قطعی اینترنت در ایران علاوه بر مشکلات بسیاری که برای مردم به وجود آورده، به خشم و اضطراب عمومی و بیاعتمادی گسترده دامن زده است.

دیدارنیوز: ۱۷ روز از آغاز اعتراضات سراسری در کشور گذشته است؛ اعتراضی که از اعتصاب بازاریان آغاز و بعد به کوچه و خیابان کشیده شد. این گزارش در روزی نوشته شده که هفت روز از قطعی سراسری اینترنت بینالملل میگذرد. راههای ارتباطی در پیام رسانهای خارجی به کل مسدود است. به گواه شهروندان، حتی پیامرسانهای داخلی نیز در اغلب ساعات روز با مشکلات جدی و قطعیهای مکرر همراه هستند. حتی امکان ارسال پیامک وجود ندارد و تنها راه ارتباطی ممکن تماس تلفنی است؛ آنهم تا حوالی غروب یا حداکثر ساعت ۱۹ تا ۲۰ شب. قطعی گسترده اینترنت این بار حتی دامن رسانهها را هم گرفته است.
کلاسهای تقولق
از آغاز هفته، یعنی ۲۰ دیماه، مدارس تعطیل است. امتحانات دانشآموزان عقب افتاده است. تا کی؟ تا «اطلاع ثانوی». عبارت آشنایی که این مدت دانشآموزان بسیار شنیدهاند. اما این بار ماجرا فرق میکند. با قطعی اینترنت، اطلاعرسانی بهطور کامل مختل شده و این بار دانشآموزان و خانوادههایشان در بلاتکلیفی عمیقتری به سر میبرند. «ونداد غلامی»، دانشآموز پایه نهم میگوید: «چند هفته است شبانهروز درس میخواندم و دوباره امتحانات عقب افتاد. هم خوشحالم و هم ناراحت؛ حس عجیبی که همه دوستانم هم دارند. البته ترجیح میدادیم امتحانات برگزار میشد و خلاص میشدیم». ونداد هنوز ۱۵ سالش تمام نشده، اما میگوید به این وضعیت عادت کرده است: «من هم کرونا را دیدم که دو سال خانهنشینمان کرد و مدرسه نرفتیم، هم اتفاقات ۱۴۰۱ را بهخوبی به یاد دارم که وضعیت تا حدودی مثل این روزها بود و هم جنگ اسرائیل را. دیگر از چه چیزی باید بترسم؟ همیشه همین بوده است». این در حالی است که در سالهای اخیر، بارها کارشناسان و متخصصان حوزه آموزش و پرورش نسبت به افت تحصیلی جدی دانشآموزان هشدار دادهاند؛ از میانگین معدلهای تکرقمی تا ضعف ساختار آموزشی و زیرساختهای نامناسب برای آموزش آنلاین.
حالا هم برخی از مدارس در تماس تلفنی با خانوادهها اعلام کردهاند کلاسهای درس در بستر شبکه شاد برقرار است. واقعیت، اما متفاوت با چیزی است که آموزش و پرورش یا مدارس میگویند. اختلال جدی در اتصال شبکه شاد و همچنین اطلاعرسانی ضعیف موجب شده عملا کلاسهای درس بهطور کامل تعطیل شود. «بهاره»، معلم مقطع ابتدایی، در گفتوگو با «شرق» میگوید در روزهای گذشته فقط پنج دانشآموز در کلاس مجازیاش در بستر شاد اعلام حضور کردهاند و از باقی شاگردانش بیاطلاع بوده است. دلیلش هم واضح است؛ هم شاد بهراحتی و در تمام مناطق باز نمیشود و هم در بسیاری از مواقع اساسا دانشآموزان از تصمیم مدیر و معلمان خود برای برپایی کلاس بی خبرند. برای همین بهاره تصمیم گرفته است در صورت ادامه وضعیت در روزهای آینده، حتی اگر یک دانشآموز هم در کلاس آنلاین حاضر نشود، کلاس را برگزار نکند: «نمیخواهم حقی از دانشآموزانم ضایع شود. از طرفی نمیشود یک درس را چند بار و برای چند گروه درس داد و تکرار کرد. نه زمان آن را دارم و نه توانش را. روز اول فقط پنج دانشآموز توانستند وارد کلاس شوند و باقی تماس میگرفتند که شاد اجازه ورود به کلاس نمیدهد. احتمالا به دلیل سرعت پایین اینترنت ملی این اتفاق میافتاد. زنگ اول را با پنج دانشآموز تشکیل دادم و زنگ دوم را تعطیل کردم».
این وضعیت گریبان خانوادهها را هم گرفته است. برخی والدین از وضعیت اطلاعرسانی این روزهای مدارس و همچنین آموزش و پرورش گلایه جدی دارند. «زهرا» مادر یک دانشآموز کلاس نهمی است که تا شب جمعه از اینکه امتحان دخترش لغو شده بیخبر بوده است: «خودم و دخترم بهشدت کلافهایم. این بچه چند روز درس خواند و در نهایت جمعهشب در زیرنویس شبکه خبر دیدم که نوشته بود امتحانات دانشآموزان تا پایان هفته لغو شده است. خیلی اتفاقی تلویزیون روشن بود و متوجه این موضوع شدم. اطلاعرسانی هم بسیار گنگ و مبهم بود. این در حالی است که بیاهمیتترین خبرها هم بارها در صداوسیما تکرار میشود، اما موضوعی به این مهمی که خانوادههای بسیار زیادی را درگیر کرده است، اینطور در حاشیه و شلخته اطلاعرسانی میشود». با تمام این اوصاف، والدین میگویند فعلا هیچ چیزی مهمتر از جان فرزندشان نیست. آنها هم ترجیح میدهند فعلا مدارس تعطیل باشد. میگویند عطای آموزش مجازی را هم به دلیل دردسرهای بسیار و تقولقی مداوم، فعلا به لقایش بخشیدهاند.
این در شرایطی است که ۲۲ دیماه علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش، تأکید کرد که آموزش را تعطیل نکردهاند و به صورت غیرحضوری انجام میشود: «ساعت هشت تا ۱۱ مقطع ابتدایی و ساعت ۱۱ به بعد سایر دانشآموزان میتوانند از اپلیکیشن شاد استفاده کنند». او همچنین اعلام کرد امتحانات داخلی مادامی که آموزش غیرحضوری باشد، لغو است و به محض فراهمبودن شرایط، زمان برگزاری آن از طریق مدارس اطلاعرسانی میشود.
گذر از وضعیت بقا
قطعی اینترنت علاوه بر مشکلات بسیاری که برای مردم به وجود آورده، به خشم و اضطراب عمومی و بیاعتمادی گسترده دامن زده است. امیرحسین جلالیندوشن، روانپزشک اجتماعی، در این زمینه میگوید: «چیزی که از منظر روانشناختی باید به آن توجه کرد، این است که یک واقعه واحد در موقعیتهای مختلف حتی اگر زمینه به نظر مشابهی داشته باشد، الزاما نمیتواند پیامدهای یکسانی داشته باشد. مثلا این فرض که اگر ناامنی یا مشکل امنیتی وجود دارد، با مدیریت فضای مجازی از طریق قطعی اینترنت یا محدودیت جدی در دسترسی به اینترنت میتوان وضعیت را حل کرد، تصوری کاملا نادرست است». به گفته او، فضای اجتماعی و فضای روانشناختی جامعه متفاوت از چند سال پیش است و موقعیتهایی که اتکای زیادی به هیجانات دارند، باید مورد به مورد آنها را فهمید و براساس درک و فهمی که ایجاد میکند، باید اقدام لازم را انجام داد.
او معتقد است به نظر میرسد در مدیریت مسئله صرفا دیدگاههای امنیتی در نظر گرفته میشود: «درحالیکه در سایر کشورها برای طراحی روشهای مواجهه با تهدیدهای امنیتی به صورت جدی عوامل روانشناختی، انسانشناختی و فرهنگی در نظر گرفته میشود». او توضیح میدهد: در شرایطی خاص، ممکن است با محدودسازی بتوان موقعیت را مدیریت کرد، اما در وضعیتی دیگر، به این دلیل که انسداد عامل ایجاد خشم است، میتواند به خشمی که منجر به موقعیت بیرونی شده است، دامن بزند. برای همین همه چیز دچار یک موقعیت دوقطبی و انسداد گفتوگو است. جلالیندوشن میگوید در کنار این انسداد، احساس محرومیت، تبعیض و ناتوانی در ابراز وجود شهروندان، وضعیت را مخدوشتر کرده است: «امروزه شهروندی بهصورت جدی با فضای مجازی گره خورده است. برای داشتن حداقلی از تماس با دنیای بیرون، نشاندادن انتخابهای شخصی و... این موضوع ضروری است. در نتیجه، این راهحل حتی اگر در کوتاهمدت پیامدهای امنیتی ایجاد کند، نتیجه مخرب بلندمدتتری ایجاد میکند و وضعیت بیرونی را تشدید میکند».
به گفته او، بحران نشانههایی دارد: «مثلا وقتی فردی بیمار میشود، تب میکند یا قوای جسمانیاش ضعیف میشود. در وضعیت اجتماعی ایران، به نظر میرسد از این مرحله گذر کردهایم. پیامدها و نشانهها در این زمینه به صورت مزمن درآمده است. نشانه بحران که باید به آن نگاه جدی داشت، این است که فعالیتهای اجتماعی دچار تعطیلی و تعویق شده است؛ بدون اینکه در این باره هیچگونه توضیحی داده شود، هیچگونه چشماندازی ارائه شود و بدون اینکه بهطور مشخص همدلی و تلاش برای جبران آنچه جامعه متحمل شود، دیده شود».
این روانپزشک ادامه میدهد: «فرض کنید تعدادی از افراد ناراضی هستند یا دشمن خارجی در پی توطئهای است؛ اگر حتی حکمرانان با نگاه تنبیهی هم به این موضوع نگاه کنند، این امر توجیهپذیر نیست. در وضعیتی که مردم به کار روزانه نیاز دارند تا اجاره خانه یا قسط آخر ماه خود را بپردازند، این وضعیت عجیب است و نشانه یک بحران جدی». او معتقد است جامعه در عرصههای مختلف نشان داده دغدغه ملی دارد. مردمی که در این حد از محدودیت زندگی میکنند، جنگ را تجربه کردهاند، شوکهای ارزی و تورمی را پشت سر گذاشتهاند، با وجود رنگباختن آرزوهایشان همچنان کارکردهای روزانهشان را انجام میدهند و به هر نحوی به ساخت جامعه و اهداف آن کمک میکنند، مستحق همدلی هستند: «اما متأسفانه در گفتار عمومی بههیچوجه شاهد این همدلی و گفتوگو نیستیم. حتی رسانههای رسمی امکان تولید این گفتار را در وضعیت فعلی ندارند».
او تأکید میکند سیستم حکمرانی نیازمند صداهایی است که توضیح دهند چه اتفاقی در حال رخدادن است: «جامعه بدون چشمانداز نمیتواند دوام زیادی بیاورد. نباید در هر عرصهای شاهد تکرار وضعیتهای ناآرامی باشیم و به دنبال آن استراتژیهای کلیشهای را ببینیم. در منطق روانشناختی اسم این وضعیت تکرار است؛ یعنی چیزی درک نمیشود». جلالیندوشن همچنین توضیح میدهد بخشی از مایملک سیستم اعتماد عمومی است و مؤلفه مهم امنیت ملی، مشروعیت و اعتماد به رفتارها و باورها و برنامههای سیستم است: «اگر اینها از دست برود، امینت کشور همیشه لرزان خواهد بود. بدون تابآوری در جامعه و اعتماد متقابل و گذر از وضعیت بقا، جامعه همواره در معرض تهدید است».
اینترنت؛ شاخص مهم دادوستد
قطعی اینترنت وجوه مختلفی دارد؛ از بیخبری کسانی که عزیزانی در خارج از کشور دارند تا مشروعیتزدایی از رسانههای داخلی و ناخواسته سوقدادن مردم به سمت رسانههای خارج از کشور. اما در کنار اینها، آسیب عمده و اساسی به کسبوکارها درخور توجه است. احسان زرینبخش، فعال حوزه فناوری اطلاعات و عضو هیئتمدیره سازمان نظام صنفی رایانهای استان تهران، در اینباره میگوید: «بخش عمدهای از کسبوکارها در مبنای اینترنت فعالیت میکنند؛ بنابراین در این روزها، یا تعطیل کردهاند یا ساعت کاریشان را کمتر کردهاند. یکی از اصلیترین معضلاتی که داریم، این است که دسترسی به اینترنت ملی با اختلال زیادی روبهروست. حتی گرفتن اسنپ و تپسی برای آمدن و رفتن کارمندان، فارغ از از قیمت آن، زجرآور شده است». او به موضوع رمزهای یکبارمصرف برای احراز هویت برای ورود به سامانههای مختلف هم اشاره میکند: «این مسئله هم با اختلال شدید مواجه است؛ یا رمز یکبارمصرف نمیرسد یا وقتی میرسد که زمان مصرف آن گذشته است. بحث دیگر موضوعی روانی است؛ وقتی شرکتها فعالیتی نداشته باشند، حتی با اینترنت ملی نتوانند کار کنند، جریان ورودی درآمدشان قطع میشود. فراموش نکنیم که دو هفته پیش دلار به بالاتر از ۱۴۰ هزار تومان رسید و تمامی هزینههای ثابت و متغیر افزایش یافت. در این وضعیت، درآمدی نیست، اما هزینه شرکتها ثابت میماند. این فضای پرابهام درباره آینده، وضعیت روانی و اقتصادی ناآرامی برای افراد ایجاد میکند». زرینبخش اشاره میکند دو ماه تا پایان سال بیشتر نمانده است، خیلی از شرکتها بخش عمدهای از مطالباتشان را در این بازه زمانی وصول میکنند یا خودشان را آماده میکنند برای اینکه بتوانند تا آخر فروردین حقوق پرداخت کنند: «همین حالا عیدی، سنوات و ارزاق ماه رمضان را در پیش داریم، اما چشمانداز خوبی در پیش نیست».