با گرانشدن افسارگسیخته مواد اولیه ازجمله روغن، برنج، گوشت، مرغ و... رستوران گردی از زندگی اکثر خانوادههای ایرانی حذف شده است.

دیدارنیوز: چندسال پیش بود که یکجمله تلخ درمیان مردم خصوصا قشر جوان دهانبهدهان شد: «این روزها در ایران جز کافه و رستورانگردی دیگر تفریحی وجود ندارد!» مردم آن زمان نمیدانستند که با گذشت تنها چندسال این دو گزینه نیز کمکم به لیست بلندبالای آرزوهای محالشان اضافه خواهد شد.
قشر رستورانداران، کافهداران و بهطور کلی صنایع غذایی نیز این روزها به مانند دیگر اقشار جامعه حالواوضاع خوبی ندارند. با گرانشدن افسارگسیخته مواداولیه ازجمله روغن، برنج، گوشت، مرغ، تخم مرغ و … لیست پایان مشخصی ندارد! آنها چارهای جز بالابردن قیمتها ندارند و ازسمت دیگر رستورانگردی و کافهگردی تا همینجا نیز از گزینههای اکثر خانوادههای ایرانی حذف شده است. افرادی که قبلا دستکم آخر هفتههای خود را در رستورانها میگذراندند تحتتاثیر شرایط اقتصادی کنونی تا ماهها رنگ رستوران و کافه را نمیبینند.
وحشت نگاهکردن به منو
تفاوتی ندارد به رستورانی مراجعه و منو را بررسی کنید یا تصمیم بگیرید غذا را بهصورت آنلاین سفارش دهید بلکه آنچه میبینید در هر حال باعث وحشت میشود. در منوی رستورانهای مرکز شهر قیمت خورشتقیمه ۲۴۵هزارتومان، قورمهسبزی ۲۸۰هزارتومان، فسنجان بسته به اینکه با مرغ یا گوشت آماده شده باشد از ۳۴۰تا۴۰۰هزارتومان بهفروش رسیده و درنظر بگیرید که تمام این قیمتها بدون برنج است! قیمت یکپرس برنج بسته به اینکه ایرانی باشد یا خارجی در سطح شهر از ۱۰۰تا۲۵۰هزارتومان به فروش میرسد. با درنظرگرفتن قیمت متوسط ۱۵۰هزارتومان برای یکپرس برنج قیمت چلو و خورشت قیمه به ۳۹۵هزارتومان، چلو خورشت قورمه سبزی به ۴۳۰هزارتومان و چلو و خورشت فسنجان به ۵۵۰هزارتومان میرسد!
باوجود قیمتهای نجومی انواع خورشت موردی که بیشتر از همه آدم را شگفت زده میکند نرخ باورنکردنی غذاهای سادهای است که قبلا جزو مناسبترین و اقتصادیترین گزینههابرای افراد بودند. در رستورانهای مرکز شهر قیمت زرشک پلو بدون مرغ ۲۳۰هزارتومان، باقالاپلو ۲۴۰هزارتومان، لوبیاپلو ۳۵۰هزارتومان و از همه باورنکردنیتر عدسپلو با قیمت ۳۸۰هزارتومان و دمیگوجه با قیمت ۳۵۰هزارتومان است! پیشازاین عدسی حتی بهعنوان غذا هم به رسمیت شناخته نمیشد، اما با دیدن رقم ۲۰۰هزارتومان کنار اسمش باید در این موضوع تجدیدنظر کرد.
کباب و جوجه، ۲ رویای محال
کبابوجوجه بهعنوان دوانتخاب محبوب ایرانیها برای رستورانگردی اینروزها درحال تبدیل شدن به یکانتخاب محال هستند. براساس گزارشهای میدانی جهانصنعت، قیمت یکپرس جوجهکباب در رستورانهای مرکز شهر حدود ۵۰۰هزارتومان است! کباب تابهای که پیشتر از آن بهعنوان یک غذای ساده یاد میشد نرخی حدود ۵۲۰هزارتومان دارد و چلو کوبیده نیز با توجه به اینکه در کجای شهر فروخته میشود بهطور متوسط نرخی در حدود ۳۰۰تا۶۰۰هزارتومان دارد.
وضعیت فست فودها اگر از غذاهای ایرانی بدتر نباشد بهتر نیست. پیتزایی که تا چندروز گذشته قیمتی حدود ۳۰۰تا۴۰۰هزارتومان داشت این روزها با کمتر از ۵۰۰هزارتومان به فروش نمیرسد. ساندویچ کالباس و هاتداگ با قیمتی حدود ۲۰۰تا۳۰۰هزارتومان به فروش میرسند و ساندویچ فلافل که بهعنوان یکی از ارزانترین غذاهای ایرانی شناخته میشد بهطور متوسط از ۱۰۰تا۱۵۰هزارتومان قیمت دارد!
گرانی یکشبه مواد اولیه
دلیل این موضوع مانند روز روشن است: با تکنرخیشدن ارز قیمت مواد اولیه در یکشبانهروز چندبرابر شد. مطابق گزارشهای سازمانهای بینالمللی قیمت برنج در فرآیند تجارت جهانی طی یکسال اخیر حدود ۳۰درصد کاهش داشته، اما برخلاف این کاهش قیمت جهانی برنج در ایران باوجود نرخ ارز ترجیحی و ثابت برای واردات برنج به قیمت ۲۸هزارو۵۰۰تومان قیمت برنجهای وارداتی در هفتماهنخست امسال حدود ۵۰درصد نسبت به هفتماهنخست سال قبل افزایش یافته است.
درکنار برنج افزایش اعجاب انگیز نرخ روغن از دیگر دلایل افزایش قیمت خوراک و غذا بوده است. براساس گزارشهای میدانی روغن مایع آفتابگردان ۶۷۵گرم ۱۸۴هزارتومان، ۲۲۵۰گرمی ۵۹۸هزارو۱۰۰تومان، روغن مایع مخلوط ۶۷۵گرم ۱۸۲هزارتومان و ۴۵۰۰گرم یکمیلیونو۱۸۲هزارو۱۰۰تومان، روغن مایع سرخکردنی معمولی ۶۷۵گرم ۱۸۲هزارو۱۰۰تومان و ۲۷۰۰گرم ۷۲۶هزارو۴۰۰تومان، روغن مایع سرخکردنی معمولی ۴۵۰۰گرم یکمیلیونو۲۳۸هزارو۴۰۰تومان و روغن مخصوص سرخکردنی ویژه کمجذب ۸۱۰گرم با قیمت ۲۳۰هزارو۱۰۰تومان و روغن با وزن ۴۵۰۰گرم یکمیلیونو۲۶۶هزارو۴۰۰تومان در سطح شهر به فروش میرسد.
با افزایش هزینههای تولید بعد از آزادسازی نرخ ارز سقف قیمت تعیینشده مرغ برای مصرفکننده ۲۷۰تا۲۸۰هزارتومان بوده هرچند این ارقام با واقعیت بازار تفاوت عمده دارد. با حذف ارز ترجیحی و افزایش هزینههای تولید قیمت دام و به طبع گوشت قرمز تولید داخل هم تحت تاثیر قرار گرفته بهطوری که لاشه گوسفند داخل به یکمیلیونو۱۰۰هزارتومان و گوساله داخل یکمیلیونو۲۰۰هزارتومان رسیده است.
امنیت شغلی میلیونها نفر در خطر!
نکته قابل توجه در این میان این است که این نرخهای نجومی نهتنها سودی برای رستورانها ندارد بلکه امنیت شغلیشان را با خطر جدی مواجه میکند. کارگری که در ماه بهطور متوسط ۱۵میلیونتومان حقوق میگیرد چطور میتواند برای یکوعده غذایی خانواده چهارنفرهاش دستکم ۲میلیونتومان هزینه کند؟! براساس آمارهاو گزارشهای رسمی تا همینجایکار هم مراجعه به رستورانها نسبت به چندسال گذشته افت محسوسی داشته و رستورانگردی عملا از گزینههای خانوار حذف شده است. مشخص است که با افزایش چشمگیر قیمتها باید منتظر موج تعطیلی رستورانها و بیکاری گسترده شاغلان این صنف باشیم.
خطر تعطیلی بیخ گوش رستورانها!
یکرستوراندار در پاسخ به سوال «جهانصنعت» درباره چالشهای بهوجودآمده پساز گرانی مواد اولیه گفت: اگر تعداد مشتریهارا با چندسال گذشته مقایسه کنیم با کاهش بیشتر از ۵۰درصدی مواجه میشویم. این چندسالی که صحبتش را میکنم ۱۰یا۲۰سال گذشته نبوده بلکه مربوط به همین دو، سهسال است! در دهه۹۰ اکثر خانوارهای ایرانی این امکان را داشتند که دستکم دوسهبار درماه شبی را در یکی از رستورانهای خوب شهر بگذارنند، اما حالا چه؟! وی ادامه داد: افزایش هزینهها در اینمدت سرسام آور بوده است. به سختی از پس مخارجمان برمیاییم و عملا داریم از جیب میخوریم! حملونقل و اجارهبها تبدیل به کابوس شده است. تا پیشازاین میتوانستیم هرچندنفر کارگر را که برای کسبوکار نیاز است استخدام کنیم، رستورانداری رونق داشت و میتوانستیم از پس هزینه نیروی کار بربیاییم، اما درحالحاضر به شخصه مجبور شدم در مجموعه چندیننفر را مرخص کنم. پرداخت اجارهبها نیز عملا غیرممکن است و تمام فعالان این حوزه مکانی از خودشان دارند یا تمام سود خود را خرج اجارهبها میکنند. اگر سری به محل رستورانها و غذاخوریهای قدیمی شهر بزنیم عملا میبینیم که بسیاری از آنها به دلیل اینکه نمیتوانستند ازپس هزینه اجارهبها بربیایند تعطیل کردند. وی افزود: هنوز هم مشخص نیست که کالابرگ تا چهاندازه در کمک به مردم برای رفع هزینهها موثر خواهد بود، اما سوال من این است که آیا دولت فکری بهحال کاسبینی، چون ما هم کرده است؛ کاسبانی که یکشب خوابیدند و صبح روز بعد قیمت مواداولیه کارشان چندبرابر شد؟ اگر هرچه زودتر فکری به حال این وضعیت نشود باید منتظر تعطیلی دستهای رستورانها باشیم.