
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: پژوهشهای میدانی نشان میدهند که تقریبا اکثر زنان، تجربه آزار جنسی در خیابان را یا داشته اند یا در معرض آن بوده اند. آزار جنسی عنوانی کلی برای توضیح کلیه تعرضات و تجاوزات از جنبه جنسی است. این تعرضات موارد فراوانی از قبیل متلک پرانی، بوق زدن، شکلک درآوردن، تعقیب کردن، لمس کردن، تنه زدن و ترساندن با موتور و ماشین را شامل میشود.
تجربیات پرشمار آزار جنسی زنان در خیابان که برخلاف کلیشههای رایج، صرفا ارتباطی با نحوه پوشش آنها ندارد و برای بسیاری از زنان دارای پوشش کامل نیز اتفاق میافتد، یکی از مهمترین مصادیق خشونت علیه زنان است که آنها را به نوعی دچار احساس ناامنی مداوم ـ هنگامی که در حال راه رفتن یا خرید و یا استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی هستند ـ میکند.
کلیشه های غلط و رایج در خصوص آزار جنسی زنان در خیابان
آزار جنسی زنان در خیابان به هیچ عنوان مختص کشورهای غیرغربی نیست. زنان فارغ از طبقه، قومیت، هویت و پایگاه اجتماعی و کشور محل زندگی خود، تنها و تنها به دلیل زن بودن، تجربیات مشابهی را در مواجهه با آزار جنسی و واکنش به آن تجربه میکنند. در خصوص آزار جنسی زنان، کلیشههای رایج، اما غلطی وجود دارد که ضمن اینکه انگشت اتهام را از متجاوز به سمت قربانی یعنی زن آزار دیده برمی گرداند، سبب تداوم این آزار نیز میشود.
گفته میشود «کِرم از خود درخت است» و خودشان این طور میخواهند، در صورتی که اینگونه نیست. آزار جنسی یک تجربه ناخوشایند است و چیزی نیست که کسی طالب آن باشد. گفته میشود با پوشش مناسبتر آزارها متوقف میشود درصورتی که بسیاری از زنان با پوشش چادر نیز تجربه یکی از موارد گفته شده در قالب آزار جنسی در خیابان را دارند. گفته میشود قربانی میتواند مانع از آزار شود، اما این چنین نیست، چراکه زن آزار دیده صرفا با نه گفتن نمیتواند جلوی آزار دهنده را بگیرد و قربانیان عمدتا به خاطر حفظ آبرو سکوت میکنند. گفته میشود این آزارها به دلیل محرومیت پسران جوان است در صورتی که در موارد متعددی، متجاوزین از زمره مردهای متاهل هستند.
برخلاف این کلیشههای رایج، دلیل واقعی تعرضات، قدرت نمایی برخی از مردان و وجود این حس در آنان است که خیابان متعلق به آنها است. گفته میشود با نادیده گرفتن برخی از موارد آزار مانند متلک پرانی یا تنه زدن، این رفتار متوقف میشود در صورتی که رفتار خشونت آمیز را نمیتوان با نادیده گرفتن متوقف کرد بلکه باید نسبت به آن اعتراض کرد تا به مسالهای عادی بدل نشود. گفته میشود با جداسازی زنان و مردان، مشکل حل میشود درصورتی که نمیتوان جامعه را دیوار کشی کرد بلکه آنچه این آزارها را متوقف میکند آموزش دادن به جامعه و زمینه سازی برای فراگیری احترام نسبت به زنان است.

آزار خیابانی؛ نقض حق زنان بر بدن خود
یکی دیگر از دلایلی که موجب میشود برخی از مردان به خود اجازه دهند به راحتی زنان را به اشکال مختلف آزار دهند، فقدان فهم از حق زنان بر بدن خویش است. بر اساس مادهی سوم اعلامیهی جهانی حقوق بشر، حق مالکیت بر بدن در زمره حق آزادی و امنیت شخصی تعبیر میشود و با پذیرش این اصل بلامنازع که انسان از حق آزادی و امنیت شخصی برخوردار است، او را قادر میسازد تا از یک طرف از بردگی، تبعیضات ناروا، شکنجه و مجازاتهای غیر انسانی مصون بماند و از طرفی دیگر به او این امکان را خواهد داد تا بر سرنوشت خود تسلط کامل داشته باشد.
مصادیق متعددی از حق مالکیت یا حق استیلای فردی بر تمامیت جسمانی خود را میتوان در زندگی اشخاص عنوان کرد. مصادیقی از قبیل حق انتخاب پوشش، حق داشتن کنترل بر زندگی خود، حق انتخاب همسر و تمایل یا عدم تمایل به داشتن فرزند، حق بهره مندی از بهداشت، امنیت و حق برخورداری از امکان سقط جنین در محیطی بهداشتی. علی رغم ضرورت وجود این حق، در سراسر جهان حق زنان بر بدن خود به اشکال مختلف از طرف دولتها و قوانین نادیده گرفته میشود.
نقض این حق از طرف برخی از مردان در کنار این انگاره که زنان ابزار کامجویی هستند و همچنین اینکه حوزه عمومی نیز در تصرف رجال است سبب شده تا آنان همه جا را اعم از سینما، خیابان، مترو، اتوبوس و ... فضایی برای کامجویی خود قرار دهند و از هر فرصتی برای آزار جنسی ـ حتی شده با نگاه یا متلک ـ استفاده کنند. به رسمیت شناخته نشدن حق بر بدن، خلأ قانونی در خصوص آزار جنسی زنان را نیز پدیدار شده است، زیرا وقتی حقی وجود نداشته باشد، نه قانونی برای مبارزه با آزار جنسی خیابانی وضع میشود و نه از آموزشی که بتواند به مردان آگاهی ببخشد که رفتارشان تا چه حد احساس تحقیر، عدم امنیت و فرودستی در زنان به بار میآورد سخن به میان میآید.
آماری تکان دهنده از آزار جنسی زنان در کشورهای جهان
در سراسر جهان آمار مشخصی از میزان آزار جنسی در عرصه عمومی وجود ندارد، زیرا این موارد اغلب گزارش نمیشود و زنان در برابر آن سکوت میکنند. این سکوت آماری در کشورهای مسلمان بیشتر است. در انگلستان از هر ۱۰ زن ۴ زن در معرض آزار جنسی هستند، در آمریکا ۹۶ درصد از زنان به ویژه در مترو و اتوبوس مورد تجاوز و تعرض جنسی قرار میگیرند، در هند نیز از هر ۱۰ زن ۹ زن به طور مرتب مورد تعرض جنسی در حوزه عمومی هستند، وضعیت برای زنان مکزیکوسیتی نیز تاسف بار است و ۹۰ درصد از زنانی که در پژوهش «تجربه آزار خیابانی» شرکت کرده اند اعلام داشتند که یک یا چند نوع از آزار جنسی را تجربه کرده اند.
وضعیت مراکش نیز از این حیث قابل توجه است. آمارهای رسمی در این کشور تایید میکند که بیش از ۴۰ درصد از زنان و دختران ۱۶ تا ۴۰ سال تجربه آزار جنسی در حوزه عمومی را دارند. فمنیستهای مراکشی ضمن اعتراض نسبت به این آمار و بیان اینکه درصد زنان آزار دیده بسیار بالاتر است، سالهاست که برای وضع قانونی برای مجازات آزاردهندهها تلاش میکنند. دولت این کشور، اما توجهی به این مطالبات ندارد و پلیس نیز شکایات را پیگیری نمیکند، زیرا معتقد است لمس کردن یا تعقیب یک زن چندان هم مساله مهمی نیست.
در ایران نیز آمار مشخصی از تعرضات جنسی وجود ندارد، اما درخصوص تجاوزات خیابانی، سردار احمدی مقدم فرمانده اسبق نیروی انتظامی گفته بود: تنها در سال ۹۰ بیش از ۹۰۰ مورد پرونده تجاوز جنسی ثبت شده است، ولی آمار بسیار بیشتر است، زیرا قربانیان تجاوزات اغلب به دلیل ترس از آبرو سکوت میکنند. آمار تعرضات و تجاوزات از سال ۹۰ به این سو روندی افزایشی داشته و تقریبا سالی ۲/۱ درصد رشد داشته است.
سکوت نکنیم
مردان معمولا تعرض را بسیار کم اهمیتتر از آنچه هست تصور میکنند. از نظر برخی از آنها متلک گفتن، لمس کردن و تعقیب کردن یک زن چندان مساله مهمی نیست که مخل امنیت باشد، این در حالی است که زنان تجربیات بسیار ناخوشایندی دارند و همواره حس میکنند کسی در حال تعقیب آنهاست. اغلب قربانیان تجاوز و تعرض، از ترس آبرو و اینکه دیگران از موضوع مطلع شوند و زندگی عادی شان به مخاطره نیفتد سکوت میکنند یا اگر در تاکسی یا اتوبوس و سینما لمس شوند ترجیح میدهند خود را جمع کرده و چیزی نگویند. این سکوت ضمن گستاخ کردن متجاوز سبب میشود که او به رفتارش ادامه دهد و زنان دیگری را نیز بیازارد؛ بنابراین در برابر متعرض و متجاوز سکوت نکنیم.