
دیدارنیوزـ
مرضیه حسینی: ابعاد فاجعه از عنوان آن پیداست! پس از آنکه سن اعتیاد، روسپی گری و سرقت به نوجوانی رسید، اینک خبر دردناکی از قتل و تجاوز توسط نوجوان ۱۳ ساله منتشر شده است که قربانی ۴ ساله خود را پس از آزار جنسی، با دست خفه کرده و جسد او را در اتاقکی در یک ساختمان نیم کاره رها کرده است.
فقدان آموزش، بحران جنسی و تبدیل فکر تجاوز به عمل
پسری ۵ ساله در روستای فارمد از توابع مشهد گم شد. پس از چند روز جستجو، جسد عریان این کودک در حالی که به قتل رسیده بود در پشت بام یک خانه درحال ساخت کشف شد. پس از تلاش قاضی در صحبت با هم بازیهای مقتول، معلوم شد که کودک ۵ ساله به دست نوجوانی ۱۳ ساله پس از آزار جنسی به قتل رسیده است. پرونده به دلیل اینکه قاتل به سن قانونی نرسیده و طفل محسوب میشود، به دادگاه اطفال ارجاع داده میشود.
به راستی چه مکانیسمی از یک نوجوان ۱۳ ساله، یک قاتل و متجاوز میسازد؟ چه میشود که در ایران، به این راحتی فکر تجاوز و آزار جنسی در کسری از ثانیه به عمل جنسی تبدیل میشود؟ چطور میشود که درون فرد، هیچ عامل بازدارندهای، ممانعت نمیکند؟
این فاجعه را باید ذیل بحث بحران جنسی در ایران بررسی کرد. بحرانی که سالهاست جامعه ما را دچار انواع آسیبهای جنسی از قبیل: لواط، خود ارضایی، وجود رابطههای پرخطر جنسی و تجاوز به نوجوانان و کودکان کرده است.
در پاسخ به این سوال که چطور فکر تجاوز و یا قتل در ذهن نوجوانی ۱۳ ساله یا هر فرد متجاوز دیگری، به راحتی تبدیل به عمل میشود، نگاهی به رویکرد فروید به مساله رفتار اجتماعی و فردی میتواند راهگشا باشد.
نهاد وذات افراد، منبع انرژی های روانی و غرایز و نیازهای ابتدایی است و مکانیسم این بخش بر اساس ارضای فوری خواسته ها و غرایز قرار دارد، یعنی فرد در خود احساس نیاز به ارضای حس جنسی می کند و به سرعت در پی برآوردن این خواسته و نیاز برمی آید.
اما آنچه مسلم است این است که رفتارما نمیتواند بر اساس نیازهای غریزی ما باشد و ارضای فوری نیاز جنسی بر اساس هنجارها و ارزشهای اخلاقی و اجتماعی نمی تواند ممکن باشد.
آنچه سبب می شود افراد درصدد برآوردن فوری غرایز خود برنیایند و بر رفتارهای خود مهاری از ارزشها و اخلاقیات بزنند، آموزش و جامعه پذیری است.
فرد در دنیای واقعی و در جامعه می آموزد که متاثر از شناخت و آگاهی، راه های مناسب برای ارضای غرایز خود بیابد. آموزشی که فرد از خانواده، مدارس و نظام آموزشی، نهادهای مذهبی و رسانه می گیرد، استانداردهای اخلاقی، وجدانی و حس غلط یا درست بودن کاری را به او یاد می دهد. هنگامی که بین وجوه مختلف شخصیت انسان که بیان شد، هماهنگی وجود نداشته باشد، فرد تنها بر اساس غریزه خود مانند یک حیوان عمل می کند و هیچ مانع اخلاقی، قانونی، وجدانی را بر سر راه ارضای میل جنسی خود نمی بیند، به همین دلیل به محض درگیر شدن در فکر رابطه جنسی، آن را به شکل تجاوز عملی می کند.
در ایران فکر تجاوز و قتل به راحتی تبدیل به عمل می شود زیرا افراد نیاموخته اند چگونه امیال و غرایز خود را متناسب با هنجارهای اجتماعی، اخلاقی و قانونی کنترل کنند، بنابراین اولین مواجهه یک نوجوان با میل جنسی خود، به صورت ارضای آن به هر شکل ممکن صورت می گیرد.
پسر ۱۳ ساله چگونه قاتل میشود؟
فرمانده ناجا در سال ۹۱ در آماری شگفت انگیز، از ۹۰۰ پرونده تجاوز جنسی در تهران خبر داد که بیش از نیمی از این پروندهها مربوط به کودکان و در سنین زیر ۱۵ سال بود.
این آمارها گوشهای از وضعیت بحرانی جامعه ایران است. در شرایط امروز و با تغییر سبک زندگی و همچنین مقتضیات جدید زندگی، راهکارهای سنتی و قدیمی در رفع نیازهای جنسی و میل جنسی، دیگر پاسخ گو نیست. علی رغم این وضعیت بحرانی، رویکرد اساسی حاکمیت همچنان بر تابو نگه داشتن امر جنسی و مقاومت عجیب درخصوص آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان در خانه و مدرسه است.
به واقع، چه فاجعهای باید رخ دهد تا مسئولان از خواب گران نسبت به ضرورت آموزش مسائل جنسی بیدار شوند. سن بلوغ جنسی در ایران تقریبا به ۱۳ سالگی و حتی کمتر از آن، تنزل یافته است؛ در حالی که اقدام به ازدواج به بالای سی سالگی موکول شده است. حال پرسش اینجاست که افراد، این فاصله طولانی مدت را با وجود میل جنسی، به چه شکل باید طی کنند؛ آن هم در وضعیتی که هیچ آموزشی در خصوص نیاز جنسی خود ندیدهاند.
دکتر شریفی یزدی جامعه شناس در گفتگو با دیدارنیوز در تصدیق این ضعف بزرگ می گوید:
«فقدان تربیت جنسی در مدارس سبب شده است که غربال گری در کودکان و نوجوانان و شناسایی نوجوانان دارای انحراف جنسی ممکن نباشد؛ در صورتی که اگر شناسایی این افراد ممکن بود، کلام موثر متخصصین در مدارس، می توانست به کاهش خطر انحرافات جنسی کمک کند. این مساله فقدان آموزش و نبود مکانیسم غربال گری در پیوند با استفاده گسترده نوجوانان از شبکهها و فضای بی حفاظ مجازی قرار گرفته است؛ بدین معنا که اولین مواجهه نوجوانان به امر جنسی و سکس، پس از حس کردن میل جنسی در خود به وسیله فیلم های پورن در فضای مجازی است؛ آن هم در شرایطی که هر بچهای میتواند با فیلتر شکن، هر آنچه را می خواهد مشاهده کند. این نوع عیان شدن امر جنسی که ناشی از عدم آموزش است سبب شده تا نوجوان ۱۳ ساله، اصلا درکی از تجاوز نداشته باشد و به همین دلیل، به محض فعال شدن سنسورهای جنسی اش، در پی برآوردن نیاز جنسی خود برآید».
آیا زمان آن نرسیده است که فکری به حال بحران جنسی افسارگسیخته در ایران کرد؟