تیتر امروز

احمد بخارایی: پیام مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری روشن بود/ اعتراضات آرام بود، اما به خشونت کشیده شد/ امروز با خشونت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رو‌به‌رو هستیم/ با ارزپاشی مشکل حل نشد صورت مساله پاک شد
گفت و گوی دیدار با یک جامعه شناس:

احمد بخارایی: پیام مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری روشن بود/ اعتراضات آرام بود، اما به خشونت کشیده شد/ امروز با خشونت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی رو‌به‌رو هستیم/ با ارزپاشی مشکل حل نشد صورت مساله پاک شد

احمد بخارایی، استاد دانشگاه و جامعه شناس در گفت و گوی با دیدار تاکید می‌کند که مردم در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری پیام خود را ارسال کرده بودند.
غلامرضا ظریفیان: جامعه در یک شوک سنگین روحی به سر می‌برد/ با توجه به مشکلات هیبریدی جامعه، بروز اعتراضات قابل پیش‌بینی بود/ نسبت دانش‌آموزان به دانشجویان در اعتراضات دی‌ماه، حدود یک به ۶ بود/ کارشناسان صد نامه فرستادند و صد راه نشان دادند، آقایان یا نامه نمی‌خوانند یا راه نمی‌دانند!/ متاسفانه برخی، اعتراضات را در فروکش کردن آن و بعدش هم آخیش گفتن خودشان می‌بینند!
در گفت‌وگوی دیدار با معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات مطرح شد

غلامرضا ظریفیان: جامعه در یک شوک سنگین روحی به سر می‌برد/ با توجه به مشکلات هیبریدی جامعه، بروز اعتراضات قابل پیش‌بینی بود/ نسبت دانش‌آموزان به دانشجویان در اعتراضات دی‌ماه، حدود یک به ۶ بود/ کارشناسان صد نامه فرستادند و صد راه نشان دادند، آقایان یا نامه نمی‌خوانند یا راه نمی‌دانند!/ متاسفانه برخی، اعتراضات را در فروکش کردن آن و بعدش هم آخیش گفتن خودشان می‌بینند!

یک فعال سیاسی و استاد باسابقه دانشگاه در گفت‌وگویی با دیدار، معتقد است که اعتراضات دی‌ماه قابل پیش‌بینی بوده و نباید ریشه آن را صرفا اقتصادی قلمداد کرد. وی همچنین به تاکید بر این باور است که...
حسین راغفر: اعتراضات مردم، پاسخ منطقی دریافت نکرد/ با قطع اینترنت، فعالیت ۵ میلیون نفر پیک موتوری و ۸ میلیون راننده اسنپ آسیب دیده/ مردم در سیاست‌های اقتصادی کشور احساس بی‌پناهی می‌کنند/ حمایت یک میلیون تومانی دولت به هیچ وجه کاهش‌دهنده آلام معیشتی مردم نیست
در گفت‌وگوی دیدار با یک اقتصاددان بررسی شد

حسین راغفر: اعتراضات مردم، پاسخ منطقی دریافت نکرد/ با قطع اینترنت، فعالیت ۵ میلیون نفر پیک موتوری و ۸ میلیون راننده اسنپ آسیب دیده/ مردم در سیاست‌های اقتصادی کشور احساس بی‌پناهی می‌کنند/ حمایت یک میلیون تومانی دولت به هیچ وجه کاهش‌دهنده آلام معیشتی مردم نیست

استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا در گفت‌و‌گو با دیدار به تبیین و تحلیل وضعیت کنونی اقتصاد ایران و تبعات قطع اینترنت در کوتاه‌مدت و ‌میان‌مدت پرداخته است.

"خوب، بد، جلف ۲"؛ خندیدن لازم است، اما کافی نیست

در سال­‌های اخیر، نه فقط قاسم­خانی­‌ها، که به طور کلی کارکرد طنز و ژانر کمدی در ایران خاصیت خود را از دست داده. عموما ژانر کمدی را با خنده­‌ها و خوش­گذرانی­‌ها به یاد می­ آورند و اصلا فیلم کمدی را بابت گذراندن وقت با خنده انتخاب می­ کنند. "خوب، بد، جلف ۲"، اساسا فاقد آن نگاه اندیشمند و تحلیلی است. برخلاف دیگر آثار قاسم­خانی نظیر "شب­های برره" یا "سن پطرزبورگ"، دیگر جریانی از یک مسئله­‌ی محتوایی در آن یافت نمی­ شود و حتی ساختار خلاقانه­‌ای هم ندارد. فیلم مملو از شوخی­‌های پیش پا افتاده­‌ی روزمره است که به هر قیمتی مخاطبش را می­ خنداند. با پیروی از فرمول کمدی­‌های کلاسیک (تن‌ها تقلید از استانداردها) یک زوج کندذهن و گیج (سام درخشانی و پژمان جمشیدی) می­ آفریند و بین یک ماجرای جدی، خرابکاری­‌ها و شیطنت­ هایشان را به نمایش می­ گذارد.

کد خبر: ۵۱۹۳۵
۱۳:۳۳ - ۲۵ بهمن ۱۳۹۸
دیدارنیوز ـ ایمان رضایی: پیمان قاسم­خانی رزومه گسترده و پر و پیمانی در سال­‌های گذشته­ سینما و تلویزیون دارد. از همکاری با مهران مدیری در "پاورچین" و "نقطه­ چین" گرفته تا "ورود آقایان ممنوعِ" رامبد جوان و "مارمولکِ" کمال تبریزی. در تمام این فیلم­‌ها ردپایی موثر از قاسم­خانی به چشم می­ خورد که بعضا ماندگارترین کمدی­‌های سینما و تلویزیون ایران بعد از انقلاب را تشکیل می­ دهند.

پیمان قاسم­خانی در طول تمام این سال­‌ها، ثابت کرده که طبع اجتماع ایرانی را در خندیدن و سرگرم کردن می­ شناسد و می­ داند که چه شوخی­‌هایی را کجا استفاده کند. در به کارگیری دیالوگ­‌ها و موقعیت­‌های طنز، همواره استاندارد‌هایی داشته که رفته رفته تبدیل به نوعی الگو و راهنما برای دیگران در این زمینه شده و حتی تقلید از این فرمول­‌ها نیز کار ساده­‌ای شمرده نمی­ شود.

در سال­‌های اخیر، اما نه فقط قاسم­خانی­‌ها، که به طور کلی کارکرد طنز و ژانر کمدی در ایران خاصیت خود را از دست داده. عموما ژانر کمدی را با خنده­‌ها و خوش­گذرانی­‌ها به یاد می­ آورند و اصلا فیلم کمدی را بابت گذراندن وقت با خنده انتخاب می­ کنند، اما با بررسی تاریخ سینما و تئاتر، و همچنین مرور آثار کمدی کلاسیک و استاندارد، بدیهی است که ژانر کمدی فارغ از وظیفه­‌ی خنداندن، شامل ویژگی­‌هایی دیگر نظیر پیگیری یک فلسفه­‌ی اخلاقی، به تصویر کشیدن یک معضل اجتماعی یا پایانی تاثیرگذار از لحاظ روانی نیز می­ شود. چیزی که به طور کلی از صفحه فیلم­‌های طنز ما محو شده و حالا حتی با تجربه­‌هایی مانند قاسم­خانی نیز صرفا خنداندن را هدف کار خود قرار داده­ اند.
 

 
"خوب، بد، جلف ۲"، اساسا فاقد آن نگاه اندیشمند و تحلیلی است. برخلاف دیگر آثار قاسم­خانی نظیر "شب­های برره" یا "سن پطرزبورگ"، دیگر جریانی از یک مسئله­‌ی محتوایی در آن یافت نمی­ شود و حتی ساختار خلاقانه­‌ای هم ندارد. فیلم مملو از شوخی­‌های پیش پا افتاده­‌ی روزمره است که به هر قیمتی مخاطبش را می­ خنداند. با پیروی از فرمول کمدی­‌های کلاسیک (تن‌ها تقلید از استانداردها) یک زوج کندذهن و گیج (سام درخشانی و پژمان جمشیدی) می­ آفریند و بین یک ماجرای جدی، خرابکاری­‌ها و شیطنت­ هایشان را به نمایش می­ گذارد.

آنچه که "خوب، بد، جلف ۲" را همچنان از دیگر فجایع کمدی ما با اندکی فاصله نگه­ می­ دارد و مسبب به تاراج رفتن این فیلم نمی­ شود، کنترل و اِشرافی است که قاسم­خانی به عنوان نویسنده و کارگردان، روی شوخی­‌ها و کنترل آن­ها دارد. برخلاف نگاه عده­‌ای کثیر، در زیرژانر‌های کمدی، شوخی­‌های جنسی و بزرگسالانه نیز بخشی از ملزومات فیلمنامه را تشکیل می­ دهد که حالا در سینمای ایران با وجود محدودیت­‌ها، به شکلی پنهان و مخفیانه با این امر روبرو ایم. سکانس­‌های مربوط به درخشانی و ستاره پسیانی نیز گواه بر این امر است و هم از مخاطب خنده می­ گیرد و هم موقعیت­‌هایی نسبتا بزرگسالانه به وجود می­ آورد.

همچنین در دیگر ابعاد فیلمنامه، فیلمساز توانسته آن خنده­‌ها را از تماشاگر حاضر در سالن بگیرد و وظیفه­‌ی مربوط به این بخش از کارش را به انجام برساند، اما حفره­‌ها و کمبود‌های جدی را همان عدم حضور چفت و بست کافی در پیشبرد داستان و رها کردن ایجاد بستری تحلیلی در فیلم شکل می­ دهند. "خوب، بد، جلف ۲" آمده که تنها بخنداند و برود و همین مسئله نیز منجر به "یک بار مصرف" شدن این اثر سینمایی است. فیلم از خاستگاه هنری/فرهنگی خود فاصله می­ گیرد و تبدیل به کالایی پیش پا افتاده جهت قلقلک دادن و خنداندن مخاطب می­ شود.

با این وجود که جهان کمدی، از پتانسیل­‌های بالایی برای تاثیرگذاری­‌های سیاسی/اجتماعی برخوردار است و با نگاهی گذرا به آثار عناوینی، چون "چارلی چاپلین" و "باستر کیتون" می­ توان به صحت این گزاره رسید، آنچه که از سینمای کمدی قاسم­خانی می­ بینیم، نوعی بی مصرفی و بی ارزشی است. شکلی از بی خاصیت بودن در جهان سینما و نمایش که شبیه به جوک­‌هایی است که از یاد می­ بریم، صرفا به خنداندن مشغول­ است و بس. به این امید که چنین ساختار و ژانر مهمی همچون کمدی، در سینمای ایران نیز جایگاهی ویژه­ و با اهمیت پیدا کند.
ارسال نظرات
امروز دوشنبه ۰۶ بهمن
امروز دوشنبه ۰۶ بهمن
امروز دوشنبه ۰۶ بهمن
امروز دوشنبه ۰۶ بهمن
پرطرفدارترین ها