"دیدارنیوز" به بهانه مرگ «محمد مرسی» مروری بر زندگی او و تحولات مصر داشته است؛
دیدارنیوز – رسول شکوهی: اگر نام کشور مصر بیاید چه چیزهایی در ذهن تان شکل میگیرد؟ اگر اهل سریالهای تلویزیونی باشید قطعا میدانید که در حال حاضر، سریال یوسف پیامبر از چه شبکهای پخش میشود و عزیز مصر برای بار هزارم در چه وضعیتی بسر میبرد. اگر اهل فوتبال باشید محمد صلاح و قهرمانی اش با لیورپول در لیگ قهرمانان اروپا تداعی میشود. اگر اهل قرآن باشید قطعا قرائت ملکوتی عبدالباسط را بارها و بارها شنیده اید، اگر اهل موسیقی باشید قطعا بارها با صدای زیبای ام کلثوم به وجد آمده اید و مصر را با او میشناسید. اگر با تاریخ میانه خوبی داشته باشید و کتابهایی نیز در این زمینه خوانده باشید قطعا نام فراعنه مصر یا سینوهه پزشک معروف آن دوره و اهرام ثلاثه شما را یاد مصر میاندازد.
گروهی هم مصر را با سیاستمداران آن میشناسند. از دوران حسن البنا میتوان به مصر پرداخت تا جمال عبدالناصر. حتی میتوان به دوران پهلوی و نسبت نزدیک دولت محمدرضا پهلوی با انور سادات نیز اشاره کرد. کسی که هم جایزه صلح نوبل را برد و هم ترور شد. محمد البرادعی که در ایران با پرونده هستهای او را میشناسند. حتی حسنی مبارک دیکتاتور مصری که در جریان بهار عربی یا بیداری اسلامی سرنگون شد و در نهایت در دادگاه تبرئه شد. چهره عجیب این لیست اما کسی نیست جز محمد مرسی. کسی که خبر مرگش هم عجیب بود. این عجیب بودن به اندازه تمام اتفاقاتی بود که در چند سال اخیر در این کشور رخ داد.
مرسی بعد از جریانات بهار عربی که در بسیاری از کشورهای منطقه رخ داد به قدرت رسید و رئیس جمهور مصر شد. در همان دوران بود که در سفری یک روزه در جریان اجلاس دورهای جنبش عدم تعهد به ایران سفر کرد و این سفر نیز حواشی گوناگونی داشت. در نهایت، اما با کودتایی که در سال ۲۰۱۳ علیه دولت او به وجود آمد از سمت خود برکنار شد. این بار قدرت در دستان عبدالرحمن السیسی قرار گرفت. فیلم و عکسهای مختلفی از دادگاه مرسی در رسانههای مختلف جهان پخش شد و در نهایت در همین دادگاه بود که مرسی به دیار باقی شتافت.
سیاستمداری از جنس اخوان المسلمین
محمد مرسی متولد سال ۱۹۵۱ بود و در ۶۸ سالگی در دادگاه خود غش کرد و بعد از انتقال به بیمارستان، جان خود را از دست داد. تحصیلات او هیچ ارتباطی به سیاست ندارد، اما سالهای زیادی در اخوان المسلمین، فعالیت سیاسی میکرد. او در آمریکا دکترای محافظت از موتورهای فضاپیما گرفت و سه سال نیز در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا تدریس کرد. این سابقه زندگی در آمریکا باعث شد دو فرزند او در کالیفرنیا به دنیا آمده باشند و شهروند آمریکا محسوب شوند.
مرسی از سال ۱۹۹۲ به عضویت اخوان المسلمین درآمد و در سال ۲۰۰۰ عضو پارلمان مصر شد. او تا سال ۲۰۰۵ نماینده پارلمان بود و به دلیل فعالیتهای گسترده خود، شهرتی جهانی پیدا کرد.
همچنین او رئیس حزب آزادی و عدالت از احزاب وابسته به اخوان المسلمین نیز بود. مرسی از مؤسسین «الجبهة الوطنیة للتغییر» همراه دکتر عزیز صدقی سال ۲۰۰۴، «الجمعیة الوطنیة للتغییر» همراه دکتر محمد البرادعی سال ۲۰۱۰، و همچنین از موسسین «التحالف الدیمقراطی من اجل مصر» که شامل ۴۰ حزب و گروه سیاسی بود در سال ۲۰۱۱ است.
زندان رفتن البته امری تازه برای مرسی نیست. او در سال ۲۰۰۶ به همراه ۵۰۰ تن از اعضای اخوان در جلو دادگاه شمال قاهره دستگیر شدند و او را به ۷ ماه زندان محکوم کردند. در سال ۲۰۱۱ در جریانات اعتراضات علیه دیکتاتوری حسنی مبارک نیز دستگیر و زندانی شد.
در جریانات انقلاب مصر، گروههای مختلف سیاسی حضور داشتند که اخوان المسلمین که در ادامه توضیحاتی درباره این گروه ارائه خواهد شد نیز از جمله گروههای تاثیرگذار محسوب میشد. در ژوئن سال ۲۰۱۲ انتخابات مصر برگزار شد و محمد مرسی در رقابت با احمد شفیق توانست پیروز شود و اولین رئیس جمهور بعد از انقلاب مصر و پنجمین رئیس جمهور تاریخ مصر نام گرفت.

از همان ابتدا چالش جدی با نظامیان و گروههای دیگر داشت که در نهایت همین مساله کار دستش داد. همچنین عملکرد مرسی برخلاف تصور گروههای مختلف بود. بسیاری بر این باور بودند که او چون از اخوان المسلمین برآمده با اسرائیل دچار تضاد و تقابل خواهد شد اما در عمل این اتفاق نیافتاد و برعکس آن، همراهی با اسرائیل نیز صورت گرفت. ادامه دادن به پیمان کمپ دیوید و اعمال فشار به گروههای مبارز با اسرائیل، تعجب همگان را به این مساله جلب کرد. نارضایتیهای اجتماعی و عدم توجه به خواست دیگر گروههای حاضر در انقلاب مصر باعث شد که اعتراضات علیه مرسی در یک سالگی تشکیل دولتش شروع شود.
جنبش تمرد به رهبری محمد البرادعی در اعتراض به عملکرد مرسی شکل گرفت و خواهان کناره گیری او از قدرت شدند. او اما به این اعتراضات توجه نکرد. هفت تن از اعضای کابینه مرسی استعفا دادند و ارتش مصر مهلت ۴۸ ساعته داده بود تا اختلافات حل شود وگرنه مداخله خواهد کرد. مرسی و اعضای بلندپایه اخوان المسلمین، این کار ارتش را دخالت در سیاست خواندند.
در نهایت اما مرسی سرنگون شد. او در ۱۲ تیر ماه ۱۳۹۲ (سوم ژوئیه ۲۰۱۳) طی کودتایی و با بیانیه فرمانده ارتش مصر عبدالفتاح السیسی -که بعدها رئیس جمهور این کشور شد - و حمایت نماینده مخالفان دولت یعنی محمد البرادعی، شیخ الازهر یعنی شیخ احمد الطبیب و پاپ مسیحیان قبطی مصر یعنی پاپ تواضروس دوم از قدرت برکنار شد.
ماجراهای دادگاه او نیز خواندنی است. پوشیدن لباس اعدام در دادگاه و طرح اتهامات عجیب و غریب به او از نکات قابل ذکر است. عکسهای مرسی در دادگاه آن هم در قفسی آهنی یا در اتاقکی شیشهای توجه همگان را به خود جلب کرده بود. حسنی مبارک دیکتاتور مصر از بسیاری از اتهامات تبرئه شد، ولی محمد مرسی در حکمهایی جداگانه به ۲۰ سال زندان و اعدام محکوم شد. در نهایت همین دادگاهها کارش را ساخت.
طبق آن چیزی که در رسانهها آمده دیروز محمد مرسی بعد از حاضر شدن در دادگاه، حدود ۲۰ دقیقه در مقابل قاضی صحبت کرده و به قاضی گفته که رازهایی میداند که اگر آنها را فاش کند، موجب آزادی وی خواهد شد، اما به جهت حفظ مصالح کشور چنین نخواهد کرد که پس از مطرح شدن این موضوع، وی در حالیکه در یک محفظه شیشهای قرار داشته، از حال رفتهاست که بعد از انتقال به بیمارستان، جان خود را از دست میدهد. دولت مصر اعلام کرده که آثار شکنجه روی بدن مرسی نبوده و این یک حمله قلبی بوده است. اما نزدیکان و خانواده او این ادعا را مطرح میکنند که او ۶ سال انفرادی کشیده است و همین مساله باعث مشکلات روحی و فیزیکی زیادی برای او شده و عدم رسیدگی به وضعیت سلامتی او نیز از دیگر مسائلی است که منجر به مرگ وی شده است.
واکنشها به مرگ مرسی اکثرا از جانب حامیان و نزدیکان اخوان المسلمین بوده است. رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه مرسی را شهید خواند. امیر قطر، شیخ تمیم بن حمد آل ثانی نیز در پیامی توییتری با ابراز «مراتب عمیق تاسف» خود، مرگ محمد مرسی را به خانواده وی و مردم مصر تسلیت گفت.
اخوان المسلمین بزرگترین گروه اسلامگرای اهل سنت محسوب میشود که برخلاف باقی گروههای اهل سنت، ویژگیهای انقلابی زیادی دارد. حسن البنا بنیان گذار این جنبش در مصر آن را پایه ریزی کرد ولی بعدها اندیشهها و ساختار تشکیلاتی اخوان به دیگر کشورهای جهان عرب نیز وارد شد. آنها به تشکیل حکومت اسلامی و با اتخاذ سیاستهای گام به گام و استفاده از ابزار تحزب معتقدند. بر خلاف گروههای افراطی اهل سنت، آنها با دموکراسی میانه خوبی دارند و اهل تضاد با دیگر فرقههای اسلامی نیستند. ضدیت با اسرائیل و حمایت از مقاومت فلسطین نیز از دیگر مسائلی است که در اندیشه اخوان المسلمین باید به آن توجه کرد.
این گروه فراز و فرود مختلفی در جهان عرب داشته که پرداختن به آن از حوصله این نوشتار خارج است. اما در نهایت امروز آنها پس از سرنگونی مرسی در سال ۲۰۱۳ در ضعیفترین وضعیت خود بسر میبرند. فعالیت آنها در مصر، غیرقانونی و تمام اموال و املاک وابسته به آنها مصادره شده است. در سال ۲۰۱۴ دادگاهی در مصر برای محمد بدیع رهبر اخوان المسلمین و ۶۸۲ نفر دیگر از اعضا و هواداران اخوان در مصر حکم اعدام صادر کرد.
سرنوشت تلخ مرسی اما دور از ذهن نبود. به سرنوشت باقی کشورهای درگیر در بهار عربی یا بیداری اسلامی که نگاه میکنیم تقریبا وضعیتی مشابه را شاهد هستیم. به جز تونس که راشد الغنوشی مسیر را به خوبی مدیریت کرد باقی کشورها تقریبا درگیر نا امنی و هرج و مرج و بی ثباتی هستند. شاید باید بپذیریم که پروژه بیداری اسلامی یا بهار عربی – که هنوز بر سر این عبارت هم توافقی وجود ندارد – به شکست منجر شده و باید مسیر دیگری را برای این منطقه پر آشوب در نظر بگیریم. شاید پذیرش اینکه بهار عربی به پاییز رسیده است اولین قدم این مسیر پر آشوب باشد.