
حسن بهشتیپور، تحلیلگر روابط بین الملل با بیان اینکه مهمترین چالش سیاست خارجی برای ایران در سال پیشرو همچنان حل مسئله برجام است، در پاسخ به این سوال که چرا دولت سیزدهم تمایلی به احیای برجام ندارد؟ گفت: افرادی که مسئولیت مذاکرات را برعهده دارند، مدتها مبلغ این بودند که برجام توافقی ناقص است و اسم مذاکرات خودشان را مذاکرات برای رفع تحریمها گذاشتهاند. من معتقدم که اسمها چندان اهمیتی ندارند، بلکه نتیجه مهم است.
دیدارنیوز: مهمترین اولویتهای سیاست خارجی کشور در سال ۱۴۰۲ چیست؟ آیا طرفین در سال جاری به صورت جدی به دنبال احیای برجام خواهند بود؟ با توجه به اخبار منتشر شده در زمینه پیشنهاد توافق موقت آمریکا به ایران آیا زمینههای توافق موقت بین ایران و آمریکا وجود خواهد داشت؟ توافق ایران و عربستان چه تأثیری بر روند احیای برجام خواهد داشت؟
برای پاسخ به این سوالات با حسن بهشتیپور، تحلیلگر روابط بین الملل گفتگو کردهایم. بهشتی پور معتقد است: «مهمترین چالش سیاست خارجی برای ایران در سال پیش رو همچنان حل مسئله برجام است. پرونده برجام پس از کش و قوسهای فراوان لازم است که تعیین تکلیف شود. لازمه این اتفاق حل مسائل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. ایران ۳ سوال مهم آژانس را تا خرداد ماه سال جاری باید پاسخ دهد. اگر این سوالات از نظر آژانس قانع کننده باشد گشایش بزرگی در روند مذاکرات انجام میشود. بعد از برجام موضوع حل و فصل مشکلات ایران با کشورهای همسایه است. به ویژه بعد از مسئله عربستان و بحرین که به جای خوبی رسیده است موضوع جمهوری آذربایجان و تحرکات آن در ارمنستان اولویت اصلی و چالش سیاست خارجی ایران است. مسئله سوم دیپلماسی اقتصادی است که توسط دولت بارها به آن تاکید شده، اما نیازمند تسریع در فرآیند فعال سازی آن است». در ادامه ماحصل این گفتگو را میخوانید.
با توجه به شرایط موجود پرونده هستهای ایران و رویکردی که ایران و آمریکا در مقابل برجام در پیش گرفتهاند چه چشماندازی پیشروی برجام در سال ۱۴۰۲ میبینید؟
من براین باور هستم طرفین در سال جاری دوباره به میز مذاکرات برمیگردند. تفاوتی ندارد نام مذاکرات چه گذاشته شود. نامش پایان تحریمها علیه ایران باشد یا مذاکره برای برجام پلاس، تفاوتی ایجاد نخواهد کرد؛ چرا که هرگونه مذاکراتی آغاز شود، محور آن برجام خواهد بود؛ بنابراین به احتمال زیاد به مذاکره و گفتگو برمیگردند. البته این به آن معنی نیست که از الان میتوان پیشبینی کرد که در نهایت یک توافق صورت میگیرد، ولی همین که دوباره به میز مذاکره برگردیم بسیار اتفاق خوبی است. آنچه که باید مدنظر مسئولان جمهوری اسلامی قرار بگیرد این است که باید در سال آینده برای پایان دادن به این تحریمهای ناجوانمردانه و انواع و اقسام فشارهای اقتصادی و سیاسی که هزینههای گزافی روی دست ملت ایران گذاشتهاند، راهی پیدا کنند. البته این مسیر به هیچ عنوان ساده و راحت نخواهد بود و ایران با چالشهای متعددی در راه بازگشت به میز مذاکره مواجه است.
آیا برجام به عنوان یک اولویت در سال ۱۴۰۲ در دستور کار قرار خواهد گرفت؟ مهمترین اولویتهای سیاست خارجی کشور را چه میدانید؟
مهمترین چالش سیاست خارجی برای ایران در سال پیشرو همچنان حل مسئله برجام است. پرونده برجام پس از کشو قوسهای فراوان لازم است که تعیین تکلیف شود. لازمه این اتفاق حل مسائل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. ایران ۳ سوال مهم آژانس را تا خرداد ماه سال جاری باید پاسخ دهد. اگر پاسخ سوالات از نظر آژانس قانع کننده باشد گشایش بزرگی در روند مذاکرات انجام میشود. بعد از برجام موضوع حل و فصل مشکلات ایران با کشورهای همسایه است. به ویژه بعد از مسئله عربستان و بحرین که به جای خوبی رسیده است موضوع جمهوری آذربایجان و تحرکات آن در ارمنستان اولویت اصلی و چالش سیاست خارجی ایران است. مسئله سوم دیپلماسی اقتصادی است که توسط دولت بارها به آن تاکید شده، اما نیازمند تسریع در فرآیند فعال سازی آن است. با وجود اینکه دولت گزارشهایی در این حوزه از عملکرد خود منتشر کرده، اما هنوز آثاری از آن در زندگی مردم دیده نمیشود. پرسش این است که چگونه میشود دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی را در سال ۱۴۰۲ فعال کرد. البته این امر مستلزم تغییر برخی رویکردهای در سیاستهای کلان در داخل کشور است.
اخباری مبنی بر پیشنهاد آمریکا برای توافق موقت با ایران منتشر شده است. آیا زمینههایی توافق موقت بین ایران و آمریکا وجود دارد؟ ایران و آمریکا در چه شرایطی تن به توافق موقت خواهند داد؟
خبرهایی که در مورد پیشنهاد آمریکا در خصوص توافق موقت منتشر میشود، بدون آگاهی کامل از جزییات این پیشنهاد، چندان قابل تحلیل نیست. مادامی که طرح را مطالعه نکنیم و دقیقا متوجه نشویم که چه چیزی قرار است بر اثر این طرح رد و بدل شود، نمیتوان به درستی در مورد منافع یا مضرات آن اظهارنظر کرد. برای مثال گفته شده است که ایران غنیسازی ۶۰ درصدی اورانیوم را متوقف کند و در مقابل آمریکاییها هم بخشی از داراییهای ایران را آزاد کنند که به نظر میرسد ۷ میلیارد دلار دارایی مسدود شده ایران در کره جنوبی مدنظر باشد. به صورت کلی میتوان دو رویکرد نسبت به چنین پیشنهادی داشت. رویکرد نخست این است که اگر واقعا بخشی از تحریمهای اساسی ایران مثل فروش نفت و تحریم بانک مرکزی برداشته شود، ولو اینکه به صورت موقت و تعلیق باشد، کمکی به اقتصاد ایران میشود و باید از چنین پیشنهادی استقبال کرد. اما رویکرد دوم این است که معتقد است اصولا اقتصاد ایران با توافق موقت سامان نمیگیرد، چراکه سرمایهگذاران به توافق موقت بها نمیدهند، بلکه باید توافق همهجانبهای به دست بیاید تا سرمایهگذاری اطمینان داشته باشد که دستکم در ۴-۵ سال پیشرو با مشکل اساسی مواجه نخواهد شد. سرمایهگذار دیدگاه بلندمدت و آیندهنگرانه دارد و نمیتواند بر اساس شرایط موقت و ناپایدار اقدام کند. در این رویکرد دوم نباید از چنین طرحی استقبال کرد و باید به این فکر بود که ببینیم چگونه میتوان به یک توافق همهجانبه و پایدار و بلندمدت برای حل و فصل مساله تحریمها رسید که برای ایران نواقص و کمبودهای برجام را نداشته باشد و در عین حال مزایای برجام را دربربگیرد. در مورد توافق احتمالی با غرب در مورد پرونده هستهای ایران، چیزی که چندان اهمیت ندارد، اسم توافق است. برجام یا توافق رفع تحریمها یا هر اسم جدیدی که برای آن انتخاب شود، زیاد مهم نیست. مهم محتوای توافق است. در حال حاضر آنگونه که میتوان از عملکرد دولت سیزدهم برداشت کرد نه دولت سیزدهم چندان تمایلی به احیای برجام دارد و نه طرف امریکایی برجام ۲۰۱۵ را میپسندد و چیزی فراتر از برجام یا به قولی برجام پلاس میخواهند.
چرا دولت سیزدهم تمایلی به احیای برجام ندارد؟
افرادی که مسئولیت مذاکرات را برعهده دارند، مدتها مبلغ این بودند که برجام توافقی ناقص است و اسم مذاکرات خودشان را مذاکرات برای رفع تحریمها گذاشتهاند. من معتقدم که اسمها چندان اهمیتی ندارند، بلکه نتیجه مهم است. باید یک تعیین تکلیف اساسی و پایدار در مورد پرونده هستهای ایران و مناسبات بینالمللی اقتصادی و تجاری ایران انجام شود. توافق موقت نمیتواند اقتصاد ایران را سامان دهد. چنین توافقی میتواند به شکل یک داروی مسکن عمل کند، اما نمیتواند مشکل را اساسا حل کند کسانی که به رویکرد نخست معتقد هستند، میگویند که با توافق موقت ممکن است اقتصاد ایران بتواند یک تنفس انجام دهد و پس از آن با ساماندهی جدید تحریمها کم اثرتر شوند. اما رویکرد دوم معتقد است که باید به یک توافق همهجانبه و پایدار رسید تا بتوانیم سرمایهگذاری خارجی و برنامههای همکاری بلندمدت اقتصادی با کشورهای خارجی انجام دهیم. به نظر من رسیدن به یک توافق پایدار و بلندمدت، با مذاکره مستقیم با آمریکا امکانپذیر است. در چند سال گذشته هم به ما ثابت شده است که اروپاییها عملا به تنهایی کاری پیش نمیبرند و جز اینکه مسیر توافق طولانیتر بشود، هیچ اثری نداشتهاند.
توافق ایران و عربستان به چه میزان میتواند به احیای برجام کمک کند؟
این نوع توافق رابطه مستقیمی با برجام ندارد، ولی از دو جنبه میتواند در احیای گفتگوهای ایران و غرب بر سر توافق هستهای تأثیرگذار باشد. جنبه نخست مربوط میشود به موضع دولت عربستان سعودی در قبال توافق هستهای. عربستان از ابتدا یکی از مخالفین اصلی برجام بود و در تلاش بود که برجام و توافق ایران با آمریکا بر سر مسائل هستهای به سرانجام نرسد و در نهایت هم با کمک اسرائیل و مخالفین داخلی برجام، این موضوع تحقق پیدا کرد و برجام به بنبست رسید. اما امروز با نهایی شدن توافق ایران و عربستان سعودی بر سر از سرگیری روابط دیپلماتیک، وضعیت به گونهای است که میشود در راستای تغییر نظر عربستان نسبت به برجام کارهایی صورت بگیرد. اگر جنبههای امنیتی و سیاسی این توافق تقویت شود و همکاریهای امنیتی و سیاسی میان دو کشور شکل بگیرد به گونهای که عربستان سعودی احساس کند که تهدیدی از جانب ایران متوجه او نیست، میشود انتظار داشت که مخالفت عربستان با برجام کاهش یابد. البته من معتقدم که اگر عربستان منطقی فکر کند، طبیعتاً مخالفت این کشور با توافق ایران و آمریکا بر سر احیای برجام کمتر خواهد بود. دومین جنبه مهم این توافق که میتواند با برجام مرتبط باشد به خود ایران بازمی گردد. هرقدر ایران مسیر حل مشکلاتش با همسایگان را مؤثرتر و جدیتر دنبال کند، همان طور که امروز هم بعد از عربستان بحث عادیسازی روابط با بحرین، امارات و کویت در دستور کار است و پیشتر هم روابط گرم و سازنده با عمان و قطر به صورت جدی دنبال میشود، فضای خوبی برای از سرگیری مذاکرات با غرب برای احیای برجام ایجاد خواهد شد. اگر ایران با کشورهای حاشیه خلیج فارس روابط گرم و قوی داشته باشد، به عنوان یک بازیگر منطقهای با دست پرتری در مذاکرات با غرب خواه در قالب ۱+۴ یا ۱+۵ ظاهر خواهد شد.
آیا این موضوع به صورت جدی در دستور کار دستگاه دیپلماسی کشور قرار گرفته است؟
ما باید این واقعیت را بپذیریم که ایرانی که با همسایگانش مشکل دارد و در منطقه با مشکلاتی روبروست به مراتب ضعیفتر از ایرانی است که با همسایگانش روابط گرم و سازنده و مؤثر دارد. چرا که در حالت اول، ایران به عنوان عامل بی ثباتی و درگیری معرفی میشود همان طور که غربیها در این سالها تلاش کردهاند که چنین تصویری از ایران بسازند. حال آن که ایران به عنوان یک بازیگر قوی و مؤثر که با همسایگانش روابط گرم و صمیمی دارد، عامل ثبات دهند و صلح معرفی میشود. در گذشته، ما به خاطر موج ایران هراسی ایجاد شده در پی تنش با همسایگان در معرض سؤاستفادههای بازیگرانی مثل اسرائیل و آمریکا بودیم. آمریکا با استفاده از همین موج، میلیاردها دلار سلاح را به همین کشورهای حاشیه خلیج فارس فروخت البته به جز آمریکا، کشورهایی مانند انگلیس، فرانسه و روسیه هم همین کار را کردند. من شخصاً منتظر نتایج مذاکرات ایران با آژانس درباره سه سؤال مطرح شده هستم. طبیعتاً ایران باید پاسخهای خودش را قبل از خرداد ماه و برگزاری جلسه شورای حکام ارائه دهد و اگر پاسخهای داده شده قانع کننده باشد و آژانس از سازنده بودن مذاکراتش با ایران صحبت کند، ما میتوانیم انتظار داشته باشــیم که زمینـــه برای دور جدیدی از مذاکرات برای احیای برجــام مهـا شود. البته آمریکا و غرب پیشتر منتظر نتیجه اعتراضات خیابانی بودند و وقتی نتیجهای از این جانب حاصل نشد، امروز منتظر واکنش آژانس به پاسخهای آتی ایران به سؤالات سه گانه هستند.