
طبق نظریات روانشناسی اساس افسردگی احساس درماندگی است یعنی افراد از لحاظ ذهنی این باور را داشته باشند که بر موقعیتهای چالشزا و استرسبرانگیز زندگیشان کنترلی ندارند و نمیتوانند آن را مدیریت کنند.
مهدی ملکمحمد مهمترین عامل نبود نشاط اجتماعی در ایران را «احساس درماندگی» میداند و معتقد است: پیشبینی ناپذیر بودن آینده و عدم کنترل مردم بر شرایط استرسزا، بوجود آورنده فضای ناامیدی و افسردگی در کشور است.
به گزارش دیدارنیوز، این روانشناس با رد دیدگاههایی که نبود حمایت اجتماعی را عامل اصلی پایین بودن شادی و نشاط اجتماعی در ایران میخواند، گفت: طبق نظریات روانشناسی اساس افسردگی احساس درماندگی است یعنی افراد از لحاظ ذهنی این باور را داشته باشند که بر موقعیتهای چالشزا و استرسبرانگیز زندگیشان کنترلی ندارند و نمیتوانند آن را مدیریت کنند.
وی در گفتوگو با فرارو افزود: این مسأله به طور گسترده به سوء مدیریتهایی که در دهههای اخیر در ایران وجود داشته، برمیگردد. وقتی چراغ قرمز قرار است ۴۰ ثانیه دیگر سبز شود، اما یک دفعه میشود ۷۰ ثانیه؛ این یعنی در محیط زندگی ما حتی عبور از چراغ قرمز هم قابل پیشبینی و تحت کنترل من نیست. در حالی که در کشورهای توسعهیافته، مدیریت حساب شده، از پیش اعلام شده و قابل کنترل توسط شهروندان وجود دارد. یعنی شهروندان احساس میکنند نسبت به تصمیمات مدیریتی تأثیرگذارند و اگر خلاف قانونی اتفاق افتاد به عنوان شهروند میتوانند حق خود را بگیرند.
ملکمحمد با تأکید بر تفاوت میان درماندگی و احساس درماندگی گفت: باور ایرانیان این است که بر موقعیتهای چالشزا و استرسزا کنترلی ندارند.
وی با اشاره به مثالهایی همچون زلزله، آتشسوزی، سیل، افزایش قیمت دلار و انتقال این احساس به جامعه که حاکمیت نمیتواند این موضوعات را مدیریت کند، گفت: احساس درماندگی مردم بعد از هر بحرانی شدیدتر خواهد بود و ظاهرا این میزان احساس درماندگی به صورت تصاعد هندسی بالا میرود و اینکه تا کجا پیش برود، قابل پیشبینی نیست.
این روانشناس درباره راهکارهای حکومت برای از بین بردن فضای افسردگی و یأس در جامعه گفت: حکومت نباید مشکل را موردی ببیند. باید دنبال چرایی این نوع مسائل باشد؛ اینکه چرا شایعات در مورد سقوط هواپیما یا کشتی سانچی آنقدر به صورت گسترده میان مردم مقبولیت دارد. چرا مردم حس نمیکنند این فقط یک حادثه بوده؟ چرا مردم احساس میکنند هرچه غم و غصه هست فقط بین ایرانیان وجود دارد و برای دیگران وجود ندارد؟ همه اینها حتما به سوء مدیریت برمیگردد.شایعات در جامعهای که مردم بسیار درمانده هستند قدرت بیشتری دارد.
ملکمحمد ادامه داد: وقتی مدام میگوییم کشتی به دلیل طبیعی غرق شد، سقوط هواپیما امری عادی بود، ارز به دلیل واهی بالا رفته است و... بعد از مدتی اعتمادی به نهاد حاکمیت وجود ندارد، چون هیچ چیز را نپذیرفته و گفته طبیعی است. چون اگر پذیرفته شود که این سوانح غیرطبیعی بوده یکی هم باید مسئول این غیرطبیعی بودن باشد.
این روانشناس در پایان عنوان کرد: بحثی وجود دارد به نام «یادگیری مشاهدهای»؛ شما اخبار را میبینید و از آن برای خود درس میگیرید؛ اخبار منفی مردم را آرام به درماندگی سوق میدهد و حتی اگر خودشان در آن حادثه آسیب ندیده باشند، اینگونه حوادث تأثیر روانی و تربیتی خود را بر جامعه میگذارد.