانواده از آن یاد می­ شود.

این تقابل بین کمدی بازی­‌ها و فضای سیاه و جدی فیلم، موقیعتی ابزورد ساخته که قاعدتا کارکردی درست و هم جهت با خواسته­‌های کارگردان نیست، چراکه این المان­‌های ابزورد از ناخودآگاه نابلدی فیلمساز آمده، نه ذهن کنش­مند او. پیشکش به مسعود کیمیایی نیز صرفا فرار از زیربار فیلمسازی با استاندارد‌های جهانی­ است و یک نوستالژی بازی سودده با یک کلاه شرعی فیلمفارسی محسوب می­ شود.

درخونگاه، از آن دست فیلم­­‌هایی است که با ندیدنش، چیزی را از دست نمی­ دهید و احتمالا با دیدنش هم چیزی به دست نمی­ آورید...

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم