"دیدارنیوز" به بررسی فیلم « پی.کی» از منظر فلسفی و جامعه شناختی می پردازد؛
دیدارنیوزـ زهرا حاجی شاه کرم: فیلم تخیلی هندی «پی.کی» در سال ۲۰۱۴ به کارگردانی راجکومار هیرانی ساخته شده است. داستان فیلم، روایتگر آشنایی دختر و پسری است که بهطور اتفاقی با هم آشنا میشوند، اما پس از مدتی و به دلایلی برای ازدواج و ادامه رابطه تردید میکنند. دراینبین مردی فضایی به مثابه ترمیناتور هندی متفاوت با اسلاف خود، برای تحقیق درباره باورهای زمینیان به هند میآید و پس از گمشدن دستگاه کنترل کننده فضاپیمایی که با آن به زمین آمده است سردرگم میشود و به جستوجوی کنترل میپردازد، اما کسی نمیتواند وی را یاری نماید و همه متفق القول به وی میگویند باید از خدا کمک بخواهی، مرد فضایی برای کمکخواستن از خدا به معبد، کلیسا، مسجد و ... میرود تا حاجتش برآورده شود و ....
نظر به اهمیت اندیشههای فلسفی و جامعه شناسی در ساماندهی زندگی انسان و اینکه هریک از فعالیتهای فرهنگی/هنری انسان نمیتواند از پشتوانه فلسفی و جامعه شناختی تهی باشد لذا میبایست با شیوههای متنوع و مختلف، آرای فلسفی و جامعه شناسی موجود را برای تبیین مسائل اجتماعی به کار برد. هنر هفتم و سینما، روزنه جدید و یکی از شیوههای مختلفی است که میتوان به تبیین آرای مذکور پرداخت.

بسیاری از مردم در هر جای دنیا تمایل دارند به جای خواندن یک کتاب فلسفی، جامعه شناسی، تاریخی، روانشناسی و ...، به تماشای یک فیلم بنشینند و از طریق آن به ادراکی از مسائل فلسفی و اجتماعی نائل شوند. در چند سال اخیر، کمپانیهای هالیوود و بالیوود با استفاده از فنون تاثیرگذار، به خوبی تفکرات و آرای جامعه شناسی و فلسفی خود را در قالب فیلم به مخاطبان خود القاء میکنند. با مشاهده فیلمهای هالیوود و بالیوود، درمی یابیم که این دو کمپانی نسبت به کمپانیهای دیگر در به کارگیری جلوههای علمی- تخیلی نافذ برای اشاعه نظرات و اندیشههای فلسفی/جامعه شناختی خود پیشی گرفته اند. سینمای بالیوود از آغاز تاسیس و ایجاد آن تاکنون دستخوش تغییر و تحولات بسیاری در درون مایههای فیلم نبوده است، اما برخی فیلمها نظیر P.K از این قاعده مستثنی هستند. نکته قابل توجه در سینمای بالیوود این است که معمولا بدون ایده و هدف خاص، دست به خلق و ساخت فیلم زده است، اما فیلم P.K عقاید و تفکرات خاصی را در قالب فیلم به تصویر کشیده است.
سینما، هنر نمایش دادن سلسله تصاویر مناظر، اشخاص، اشیاء و حرکات هنر پیشگان است که بر روی فیلم ضبط میشود و روی پرده به وسیله دستگاه خاص منعکس میشود. موضوع فلسفه نیز «موجود به ما هو موجود» است و جامعه شناسی، دانش بررسی جامعه به طور اعم و پدیدههای اجتماعی به طور اخص است. حال این سوال به اذهان متبادر میشود که رابطه بین فلسفه و سینما و جامعه شناسی و سینما چیست؟
از منظر «کریستوفر فالزن»، ساختار سینما به مثابه غار افلاطون است. درواقع سینما همانند غار افلاطون، تاریک و تصاویر به نمایش درآمده، سایههایی است که نمودهایی از واقعیت هستند. به عبارتی، غار افلاطون را میتوان به مثابه ساختار سینمای جدید تلقی نمود. به نظر میرسد سینما در اکثر نقاط دنیا، در خدمت فلسفهای درآمده است که مبتنی بر مسائل انتزاعی است و در ظاهر، ارتباطی با زندگی عینی ندارد. حال در ادامه باید به این نکته توجه مبذول داشت که رابطه سینما با جامعه شناسی چگونه است؟
از منظر جامعه شناسی هنر، فیلم مجموعهای از اطلاعات است که با رمزگشایی و درک زبان آن میتوان به ویژگیها و خصوصیات جامعه معاصر فیلم پی برد. الکساندر، نظریه بازتاب هنر را آینه جامعه میداند و به بررسی میزان انطباق محتوای پیامهای رسانهای با آنچه در واقعیت اجتماعی میگذرد میپردازد. نظریه بازتاب در جامعه شناسی هنر، بخشی از نظریه کلان بازنمایی است.
برقراری رابطه میان سینما و جامعه را در نظرات بسیاری از جامعه شناسان دیگر همچون ژان دووینیو میتوان دید. از منظر وی، با تحلیل همه نمادهای اجتماعی که در اثر هنری متبلورند میتوان به درک این مساله نایل آمد که اثر تا چه اندازه در جامعه ریشه دارد. به عبارتی، سینما با زمینه اجتماعی اش رابطه تنگاتنگی دارد و از این رو میتواند شاخصی برای سنجش وضعیت فرهنگی و اجتماعی هر جامعهای باشد. همچنین جاروی، از نظریه پردازان جامعه شناسی سینما، معتقد است که سینما، نهادی اجتماعی است و در نتیجه بایستی بـه شرایط اجتماعی که سینما به آن میپردازد یا آن را بازتاب میکند، پرداخت.

توماس وارتنبرگ در باب چگونگی ارتباط فیلم با جامعه به دیدگاهی اشاره میکند که بر طبق این دیدگاه، فیلمهای محبوب به نحو غیرقابل اجتنابی از ظلم و ستم در همه ابعاد و زمینههای حاکم بر بستر جامعه مدنظر فیلم حمایت میکند. فیلم P.K از قالبهای موجود در سلطه اجتماعی حمایت نمیکند، آنجایی که فیلم با نگاه طنزگونه و منتقدانهای که نسبت به رفتار و کنشهای اجتماعی جامعه دارد – در سکانسهایی که مردم با انجام مناسک مذهبی عجیب و غریب، موجبات آزار خود و دیگران را فراهم میکنند- مساله و معضل اسراف دینی و عدم توجه به افراد نیازمند زیر یوغ و سلطه حاکمان و بی سوادی دینی خود را نشان میدهد. به عبارتی فیلم، در ژانر کمدی است و کاملا نیز موفق عمل نموده، در عین حال ذهن بیننده را درگیر پرسشهای مهم مطرح شده در فیلم کرده و باعث تفکر آنها میشود.
همچنین فیلم به سراغ ادیان، علی الخصوص دین هندوها میرود تا شاید زیر چتر این فیلم، نگرش مردم هند و حتی سایر ادیان را در کشورهای مختلف به مساله خرافههای دینی و اشاعه خرافه توسط مدیران و مباشران دینی جرح و تعدیل نماید. یکتاپرستی در دین، فرهنگ و آیین هندوئیسم به صورت تمثیلی مبتنی بر ذات احدیت و معاد کبری است، ولی با گذشت زمان، برهمنها با اهداف از پیش تعیین شده، انحرافاتی را در حقیقت دین وارد کردند که این مساله باعث شد دین عامه مردم به ورطه خرافه پرستی کشیده شود، البته از بهره برداری استعمار و استثمار از سرزمین پهناور هند و تبدیل آن به موزه ادیان و باورها نیز نباید غفلت ورزید. بر این اساس، شخصیت اول فیلم، «پی کی» به مثابه نماد مردم هندوستان با سادگی فرا زمینی اش، همچون کودکی تازه به دنیا آمده باعث میشود ریا و تزویر موجود در جامعه هند، عریان گشته و حقیقت پنهان و مهجور آن برملا شود. وی این کار را از طرق مختلف دنبال میکند؛ او در پی یافتن خدا، مسلمان میشود، مسیحی میشود، بودایی میشود تا راهی برای سوالهای ساده و بچهگانه اش پیدا کند، هرچند که این سوالات، جامعه هند به نمایش درآمده در فیلم را دچار سردرگمی میکند. در صحنه دیگر فیلم شاهد هستیم پی کی پول نذری را که برای پیدا شدن گردنبندش به صندوق صدقات انداخته بود، پس میگیرد و علت آن را ناتوانی خداوند در یافتن گردنبند خود عنوان میکند. یا در جایی دیگر، پی کی، سنگی درون باغچه میگذارد و پایش پول خرد میریزد و منتظر میماند. چیزی نمیگذرد که مردم شروع میکنند به پای سنگ پولریختن و حتی جلوی آن زانوزده و کمکم آنقدر شلوغ میشود که هر کسی باید سریع دعایی بخواند و برود تا نوبت به نفر بعدی هم برسد.
یکی از مسائلی که فلسفه در حوزه این فیلم میتواند بدان پاسخ دهد، این است که چرا سرنوشت شخصیت P.K برای تماشاگران از اهمیت برخوردار است؟ نظریه سنتی فیلم بیان میکند که هم ذات پنداری با P.K علت اهمیت سرنوشت و اعمال وی برای تماشاگران است. درواقع، P.K با شخصیت آرمانی و ایده آل خود باعث میشود تماشاگران در جهت حمایت از جامعه فقر زده هند و شکاف طبقاتی موجود، با بازیگر نقش P.K هم ذات پنداری نمایند و از اقدام P.K در جستجوی خدا لذت میبرند. اما نباید از تجربه تماشاگر در تماشای فیلم به راحتی عبور کرد. تجربه تماشاگر هندی در تماشای فیلم P.K، ظاهری پارادوکسیکال دارد. زیرا تماشاگر از عریان نشان دادن خرافههای دینی و عملکرد نامطلوب مدیران و مباشران دینی بسیار خشنود است و لذت میبرد، اما در تجربه زیسته زندگی خود همواره با آن همراه است و به شدت از آن پیروی میکند.
در مقام نتیجه گیری میتوان گفت که فیلم به بستر جامعه فقرزده هند، شکاف طبقاتی و سلطه مدیران ناکارآمد و نامقدس دینی و اشاعه باورها و خرافههای دینی حاکم بر آن میپردازد. پی کی، دین را وسیلهای در دست مدیران و مباشران دینی میبیند که با فریب افکار و اذهان عمومی، آنها را بازیچه امیال خود میکنند و با بی سوادی و فریب مردم به خواستههای سیاسی و اقتصادی خود میرسند.
پی کی به دنبال آن است که نشان دهد دین از پیچیدگی برخوردار نمیباشد و خداوند خیلی بزرگتر از آن است که نیاز به فردی برای معرفی یا محافظت داشته باشد. درواقع پی کی در مقام یک رهبر باعث میشود نگاه مردم به دین فقط در قالب ستایش خداوند باشد. لکن با اینکه پیام فیلم حاکی از آن است که اصل خداوند مهربان است و میبایست به سمت حذف واسطهها در قبال خداوند برویم، اما در نهایت قهرمان فیلم که یاداوری از فارست گامپ میباشد با سادگی و صداقت که در رفتار و کردار خود نشان میدهد، حقیقت رابطه و نیاز انسان به خداوند و دین را به درستی مشخص میکند و تا حدی با حذف مدیران و مباشران دینی به مثابه واسطهها، جامعه را به سمت آنارشی دینی سوق میدهد.