معیشت و درآمد بسیاری از هنرمندان و تولیدکنندگان خرد صنایعدستی کشور با فروش آثارشان از بستر شبکههای اجتماعی است که با قطعی ادامهدار اینترنت با چالش مواجه شده است.

دیدارنیوز: تولید و فروش صنایعدستی یکی از معدود فرصتهای مردم مناطق محروم برای اشتغال و درآمدزایی بوده که این روزها تحتتاثیر قطعی ادامهدار اینترنت با چالش مواجه شده است. در طول سالهای گذشته هنرمندان ساکن روستاهای کمترشناخته شده و تولیدکنندگان خرد در شهرهای حاشیهای با تولید سازههای دستساز و معرفی و فروش آن بر بستر اینستاگرام و تلگرام درآمدزایی میکردند.
با محدودیتهایی که در این مدت بر اینترنت بینالملل اعمال شده، مسیر باریک درآمدزایی هنرمندان مسدود شده است. باید در نظر داشت که معیشت و درآمد بسیاری از هنرمندان و تولیدکنندگان خرد صنایعدستی کشور با فروش آثارشان از بستر شبکههای اجتماعی نظیر اینستاگرام پیوند خورده و نمیتوان و نباید این واقعیت را نادیده گرفت.
اثرات محدودیت اینترنت بر فروش صنایعدستی
حجتاله مرادخانی، پژوهشگر حوزه صنایعدستی درخصوص پیامدهای قطعی اینترنت بر فروش صنایعدستی به «جهانصنعت» گفت: به هر روی در شرایط کنونی و با قطعی اینترنت، تولیدکننده خرد صنایعدستی امکان فروش محصول تولیدی خود را ندارد. حتی اگر بپذیریم که یک شبکه داخلی در فضای مجازی برقرار است، اما پلتفرمی که مردم و فعالان صنایعدستی به شکل گسترده در آن حاضر باشند و در مواقع قطعی اینترنت بتوانند بر بستر آن فعالیت کرده و بازاری مجازی شکل بگیرد، نداریم. از سوی دیگر بحث معرفی و آموزش در حوزه صنایعدستی نیز بر بستر شبکههای داخلی به شکل موثر شکل نگرفته است.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: این مباحث و مشکلات مسائل تازهای نیست و در بحرانهایی نظیر زلزله، جنگ ۱۲روزه، سیل و بحرانهای اقتصادی مثل همین نوسانات اخیر نرخ ارز، همواره سفره حوزه صنایعدستی کوچکتر شده و آب میرود و افراد فعال در این هنر-صنعت به این نتیجه میرسند که حرفه خود را رها کنند.
در قبال این وضعیت، مسوولان مربوطه آمدهاند و سبد زنجیره ارزش صنایعدستی را مینویسند. پرسش اینجاست که آیا میشود بدون کندن پی برای یک سازه اقدام به دیوارچینی کرد؟ ساختمان بدون پی حتی اگر ساخته شود، با کوچکترین تنشی فرو میریزد. به نظرم تا زمانی که در مدیریت صنایعدستی حاشیه بر متن غلبه دارد، مشکلات بهجای خود خواهند بود و صرفا در برهههایی چالشها شدت یا ضعف پیدا میکنند.
غفلت از برنامهریزی در مواجهه با بحران
این پژوهشگر حوزه صنایعدستی درخصوص چالشهایی که در زمینه مواجهه با بحران در این هنر-صنعت وجود دارد، گفت: مشکل به نوع نگاه کلانی که متولی صنایعدستی کشور دارد برمیگردد و بهنظر میرسد برنامه و مبنایی درخصوص مسائل اصلی و عمده صنایعدستی وجود ندارد.
زمانی که نگرش کلاننگر وجود نداشته باشد، طبیعتا فکر هم نمیکنند که ممکن است بحرانی شکل بگیرد درحالیکه بحران یک جزو لاینفک از حیات انسان از دوران پیشاتاریخ بوده، اکنون نیز هست و تا همیشه نیز خواهد بود. وی افزود: آنچه اهمیت دارد مدیریت در مواجهه با بحران، راهکار داشتن برای عبور از آن و راهکارهایی از این دست است. با این وجود به نظر میرسد که این رویکرد آمادگی برای مقابله با بحران در رویکرد مدیریتی معاونت صنایعدستی کشور وجود ندارد. وقتی یک چنین رویکردی وجود نداشته باشد، طبیعتا مجری قانون تمهیداتی نیز برای مقابله با بحران در نظر نمیگیرد.
چالشهای مرتبط با تامین مواد اولیه
مرادخانی همچنین ضمن اشاره به مشکلات فعالان صنایعدستی در حوزه تامین مواد اولیه گفت: سالها کارشناسان گفتهاند که فرآیند تولید و زنجیره تامین منابع اولیه باید ساماندهی شود، اما این ساماندهی در حوزه صنایعدستی انجام نگرفته است. در زمینه تامین مواداولیه کدام الزام وجود دارد و چه مرجع یا فروشندهای تعیین شده که درخصوص فروش مواداولیه با قیمت مناسب و تیراژ دلخواه به تولیدکننده صنایعدستی خدمات ارائه کند. به هر روی فعال صنایعدستی بدون تامین شدن مواد اولیه نمیتواند کار کند.
این کارشناس افزود: قابلیت ساماندهی تامین مواداولیه وجود دارد، اما باید برای این مساله برنامهریزی شده و اقدامات موثر انجام شود.
وی ادامه داد: ماه گذشته پویشی برای کمک به افزایش فروش صنایعدستی ایجاد کردیم و تلاش داشتیم با استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی و نگاه تعاملی که در دنیا بسیار رایج است بتوانیم از ظرفیتهای صنایعدستی برای شکل بخشیدن، توسعه و ثبات یک شبکه ارتباطی استفاده کنیم که استقبال خوبی نیز از آن شد. چنین اقداماتی هزینه خاصی نیز در پی ندارد و اگر وضعیت باثباتی داشتیم در طول چند ماه میشد که این اقدامات گسترش پیدا کند.
ضرورت برنامهریزی ازسوی نهادهای متولی
مرادخانی در پاسخ به این پرسش که نهادهای متولی صنایعدستی و دولت میتوانند درخصوص رکود این حوزه که ناشی از محدودیتهای اینترنتی بوده چه اقداماتی به انجام برسانند، گفت: بعید میدانم که در این شرایط معاونت صنایعدستی بتواند اقدام خاصی انجام دهد چرا که برای ارائه و عرضه صنایعدستی بر بستر شبکههای داخلی هیچ برنامهریزی و اقدامی صورت نگرفته است.
به هر حال فارغ از دیدگاه ما به شبکههای اجتماعی داخلی، این شبکهها نیز وجود داشته و عدهای نیز بر بستر آنها فعالیت دارند و در صورت برنامهریزی برای فروش صنایعدستی بر این بستر، در شرایط بحرانی اینچنینی میشد که این شبکهها هم تا حدودی تاثیرگذار باشد، اما اینطور نشد.
وی افزود: به هر حال باید برای شرایط بحران برنامهریزی وجود داشته باشد و ایجاد کانالهای مرتبط با معرفی و عرضه صنایعدستی در شبکههای اجتماعی داخلی نیز باید مدنظر قرار میگرفت. به نظرم متولی دولتی صنایعدستی میتوانست از روش صحیح با ارائه آموزش موثر به فعالان برای فروش صنایعدستی بر بستر شبکههای اجتماعی داخلی اقدام کند.
اینها آموزشهای کاربردی بود که میشد از پیش درخصوص آن اقدام کرد، اما پس از وقوع بحران دیگر چنین فرصتی وجود ندارد. در نهایت باید بگویم زمانی که نگاه کلاننگر نداشته باشیم چنین گرههای کوری ایجاد میشود که امکان گشودن آن در متن بحران وجود ندارد.