
گروهی از متدینین در مراسمهای آیینی، اعمالی را انجام میدهند که صرفا در حیطه فردی قرار نمیگیرد و بُعد اجتماعی پیدا میکند. رسانههای غربی نیز از این فرصت استفاده میکنند و چهرهای مخدوش از شیعیان به تصویر میکشند؛ منتهی این قبیل مراسمها اختصاص به مسلمانان و شیعیان ندارد و در سایر ادیان نیز آیینهای مذهبی مشابهی وجود دارد.
دیدارنیوزـ مسلم تهوری: اگر بنا است گفتار یا کردار اشتباهی را نقد و بررسی کنیم و یا احیانا مورد سرزنش و شماتت قرار بدهیم باید منصفانه باشد و همه را به یک چشم ببینیم. دیگر نباید برایمان فرق کند که این اتفاق مذموم و نابهنجار از سوی چه فرد یا افرادی صورت گرفته است؛ و اگر جز این باشد قطعا اهداف دیگری در پس نقدمان وجود دارد که آن را از عدالت به دور خواهد کرد.
۱. رخت سیاه پوشیدن و شرکت در مراسم روضهخوانی و سینه زنی، یادآور محرم و عزاداری سیدالشهداء است. بعید میدانم شیعهای وجود داشته باشد که حداقل برای یک بار هم که شده در مجالس روضهخوانی شرکت نکرده باشد. معالاسف بدعتهایی در مراسم روضهخوانی ایجاد شده که با روح آن منافات دارد. به مناسبت بد نیست همینجا این مطلب را یادآور شوم که ریشه کلمه روضهخوانی از کتاب ملاحسین واعظ کاشفی است. وی مقتلی نوشته به نام روضهالشهدا که این کتاب بنا بر قولی اولین کتاب مقتل به زبان فارسی بوده است. متأسفانه این کتاب سرمنشأ بسیاری از تحریفات واقعه عاشورا است و استاد مطهری نیز در کتاب حماسه حسینی، آنها را نقل و رد کرده است. از آنجا که این کتاب، فارسی بوده لذا بعد از ملاحسین واعظ کاشفی بسیاری از منبریها و مداحان که از سواد اندکی بهره میبردند، از روی این کتاب برای عزاداران میخواندند و به همین مناسبت مردم میگفتند به مجلس روضهخوانی میرویم. از اصل مطلب غافل نشوم. جان کلام این است که عزاداری بر سیدالشهداء فلسفهای دارد که با بعضی از داستانهایی که در این حوزه به وجود آمده است به هیچ روی همخوانی ندارد. اقلیتی از عزاداران حسینی دست به اقداماتی میزنند که میتوان گفت موجب وهن عزاداری سیدالشهداء میشود. گروهی از روی زغالهای گداخته رد میشوند و جماعتی نیز با قمه به سر خود میزنند و عدهای نیز با زنجیرهای تیغدار به بدن خود میزنند و عجیب آن است که هر کسی که بیشتر غرقابه خون شود گویی ارادت بیشتری دارد. به هر حال مسابقهای برپا شده و کأنه هر کس بیشتر در خون خود غرق شود عزاداریش به قاب قوسین أو ادنی میرسد. رسانههای خارجی نیز از این فضایی که ایجاد شده علیه اسلام و شیعیان، بهرهبرداری سیاسی میکنند.
اگر دقت کرده باشید سالیان سال است که روز عاشورا در کربلای معلی، صبح دستههای قمهزنی به راه میافتند و بعدازظهر دستههای سینهزنی به عزاداری مشغول میشوند. نکته اینجا است که رسانههای غربی، صبح عاشورا از مراسم قمهزنی عکس و فیلم به سرتاسر دنیا مخابره میکنند و بعدازظهر اثری از آنها نیست. این تصاویر مخابره شده، شیعیان را افرادی عقب افتاده و وحشی و بدوی معرفی میکنند.
۲. در اعیاد مسیحی، هفتهای وجود دارد به نام هفته مقدس یا هفته پاک؛ در انتهای این هفته یعنی روز یکشنبه، بزرگترین عید مسیحیان یعنی عید پاک قرار دارد. دو روز قبل از عید پاک یعنی روز جمعه را به نام جمعه صلیب، جمعه خوب، جمعه دردها یا مصائب مسیح نام گذاری کردهاند. در این روز آنچه گروهی از مسیحیان انجام میدهند دست کمی از قمهزنهای شیعی ندارد. مراسم صلیب کشی و در برخی نواحی، زنجیر زنی و شلاق زنی مرسوم است. افرادی که اقدام به اینگونه اعمال و رفتار میکنند معتقدند به منظور مطهر شدن روح خود از گناهان باید بر روی صلیب بخوابند و دست و پای خود را با میخ به آن بدوزند و یا با شلاق و زنجیر و تیغ، بدن خود را زخمی و به خون آغشته کنند. این مراسمهای آیینی همه ساله بیشتر در شرق آسیا و کشورهایی چون فیلیپین به اجرا در میآید.
۳. یکی از دوستانم چند سالی است که ساکن سوئد شده است. در بدو ورود در مدرسهای ثبتنام کرد تا زبان سوئدی را فرا بگیرد. طبیعتا در این کلاس افرادی حاضر بودند که از گوشه و کنار دنیا به سوئد مهاجرت کرده بودند. تعریف میکرد یک روز استاد سر کلاس رو به من کرد و گفت: میخواهی نظر سوئدیها را راجع به شما ایرانیها بگویم. حقیقتا ترسیده بودم و در ذهنم آمد که نکند حرف نامربوطی بزند و جلوی هم کلاسیها خجالت زده و شرمسار شوم. اما نه راه پس داشتم و نه راه پیش، چارهای نداشتم الا اینکه بخواهم نظرش را بگوید. دوستم میگفت در کمال تعجب آنقدر از ایرانیها و هوش و ذکاوت و پشتکارشان تعریف و تمجید کرد که دو متر روی قدم آمد. حال خوبی پیدا کرده بودم که ناگهان استاد لپ تاپاش را به سمت من برگرداند و گفت: این تصاویر عزاداری برای مملکت شماست؟ دیدم تصویری از یکی از هیئات ایرانی است که افراد در آن در حال قمهزنی هستند. چارهای نداشتم الا اینکه تصدیق کنم. من که تا چند لحظه پیش، مسرور بودم از اینکه ایرانی هستم خجالت زده شده و نمیدانستم چه توضیحی بدهم. خلاصه میگفت خیلی خجالت کشیدم. به دوستم گفتم مشکل اینجا است که استادت با نشان دادن تصویری، از جزء به کل رسیده و اعمال گروه اقلیتی را به تمام شیعیان تسری داده است. میتوانستی به درستی بگویی این شیوه عزاداری متعلق به اقلیتی است که اولا در کشور ایران ممنوع است؛ ثانیا بسیاری آن را قبول ندارند و جدای از اینها، این گروه اقلیت اختصاص به شیعیان و یا مسلمانان ندارد. بلکه ادیان دیگر هم رفتارهای اینچنینی دارند. برخی از مسیحیان در آدینه نیک و یا جمعه مقدس، مرتکب اعمال و رفتاری میشوند که مطمئنا مورد تأیید غالب مسیحیان نبوده و نیست. منتهی رسانههای غربی پیرامون آن مانور نمیدهند و سیاست بر این قرار گرفته که جامعه شیعی تخطئه شود و این سیاست دوگانه، مشتی از خروار است.