
رحیم قمیشی، آزاده دفاع مقدس به مناسبت سالگرد بازگشت آزادگان به میهن اسلامی گفت: واقعا در نظام اسلامی خجالت آور نیست زندان سیاسی زن داشته باشیم؟! عراق اسرای زن را بعد از یک مدت کوتاه آزاد کرد. الآن خانم رشنو و آقای تاجزاده کجا هستند که به دلیل صحبت کردن زندانی شده اند؟ یک نفر باید اینها را بگوید.
دیدارنیوز: رحیم قمیشی در نشست «تداوم آزادگی» گفت: به نظر من تداوم آزادگی به معنای نگه داشتن قدرت انتخاب برای افراد است. آزادگی که ما تجربه کردیم یعنی ناامید نشدن و ساختن فضایی برای نسل آینده مظلوم که امروز در میان چرخ دندههای ما دارد له میشود. دیدن اهداف بزرگ و کنار گذاشتن اختلافات معنای آزادگی است. آزادگی یعنی پذیرش اشتباه و جسارت راههای جدید؛ اگر کسی را دیدید که میگوید اشتباه نکرده ام، فرسنگها با آزادگی فاصله دارد.
به مناسبت سالگرد بازگشت آزادگان به میهن اسلامی نشستی به صورت حضوری و مجازی با عنوان «تداوم آزادگی» توسط انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها برگزار شد.
رحیم قمیشی در این نشست با تأکید بر اینکه صداقت و راستی میتواند حتی دشمن را از پا در آورد، گفت: آدمی که در تنگنای سلول قرار میگیرد تازه متوجه میشود چه امکاناتی برای بهره برداری من از زندگی وجود داشته که از آنها استفاده نکرده ام. آیا میشود آدم «دو زندگی» هم داشته باشد؟ گاهی خدا این فرصتها را برای آدمها فراهم میکند که دو زندگی داشته باشند و این برای من فراهم شد. بچههای آزاده واقعا مردند و دوباره زنده شدند.
این آزاده دفاع مقدس با تأکید بر اینکه آزادگان سرمایههای معنوی این کشور هستند، چرا میگویم یک زندگی کامل را در عراق تجربه کردیم؟ به خاطر اینکه تمام مؤلفههای یک دنیای جدید را تجربه کردیم. با یک دشمنی مواجه شدیم که اسلحه و قدرت داشت و انسان مطیع میخواست که هر طور حاکم میخواست فکر کند و اصلا امکان سؤال و مخالفت نداشته باشد. آیا واقعا میشود با اندیشه بر اسلحه پیروز شد؟ و ما این تجربه مهم را در دوران اسارت گذراندیم. در واقع اگر بنیان ما محکم بود و اصالت خودمان را حفظ کردیم میتوانیم همه اجزای دیگر آن جهان را تحت تأثیر خودمان قرار بدهیم. این تجربه خیلی مهمی بود که ما در دوران اسارت کسب کردیم.
وی افزود: متأسفانه خاطرات جنگ را طوری برای نسل جوان تعریف میکنند که زده میشوند. جنگ یک چیز نفرت انگیز است و ما میخواهیم به جوان از جنگ بگوییم. ما نتوانسته ایم نسل جدید را با واقعیتهای جنگ مواجه کنیم؛ اقیانوسی از معارف زندگی در اسارت بود. در جنگ مؤلفه اصلی «انسان» بود و در صورتی که ما میشماریم ۲۰۰ تانک و ۳۰۰ خودرو گرفتیم و معمولا در جنگ اصلا دیده نمیشود که چند نفر از عراقیها کشته شدند یا چند نفر از ما شهید شدند.
قمیشی اظهار داشت: دو، سه سال از اسارت گذشته بود و تعدادی از بچههای اردوگاه علاقهمند بودند از مواهب ارتباط با عراقیها بهرهمند شوند و بعضا صدماتی به بچهها زده بودند و بچهها درست یا غلط تصمیم گرفتند گوشمالی بدهند و خیلی دقیق برنامه ریزی کرده بودند و یک روز ساعت ۱۰ صبح دیدم اردوگاه حالت نظامی به خود گرفت. عراقیها وارد عمل شدند و آنجا یک شهید دادیم که اتفاقا متأهل هم بود. اردوگاه ۱۸ بعقوبه مجموعهای بودیم که تقریبا ۱۲۰۰ نفر نگهداری میشدند.
وی افزود: این اتفاق که افتاد عراقیها قسمت ما را کاملا بستند و برای سه روز در آسایشگاه را بسته بود و در ۶۰ متر ۱۰۰ نفر زندگی میکردیم و آب و غذا هم قطع شد. روز دوم یا سوم ضعفها شروع شد و عراقیها را صدا میکردیم که این دارد میمیرد و ذخیره آب و غذای ما هم تمام شد. کل آسایشگاه با لیوان به پنجره میزدند و صدای مهیبی در اردوگاه پیچید؛ طوری که خود عراقیها هم وحشت کردند. مقداری آب برای ما آوردند و کسی که حالش خراب بود را به بیرون بردند. عراقیها بیش از حد دستپاچه آمدند که چه طور میتوانند ما را مهار کنند و هیأتی از بغداد به آنجا آمدند و تعدادی از افسران اردوگاه کنار را پیش ما آوردند و گفتند احساس کردیم دارند شما را تیرباران میکنند و ما ۴ هزار نفری شورش را شروع کردیم و افسران عراق پیش ما آمدند و گفتند چنین چیزی نیست.
این آزاده دفاع مقدس تأکید کرد: عراقیها چنان در مقابل این همدلی و همبستگی ما تحقیر شدند و طوری کنار افسران ما راه میرفتند که انگار اینها آنها را به اسارت گرفته اند. در عراق که ترس بر آن حاکم بود، با یک همبستگی کوچک، بدون هیچ اسلحه توانستیم آنها را از پا در آوریم. همدلی و همبستگی بزرگترین اسلحهای است که همیشه در اختیار همه انسانها هست و، چون انسانها نمیبینند کوتاه بین میشوند و فکر میکنند ابزار میتواند تأثیرگذار باشد.
وی یادآور شد: ما در ایران یک روز زن داریم و هر سال میگویند روز زن برای تکریم زن است و اینکه زنها موقعیتشان را در اجتماع تثبیت کنند و بگویند ما چه قدرتی داریم و اگر از توانایی و هنر ما استفاده نشود این جامعه نیمی از قدرت خودش را از دست میدهد. آیا این زن حق دارد وارد ورزشگاه شود یا نمیتواند؟ آیا این زن میتواند دوچرخه سواری کند یا خیر؟ این اتفاق برای همه روزهای ما افتاده است. ۳۲ سال است که آزادگان برگشته اند. چند سمینار گذاشته اند که آزادگان الآن چه وضعیتی دارند؟ در عراق بر آنها چه گذشت؟ ۳۲ سال است که من منتظرم تلویزیون بگوید حداقل این تعداد آزاده را پیش فلان مسئول برده اند و آنها را مورد تفقد قرار داد.
قمیشی گفت: یادگاران جنگ مولد تواناییهای این کشور هستند و میتوانند مولد حرکتهایی در کشور باشند. آیا هرکسی در عراق اسیر بود الزاما آزاده است؟! این بازی کردن با معانی است. ما یک بار باید بگوییم «آزده» چیست؟ چه بسا کسانی که نه قبل از انقلاب زندان بوده اند و نه در جنگ اسیر بوده اند و اسوههای آزادگی هستند. خود من هنوز اسیر هستم. ما آزادهها آزادگی خود را مدیون مردم هستیم که با همدلی توانستند کاری کنند که ما با عزت برگردیم؛ این سرمایه بزرگی است که کشور ما دارد.
وی تأکید کرد: ما آزادگانی را دوست داریم که در جامعه ایثار خودشان را بپراکنند و اتحادی که منجر به پیروزی آنها شد را به مردم یاد بدهند و ما این توان را داریم. آزادگی یعنی فریاد بزنیم که عدالت کجاست؟ آزادگی یعنی بگوییم کدام چهارچوبهای انقلاب اجرا شده است؟ آیا توانستیم دنیای مردم را بسازیم؟ آیا توانستیم مردم را همدل کنیم یا مدام بین آنها خط کشی کردیم؟ چه زمانی میخواهیم به عهدی که با خودمان بسته ایم که میخواهیم مدافع حق باشیم برسیم؟ چه کسی باید اختلاسها را فریاد کند؟ اگر ما آن را فریاد نکنیم چه کسی باید فریاد کند؟
این آزاده دفاع مقدس ادامه داد: واقعا در نظام اسلامی خجالت آور نیست زندان سیاسی زن داشته باشیم؟! عراق اسرای زن را بعد از یک مدت کوتاه آزاد کرد. الآن خانم رشنو و آقای تاجزاده کجا هستند که به دلیل صحبت کردن زندانی شده اند؟ یک نفر باید اینها را بگوید. خیلی از دوستان آزاده را که الآن میبینم حسرت روزهای ارودگاه را میخورم. ما برگشتیم به ایران که با مردم اهداف را دنبال کنیم. چه قدر کتک خوردیم که یک فحش به امام خمینی (ره) بدهیم؟ برگشتیم به ایران و گویی متأسفانه به کشور دومی وارد شدیم.
وی در پاسخ به سؤال محمود صادقی در خصوص نقش مرحوم ابوترابی در میان آزادگان، گفت: ما ۴۰ هزار اسیر تقریبا در عراق داشتیم و حدود ۱۷ هزار نفر اسرایی بودند که صلیب سرخ آنها را دیده بود و نیمی از اسرای ما در موقع تبادل مفقود بودند. آقای ابوترابی در میان بچههایی که صلیب سرخ آنها را دیده بود خیلی فعال بودند. در خود عراق هم گروه بندیها بود و ما ناگزیریم از اینکه گروه بندیها را به رسمیت بشناسیم؛ اختلاف نظر جزئی از زندگی است، اما هرچه بزرگتر شود متوجه میشود اختلافات چه قدر ریز هستند. در همان اسارت هم تندرو اصولگرا و تندرو اصلاح طلب داشتیم. ۱۵ سال طول کشید که بگوییم از این اصلاح طلب و اصولگرا دست برداریم و بگوییم همه ما حقوقی داریم.
قمیشی یادآور شد: ما میدانیم عدهای برای مواقع بی خطری درست شده اند که فقط بخورند و وقتی به خطر افتادیم عده دیگری باید جلو بیایند؛ این طبیعت روزگار است. آقای ابوترابی به ما یاد داد که با کنار گذاشتن اختلافات و محبت میتوانیم کارها را بهتر جلو ببریم؛ سلاحهای بزرگی درون ما هست که آنها را نمیبینیم و نگاه ما به خشم و طرد کردن است.
وی در پاسخ به سؤالی در خصوص مقایسه وضعیت اسرای عراقی در ایران با آزادگان ایرانی در عراق، گفت: اگر بهترین و غذا و بهترین مکان را هم در عراق به ما میدادند زندانی بودیم؛ نمیشود گفت اینجا برای اسرای عراقی هتل بوده است. به نظرم اسرای عراقی هم در ایران سختی میکشیدند. تازه آزاد شده بودم که از من سؤالی شد و هنوز بعد از ۳۲ سال به آن فکر میکنم. گفت کسی که شما را میزد از ذات خودش بود یا دستور بوده است؟ هر دو بوده است. این تبلیغات را برداریم که زندانی است، ولی به او خوش میگذرد؛ اگر خوش میگذرد بگذارید به خیابان بیاید و زجر ما را هم ببیند. اسارت را هم دست کم نگیریم.
وی ادامه داد: دو سال از تلویزیون میدیدیم که آقای ولایتی با هیأتی وارد مذاکرات شد و زوم میکردیم که کجای اولویتهای آنها اسرا آمده است. ما حدود یک سال و نیم بعد از پذیرش قطعنامه هنوز اسیر بودیم و متأسفانه آزادی اسرا جزو ۲۰ اولویت اول آن مذاکرات هم نبود. یکی از اشتباهات بزرگ ما این است که انسانها را به عنوان مخلوق بزرگ خدا نگاه نمیکنیم و همه چیز را به یک هدف خنده دار خلاصه میکنیم.
قمیشی تأکید کرد: به نظر من تداوم آزادگی به معنای نگه داشتن قدرت انتخاب برای افراد است. آزادگی که ما تجربه کردیم یعنی ناامید نشدن و ساختن فضایی برای نسل آینده مظلوم که امروز در میان چرخ دندههای ما دارد له میشود. دیدن اهداف بزرگ و کنار گذاشتن اختلافات معنای آزادگی است. آزادگی یعنی پذیرش اشتباه و جسارت راههای جدید؛ اگر کسی را دیدید که میگوید اشتباه نکرده ام، فرسنگها با آزادگی فاصله دارد.
فرهاد درویشی سه تلانی، عضو هیأت علمی دانشگاه امام خمینی (س) قزوین، نیز در این نشست گفت: واقع مطلب این است که بخش قابل توجهی از اسرای ما مربوط به سه چهار ماه آخر جنگ میشود. ما گاهی وقتها آسیبی که میبینیم به دلیل نوع تصمیم گیری و تأخیر در تصمیم گیری است. یعنی ما اگر قطعنامه را در تیر ماه سال ۶۶ میپذیرفتیم، یعنی زمانی که قطعنامه ۵۹۸ صادر شد، علاوه بر جنبههای دیگری مثل اینکه ما در موقعیت پیروز نسبی قرار داشتیم، یکی همین بحث اسرا بود. به نظر من نفس پذیرش قطعنامه کار شجاعانهای بود که منافع ما را تأمین کرد، اما به هر حال در موضع ضعف قرار داشتیم.
وی افزود: به هر حال اگر ما جنگ را نقطه عطفی در تاریخ کشور ایران در نظر بگیریم، به نظر من این نقطه عطف از جنبههای مختلف حائز اهمیت است و میتواند برای ما درس آموزی داشته باشد. به هر حال جنگ ابعاد مختلف داشته و اقشار مختلف را درگیر خودش کرد که هر کدام میتواند موضوعی برای مطالعه، تأمل و درس آموزی باشد. متأسفانه الآن در جامعه ما آزاده خوب آزادهای است که پیرو و مطیع باشد؛ کما اینکه استاد دانشگاه خوب استادی است که حرف شنوی داشته باشد.
غلامرضا ظریفیان، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز در این نشست گفت: در نگاه تخصصی رشته ما چیزی به عنوان «اگر» نداریم و امیرالمؤمنین (ع) تعبیری دارد که من علی (ع) هم خیلی تدبیر کردم، ولی اتفاقات دیگری افتاد. اگر آزادگی را این گونه تعریف کنیم که یک زبان مشترک بین همه انسانها است، طبیعتا آزادگی امروز تلاش برای تحقق عدالت در جامعه است و میدانیم جامعه با چه نابرابریهایی زندگی میکند. اگر این عدالت تحقق پیدا نکند دین هم آسیب میبیند. بنابر این امروز اگر بخواهیم آزادگی را استمرار ببخشیم باید به سمت تحقق عدالت برویم.