
اینقدر نگوییم ما آموزش زیست جنسی و تربیت جنسی نداریم. مگر ما تربیتی در حوزه خویشتنداری و «نه» گفتن -چه به صورت فردی یا خانوادگی- داریم؟! ما اساساً حوزه تربیت را نداریم. پکیج گسترده مهارتهای زندگی را نداریم. در این پکیجی که نیست، زیست جنسی آن هم میلنگد.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: خبر تجاوز به کودکان و در مواردی؛ قتل آنها را در سالهای اخیر بارها شنیدهایم. پخش خبر تجاوز به آتنا، ستایش، اهورا و...برای مدتی جامعه را به تکاپو انداخت تا فکری برای فاجعه تجاوز به کودکان صورت گیرد، اما شاهد هیچگونه تغییری در این زمینه تا امروز نبودهایم. تجاوز یا تعرض به کودکان تا زمانی که به مرگ یا آسیب شدید نیانجامد ممکن است به صورت خاموش صورت گیرد و ما امروز با زنان و مردانی روبرو باشیم که در کودکی مورد آزار قرار گرفتهاند و سکوت کردهاند. شکی نیست که هرگونه تعرض و تجاوز در کودکی، تبعات جبرانناپذیری در رفتار اجتماعی افراد خواهد داشت.
برهمین اساس دیدارنیوز با یاسر عرب، مستندسازی که در حوزه آموزش جنسی و خرد جنسی فعالیت کرده، وارد گفتوگو شده است تا در مورد راهحل مناسب برای جلوگیری از فاجعه تجاوز به کودکان صحبت کند. در ادامه، این گفتوگو را میخوانید:
دیدارنیوز: خشونت جنسی چگونه شکل میگیرد و چرا در جامعه امروز، اینقدر افزایش پیدا کرده است و راهکار حل این معضل و کاهش این اتفاقات چیست؟
یاسر عرب: خشونت، به عنوان یک پدیده اجتماعی تک علتی نیست. بنابراین نمیتوان گفت با آموزش صرف میتوان از خشونت جلوگیری کرد. خشونت به عنوان یک پدیده اجتماعی چند علتی است و بازتولید خشونت در ابعاد مختلف، مثل خشونتهای فردی و خشونت خانگی، در هر کدام مصادیقی داریم و هر کدام از این مصادیق به اجتماع برمیگردد. اما راجع به حوزه کودکان ما با یک انبوهی از اخبار تجاوز و تعرض جنسی مواجه هستیم. اولین مسئلهای که باید به آن توجه کرد این است که تجاوز جنسی به کودکان در حوزه نیاز جنسی قلمداد نمیشود. تجاوز جنسی و تعرض جنسی به کودکان باید در حوزه خشونت فهم شود. بسیاری وقتی به اخباری از این دست بر میخورند، اولین چیزی که در ذهنشان تداعی میشود این است که اگر این فرد رابطه جنسی داشت، این تعرض به کودک را انجام نمیداد؛ در واقع اینگونه نیست. درصدی از کسانی که کودک آزاری دارند ممکن است متأهل باشند. درصدی دیگر به هر نحوی نیاز جنسی خود را پاسخ میدهند. پس حوزه ابتدایی تجاوز و تعرض یا آزار جنسی به کودکان ناشی از سابقههای جنسی نیست، بلکه نوعی از خشونت است که در یک جایی ممکن است با دست و در جایی دیگر ممکن است با زبان اما در یک فضای دیگر با یک سری پیش فرضهای شخصیتی دیگر در حوزه جنسی اتفاق می افتد. نکته دوم دقت ما به گسترش این وضعیت به عنوان کودک آزاری است. سؤالی که هنوز خودم نتوانستهام به آن پاسخ دهم این است که آیا میزان کودک آزاری و آزار جنسی کودکان در جامعه ما روز به روز افزایش پیدا میکند و این حوزه در حال فربه شدن است؟ یا اینکه چون در حوزه زیست رسانهای ما گشایشی رخ داده، شبکه های مجازی وارد شدهاند و مردم به بسیاری از اخبار در همه زمینهها اعم از اختلاس و محیط زیست و مواردی از این دست دسترسی دارند، به تبع آن ما بیشتر اخبار تعرض جنسی را هم میشنویم. این سؤالی است که اندیشمندان این حوزه باید برای خودشان طرح کنند و کسانی که فضای زیستجنسی در ایران را رصد میکنند باید بتوانند به آن پاسخ درستی دهند.
دیدارنیوز:شاید به این علت است که این خشونتها به قتل میانجامند.
عرب: نمیتوان با اطمینان گفت که در دهه هفتاد این خشونتها به قتل نمیانجامیده است. اگر در دهه هفتاد این اتفاقات رسانهای میشد، چه بسا میزان جرائم و میزان پروندههای ما دردهه ۷۰ و ۸۰ بیشتر از امروز بوده باشد. بحث بر سر این نیست که این موارد کم است و ما نباید به آن بپردازیم. یک نمونه آن هم زیاد است و نباید رخ دهد.
دیدارنیوز: گفته میشود افرادی که تجاوز میکنند به کودکان، دچار یک اختلال روانی به نام پدوفیلی هستند. آیا به نظر شما نیز تجاوز به کودکان ناشی از این نوع بیماری است؟
عرب: در این زمینه باید نمونه به نمونه و تشخیصی بحث کنیم. یعنی یک نمونهای داشته باشیم و بعد بررسی کنیم که بافت فکری – فرهنگی، عوامل ژنتیکی و موارد دیگر چقدر در فضای منظومه فکری این فرد تأثیر داشته که شخصیت این فرد را اینگونه خشن یا تکانهای ساخته است. اما اگر به صورت کلی بخواهیم بررسی کنیم. واقعیت این است که ثابت شده افرادی که دست به آزار جنسی یا تجاوز یا تعرض میزنند، بیشتر در کودکی دچار آزار جنسی شدهاند. مسئله دیگری که من میخواهم به آن اشاره کنم این است که استنباط من این است که حساسیت امروز بخشی- تأکید میکنم بخشی از آن- از جامعه ما در حوزه مسئله کودک آزاری به این بر میگردد که پدرو مادر امروز، کودکانی هستند که دهه ۵۰،۶۰ یا دهه ۷۰ مورد نوعی از خشونت واقع شدهاند، اما صدایشان به جایی نرسیده است. امروز علاوه بر این مسئله صدای کودکی خود را هم فریاد میزنند؛ بنابراین اگر بخواهیم راجع به فربه شدن این حوزه صحبت کنیم میبینیم که ممکن است خیلی ازعوامل دخیل باشند. اعتراض من به این است که این جامعهای که راجع به کودک آزاری و تجاوز جنسی به کودکان اینقدر واکنش نشان میدهد و اینقدر هیجان دارد و این کار را منفور و مطرود میداند، به همین پدر و مادری که در توئیتر، فیسبوک، و... کامنت میگذارند و عصبانیت خود را بروز میدهند وقتی گفته میشود برای جلوگیری از این اوضاع، آموزشهای لازم را ببینید، حاضر نسیتند وقت بگذارند. این پدر و مادری که اینقدر دغدغه دارد، چقدر حوصله دارد که ۲۱ قسمت مجموعه آموزشی «یک پیشنهاد ساده» را که تولید کرده ایم و درسایت آپارات موجود است، ببیند؟! در حقیقت آنها انتظار دارند در یک انیمیشن یک دقیقه ای، اطلاعات کامل را به دست آورند! پدر و مادر خودشان اولین کسانی هستند که شأن این محیط را نگه نمیدارند و حریم خصوصی کودک را رعایت نمیکنند. اتاق کودک حفاظ ندارد، هنگام ورود به اتاق درب نمیزنند و یا از کودک عریان، در آتلیه عکس میگیرند و در خانه نصب میکنند. اصلاً حریم خصوصی برای بچه قائل نیستند. بعد زمانی که بچه ۱۰ یا ۱۲ساله میشود تلاش میکنند که حریم خصوصی را به او آموزش دهند. در حالی که کودک در طی ۱۲ سال، خلاف آموزشی که اکنون به او میدهند، تربیت شده است.
دیدارنیوز: شما معتقدید که برای آموزش جنسی، اولین راه آموزش به پدر و مادر است و بعد به کودک؟
عرب: من بر اساس تجربه خود و فضایی که در چند سال کار آموزشی دنبال کردهام میگویم کسی غیر از پدر و مادر نباید با کودک زیر ۱۲ سال، راجع به مسائل جنسی صحبت کند. حداقل باید تا ۱۲ سالگی اگر قرار است آموزشی به کودک داده شود- جز موراد استثنایی که ممکن است کودک پدر و مادری نداشته باشد - مجرای آن پدر و مادر است. وقتی وارد مسئله تربیت میشویم این پدر و مادر آنقدر که دغدغه تغدیه یا قرص ویتامین کودک را دارند، این دغدغه را در حوزه تربیت ندارند. بنابراین مسئله نبود آموزش و کش و قوسی که ما داریم که باید آموزش عملی به مردم یاد داد، وجود دارد. نهادها و رسانه ها، آموزش و پرورش و خیلی از مردم در لزوم این آموزشها هنوز شک دارند. افرادی نادان جنجال میکنند که میخواهند به کودکان رابطه جنسی یاد دهند، اساساً چنین موضوعی مطرح نیست که دائم مورد اتهام هستیم.
دیدارنیوز: خیلی از پدر و مادرهایی که ما با آنها روبهرو هستیم معتقدند مطرح کردن خیلی از مسائل شاید حساسیت برای بچهها ایجاد کند و آنها را بیشتر کنجکاو کند. شاید ترس از کنجکاو شدن بچهها است که در مقابل این موضوع جبهه میگیرند.
عرب: حداقل این صحبت شما صد تا جواب دارد. اول اینکه آیا ما که چهل یا سی سال سن داریم و در دوران کودکی، آموزشی ندیدهایم زیست جنسی خوبی داشتهایم؟ دوم اینکه وقتی که راجع به بهداشت دهان و دندان با یک کودک صحبت میشود و راههای جوگیری از پوسیدگی دندان را آموزش میدهیم، آیا کودک دوست دارد ساندویچ بخورد؟! اصلا اینگونه نیست. بنابراین مهم است که با چه روشی و در چه گفتمانی مسئله آموزش مطرح میشود. باید براساس سن، جنس بچه و با توجه به نیاز او آموزش داده شود. از طرف دیگر امروز کودکان ما به راحتی به موبایل دسترسی دارند و به همه سایتها دسترسی دارند. کودکی که به همه چیز دسترسی دارد، نسبت به دنیای اطلاعاتی امروز باید مجهز شود وگرنه وقتی که درگیر شد دیگر فایده ای ندارد.
دیدارنیوز: در سیستم آموزشی باید چه متد آموزشی تعبیه شود؟
عرب: تجربه من نشان میدهد که در سیستم آموزشی هیچ کاری نباید کرد، چون فقط اتلاف وقت است؛ اما اگر بخواهیم از ساختار خارج شویم کارهای بسیاری میتوان انجام داد. «NGO»ها و سازمانهای مردم نهاد میتوانند در این حوزه وارد شوند. ما مربیان خوبی در کشور داریم. از مربیان دعوت شود در مکانهای مختلف اعم از مسجد، خانه و... حداقل چند جلسه آموزشهای اولیه را ارائه بدهند. اگر به این موارد دسترس ندارند اکنون رسانه در دسترس همه هست، مجموعه ای مثل «یک پیشنهاد ساده» در ۲۱ قسمت، دو کارشناس خوب،۲۱ سر فصل مختلف حوزه جنسی برای رشد جنسی کودکان را ارائه دادهاند؛ بنابراین من فکر میکنم اکنون حداقلی از مواد آموزشی وجود دارد، اما یا صبر و حوصله آن نیست یا پدر و مادرها دغدغه این مسئله را ندارند. تصور میکنم پدر و مادرها حوصله آموزشهای طولانی مدت را ندارند.
دیدارنیوز: در یک مدرسه غیر دولتی تهران و در یکی از مناطق مرفه شهر، یک اتفاقی رخ داد، تعدادی دانشآموز پسر مورد تجاوز قرار گرفتند. این پسرها سن کمی نداشتند. این چه توجیهی دارد؟ در مدارس سطح بالای کشور، ماهانه مشاورهایی به مدارس میروند و مادر و پدرها دعوت میشوند و خیلی مسائل اعم از استفاده از فضای مجازی یا روابط بیرون از منزل به مادر و پدرها آموزش داده میشود. جدای از کمیت و کیفیت این جلسات، این آموزش صورت میگیرد.
عرب: باید فهم شود که وقتی درباره تربیت جنسی حرف میزنیم راجع به چه صحبت میکنیم. تربیت از ۰ تا ۶ سال یک برنامه دارد، از ۶ سال تا ۱۲ سال یک برنامه دیگر دارد و از ۱۲ تا ۱۸ سال یک برنامه دیگر. وقتی یک کودک از ۰ تا ۶ سال و از ۶ تا ۱۲ سال هیچ برنامهای برای آموزش و تربیت او وجود نداشته و احترام به خود را یاد نگرفته و در حوزههای مهارتهای زندگی، «نه» گفتن عملی را نیاموخته است، نباید انتظار داشته باشیم که ما در ۱۴ سالگی یک سری اطلاعات به نوجوان دهیم بعد اصلاح شود. آیا با خواندن کتاب قوانین راهنمایی و رانندگی، کسی راننده میشود یا خیر؟ جواب این است که خیر، کسی راننده نمیشود. باید پشت فرمان بنشیند و رانندگی کند همراه با یک مربی تا مسلط شود. زیست جنسی هم همین گونه است. یک رفتاری که در ۱۵ سالگی رخ میدهد، ثمره ۱۴ سال بی تربیتی جنسی است، یعنی این یک صبغه دارد. وقتی میگوییم آگاهی های جنسی نوجوانان یعنی چه؟ بچههای ما بیشترین منبعی که درباره زیست جنسی دارند دیدن فیلمهای پورن است، این آموزش نیست بلکه تخریب است و بعداً وقتی این بچه وارد زندگی مشترک میشود تبعات بسیار سنگین آن را در زندگی خواهد دید. میخواهم بگویم ما نمیتوانیم یک نوجوان را از کانتکست تربیتی خود جدا کنیم. اینکه چه اتفاقی امروز افتاده، کار قاضی و قوه قضاییه است و به من که کار تربیتی میکنم ارتباط مستقیمی ندارد.
دیدارنیوز: موضوع دیگری که وجود دارد این است که آموزش جز «NGO»ها باید در کجا اتفاق بیافتد؟ چه کسی باید مسئولیت این کار را بپذیرد؟ ما میگوییم باید با ۱۲۳ تماس گرفت. خب این نوشدارو بعد از مرگ سهراب است. قبل از آن باید برای این موضوع فکری شود. «انجیاو»های مردمی تا حدی میتوانند وقت و هزینه بگذارند و با تمامی این احوال، نمیتوانند تمام ابعاد این کشور را در بر بگیرند.
عرب: ما در ۷۰ سال اخیر داریم به یک مرحله بسیار بدی میرسیم، این موضوع که مسئول کیست، در همه امور از محیط زیست و بحران آب گرفته تا حاشیهنشینی و طلاق و اعتیاد و.. همه به دنبال مسئول میگردند. من منکر این امر نیستم که حتما مسئول آن، حکومت است. یک اتفاق بدی که این وسط رخ داده این است که دولت یا حکومت خودش را متولی همه این امور کرده است، اما در میدان عمل پاسخگو نیست. این یک مسئله سیاسی است و در زمان مناسب، اهالی حیطه کنشهای سیاسی به آن بپردازند، اما من، چون بیرون از این حیطه هستم میگویم که مردم باید به داد مردم برسند. اساساً خانواده در ایران نهاد متولی ندارد. مثل آب که وزارت نیرو دخیل است، نمانیدگان مجلس دخیل هستند، محیط زیست دخیل است؛ اما متولی آب در کشور مشخص نیست. در حوزه خانواده، بهزیستی خود را دخیل میداند، شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت بهداشت، معاونت امور زنان ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی دخیل هستند، اما در نهایت یک متولی مشخص ندارد. اخیراً بهزیستی طرحی با همکاری قوه قضاییه اجرا میکند، کسی که میخواهد طلاق بگیرد باید ۵ جلسه نزد یک مشاور معتمد بهزیستی برود و بعد از آن اگر باز هم خواست طلاق بگیرد، میتواند به قوه قضاییه مراجعه کنند. سؤال من این است که زندگی زوجی که به این مرحله رسیده با این ۵ جلسه چه کاری میتوان پیش برد؟ اگر واقعاً دغدغه دارند چرا این ۵ جلسه را قبل ازدواج ارائه نمیدهند؟! استنباط شخصی من این است که مسئله، فقط پایین آوردن آمار طلاق است. مسئله، بیشتر آمار و ارقام است نه خود ازدواج و پایداری آن. هدف پایین آوردن سطحی و مقطعی آمار طلاق است.
دیدارنیوز: پدر و مادری که با تجاوز- از هر نوعی از تجاوز- روبه رو میشوند باید به کجا مراجعه کنند؟ همه اقشار جامعه هزینه رفتن به مشاوره ندارند.
عرب: این مسئله فعلاً یکی از بزرگترین دغدغههای ذهنی من است. هفتهای نیست که پدر یا مادری با بنده تماس نگیرد که بچهاش مورد تجاوز قرار گرفته است و راهکار بخواهند! من فکر میکنم ما امروز فارغ از فضای کلان سیاستگذاری، به سرعت نیازمند این هستیم که یک اورژانس در حوزه زیست جنسی داشته باشیم که بتوان به سرعت با آنجا تماس گرفت و سؤال یا اتفاق پیش آمده را مطرح کرد. کودکی که مورد تجاوز قرار گرفته، هم آسیب جسمی دیده و هم به شدت آسیبهای روحی و روانی شدیدی ممکن است دیده باشد. اتفاقهای بدی برای کودکان بعد از تجاوز رخ میدهد. مثل شب ادراری و ترس نهادینه شده و به هم ریختن الگوی ذهنی. یک اورژانسی با ارائه یک پکیج حمایتی از بهداشت گرفته تا مسائل روانی کودک باید وارد شوند و مداخله کنند. ما جسته و گریخته افرادی که صاحب اطلاعات باشند داریم اما اینکه یک جای منسجمی در کشور وجود داشته باشد خیلی کم است و یا بعضاً آن چیزی که مد نظر شماست وجود خارجی ندارد. تا وقتی که این اتفاق رخ نداده و این اورژانس به وجود نیامده و یا ساختارهای دیگری که باید در کنار هم قرار گیرند به وجود نیامده تا ما در حوزه زیستی یک ابر ساختار داشته باشیم، پدر مادرها باید پیشگیری کنند.
دیدارنیوز: چگونه میتوان پدر و مادرها را متقاعد کرد که بچه فقط جسم نیست و نیازهای دیگری هم دارد؟
عرب: پدر ومادری که این همه اخبار تجاوز جنسی به کودکان را در شبکههای مجازی میبینند و تصور میکنند مرگ، همیشه برای همسایه است را نمیتوان متقاعد کرد. چگونه لزوم آموزش پدر و مادر را باید اثبات کرد؟! دیروز مادری برای من پیام داده بود که راننده سرویس کودکشان، استوری یکی از اپلیکیشنهایی که استفاده میکند، فیلم پورن رابطه جنسی با کودکان است و از من راهکار میخواست. اما مادر، مطالب اولیهای که به او گفتم را نمی¬دانست. مثلاً گفت: خانه ما نزدیک خانه راننده سرویس است و اگر من به مدرسه هم گزارش دهم و او را برکنار کنند، او به عنوان همسایه با کودک من در ارتباط است. من گفتم مگر شما به کودکتان آموزش ندادهاید با غریبه نباید در ارتباط باشد؟ یک سوال عجیب از من پرسید که به کودکم بگویم افراد غریبه چه کسانی هستند؟!. پدر و مادرها باید لزوم آموزش در این زمینه را حس کنند. از طرف دیگر ما به لحاظ ساختاری، امروز به این نیاز داریم کسانی که با کودک در ارتباط هستند اعم از ناظم، مدیر و عموماً افرادی که سرویس دهنده به کودکان هستند، در بدو ورود بر روی آنها کار روانشناسی شود و تأیید یک روانشناس خبره را داشته باشند که سلامت اخلاقی و روانی آنها مورد تأیید قرار گیرد و سالیانه باید چک شوند. این اتفاق در هر دو بستر باید رخ دهد. چرا که حادثهای که رخ داده را سخت میتوان جبران کرد. متأسفم باید بگویم ما امروز پروتکل مشخصی نداریم. اگر به دختری تجاوز شود پروتکل مشخصی در این خصوص در بیمارستان یا کلانتری وجود ندارد. از نگهبان ورودی تا خدمه بیمارستان، همه راز زندگی این فرد را میدانند و همه به او دلداری میدهند، اما آن فردی که باید کار تخصصی انجام دهد، حضور ندارد؛ بنابراین رسانهها باید به مردم آگاهی دهند. خدا هدایت کند مسئولین صدا و سیما را که یا در افراط هستند یا در تفریط. ما وقتی رفتیم مجموعه «یک پیشنهاد ساده» را تولید کنیم، خیلی صحبت کردیم، اما حاضر نشدند در حوزه آموزش به والدین برای رشد جنسی کودکان؛ نه آموزش به کودکان، کمک کنند. خدا هدایت کند کسانی را که در شبکههای مجازی از مسئله تجاوز جنسی به کودکان، فالوور جمع میکنند. این هوچی بازیها و جنجالها و جامعه را تودهای کردن چه مفهومی دارد؟! یک مسئله داریم و باید عاقلانه راجع به آن گفتوگو کرد. در عوض، سکوت و سفید نمایی صدا و سیما در یک طرف و یک زردگویی و زیادهگویی در فضای مجازی داریم. اگر میخواهید کار رسانهای کنید باید عاقلانه، یک طرح نو بیندازید و آموزش دهید و آگاهی مردم را بالا ببرید. خود والدین باید مورد خطاب قرار گیرند که از رفتارهای ناآگاهانه و پرخطر پیشگیری کنند. صدا و سیما در شبکه نهال و پویا چه آموزشی میدهد؟! تولد آقای عسگراولادی چه ربطی به کودکان دارد؟! برای این کودک چه برنامهای دارد؟! و چگونه سیاستگذاری میکند و اتاق فکرشان کیست؟! یک سیاستزدگی سیاه و بیفایده در صدا و سیما و یک ضد سیاسی کاری و سلبریتی کاری در فضای مجازی وجود دارد.
دیدارنیوز:البته آموزش و پرورش هم در این حوزه هیچ اقدامی انجام نمیدهد.
عرب: بهتر است واقعبینانهتر ببینیم. من زمانی میتوانم از آموزشوپروش متوقع باشم که در حوزه زیست جنسی کودکان قدمی بردارد، که به حداقل وظایف خودش عمل کند. آموزش و پرورشی که جان کودکان ما امروز در آن امنیت ندارد و حتی نمیتواند مواد درست آموزشی را برای بچه تهیه کند که بعد از اخذ دیپلم یک کاری در حد باز کردن یک آچار و یا نحوه برقراری ارتباط با اطرافیان یا خویشتن داری بیاموزد، از آموزشی که فلج است چه انتظاری داریم که در دو مارتن یا در دو صد متر شرکت کند. سطح مسئولیت پذیری این آموزش پرورش، این است که حقوق کارکنانشان را بدهد. حتی در سطح کلان هم دادن حقوق کارگران و دادن لایحه بودجه به مجلس و... موجب افتخار شده است. از این سیستم نمیتوان توقعی داشت. اینجاست که نمیتوان دائم وقت گذاشت و این ساختار را نقد کرد.
دیدارنیوز: تا زمانی که لایحه خشونت علیه کودکان به مجلس میرود و در راهروهای مجلس باقی میماند، شما که یک مستندساز و پژوهشگر هستید وقتی در مورد مسائل خشونت جنسی دختران و پسران صحبت میکنید در حقیقت برای شما مرز تعیین میکنند.
عرب: چه کسی برای من مرز تعیین میکند؟! رسانههای رسمی این کار را میکنند. ولی من در بیرون از رسانه رسمی کار میکنم، در فضای مجازی کار میکنم.
دیدارنیوز:چقدر میتوان با فضای مجازی کار کرد. اگر فیلتر شوید چه؟ و شما چقدر بیننده میتوانید پیدا کنید؟
عرب: هر کسی به اندازه وسع خود باید کار کند. من به اندازه وسع خود کار میکنم. من یک وسعی دارم، یک تکلیفی دارم. خدا هم بیشتر از وسع من انتظار ندارد. وسع یک فرد دیگر ممکن است این باشد که شهر به شهر بگردد و این کلاسها را بگذارد و پدر و مادرها را آگاه کند. اگر موضوعی برای مردم به صورت جدی مطالبه شود ساختار به آن توجه میکند. اینگونه نیست که تصور کنیم یک ساختاری داریم و دگماتیسم در آن حاکم است و هیچ انعطافی نخواهد داشت.
دیدارنیوز: حال فرض کنیم با وجود آموزش جنسی به هر دلیلی تجاوز یا تعرض برای یک بچه اتفاق افتاد، قطعاً شرایط بعد از این اتفاق فاجعه بارتر است. چه آموزشی به پدر و مادرها باید داد که فرد مورد تجاوز قرار گرفته، ترسی نداشته باشد و آن را کتمان نکند؟
عرب: بسیاری از دوستان بعد از یک حادثه بدی که برای یکی از دختران کشور ما اتفاق افتاد و به شدت رسانهای شد، از من میپرسیدند شما که اینقدر به آموزش کودکان تأکید دارید، وقتی این دختر در یک محیطی با یک مرد قوی هیکل تنها مانده و مورد تجاوز قرار میگیرد و کشته میشود دیگر آموزش به چه درد میخورد؟! من عرضم این است که ما فهم درستی از آموزش نداریم. آموزش یعنی اینکه پدر و مادر چنین محیطی ایجاد نکنند. چنین خلوتی صورت نگیرد. این تصمیم که یک دختر به خانه یک فرد-اعم از پسر خاله، همسایه و...- برود و مثلاً آب بخورد و برگردد از پایه خطا است. این تصمیم در محیطی که امروز حوزه زیست جنسی، خودش را بر بسیاری از مسائل عرضه میکند، خطاتر است. سبک زندگی ما به صورت کلان به شدت در حوزه زیست جنسی، نمایش بدن، آرایش، جراحیها، ارتباطات نامعقول و ناهنجار بر سبک زندگی ما سوار شده است. بنابراین باید یک پله عقبتر رویم. آموزش، بستر ایجاد جرم را از بین می برد. پدر و مادر یاد میگیرند زمینه را ایجاد نکنند. اما راجع به مسئله آبرو، باز باید یک پله عقبتر رویم. فرض کنیم یک مورد تجاوز کودکان رخ داده است. چرا همیشه باید به سمت این فضا برویم که چرا پدر و مادرها شکایت نمیکنند!؟ که البته درست است. ما از پدر و مادر مطالبه داریم که چرا برملا نمیکند! سوال من این است که چرا هیچ کس از پدر و مادر نمی پرسد چرا بچه را نزد یک روان پزشک یا مددکار اجتماعی نبرده است؟! و به سرعت آموزشهایی که ظرف ۷۲ ساعت اول نیاز است که فضای بعد از تجاوز را مدیریت کند، انجام نداه است؟! چون بعد از تجاوز ۷۲ ساعت اول بسیار مهم است. یکی از کارشناسان میگفت اگر خدمات سلامت بهداشت روانی و جسمی سریعتر اتفاق بیفتد تا ۹۰ درصد میتوان اتفاق افتاده را در ذهن کودک به لحاظ تأثیرهایی که دارد کاهش داد. اما همه میخواهند قضیه، قضایی شود متجاوز را اعدام کنند و مسائلی از این دست. یک شق دیگر اینکه متجاوز چرا این کار را کرده و بار چندم او بوده و چه سبک زندگی داشته که به این مرحله رسیده است؟ چه کسی این مسائل را بررسی میکند؟ در هر دو جهت ما مسئله داریم. نیروی انتظامی، دغدغه آنچنانی ندارد. (در جایی، یک سردار نیروی انتظامی، پرونده ای را تشریح میکرد و میگفت من از روانشناسان شهر خود درخواست کردم که این حادثه بسیار مهم است و هیچ کدام حاضر نشدند با آن زندانی حرف بزنند و روی آن کار علمی کنند. من آن سردار را یک کنشگر می بینم). اساساً نیروی انتظامی، نگاه پژوهشی به حوزه جرائم- چه جنسی و چه غیر جنسی- ندارد. از این طرف هم حوزه اندیشمندان و حوزه آکادمیک ما هم خیلی درگیر نظریات و مطالعات کتابخانهای هستند و به علت سختیهای به حق و موانع، پژوهشهای میدانی کمتری دارند. پس عنصر دیگر، متجاوزگر است که باید بشناسیم که چرا به این مرحله رسیده است. متأسفانه این یک حلقه گمشده است. در خصوص مسئله آبرو، اینکه این موضوع، یک طرح واره ذهنی در جامعه ما است . موضوع مربوط به الان و کشور ما نیست. این مسئله در سنت فکری و فرهنگی ایران گسترده بوده و هست. مسئله تجاوز به یک زن، در تاریخ و ادبیات معاصر ما، مرگ زن را بهتر از این میبیند تا اینکه به او تجاوزی صورت بگیرد. پس ما با یک سنت فکری- فرهنگی مواجه هستیم. بنده با ۴۰ سال سن که در این حوزه کار کردهام و اکنون نزد شما این حرفها را مطرح میکنم اگر این اتفاق برای یکی از اعضای خانواده من رخ دهد، آیا حاضرم این مسأله را رسانهای کنم؟ ما میخواهیم مشکل حل شود. حالا یک درصدی هم- شاید کمتر از ۵ درصد- از حل این مشکل با رسانه ای کردن آن است. رسانه برای این است که ساختارهای کلان به حرکت دربیاید و آگاهیهای کلان به مردم داده شود. در نهایت فرد باید تربیت شود و رشد پیدا کند. اینقدر نگوییم ما آموزش زیست جنسی و تربیت جنسی نداریم. مگر ما تربیتی در حوزه خویشتن داری و نه گفتن -چه به صورت فردی یا خانوادگی- داریم؟! ما اساساً حوزه تربیت را نداریم. پکیج گسترده مهارتهای زندگی را نداریم. در این پکیجی که نیست، زیست جنسی آن هم میلنگد. مسئله گفتوگو و تعامل هم میلنگد. در کشور ما که احزاب سیاسی، یا حتی دو جامعه شناس هم نمیتوانند با هم صحبت کنند، و این ناشی از نبود فرایند گفتوگو از دوران کودکی است.
دیدارنیوز: ما با حدود صد دختر در خصوص تجاوز و تعرض در کودکی در شهر تهران صحبت کرده ایم. تقریباً برای ۶۰ الی ۷۰ نفر این اتفاق رخ داده است. وقتی از آنها میپرسیدیم چرا نگفتهاید؟! همه در پاسخ میگفتند چون به ما یاد دادهاند هیس! کسی نباید بفهمد.
عرب: ببینید این عرف جامعه است و یک مسئله است. مسئله وقتی در این حد بغرنج است که اگر به یک مادر خانواده تجاوز شده و دیگران فهمیدهاند، کسی به خواستگاری دختر این خانم نرفته است. حالا زنا هم رخ نداده و تجاوز صورت گرفته است. صرف گفتن این مسائل، مشکلی را حل نمیکند. همین طور که این طرح واره ذهنی درحافظه و ذهن جمعی جامعه ما نقش بسته، باید یک طرح واره دیگر به تدریج با کار مستمر در حوزه ادبیات، رسانه، فیلمهای سینمایی، کنشهای اجتماعی، نشستهای نخبگان جامعه ما و در گفتوگوی مردم نقش ببندد.
دیدارنیوز: شما مطرح کردید که اگر آموزش و پرورش، دولت و همه ارگان های دولتی کاری نکنند ما باید به داد خودمان برسیم. در حقیقت این مسئله ریشهدارتر است و یک نهاد مردمی نمیتواند این مشکل را حل کند.
عرب: مشکل؛ یک شبه ایجاد نشده که یک شبه حل شود. مشکل از یک طبقه شروع نشده که از یک طبقه حل شود. اما یک هسته مرکزی آرام آرام کار میکند و با گذشت زمان، خودش را گسترش میدهد و کم کم به شکل یک گفتمان درمیآید و به تمام جامعه سرایت میکند و ما میپذیریم فردی که مورد تجاوز قرار گرفته است مقصر و مجرم نیست. صرف اینکه سراغ یک موضوع رویم مشکل را حل نمیکند. یک مشکلی در این حوزه هست و آن این است که اگر آدم ها در مورد تجاوز صحبت کنند دیگر حیثیت اجتماعی ندارند. صرفاً به سراغ این موضوع رفتن مشکل را حل نمیکند. باید به چند پله عقبتر رفت و یک سری زیر ساختهای فرهنگی را در عرصه زبان اصلاح نمود. نگاهی که به زن وجود دارد باید اصلاح شود. وقتی میگویید زن بیسرپرست - یعنی این زن باید یک سرپرستی میداشت الان ندارد- در عرصه زبان باید تحولاتی اتفاق بیافتد و در حوزه جامعه، جامعهشناسان باید اقداماتی کنند. در عرصه هنر و تئاتر و سینما باید اقداماتی صورت بگیرد، اما ما همیشه دنبال سیاهنمایی و یا سفیدنمایی موضوعات هستیم. متأسفانه مسئله تجاوز جنسی به کودکان در حال عادی شدن است. این بدان معنی است که یک جایی کار رسانههای در عرصه خبر، بیشتر از کار تربیتی است.
دیدارنیوز: ما در ۵ یا ۶ سال گذشته با اخبار تجاوز به پسران رو به رو شدهایم که قبل از آن بیشتر برای دختران مطرح بود.
عرب: اساساً آمار تجاوز جنسی به پسران ۶۰ درصد و به دختران ۴۰ درصد است. یکی از فرماندهان نیروی انتظامی به خانم پوران درخشنده گفته بودند که اگر قرار بود مطابق با واقعیت فیلم خود را تهیه کنید فیلم شما باید «هیس! پسرها فریاد نمیزنند» میبود. در این خصوص، باز هم به حوزه تربیت برمیگردیم. طرحواره ذهنی جامعه و خانواده این است که صرفاً دختر مورد سوء استفاده جنسی قرار میگیرد و کسی به پسر کاری ندارد و از عهده خود برمیآید. خب این طرحواره باید اصلاح شود. در اینجا رسانه باید به میان آید و به خانواده این آگاهی را دهد که بین دختر و پسر در این خصوص تفاوتی وجود ندارد. چون خانواده بیشتر حواسش به دختر است که عفتش زیر سوال نرود. به لحاظ ذهنی این پیش فرض وجود ندارد که پسر هم ممکن است مشکل پیدا کند. همین فردی که در کشور ما خیلی معروف شد و کسی هم اجازه ندارد نامش را ببرد و پرونده اش هم ملی شد، مسائلش با پسران بود؛ بنابراین در اینجا این طرحواره باید اصلاح شود.
دیدارنیوز: با این همه دغدغههایی که شما داشتید و پیگیریهایی که در حوزه زیست جنسی انجام دادهاید چه کاری برای آموزش کرده و چه اهدافی را دنبال کردهاید؟
عرب: در سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ یک مجموعه مستند در سه قسمت به عنوان «یک پیشنهاد ساده» تولید کردم. در قسمت اول این مجموعه مستند، به صورت کلان پیگیر مسئله آموزش جنسی به کودکان شدم. به زندانها رفتم. با مجرمین کودک آزاری و با روانشناسان و جامعه شناسان صحبت کردم. به مدارس رفتم و میزان آگاهی کودکان را در مدارس و حتی در مهد کودکها رصد کردم. در خصوص شرایط کشورهای همسایه و راهکارهایی که برای این مسئله به دست گرفتهاند جستجو کردم. دو قسمت دیگر این مستند چند موضوع دیگر مثل اینکه کودکان از بلوغ تا ازدواج با نیازهای عاطفی چه میکنند و چه باید بکنند؟! مورد بررسی قرار گرفت. در سال ۹۵ دیدیم که آموزش و پرورش و بهزیستی و صدا سیما در این خصوص اقدامی نکردهاند؛ بنابراین یک مجموعه آموزشی در ۲۱ قسمت تولید کردیم. باز هم به نام یک پیشنهاد ساده پخش شد، اما این بار آموزشی بود و مجموعه مستند نبود. ۲۱ سرفصل مختلف را که برای رشد جنسی کودکان نیاز است به والدین آموزش دادیم. آن را در سایت آپارات قرار دادیم؛ که دو میلیون بار دیده شد.
پارسال حدود ۱۷۳ هزار تماس با اورژانس اجتماعی داشتیم، اعلام شد که نزدیک به ۲۷ هزار تماس در مورد کودک آزاری بود. این نشان دهنده این است که دراین زمینه، کشور شرایط خوبی ندارد. نه اینکه در بقیه زمنیهها شرایط مثبتی داشته باشیم، آمار طلاق ما نشان میدهد که خانواده در معرض آسیب است. زیست به هم ریخته ما نشان میدهد در زیست جهان جنسی ما آسیبهای زیادی وجود دارد و در حال فربه شدن است. با همین دغدغه که «مشکل چیست؟» به این نتیجه رسیدیم که ما میتوانیم راجع به راهحل درستی در مورد زیست جنسی و مشکلات متعدد آن حرف بزنیم و ابراز نظر کنیم که اساساً یک توصیف درستی از شرایط امروز داشته باشیم. مسئله چیست؟ خود زیست جنسی فعال شده یا در حوزه توسعه اقتصادی اتفاقی افتاده که زیست جنسی را فربه کرده است یا انسدادگرایی سیاسی باعث شده که زیست جنسی فربه شود؟! برای همین در سال ۹۷ مجموعه «خرد جنسی» را شروع کردیم. در خرد جنسی از زوایای مختلف کارشناسان متفاوتی را دعوت کردیم تا کسانی که کارهای تحقیقی یا پژوهشی یا کنش میدانی داشتند، بیایند و یک پازل از این تصویر کلان در حوزه زیست جنسی را برای ما روایت کنند.
دیدارنیوز: هدف این کار چیست؟
عرب: به هر صورتی که مسئله را بنویسیم و آن را توصیف کنیم، راه حل مسئله از دل آن توصیف بیرون میآید. به عبارت دیگر پاسخ از دل صورت مسئله بیرون میآید. شما وقتی درباره زیست جنسی و مشکلات زیست جنسی میخواهید صحبت کنید، با این رویکرد شروع بکنید که آدمی در طول تاریخ همواره یا زن آفریده شده یا مرد و زیست او یا زنانه بوده یا مردانه. و از این زاویه در مورد موضوع جنسی و مسائل جنسی بحث کنید. یک زوایه دیگر ممکن است اینگونه باشد که مشکلات زیست جنسی در جامعه ما امروز نقطه آشیل پاشنه نظام سیاسی است. این هم یک رویکرد است. ممکن است هیچ کدام از این دو، تنافی هم با هم نداشته باشد، اما شما با هر رویکردی که وارد شوید آن نتیجهای که در انتها میخواهید استخراج کنید و راهحلی که روی میز میگذارید از دل آن تبیین مسئله بیرون میآید. بنابراین باید بتوانیم مسئله زیست جنسی را درست تببین کنیم. امروز ما یک نحله ای داریم که معتقد است ما مشکل خاصی در حوزه زیست جنسی نداریم. عده دیگر معتقدند ایران به بحران جنسی رسیده است و عدهای دیگر معتقدند انقلاب جنسی رخ داده است. عده دیگر معتقدند کودتای جنسی در کشور رخ داده است. هر کدام از این طیفها از یک زاویه مسئله را بررسی میکنند و از دل هر کدام از اینها یک راه حل بیرون میآید. من میگویم یک قدم به عقب برگردیم ببینم اساساً زیست جنسی چیست؟ ما در خرد جنسی در سال۹۷ تلاش میکنیم از جهات مختلف، نور به روی زیست جنسی بتابانیم. آقای رنانی را دعوت کنیم ببینم توسعه چه ربطی به زیست جنسی داشته است؟! دکتر سعید مدنی را دعوت کنیم یک روایت از ماجرای روسپی گری به ما دهد. آقای محسن مالجو را دعوت کنیم و در حوزه تجاوز به محارم یک روایت به ما دهد که اساساً شرایط ما چگونه است. نقاط بحرانی ما کجاست و مسئله تا چه حد پیچیده است و ابعاد مختلف آن چیست؟ آقای دکتر حسن محدثی را دعوت کنیم که ورای این تحلیلهای ساده انگارانه، مشکلی که به وجود آمده و ما امروز با روابطی در جامعه مواجهیم به نام روابط ورای زناشویی، مشکل کجاست و خیلی کارشناسان دیگر که به عنوان مهمان آمدهاند و در مجموعه خرد جنسی، هر کدام از این عزیزان یک پازلی روشن کردهاند که این تصویر کلان روشن شود. خشکسالی و محیط زیست به نظر بنده در زیست جنسی نقش دارد. اساساً این زیست جنسی را از این سایه تاریکی خارج کنیم و به آن نور بتابانیم. وقتی درست آن را دیدیم و روشن شد که این چیست، بعد میتوانیم نسبت به آن یک تحلیل و یک سیاستگذاری درست هم داشته باشیم. اکنون هر کسی از ظن خود میخواهد نسخه بپیچد.
دیدارنیوز: می شود زیست جنسی را تعریف نمایید؟
عرب: زیست جنسی یعنی اینکه شما در ساحتهای گوناگون با مسئله جنسیت ارتباط دارید. یعنی از بدو خلقت که یا زن آفریده میشوید یا مرد و بعد هویت جنسی، ماهیت جنسی، نقش جنسی و کارکرد جنسی همه اینها زیست جنسی میشود. اینکه شما خودتان را یک زن میدانید یا مرد؟ نقشی که میپذیرید چیست؟ در زیست جنسی- تناسلی- خودتان را زن میدانید یا مرد؟ در زیست جنسی- مغزی- خودتان را زن میدانید یا مرد؟ تناسب خودتان را چگونه با جامعه در این حوزه رعایت میکنید؟ و در نهایت به عنوان زن یا مرد میمیرید، هر کدام یک ابعاد اجتماعی دارد. مثلاً اگر خانم هستید عکس شما در اطلاعیه ترحیم زده نمیشود. یعنی بعد از مرگ هم بسته به سنتهای یک جامعه زنانه یا مردانه میمیرید. پس یک مسئله بسیار گسترده است. اما متأسفانه جامعه در حوزه زیست جنسی بیشتر درگیر زیست جنسی تناسلی میشود. به این فکر نمیشود که خشکسالی میتواند مردهای روستا را به سمت شهرها ببرد و این روستاها زنانه میشوند و به لحاظ زیست جنسی به هم میریزند و این مسئله برای جامعه عوارض دارد. همین چرخه مهاجرت از روستا به شهر کاری کرده که ما امروز نزدیک به یک میلیون دختر بالای ۳۰ سال داریم که ازدواج نکردهاند. ۷۰ درصد این یک میلیون در روستاها هستند.
دیدارنیوز: خیلی ممنون و متشکرم که دعوت ما را پذیرفتید و در این مصاحبه کنار ما بودید.
عرب: ممنونم. نکته آخری که می خواهم مطرح کنم این است که ما در مجموعه «یک پیشنهاد ساده» و در مجموعه «خرد جنسی» با کمکهای مردمی کار میکنیم. هیچ نهاد یا سازمان دولتی به ما کمک نکرده است. من لازم دیدم برای همه افرادی که با رقمهایی مختلف از ما حمایت کردند تا مجموعه یک پیشنهاد ساده و مجموعه خرد جنسی آماده شود تشکر نمایم.