
اَمرداد روز هفتم هر ماه در گاهشمار ایران باستان و روز سوم مرداد در تقویم کنونی است و لذا روز هفتم از ماه اَمرداد، جشن اَمردادگان برگزار میگردد. در این جشن به سبب نسبت معنای اَمرداد با بی مرگی و نگهبانی از گیاهان، ایرانیان به دشت و مزارع میرفتند و در طبیعت، جشن اَمردادگان برپا میداشتند. در این جشن به نیایش به درگاه اهورامزدا دست زده و آرزوی آرامش و شادی و سرور برای جهان و مردمان میکردند. در پژوهشهای انجام شده در باره جشنهای ایران باستان، تنها حیث دینی یا آیین مذهبی آن مورد توجه قرار گرفته و از ساحت اجتماعی یا فرهنگی آن غفلت شده است. نتایج اجتماعی و فرهنگی این جشنها پر اهمیت بوده و همبستگی اجتماعی، سرور و شادی را در مناسبتهای جمعی به همراه داشت. جشنها امری صرفا آئینی یا قوم مدارانه نبود، بلکه وجه انسانی و فرهنگی آن امری بنیادین محسوب میشد.
دیدارنیوز ـ دکتر قاسم پورحسن*: ایرانیان جشن های دوازده گانه در روزهای مختلف هر ماه داشتند که «اَمردادگان» هفتمین روز از ماه اَمرداد بود و به مناسبت پیش آمدن دو نام با هم، جشن برپا میشد. اَمرداد که امروز به غلط مرداد تلفظ میشود، به معنای «بی مرگی» یا «جاودانگی» است و Immortal به نظر میرسد از اَمرداد اخذ شده است. مرداد همان مرگ پذیری یا Mortal است که کلمهای نادرست و کاربرد ناصحیح دارد. در اوستا «آمره تات» و در پهلوی «آمردات» آمده است که معنای بی مرگی میدهد.
در کلام زرتشتی درباره «امشاسپندان» دو دیدگاه وجود داشت که ریشه در دو سنخ فهم متفاوت از تجلیات و جلوههای اورمزد دارد. دیدگاه نخست درباره امشاسپند این بود که موجوداتی مستقل، بسان فرشتگان یا فروزههای ششگانه هستند که تدبیر کنندگان جهان میباشند. اما در دیدگاه دوم، امشاسپندان صفات و نامهای برگرفته شده از ذات اورمزد است. طبق این دیدگاه، اَمرداد صفتی برای اهورامزدا است و دلالت بر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند دارد.
به هر روی اَمردادگان یکی از شش فروزه اهورامزدا محسوب میشود که بی مرگی، بقا و جاودانگی را دلالت میکند. اَمرداد نسبتی با محیط زیست دارد چراکه نگهبان و حافظ گیاهان است. آسوده بودن یا آزرده بودن حیات گیاهان در نسبت با اَمرداد معنا مییافت. در بُندهِش آمده است که اَمرداد سرور گیاهان است و گیاهان را برای زیست رویاند و نگهبانی از گیاهان، خرم و جوان نگه داشتن آن و بارور ماندن گیاهان بر عهده امشاسپندان اَمرداد است. اَمرداد نشان بیمرگی، تازگی و جوانیِ همواره است.
نزد ایرانیان نام ماه و جشنهای مرتبط با آن و نیز گیاه یا گلِ خاص هر ماه، همچون منش و کنش متناسب، اهمیت داشت. گل ویژه اَمرداد زنبق (چمبک) است. ابوریحان در آثار الباقیه مینویسد که اَمرداد (مرگ ناپذیری) فرشتهای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها که اصل آن از نباتات است، مشغول است.
اَمرداد در آیین زرتشتی به همراه خرداد بیان میشد. خرداد نشان از کمال دارد و اَمرداد حکایت از بقا و جاودانگی می کند. اَمرداد فرشته ای است که واجد صفات پسندیده و پاک بوده و آخرین مرتبه کمال است. این دو فرشته (خرداد و اَمرداد) نگهبانان آب و گیاه در جهان اسنومند (عالم خاکی) هستند و همواره با یکدیگر به کار میروند. لذا همواره خرداد و اَمرداد در پی هم میآمدند:
چو گفتار خردادش آمد بسر
همان گاه اَمرداد شد پیشتر
اَمرداد روز هفتم هر ماه در گاهشمار ایران باستان و روز سوم مرداد در تقویم کنونی است و لذا روز هفتم از ماه اَمرداد، جشن اَمردادگان برگزار میگردد. در این جشن به سبب نسبت معنای اَمرداد با بی مرگی و نگهبانی از گیاهان، ایرانیان به دشت و مزارع میرفتند و در طبیعت، جشن اَمردادگان برپا میداشتند.
در این جشن به نیایش به درگاه اهورامزدا دست زده و آرزوی آرامش و شادی و سرور برای جهان و مردمان میکردند. ویژگی اَمردادماه، سرسبزی طبیعت، فراوانی آب و نباتات و میوه ها؛ رویش و ازدیاد گلها با رنگهای شاد و آسمانی صاف و پرستاره است:
مرداد مه است، سخت خرم
مینوش پیاپی و دمادم
در ایران باستان جشن اَمرداد در روز هفتم برگزار میشد و جشن چله تابستان یا چله تموز در روز دهم گرفته می شد که هنوز جشن چله در برخی از نواحی ایران همچون مازندران و کردستان وجود دارد.
در ایران باستان هرگاه اسم روز با اسم ماه تلاقی پیدا میکرد، در آن روز جشن آن ماه برگزار میشد. روز هفتم هر ماه که اَمرداد بود، با روز هفتم ماه اَمرداد تلاقی مییافت و جشن اَمردادگان در روز هفتم این ماه برگزار میشد و به سبب تفاوت در تقویم ایران باستان با ایران کنونی، که به تعداد روزهای ماه باز میگردد، امروزه این جشن در روز سوم در تقویم آمده است.
ایرانیان غیر از جشنهای ماهانه، جشنهای فصلی با عنوان «گاهنبار» داشتند که تعداد گاهنبارها، شش عدد بود. جشنهای فصلی گرچه در معنای حقیقی به تعداد روزهای آفرینش جهان باز میگشت، اما در معنای عینی بر اساس کشاورزی و داشت و برداشت و شکرگذاری شکل گرفته بود.
در پژوهشهای انجام شده در باره جشنهای ایران باستان، تنها حیث دینی یا آیین مذهبی آن مورد توجه قرار گرفته و از ساحت اجتماعی یا فرهنگی آن غفلت شده است. نتایج اجتماعی و فرهنگی این جشنها پر اهمیت بوده و همبستگی اجتماعی، سرور و شادی را در مناسبتهای جمعی به همراه داشت. جشنها امری صرفا آئینی یا قوم مدارانه نبود، بلکه وجه انسانی و فرهنگی آن امری بنیادین محسوب میشد.
جشن کشاورزی، جشن شکرگذاری، جشن چلهها و بخصوص اَمردادگان که جشنی برای مراقبت و حفاظت از طبیعت و محیط زیست بود نشان از اهمیت اساسی زندگی در سنت ایرانیان داشت. جشنها در ایران از بنیادی حِکَمی برخوردار بودند. در روزگار کنونی جشنهایی که از پیشینه ودایعی و میراثی برخوردارند را باید حسب وضع کنونی بازخوانی و بازسازی کرد.
جامعه ایران امروز به سرور و جشن و شادی نیاز دارد، جشنی که توجه به حقیقت انسان، طبیعت و عالم و ستایش مبدأ آفرینش محور آن به شمار میآید.
*دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی(ره)