
پوشاک، مهمترین و مشخصترین مظهر و سریع الانتقالترین نشانه فرهنگی است که امروزه به سرعت تحت تاثیر پدیدههای فرهنگپذیری در بین جوامع گوناگون انسانی قرار گرفته و در بسیاری نقاط ایران در بین اقوام مختلف به مقتضای ویژگیهای اقلیمی درجه، تمدن و فرهنگ، عقاید و آداب و رسوم دستخوش دگرگونیهای بسیاری شده است. بهخصوص پوشاک سنتی اقوام مختلف ایرانی که اگر به عنوان فرهنگی غنی و ارزشمند مورد توجه قرار نگیرد، جای خود را کاملا به تولیدات صنعتی جدید با رواج بیحد وحصر خویش میدهد.
دیدارنیوز ـ پدیده مدگرایی با جاذبه فراوان خود همچنان بر تعداد علاقهمندان به مدهای غربی خواهد افزود. لازم به ذکر است که در برخی از شهرها که گنجینه عظیمی از قومیتهای مختلف را داراست، استفاده از لباسهای محلی تنها در برخی از مراسم و جشنها مورد استفاده قرار میگیرد. امروزه، پوشاک سنتی که به عنوان پدیدهای هنری، روایتگر فرهنگ، سلیقه و بینش اجتماعی هر قوم است، با رواج جاذبههای مدرنیستی بهویژه جلوههای کاذب و مدگرایی، رنگ، شکل، طرح و بافت اصلی آن کمرنگ شده است و دیگر نشانی از زرق، برق و زیباییهای آن در بین جوانان یافت نمیشود. از اینرو، پوشاک سنتی جای خود را به مدهای بیپایه و اساس غربی داده و در این میان، پوشاک زنان اقوام ایرانی بر اثر گذشت زمان دچار تغییر و تحول شده است. هر روز از علاقهمندان به پوشاک سنتی در میان مردم کاسته شده و پوششهای امروزی جایگزین آنها میشود، جوانان فقط به سمت پوشاک غربی گرایش دارند. دیگر سراغی از پوشاک سنتی و محلی خود نمیگیرند و در پارهای موارد حتی پوشاک سنتی قوم خود را از مد افتاده، کهنه و قدیمی، یا حتی خندهدار توصیف میکنند. به راستی عوامل این فراموشی چه چیز میتواند باشد؟ در اینجا ذکر چند عامل که به عنوان مهمترین عوامل، سبب فراموشی و حتی در برخی مناطق، منسوخ شدن لباس محلی است، ذکر میشود.
میل به نوگرایی و تنوع
مدها، الگوهایی فرهنگی هستند که توسط بخشی از جامعه پذیرفته میشوند و دارای یک دوره زمانی نسبتا کوتاه هستند. گستره مد به اندازه گستره زندگی انسان است و با توجه به آنکه مد کل گستره زندگی اجتماعی را در بر میگیرد، پوشاک و سبک و شیوه آن، شاخصترین کالای مد شونده محسوب میشوند. به عبارت دیگر، بر اساس گفته اسکار وایلد، مد دریایی از یک شکل و فرم، چه غیرقابل تحمل و چه زیباست که مجبور به تغییر هر 6 ماه یکبار آن هستیم. مد، نه فقط به عنوان بیان شخصیت افراد به واسطه پوشیدن، طراحی میشود، بلکه به عنوان یک روش تجلی آفریننده به واسطه طراحی است و نیز یک تحقیق ثابت برای نوگرایی است. گرسنه و ظالم است، اما قادر به خلق پوششهای هیجانانگیز و فوقالعاده است. امروزه میل به نوگرایی و تنوع طلبی در بین اقوام ایرانی نیز جای خویش را باز کرده و زنان نیز در نوع پوشش خویش، همچنان پیرو پوشاک جدید بوده، همواره خود را با تغییرات پوششی روز هماهنگ ساختهاند. تمایل جوانان به امروزی شدن و نوگرایی، به درجات متفاوت در هر فردی وجود دارد و گواه نیاز او به شکستن قالبهای موجود فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین به هویتی متمایز از کسانی است که پیش از او بودهاند. همچنین گرایش به فاصله گرفتن از گرایشهای والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود میگیرد و در رفتار فرد منعکس میشود، به صورت گرایش به کالای متنوع و گوناگون خارجی ظاهر میشود.
مدگرایی؛ میل به اروپایی شدن
به واسطه عوامل متعدد از جمله شبیخون فرهنگی و تاثیرپذیری از ماهواره و فقدان لباس ملی در کشور ما و با الگوگیری اکثریت قریب به اتفاق طراحان و خیاطان ایرانی از ژورنال های اروپایی، لباس در کشور ما هر روز بیش از پیش به لباسی نامناسب، ناهنجار و ضد ارزش نزدیک میشود؛ یعنی نه تنها از الگوی زن مسلمان فاصله میگیرد، بلکه از الگوهای رایج پسندیده نیز فاصله گرفتهاند. مهمترین نمای اروپایی شدن نیز پوشیدن لباسهای اروپایی و ترویج مدهای غربی و دور شدن هر چه بیشتر از پوشاک محلی قوم خویش است. امروزه اغلب بر این باورند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا به این ترتیب از ضعف و عقبماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند. بنابراین «مدگرایی» و «غربگرایی» در ایران، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کردهاند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بهخصوص در بین جوانان رایج میشود، برگرفته از الگوهای غربی با همان انگیزه است.
میل به خودنمایی
امروزه، لباس مظهر خودنمایی شده و صرف هزینه برای نمایش دادن وضعیت خویش، بیشتر پذیرفتنی است و شاید این امر از طریق لباس بیش از دیگر مصرفها، عملی باشد. قاعده اتلاف کالا به صورت تظاهری یا نمایش دادن لباس، خود را به طرز بارزی نشان میدهد. صرف هزینه در راه لباس، این مزیت بر دیگر روشها داردکه لباس همیشه در معرض دید دیگران است و با یک نگاه، وضعیت مالی شخص را به بیننده معرفی میکند. لباس نه فقط باید آشکارا گرانبها و دست و پاگیر باشد، بلکه باید با آخرین پسند روز مطابقت کند. ارزش تجاری پارچهای که برای لباس انسان در جامعههای امروز به کار میرود، بستگی به مد روز بودن و اعتبارآوری آن دارد و کمتر به کاربرد مکانیکی آن برای پوشنده لباس مربوط میشود؛ از اینرو بسیار عادی است که شخص در یک محیط رسمی و غیرعادی لباس ناراحت بپوشد تا خوشپوش جلوه کند.
فراموشی لباس سنتی جامعه
روانشناسان، گرایش به مدهای بیگانه و فراموشی لباس سنتی جامعه خود را ناشی از عدم هویتیابی افراد میدانند. به تعبیر دیگر، آنها در هویتیابی دچار مشکل شدهاند، یعنی نمیدانند که برای زندگی کردن؛ الزاما شرایطی را باید گزینش و انتخاب کنند و یکی از این شرایط میتواند نوع پوشش فرد باشد. به نظر میرسد این موضوع از عدم شناخت فرهنگ خودی نشات میگیرد. زیرا هر گاه فرد با تمدن و فرهنگ اصیل قوم و پیشینه خود بیگانه شود، به یک آشفتگی و «مسخ فرهنگی» دچار میشود. با توجه به گسترش فناوری و رسانه و آماده شدن بستر تبادل فرهنگی در دهکده جهانی، تحقیقات نشان میدهد که این پدیده میتواند به «بحران هویت» دامن بزند. آلوین تافلر، نویسنده و منتقد اجتماعی مینویسد:«فناوری ماهوارهای و دیگر رسانههای جدید، فرهنگ ملی را از هم میپاشند». مساله اجتماعی جامعه ما به ویژه در نسل جوان، عدم شناخت و درک هویت اجتماعی است که با تقلید کورکورانه از بیگانگان و خرده فرهنگها، از فرهنگ و اصالت خود فاصله گرفته و «عزت فرهنگی» خود را به فراموشی میسپارند.» افراد جامعه با الگوهای فراوان، متضاد و متنوع در مد و لباس مواجهاند که این امر آنها را هدف گرفته و هویتسازی آنها را با آسیبهای جدی مواجه ساخته، بهطوری که جوانان به ناهنجاریهای رفتاری مانند بدپوشی، تابوشکنی و… روی میآورند. بنابراین باید از نقش هنر و زیبا شناختی فرهنگ اصیل و جذاب اقوام ایرانی در پوشش و استخراج الگوهای گوناگون در مد و لباس به دوستی استفاده کرد و بهدنبال آن به تبادل فرهنگی در الگوی لباس ایرانی اسلامی دست پیدا کنیم.
تغییر و تحول نوع پوشاک
پیدایش صنایع ریسندگی و بافندگی و بسیاری از صنایع که در خدمت تهیه، ساخت و تولید پوشاک بودند، سبب شد که پارچههایی با کیفیت بالا، قابل شستشو، زیبا، ضدچروک و بسیاری لباسهای متنوع و جذاب تولید شوند. همچنین پیدایش ماشینهایی که انواع ضمایم لباس چون دکمه، زیپ، نوار، روبان و... را عرضه میکنند، عظیمترین تحول را در تولید لباس ایجاد کردهاند. در هر حال، آنچه امروز شاهد آن هستیم، فراگیر شدن لباسهای رایج در عرف جهانی در جای جای ایران زمین است. این همهگیر شدن متعلق به اجتماعی خاص یا طبقهای خاص از یک اجتماع نیست، بلکه از شهرهای کوچک گرفته تا حتی میان اقوام گوناگون، به نوعی اقتباس و تقلید از سبکها و اسلوب جدید، دیده میشود. اینجاست که نقش دیگر پوشاک یعنی «کارایی» آن روشنتر میشود. تغییرات خواسته یا ناخواسته در نحوه زندگی بشر امروزی که هر روز ماشینیتر میشود، شرایط، ابزار و لباس مخصوص خود را میطلبد. شاید یادآوری پوشیدن لباسهای ویژه در رشتههای ورزشی مختلف، یا لباسهای مخصوص کارگران، پزشکان و رستههای گوناگون نظامیان، مثالهای خوبی برای بیان الزام کاربردی بودن پوشاک در شرایط خاص باشد.
تاثير رسانه بر نوع پوشش
امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوریهای جدید رایانهای، ارتباطات گستردهای با جوامع و فرهنگهای گوناگون یافتهاند و شرایط آنها در شناخت و فهم ارزشها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیدهتر و مشکلتر شده است. علاوهبر این، استفاده از پوشش و لباسهای بومی و محلی در رسانههای گوناگون، افزایش تولید و حمایت از تولید کنندگان این نوع لباسها، کاهش قیمت آنها در مقایسه با لباسهای وارداتی میتواند در تغییر شرایط فعلی مفید واقع شود. از آنجا که مقابله با جهانیسازی در پرتو فناوریهای ارتباطی تنها در توجه بیش از پیش به گذشته و فرهنگ محلی امکانپذیر است، به نظر میرسد در این شرایط تقویت و احیای مراجع هویتساز سنتی، تاکید بر ارزشهای جامعه محلی و لباسهای بومی و هماهنگی نهادهای مختلف جامعه، میتواند بر بحران هویت و عدم هماهنگی الگوهای پوشش و ارزشهای جامعه(لایههای بیرونی و درونی هویت) غلبه کند.
شرایط تاریخی، جنگها وتحولات
یکی از برجستهترین عوامل تغییر و تحول پوشاک مردم جهان آمیزش فرهنگهاست که بر اساس نیروهایی همچون جنگها، ارتباطات مرزی، وصلتهای قومی، مراودههای فرهنگی و سیاسی و شکل میگیرد. جنگها نیز از جمله عواملی هستند که به شدت در نحوه زندگی و معیشت مردم حتی در هنر، صنعت و طرز لباس پوشیدنشان نقش موثری را بر عهده دارند و به سبب گستردگی و قدرت این نیرو، یکی از فعالترین و موثرترین عوامل تغییر شکل لباس در طول تاریخ بودهاند. از دیگر موارد اثرگذار بر پوشاک ایرانیان، تاثیر و تاثرات فرهنگی با دیگر تمدنها و ملل شرقی و غربی بوده است. این تاثیرپذیریها و همچنین تاثیرگذاریها معمولا بهدنبال تهاجمات و کشورگشاییها در گذشته و سیاستهای خودخواسته در امروز بوده است. نقش دادوستدهای بینالمللی خاصه در پی جنگ و ستیزها در اقتباس سبکهای بیگانه پوشاک و یا صدور اسلوب بومی پوشاک به دیگران در تاریخ پرکشمکش ایران، تاثیر این عامل کم نبوده است. آنچه امروزه در بین اندیشمندان مردمشناسی و جامعهشناسی از اهمیتی شایان برخوردار است، توجه به پیامها و رازورمزهای موجود در انواع پوشاک در ادوار مختلف و در میان ملل گوناگون است. این پیامها خود از باورها، آداب، سنن و خاستگاه قومی این ملتها برخاستهاند، که یا بهوضوح بیانگر یکی از این اصول بودهاند، یا با زبان نمادین منظوری خاص را القاء میکردهاند. شاید تلاش همین اندیشمندان برای رمزگشایی این پیامهای نمادین بوده است که اصطلاح نوین «زبان پوشاک» را در میان پژوهشگران این رشته، رایج ساخته است.
تغییر در معیار پوشش در جامعه
تاریخ لباس بخشی از تاریخ تمدن است که در آن تحولات شکل و فرم لباس از قدیمیترین ایام تا زمان حاضر مورد بررسی، مطالعه و تحقیق قرار میگیرد و علل به وجود آمدن یا از بین رفتن فرم و شکل پوشاک را که در دورانهای مختلف تاریخ متداول بوده است را روشن میکند. چراکه این تحولات با دیگر تحولات تاریخی، اجتماعی و معیشتی مردم ارتباط مستقیم داشته است. پوشیدن لباس، لازمه زندگی است و هر فردی دوست دارد ظاهر خود را به بهترین و خوشایندترین شکل ممکن به دیگران عرضه کنند. به همینرو انسان را با رنگ و طرحی هنرمندانه، زیبا، هماهنگ و همسان با محیط و شرایط طبیعی و جغرافیایی خود اختراع کرده و استفاده میکند. درنتیجه پوشش، یکی از امتیازات بشر نسبت به حیوانات گردید و سیر تکاملی تمدن بشری با تکامل پوشش همراه شد.
رواج تولیدات صنعتی جدید
به عنوان مثال، وجود پدیدهای همچون قاچاق کالا از طریق مرزهای استان کردستان و سایر استانهای همجوار، از جمله اصلیترین تهدیدهای از بین رفتن لباسهای محلی در مناطق کردنشین کشور به شمار میرود و با کمال تاسف باید گفت که رویه کنونی در کشورمان همواره مشاهده میشود و وضعیت در بعضی از مناطق بدتر است. نبود سازمان مسئول در این راستا برای حمایت از فعالان عرصهی تولید لباس محلی در استانهای مختلف کشور، در کنار ورود بیرویه لباسهای غربی، از جمله دیگر دلایل مهمی است که باعث شد تا هر روز، پوشیدن لباس محلی در سطح شهر غریبتر شود و کسی رغبت چندانی به این پوشش نداشته باشد. از اینرو، تکیه بر غنای فرهنگی خویش و پاسداری از آن و شناخت ارزشهای پوششی بانوان این اقوام که جزو سرمایههای فرهنگی کشور محسوب میشوند، مهم و در خور توجه است.