در حالی که اینترنت بینالمللی برای عموم مردم قطع بود، روایتهای متفاوتی از دسترسی محدود برخی گروهها منتشر شد. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، گفت: «دارندگان کارت بازرگانی میتوانند روزانه حدود ۲۰ دقیقه و با حضور ناظر از اینترنت استفاده کنند»؛ زمانی که به گفته او «حتی برای انجام ابتداییترین امور تجاری نیز ناکافی است و این میزان استفاده نهایتاً برای چککردن چند ایمیل کافی است.» به گفته فعالان اقتصادی، این سازوکار نهتنها راهحلی برای بحران ارتباطی نبود، بلکه بیش از پیش مفهوم «اینترنت طبقاتی» را به نمایش گذاشت؛ جایی که تجار برای ارسال یک ایمیل ساده باید در صف بایستند و امیدوار باشند اتصالشان پیش از پایان نوبت قطع نشود.

دیدارنیوز: ساعت ۲۲ شامگاه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، نبض ارتباطات جهانی در ایران بهیکباره ایستاد. آنچه در ابتدا بهعنوان یک «اختلال گذرا» معرفی شد، در فاصلهای کوتاه به طولانیترین و پرهزینهترین خاموشی دیجیتال کشور بدل شد؛ خاموشیای که نهتنها اقتصاد دیجیتال، بلکه زندگی روزمره میلیونها ایرانی را در لایههای مختلف اجتماعی، روانی و اقتصادی تحتتأثیر قرار داد. در پس دیوارهای بلند «اینترنت داخلی»، بحرانی بیصدا شکل گرفت؛ بحرانی که با هر روز تداوم، دامنه خسارتهایش گستردهتر شد.
خسارتهایی که روی هم تلنبار شد
احسان چیتساز، معاون وزیر ارتباطات، در تازهترین اظهارات خود، ابعاد فاجعهبار این قطعی را تشریح کرد. به گفته او، تنها در بخش هسته و پلتفرمهای اقتصاد دیجیتال، طی ۱۷ روز نخست، بیش از ۳۴ هزار میلیارد تومان خسارت و عدمالنفع ثبت شده است. عددی که بهخوبی نشان میدهد قطع اینترنت دیگر یک «ابزار موقت امنیتی» نیست، بلکه به تصمیمی با تبعات عمیق و بلندمدت تبدیل شده است.
چیتساز هشدار میدهد که وقتی فیلترینگ به یک رویه پایدار بدل میشود، در بزنگاههای بحرانی کارکرد خود را از دست میدهد. به تعبیر او، اگر محدودیتها دائمی شوند، در آینده حتی قطع کامل اینترنت هم اثر بازدارنده نخواهد داشت. منتقدان نیز از ایدههایی نظیر «اینترنت طبقاتی» یا «اینترنت سفید» سخن میگویند و این رویکردها را تبعیضآمیز و تهدیدی برای امنیت ملی دانسته و بر ضرورت وجود شبکهای بیطرف، پایدار و بدون تبعیض تأکید میکنند.
اینترنت یکساعته؛ نماد دسترسی گزینشی
در حالی که اینترنت بینالمللی برای عموم مردم قطع بود، روایتهای متفاوتی از دسترسی محدود برخی گروهها منتشر شد. مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، گفت: «دارندگان کارت بازرگانی میتوانند روزانه حدود ۲۰ دقیقه و با حضور ناظر از اینترنت استفاده کنند»؛ زمانی که به گفته او «حتی برای انجام ابتداییترین امور تجاری نیز ناکافی است و این میزان استفاده نهایتاً برای چککردن چند ایمیل کافی است.» به گفته فعالان اقتصادی، این سازوکار نهتنها راهحلی برای بحران ارتباطی نبود، بلکه بیش از پیش مفهوم «اینترنت طبقاتی» را به نمایش گذاشت؛ جایی که تجار برای ارسال یک ایمیل ساده باید در صف بایستند و امیدوار باشند اتصالشان پیش از پایان نوبت قطع نشود.
مهرداد عباد، عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران، این اقدام را مصداق روشن تبعیض دانست. او میگوید: «اگر قرار است اینترنت وصل شود، باید برای همه مردم وصل شود، نه فقط یک گروه خاص.» حسن میرصدری، رئیس کمیسیون کسبوکارهای نوین اتاق ایران نیز تأکید میکند که حتی این دسترسی محدود هم تنها در اتاق تهران فراهم شده و در سایر اتاقها اساساً اینترنتی در کار نیست. این تنها یک نمونه از آسیبهایی است که به بخش بازرگانی کشور وارد شده است. این در حالی است که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور در دیدار خود با نمایندگان تجاری در ابتدای اعتراضات مردمی بر سهولت مسیر فعالیتهای اقتصادی تجار تاکید کرده بود ولی امروز شاهد سنگاندازی در مبادلات بازرگانان هستیم.
وعدهها، امروز و فرداها
در این میان، خبرگزاری فارس از تصویب اتصال مجدد اینترنت بینالملل در شورای عالی امنیت ملی خبر داد؛ تصمیمی که به وزارت ارتباطات ابلاغ شده، اما به گفته مسئولان، «تثبیت آن به دلیل پیچیدگیهای فنی زمانبر است». عبارتی که در روزهای گذشته بارها تکرار شده و به تعبیر کاربران به جملهای اعصابخردکن تبدیل شده است. جالبتر اینکه عصر دیروز وزارت ارتباطات اساسا خبر فارس را تکذیب کرد! در این میان این پرسش جدی مطرح است: آیا واقعاً پای پیچیدگیهای فنی در میان است یا اینکه اینترنت قرار نیست به حالت عادی بازگردد و تنها با وعدههای ۲۴ و ۴۸ ساعته، تلاش میشود از شدت نارضایتی عمومی کاسته شود؟
وحید فرید، کارشناس فناوری اطلاعات، در گفتوگویی اظهار میکند: «اگر ارادهای جدی برای وصلکردن اینترنت وجود داشت، تا امروز این کار انجام شده بود. به نظر میرسد این اخبار بیشتر برای مدیریت افکار عمومی است.» سید مصطفی هاشمیطبا، فعال سیاسی اصلاحطلب، نیز تأکید میکند که «تصمیمگیری درباره قطع و وصل اینترنت عمدتاً در شورای امنیت ملی انجام میشود، من نشنیدم که بگویند چه زمانی محدودیتها برداشته میشود. مثلاً میگویند انشاءالله اینترنت را باز میکنیم. انشاءالله یعنی اینکه ببینیم چه میشود.» کار کشور افتاده است به گزاره «ببینیم چه میشود» و این عدم اطمینان آسیب روانی سنگینی بر پیکره جامعه خواهد داشت.
شایعهای که جان گرفت
ظهر یکی از روزها، اینترنت برای دقایقی کوتاه روی بستر همراه اول و مخابرات برقرار شد؛ بدون فیلترینگ. سایتها و شبکههای اجتماعی بدون ابزار تغییر IP در دسترس بودند. همین اتفاق، شایعهای را تقویت کرد: اینکه مشکل اصلی، نه امنیت، بلکه از کار افتادن سامانههای فیلترینگ است.
فرید البته این فرضیه را با احتیاط بررسی میکند. او میگوید: شواهد نشان میدهد فیلترینگ در ایران یک سیستم متمرکز واحد نیست و رفتار متفاوت اپراتورها نیز این موضوع را تأیید میکند. به گفته او، شاید اتصال و قطعهای تکهتکه، نوعی آزمون و خطا برای بازیابی کنترل شبکه باشد. اخبار ضد و نقیض منتشر شده در فضای مجازی نیز شایعات را دامن زده است، یکی از رسانهها اعلام کرده است که مجوز اتصال اینترنت به شبکه عمومی از دبیرخانه شعام صادر شده است و با این خبر توپ را به زمین وزارت ارتباطات انداخته است؛ اما سوال اینجاست که اگر برقراری اتصالات تا این میزان زمانبر بوده است، چرا چارهاندیشی نشده که مردم همچنان بلاتکیلف نباشد یا چرا زمان دقیقی برای روشن شدن چراغ اینترنت مشخص نمیشود؟
پولهایی که دود شد
قطع اینترنت، فقط به کسبوکارها آسیب نزد؛ بلکه مستقیماً جیب کاربران عادی را نشانه رفت. میلیونها نفر با اعتماد به پایداری شبکه، اشتراکهای ماهانه و سالانه پلتفرمهای مختلف را خریده بودند؛ از سرویسهای حملونقل و خرید آنلاین گرفته تا موسیقی و فیلم.
کارشناسان میگویند تا ۲۱ دیماه، درخواست سرویسهای آنلاین تا ۸۰ درصد کاهش یافته است. از سوی دیگر کاربری که برای تخفیف یا ارسال رایگان، اشتراک سالانه خریده، حالا نه امکان استفاده دارد و نه امیدی به جبران خسارت. بحرانیترین بخش، مربوط به اشتراکهایی بود که وابستگی مستقیم به اینترنت جهانی داشتند؛ از VPNها گرفته تا اسپاتیفای و پلتفرمهای خارجی فیلم و سریال. با قطع کامل دسترسی به IPهای خارجی، این اشتراکها عملاً به «صفر» تبدیل شدند.
خلأ قانونی برای جبران خسارت کاربران
بر اساس برآوردها، هر روز قطعی اینترنت رقمی بین ۲ تا ۳ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم به اقتصاد وارد کرده است؛ عددی که در مجموع از ۴۰ هزار میلیارد تومان فراتر رفته است. با این حال، خلأ قانونی برای جبران خسارت کاربر نهایی همچنان پابرجاست.
رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، میگوید که بسیاری از پلتفرمها خود قربانی اختلال زیرساختی بودهاند و عملاً کاری از دستشان برنمیآمده است. انجمن تجارت الکترونیک نیز اعلام کرده هنوز برنامه مشخصی برای تعیین تکلیف اشتراکهای از دسترفته کاربران تدوین نشده؛ چراکه حتی برگزاری جلسات داخلی هم به دلیل اختلال ارتباطی دشوار بوده است.
بازار سیاه؛ برنده خاموشی
در سوی دیگر ماجرا، بازار زیرزمینی اینترنت با سرعتی خیرهکننده رونق گرفت. کانفیگهای اختصاصی VPN با قیمتهایی تا ۱۵ میلیون تومان معامله شدند. سیمکارتهای کشورهای همسایه که زمانی بیارزش بودند، حالا تا ۳۰ میلیون تومان قیمت خوردهاند. تجهیزات قاچاق استارلینک نیز به کالایی لوکس بدل شده؛ با ریسکهای امنیتی و کلاهبرداری فراوان.
خروجی این وضعیت، چیزی جز طبقهبندی خشن جامعه بر اساس «دسترسی به اطلاعات» نیست: اقلیتی برخوردار از اینترنت سفید، گروهی متمول با توان خرید ابزارهای دور زدن محدودیت، و اکثریتی محروم که از چرخه آموزش، تجارت و ارتباطات جهانی حذف شدهاند. شاید اگر یک پژوهش آماری از سخنان رئیسجمهور انجام شود، یکی از کلمات پرتکرار سهم واژه عدالت شود؛ اما عدالت چه زمانی اجرا میشود وقتی مجری عادل نیست؟
امنیت یا ضد امنیت؟ پرسش بیپاسخ
پارادوکس تلخ ماجرا اینجاست که سیاستهای محدودکننده با هدف ارتقای امنیت، خود به تهدیدی برای امنیت ملی بدل شدهاند. استفاده اجباری از ابزارهای ناشناس، راه نفوذ بدافزارها و جاسوسی را هموار کرده و خروج سرمایه از کشور را شدت بخشیده است. نمودارهای بینالمللی پایش اینترنت، از جمله نتبلاکس، وقوع یک خاموشی سیستماتیک بیسابقه را تأیید میکنند؛ خاموشیای که بیش از ۴۰۰ ساعت به طول انجامیده و تنها بهصورت پلکانی و ناپایدار کاهش یافته است.
اکنون پرسش حیاتی این است: آیا اینترنت به حالت عادی بازمیگردد؟ یا باید به الگوی جدیدی از دسترسی گزینشی و نابرابر عادت کرد؟ وعدهها ادامه دارد، اما تجربه ۱۷ روز گذشته نشان داده که اعتماد عمومی بهشدت آسیب دیده است. در شرایطی که امنیت برقرار است، تداوم قطع اینترنت نهتنها توجیهپذیر نیست، بلکه آسیبهای روانی و اقتصادی بیشتری به جامعه تحمیل میکند. شاید زمان آن رسیده باشد که بهجای پاککردن صورت مسئله، به ریشه نارضایتیها پرداخته شود؛ چراکه خاموشی دیجیتال، پیش از آنکه یک تصمیم فنی باشد، آینهای است از شکاف عمیق میان سیاستگذاری و زندگی واقعی مردم.
طهمورث گیلانی - توسعه ایرانی