
«پاییز، زمستان، بهار و حالا تابستان، «الهه محمدی» و «نیلوفر حامدی» چهار فصل است که از تحریریه دور ماندهاند. «شبهای بلند تابستان زیر سقف زندان چه زمانی تمام میشود؟» هیچکس نمیداند.»
دیدارنیوز: پس از حدود ۳۰۰ روز از بازداشت خبرنگاران روزنامههای هممیهن و شرق و یکماه از برگزاری اولین جلسه رسیدگی به پروندههای آنها، هنوز برای آنها قرار وثیقه صادر نشده است.
سوگل دانائی در روزنامه هممیهن نوشت: «پاییز، زمستان، بهار و حالا تابستان؛ «الهه محمدی» و «نیلوفر حامدی» حالا دیگر همه فصلهای زندان را دیدهاند. نیلوفر و الهه، برگریزان پاییز، برف زمستان، سبزی بهار و حالا شبهای بلند تابستان را از پشت دیوارهای بتنی زندان نظاره میکنند. شهریور که بیاید، میشود یکسال که نه دستهای الهه به کیبورد خورده، نه نیلوفر تصویری جز دیوارهای بتنی زندان به چشمهایش آمده است. دو خبرنگار روزنامه «هممیهن» و «شرق»، بیش از ۹ ماه است که عمر خود را در زندان میگذرانند. نیلوفر حامدی، خبرنگار روزنامه شرق ۳۱ شهریورماه در خانهاش و الهه محمدی، خبرنگار روزنامه هممیهن، ۷ مهرماه درست چندروز بعدازاینکه در سقز از مراسم خاکسپاری مهسا امینی گزارشی تهیه کرد، در مسیر بازجویی، بازداشت شدند.
۸ مهرماه، جمعه زاهدان پرالتهاب شد. حجاب، مراکز گردشگری و رستورانها را یکیدرمیان پلمب کرد، ورود زنان به برخی ورزشگاههای فوتبال آزاد شد، دختران در برخی مدارس مسموم شدند، زلزله خوی را لرزاند، سفارت عربستان در ایران بازگشایی شد و خبرهای غیررسمی از مذاکره ایران و آمریکا پخش شد. در فرانسه یک نوجوان کشته شد و مردم اعتراض کردند. وقتی که مردم همه این خبرها را در فضای مجازی و رسانههای رسمی و غیررسمی دنبال میکردند، الهه و نیلوفر در بازداشت موقت بودند؛ حتی وقتی فرمان عفو گسترده آمد و بند ۸ زندان قرچک جلوی چشم آنها خالی شد.
روزهای اول بازداشت، همهچیز مبهم بود، مثل حالا. حالا که محمدحسین آجرلو، همسر نیلوفر حامدی میگوید هیچکس نهتنها جواب مشخص، بلکه جواب نامشخص هم درباره سرنوشت پرونده به او نداده است. او میگوید در این مدت تمام تلاشهایش برای گفتگو با هرکسی که بتواند پاسخی بدهد به در بسته خورده است. در ماههایی که گذشت خبرنگاران دیگری هم بازداشت شدند، بسیاری از زندان آزاد شدند و برخی عفو خوردند؛ نیلوفر و الهه، اما شامل هیچکدام از این دو گروه نشدند. نام آندو، سهبار بر زبان سخنگوی قوهقضائیه آمد؛ دوبار درباره اتهامات آنها که ابتدا اجتماعی و تبانی و تبلیغ علیه نظام اعلام شد و بعد «ارتباط با دولت متخاصم آمریکا» هم به آن اضافه شد.
آخرینبار دومخردادماه امسال بود که مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضائیه از تعیین وقت اولیه دادگاه برای این دوخبرنگار خبر داد. هشتم و نهم خردادماه، دادگاه خبرنگاران تشکیل شد. در دادگاه اول وکلای پرونده اجازه صحبت نداشتند و فقط یکروز قبل از جلسه دادگاه توانستند با نیلوفر و الهه گفتگو کنند. شهاب میرلوحی، یکی از وکلای الهه محمدی آن زمان گفت که نحوه اعلام وقت رسیدگی به پرونده خانم محمدی هم موجب شگفتی وکلا شده است: «سخنگوی قوهقضائیه، بدون اینکه وقت رسیدگی به ما یا موکلمان ابلاغ کتبی شده باشد و درحالیکه حتی ما هم از تعیین وقت رسیدگی مطلع نبودیم، پشت تریبون عمومی، تاریخ اولین جلسه رسیدگی به پرونده موکل ما را اعلام کرد، درحالیکه در هیچجای قوانین کیفری، چنین چیزی وجود ندارد که وقت رسیدگی ازسوی یک مسئول دستگاه قضا پشت تریبون اعلام شود. جالب است بدانید که هنوز هم وقت رسیدگی به من بهعنوان وکیل خانم محمدی، بهصورت کتبی ابلاغ قانونی نشده است.»
او در ادامه گفت که حتی اگر بهفرضمحال همین شیوه غیرقانونی اعلام وقت رسیدگی از پشت تریبون عمومی را هم بپذیریم، سخنگوی قوهقضائیه در تاریخ دوم خردادماه خبر از تعیین وقت رسیدگی برای موکل ما در تاریخ هشتم خردادماه را داد؛ یعنی حداقل فاصله قانونی بین روز ابلاغ و تاریخ وقت رسیدگی (که بنابر ماده ۳۴۳ قانون آییندادرسی کیفری هفتروز بدون احتساب روز ابلاغ و اقدام است) نیز رعایت نشده است و طبعاً ما فرصت کافی برای ملاقات موکل و تدارک دفاع نداشتیم، کمااینکه در عمل هم فقط توانستیم یکبار موکل را ملاقات کنیم؛ آنهم درحالیکه کمتر از ۲۴ساعت تا جلسه رسیدگی زمان داشتیم: «نکته عجیبتر برای ما این بود که درحالیکه حتی به خانواده موکل هم اجازه حضور در جلسه دادگاه را ندادند و درحالیکه رئیس دادگاه بهطور شفاهی اعلام کرد که جلسه دادگاه غیرعلنی است، اما علاوه بر ما و موکل، چندیننفر دیگر روی صندلیهای دادگاه نشسته بودند و در جلسه دادگاه حاضر بودند و حتی چندنفر دیگر هم از جلسه دادگاه عکس و فیلم ضبط میکردند.»
تشدید بلاتکلیفی
«دادگاه بعدی چه زمانی تشکیل میشود؟ آیا با وکیل خود بهتازگی دیداری داشتند؟ آیا سرنوشت دادگاه روشن است؟ قرار وثیقه تعیین نشده است؟» سعید پارسایی، همسر الهه محمدی میگوید پاسخ همه این سوالات منفی است. او میگوید هیچ جواب روشنی تاکنون به او داده نشده و تمام آنچه در این چند ماه نصیب او شده، سردرگمی است.
آبانماه پارسال درست بعد از بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه علیه دو خبرنگار بازداشتی، بیش از ۵۰۰ روزنامهنگار، فعال رسانهای و عکاس در بیانیهای به رویه در پیش گرفته شده برای برخورد با نیلوفر و الهه اعتراض کردند. آنها در این بیانیه تاکید کردند که دو خبرنگار بازداشتشده، براساس مسئولیت حرفهای خود عمل کردهاند: «فعالیت آزاد رسانهای نهتنها حق روزنامهنگاران که حق جامعه است. جامعه ما حق دارد بدون سانسور و فیلتر از هر آنچه روی میدهد بهسرعت آگاه شود، همچنین حق دارد که از هر کس یا نهادی که مسبب ناکارآمدی، فساد و نقضقانون است، پرسشگری کند.»
۴ ماه بعد خبرنگاران دوباره دستبهکار نوشتن نامه شدند؛ اینبار نامهای خطاب به رئیس قوهقضائیه. ایننامه در روزهای آخر اسفندماه پارسال منتشر شد، ۲۰۰ روزنامهنگار در آن نامه تاکید کردند که اقدامات امیدبخشی مانند عفو در نیمهراه متوقف شده است و شاملحال نیلوفر و الهه نشده است: «ما جمعی از روزنامهنگاران و خبرنگاران کشور، ضمن ابراز خرسندی نسبت به تصمیمهای جنابعالی برای تزریق امید در جامعه، بر این باوریم که رسانهها و خبرنگاران، نور را بر حقیقت میتابانند تا درست از نادرست، دلسوزان از بدخواهان و دوستان از دشمنان تشخیص داده شوند؛ بنابراین در ادامهی این تصمیم امیدبخش و در آستانهی سال جدید، خواستار آزادی الهه محمدی و نیلوفر حامدی، دو روزنامهنگار شاغل در رسانههای رسمی و داخلی کشور هستیم تا بتوانیم به فردایی بهتر و اعتمادبخشی میان آحاد جامعه امیدوارتر باشیم.» نامههای خبرنگاران یکی پساز دیگری منتشر شد، اما نتیجهای نداشت. درست مثل درخواست کتبی که الهه و نیلوفر این روزها بعد از تشکیل جلسه دادگاه برای دیدار با وکیلمدافعشان داشتند.
غیر از خبرنگاران برخی از مسئولان سابق هم در این مدت به ۹ماه حضور الهه و نیلوفر در زندان واکنش نشان دادند.
تاریخ بعدی دادگاه الهه و نیلوفر مشخص نیست. صحبت وثیقه به میان نیامده است، ۹ماه تمام است که الهه و نیلوفر فقط زندان قرچک و اوین و شعبه ۱۵ دادگاه را دیدهاند. زندان جلوی چشم آنها پر و خالی شده است. پاییز، زمستان، بهار و حالا تابستان، «الهه محمدی» و «نیلوفر حامدی» چهار فصل است که از تحریریه دور ماندهاند. «شبهای بلند تابستان زیر سقف زندان چه زمانی تمام میشود؟» هیچکس نمیداند.
قرار بازداشت موقت تا چه زمانی؟
علی مجتهدزاده، وکیل پایهیک دادگستری میگوید اتفاقی که در پروندهای دو خبرنگار بازداشتی رخ داده است، محرومکردن متهم از حق قانونی خود است و افراد بههیچ جایی هم پاسخگو نیستند: «تمام این حرفهایی که تاکنون گفته شده، باید شنیده شود، اما تاکنون این صحبتها شنیده نشده است. اکبر طبری با آن مفاسد بزرگ و با آن اتهامات عجیب و غریب با قید وثیقه آزاد است، اما دو خبرنگاری که اتهامشان هم برای ما خیلی غیرشفاف است امکان آزادی به قید وثیقه را ندارند.»
او ادامه میدهد: ما از جزئیات پرونده اطلاع نداریم، اما بهعنوان یک حقوقدان حس میکنم که نگاه امنیتی بر پرونده حاکم است تا نگاه صرفاً قضایی. اما به گفته مسئولان روزنامههای «هممیهن» و «شرق» این خبرنگاران تاکنون کاری انجام ندادهاند، جز عمل به وظیفه حرفهای روزنامهنگاریشان. من بهعنوان یک حقوقدان میگویم این قرار بازداشت طولانیمدت نامتناسب است. علاوه بر آن اتفاق دیگری بوده است مثل اینکه تا چند روز قبل از رسیدگی به پرونده، متهمین حق ملاقات با وکلای خود را نداشتند. قانون در مواردی میگوید حداکثر بازداشت موقت باید از حداقل میزان مجازات کمتر باشد. اگر ما اعتقاد به حبسزدایی داریم چنانکه این حق را برای اکبر طبری قائلیم، باید برای دو روزنامهنگار هم قائل شویم. این موضوع روشنی است که دستگاه قضا نتوانسته است به آن پاسخ دهد و افکار عمومی را قانع کند.»