قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین کشورمان معتقد است که احتمال جنگ بیشتر از مذاکره است و از نگاه او، آمریکا به دیپلماسی «قایقهای توپدار» روی آورده است.

دیدارنیوز: مدیرکل پیشین خاورمیانه و شمال آفریقا در وزارت خارجه ایران معتقد است که در شرایط کنونی فضا بیشتر از «نه جنگ و نه صلح» به جنگ متمایل است. استدلال محبعلی شرایطی مثل توقف درگیری بین ایران و اسرائیل و نه آتش بس، و روی آوردن آمریکا به «دیپلماسی قایقهای توپدار» است.
وضعیت «نه جنگ نه صلح» بین ایران و آمریکا همچنان برقرار است. ترامپ نشان داده یک شخصیت پیش بینی ناپذیر دارد و ممکن است تصمیمی بگیرد که همه را متعجب کند. اینکه چه خواهد شد بزرگترین سوالی است که میتوان از کارشناسان و تحلیلگران سیاست خارجی پرسید.
گفتگوی اقتصادنیوز با قاسم محبعلی، دیپلمات پیشین را در ادامه میخوانید.
* آقای محبعلی! ایران در شرایط «نه جنگ، نه صلح» مانده و برای عبور از این بحران و تغییر شرایط هم اتفاقی رخ نمیدهد. چقدر از این وضعیت به ایران برمیگردد و چقدر به آمریکا؟
در شرایط فعلی ایران عملاً فرصت مذاکره را از دست داده است. الان احتمال جنگ خیلی بیشتر از احتمال گفتوگو است؛ یعنی باید منتظر یک درگیری بزرگ بود. طرف مقابل اعلام کرده که اگر ایران آمادگی مذاکره داشته باشد، ممکن است راه حلی وجود داشته باشد. البته باید توجه کرد که در این دوره جدید، علاوه بر مسائل هستهای، مسائل مربوط به خاورمیانه، گروههای به اصطلاح وابسته به ایران، فعالیتهای موشکی و «مسائل داخلی ایران» هم جزو موضوعات گفتوگو بین ایران و اروپا خواهد بود و این قضیه را پیچیدهتر میکند.
دیپلماسی این است که بگوییم ما آماده گفتوگو روی همه موضوعات هستیم. مشکل این بوده که ما گفتیم راجع به فلان موضوع، غنیسازی، موشک یا گروههای مقاومت گفتوگو نمیکنیم. اینها باعث میشود که طرف مقابل مهرههایش را بچیند. الان هم رو به «دیپلماسی قایقهای توپدار» آوردهاند؛ یعنی ناوهای هواپیمابر را در آبهای منطقه مستقر کردهاند و میگویند اگر گفتوگو نکنید، از این ابزار استفاده میکنیم.
* شما قاعدتا اینکه جنگ رخ خواهد داد را بر اساس مجموعه شرایط و شواهدی که مشاهده میکنید، میگویید. میتوانید درباره این شواهد صحبت کنید؟
آمریکاییها و ترامپ صراحتاً از احتمال حمله نظامی صحبت کردهاند. جنگ ۱۲ روزه اخیر به آتشبس رسمی یا توافقی منجر نشد، بلکه فقط درگیری متوقف شد؛ پس جنگ پایان پیدا نکرده است. نکته دیگر اینکه طرفهای مقابل، هم مسئولین ایران (شورای امنیت، شورای دفاع و مجلس) از واکنش صحبت میکنند و رئیس مجلس صحبت از «عملیات پیشدستانه» دارد. مفهوم اینها این است که شما باید جنگ را مفروض بگیرید.
* براساس برخی اخبار منتشر شده، اخیرا نتانیاهو از ترامپ خواسته فعلاً اقدام نظامی انجام ندهد و از سمت دیگر شاهد تلاشهای میانجیگرانه منطقهای مثل اقدامات عراق، قطریها و عمانیها هستیم. اینها چقدر میتواند جلوی این اقدام نظامی را بگیرد؟
کشورهای منطقهای حتماً مؤثر هستند، اما تعیینکننده نیستند. این کشورها نگرانی دارند و نمیخواهند درگیر یک جنگ منطقهای شوند، چون هزینه دارد. یکی از هزینهها این است که اگر اتفاقی در ایران بیفتد، ما مهاجرت وسیع خواهیم داشت؛ نه در اندازه افغانستان (چند میلیون)، بلکه ممکن است ۴۰ تا ۵۰ میلیون مهاجر داشته باشیم که همه منطقه و حتی اروپا را متأثر میکند. واقعیتهای سیاست و جنگ این است که باید بدترین شرایط را در نظر گرفت. نباید خوشبینی به خرج داد یا اسیر تبلیغات خودساخته شد که مثلاً «آنها از ما میترسند». در این شرایط اسرائیلیها مرموزانه عمل میکنند؛ طبیعتاً حرفهای متفاوت میزنند، چون اصل کارشان بر «غافلگیری» است. ممکن است در تبلیغات بگویند آمادگی نداریم تا طرف مقابل احساس کند آنها در وضعیت خوبی نیستند، اما خودشان زمان درگیری برای ضربه زدن تعیین میکنند.
* خبری آمده بود که نیروهایی که از پایگاه آمریکایی «العدید» قطر رفته بودند، دوباره به این پایگاه فراخوانده شدهاند و یا خبر از عملیات آزمایشی آمریکا در عراق داده میشود. آیا اینها در راستای همان شواهد جنگ است؟
همانطور که گفتم شما باید جنگ را مفروض بگیرید. چون اگر مسائل لاینحل باقیمانده بین ایران، آمریکا و غرب از طریق گفتوگو حل نشود (که تا حالا نشده)، باید از طریق جنگ حل شود. هر طرفی برای اینکه طرف مقابل را وادار به تسلیم کند، از راههای کمهزینه و اقدامات نظامی استفاده میکند. یکی همین آوردن ناوهای هواپیمابر، هواپیماهای دورپرواز و جابجایی نیروهاست. اینها همه بحثهایی است که میتواند به طرف مقابل هشدار بدهد که: «یا مذاکره یا جنگ». البته مشکل ما این است که اینترنت نداریم و از نظرات دقیق طرفهای مقابل و مسائلی که منتشر میشود بیخبر هستیم، ولی شواهد این را نشان میدهد.
* با توجه به اینکه عراقچی تماسهایی دارد، آیا فکر نمیکنید مذاکراتی احتمالا پشت پرده وجود دارد یا همین تماسها بتواند مانع جنگ شود؟
در هر شرایطی «تماس» و «گفتوگو» وجود دارد، اما گفتوگو با «مذاکره رسمی» متفاوت است. بعضی وقتها گفتوگو (مثلاً از طریق سفارتهای حافظ منافع) ممکن است فقط برای انتقال پیام هشدار باشد. یعنی تماس میگیرند و میگویند «اگر این کار را بکنید، ما فلان کار را انجام میدهیم». مثل گفتند که اگر اعدام ۸۰۰ نفر انجام شود، واکنش نشان میدهیم. اینها مذاکره نیست. این شبیه «تلفن قرمز» در طول جنگ سرد بین کرملین و کاخ سفید است که برای جلوگیری از جنگ اتمی و اشتباه محاسباتی وجود داشت، نه برای حل اختلافات. آن چیزی که میتواند جلوی جنگ را بگیرد، اعلام آمادگی برای یک سری اقدامات سیاسی رسمی است؛ مثلاً اعلام کنیم ما آمادگی داریم راجع به غنیسازی، موشکها و امنیت منطقه صحبت کنیم.