
حدسها و گمانهای زیادی در مورد آن چه در تهران و واشنگتن پیرامون برجام میگذرد، در محافل رسانهای مطرح است. امیر دبیری مهر در گزارشی به تحلیل مدیریت دیپلماسی ایران در این روزها پرداخته است.
دیدارنیوز ـ امیر دبیریمهر: بعد از روی کار آمدن دولت بایدن برخی خام اندیشانه انتظار داشتند بایدن در همان ساعات اولیه دستور مذاکره با ایران برای احیای برجام را صادر کند و سکوت یکماهه بایدن موجب ایجاد تردیدها و پرسشهای جدی در رویکرد دولت بایدن شد. از جانب ایران نیز برخی با تحلیلهای جناحی و باندی و حزبی مدعی شدند حتی اگر بایدن هم پا پیش بگذارد جمهوری اسلامی مذاکره جدی را به بعد از استقرار دولت سیزدهم در شهریور ۱۴۰۰ موکول خواهد کرد. همین تحلیلهای غیر واقع بینانه تاثیرات منفی بر بازارهای اقتصادی و قیمت ارز و سکه هم داشت؛ از همین روی بعد از افت جدی قیمتها در اواخر دیماه مجددا با افزایش این قیمتها مواجه بودیم. اما واقعیت ماجرا چیست و روند مذاکرات احتمالی چگونه خواهد بود؟ این مساله را باید از زاویه طرفهای دخیل بازی تحلیل کرد.
۱. از ناحیه امریکا میتوان گفت سکوت یکماهه بایدن بسیار مثبت و نشان دهنده تاملات و مذاکرات و رایزنیهای محرمانه و پشت پرده تصمیم گیران کاخ سفید برای رسیدن به یک راه حل شدنی و واقع گرایانه است. بایدن و تیم حرفهای و کارکشته او اگر قصد حل مساله را نداشتند نیازی به تامل و صبر نبود. اتفاقات چند روز اخیر مانند رفع محدودیت تردد دیپلماتهای ایرانی در نیویورک و پس گرفتن اجرای مکانیسم ماشه و دستور آغاز مذاکرات با ایران در قالب ۵ بعلاوه یک نشان میدهد دستور کار مذاکره با ایران برای احیای برجام آغاز شده است هر چند شاید نتیجه لزوما آن چیزی نباشد که طرفین در ذهن دارند بلکه سرانجام کار نتیجه اقدامات متقابل خواهد بود.
۲. از ناحیه ایران از چند هفته پیش رهبری با جدیت وارد میدان شده و مدیریت دیپلماسی احیای برجام را برعهده گرفته و آقای روحانی هم دقیقا در همین مسیر قرار گرفته و تابع رهبری است. برخلاف ادعای رسانههای اصولگرا که مدعیاند رهبری مایل به آغاز مذاکرات بعد از پایان دولت دوازدهم است و برخلاف ادعای رسانههای اصلاح طلب که مدعیاند اساسا رهبری تمایلی به احیای برجام ندارد واقع امر این است که رهبری با صراحت وارد میدان شده و خواهان احیای برجام و رفع کل تحریمها علیه ایران بهعنوان گام اساسی غرب در این مسیر است و به نظر میرسد این نظرگاه برای بایدن قابل تامل و پذیرش باشد. البته با برخی اما و اگرها. اتفاقا رهبری احیای برجام و تاثیرات مثبت آن بر وضع اقتصادی و معیشتی مردم را نیز در ایجاد انگیزه بیشتر در مردم برای مشارکت فعالتر در انتخابات ریاست جمهوری موثر دانسته از این رو احاله توافق به بعد از انتخابات نوشدارو پس از مرگ سهراب است.
۳. طرف دیگر ماجرا کشورهای اروپایی طرف برجام هستند که برخلاف دوران ترامپ که نقش پلیس خوب را بازی میکردند در دوره بایدن نقش پلیس بد را بازی میکنند و تلاش میکنند سطح انتظارات و توقعات ایران را پایین آورده و در عین حال مانع از برخی اقدامات تهاجمی ایران درباره پروتکل الحاقی در ۵ اسفند شوند. اما بدون تردید مواضع و رفتارهای اروپا و امریکا در بازسازی برجام کاملا هماهنگ، اما تحت مدیریت امریکاست از اینرو با توجه به رویکرد بایدن نمیتوان چندان نگران ناز و کرشمههای طرفهای اروپایی بود.
۴. طرف بعدی این دیپلماسی که به نظر بسیار مهم و تعیین کننده هستند کشورهای عربستان و امارات هستند که آنقدر ضریب نفوذ دارند که حتی مانع از انعقاد توافق جامع همکاری ایران و چین شدند. همانطور که اعلام شده این کشورها خواستار این شدهاند که منافع و مصالح آنها نیز در هر مذاکره و توافقی با ایران مد نظر قرار گیرد. به نظر میرسد برای رفع این مساله جمهوری اسلامی ایران باید خودش ابتکار عمل را بهدست گرفته و بهصورت بدوی مذاکره با این کشورها را در دستور کار قرار دهد، زیرا ضرورتی ندارد کشورهای غربی واسطه مذاکره ایران با کشورهای همسایه ایران باشند. این سیاستها و اقدامات هم دور اندیشی هم شجاعت و هم هوشیاری میخواهد.
اگر از چین و روسیه بهعنوان ضلع چهارم موثر در دیپلماسی احیای برجام نامی برده شد بهعلت موضع همراه و ثابت این دو کشور در مساله برجام است و هر گونه کارشکنی از ناحیه مسکو و پکن در این خصوص منتفی است.
نکته مهم و نهایی این است که مانند گذشته لابیهای صهیونیستی/مافیای اقتصادی داخلی کاسبکار تحریم و برخی لابیهای برانداز ضد ایران در امریکا از هیچ تلاشی برای کارشکنی در فرایند احیای برجام فروگذار نخواهند کرد و در این اقدامات ایذایی از پیوستهای رسانهای و عملیات روانی و حتی احیانا عملیاتهای خرابکارانه و حتی تروریستی دریغ نخواهند کرد از اینرو هوشیاری همه جانبه در مقابله با این جریانهای ضد ایرانی که در داخل و خارج از ایران هم فعال هستند ضروری است. بههر حال روزها و هفتههای پیش رو از نظر مواضع و سیاستهای متقابل بسیار مهم و تعیین کننده است.