
احمدرضا روح الله زاد، یادداشتی درباره غزه و جنگ ویرانگر میان حماس و رژیم صهیونیستی نوشته که در ادامه این مطلب را در دیدارنیوز میخوانید.
دیدارنیوز _ احمدرضا روح الله زاد*: جنگ غزه به یکسالگی خود نزدیک میشود. وقتی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ مقاومت فلسطینی عملیات طوفان الاقصی را انجام داد، تمامیت هستی رژیم صهیونیستی به لرزه درآمد. چرا که این رژیم با توجه به مجموعهای از اقدامات و ابزار و طرحهایی که پس از خروج از غزه در سال ۲۰۰۵ برای کاهش تهدیدات از سوی این منطقه انجام داده بود، انتظار نداشت مقاومت فلسطینی طی یک عملیات غافلگیرانه همه سازوکار تعریف شده رژیم در ارتباط با این باریکه محصور را به چالش بکشد.
۱- محاصره زمینی، زیر زمینی، هوایی، دریایی، با همراهی دولت مصر
۲- استقرار دیوارهای حائل هوشمند در مرز با غزه. دیوارهایی که ۳۰ الی ۴۰ متر در عمق زمین نیز تعبیه شده بود
۳- کنترل هوایی منطقه از طریق پهپادها، ماهواره و بالنهای جاسوسی
۴- استقرار یک لشکر کارآزموده در اطراف غزه برای کنترل مرزها مشهور به لشکر غزه
۵- وجود دستکم ۱۰ هزار جاسوس رژیم در باریکه ۳۶۲ کیلومتری غزه
۶- همکاری اطلاعاتی برخی کشورهای مختلف منطقهای و فرامنطقهای با رژیم صهیونیستی
این رژیم هرگز انتظار عملیاتی با این سطح را از سوی مقاومت فلسطینی در غزه نداشت.
۱- نفوذ زمینی رزمندگان مقاومت حدودا تا عمق ۳۰ کیلومتری در اراضی اشغالی
۲- سقوط نظامی و امنیتی ۲۲ شهر و شهرک صهیونیستی ظرف تنها کمتر از ۶ ساعت
۳- کشته شدن بیش از ۱۲۰۰ صهیونیست
۴- اسارت حدود ۳۵۰ صهیونیست
۵- شکست کامل اطلاعاتی رژیم و غافلگیر شدن آن
۶- پس از شروع جنگ زمینی، وجود حداقل ۵۰۰ کیلومتر تونل در زیر غزه نشان از برتری اطلاعاتی مقاومت دارد؛ لذا از همان آغاز رژیم صهیونیستی مبهوت و سردرگم و ناامید بود. وحشت نه تنها در میان جامعه صهیونیستی بلکه حتی در میان رهبران سیاسی و نظامی رژیم فراگیر شده بود. سفرهای پی در پی رهبران غربی به اراضی اشغالی و اعلام حمایت از اسرائیل شاخص مهمی در این ارتباط محسوب میشود.
غرب ضمن تعریف و ارسال تسلیحات پیشرفته (فقط دولت امریکا بیش از ۵۰ هزار تن بمب) به اراضی اشغالی ارسال کرده است که طبق گزارشی اسرائیل طی کمتر از یکسال حدود ۸۰ هزار تن بمب بر روی غزه ریخته است که با توجه به جمعیت دو میلیون چهارصد هزار نفری غزه یعنی سهم هر نفر از اهالی غزه ۳۶ کیلوگرم بمب بوده است! همچنین منابع مالی دهها میلیاردی را نیز برای کمک به ادامه حیات رژیم صهیونیستی اختصاص داد. فرماندهی میدانی را نظامیان امریکایی بر عهده گرفتند. گفته میشود حدود ۱۰ هزار نظامی غیر اسرائیلی از کشورهای مختلف در جنگ علیه غزه مشارکت دارند. برخی از این نظامیان با ملیتهای مختلف توسط مقاومت در غزه کشته شده اند.
سوال؛ چرا غرب علی رغم اینکه خود با چالشهای مختلفی مانند جنگ اوکراین، بحرانهای اقتصادی و ... روبرو است، به کمک یک رژیم پادگانی با جنگ افزارهای پیشرفته در مقابل یک گروه کوچک مسلح آمده است که طبق برآوردها از حداقل تسلیحات و نیروها برخوردار است؟
واقعیت آن است که جریان سلطه غرب به این نتیجه رسیده است که سقوط اسرائیل به معنی پایان نظام کنونی حاکم بر جهان است. نظامی که این جریان با تحمیل ۲ جنگ بر جهان، شکل داده است و طبق تاکید برخی رهبران غرب، کنترل غرب آسیا از طریق یک رژیم پادگانی یهودی، اساس استمرار بقای این نظم بین المللی است. این همان معنایی است که در ادبیات جو بایدن در زمان سناتوری اش و پس از ریاست جمهوری در اینکه اگر اسرائیل وجود نداشت ما باید آن را ایجاد میکردیم، باید به آن توجه کرد. یا همان نکتهای است که لوید جورج نخست وزیر وقت بریتانیا (۱۸۶۳ م الی ۱۹۴۵ م) بیان کرده است که وجود یک پادگان مستعمره یهودی نشین در فلسطین برای منافع بریتانیا حیاتی است.
غرب میداند غرب آسیا در طول تاریخ یک نقطه کانونی در تعاملات قدرت بوده است و اگر این منطقه از کنترل آن خارج شود، نقطه ثقل قدرت جهانی با توجه به همه ویژگیهای ژئوپلیتیکی اش مانند، خطوط مواصلاتی بین المللی، ذخایر عظیم نفت و گاز و نیز وجود یک ایدئولوژی عدالت محور با محوریت شیعه، به غرب آسیا منتقل میشود و این مسئله با رویکرد اصالت سود و سرمایه داری وحشی غرب در تضاد کامل است و غرب (جریان ثروت و قدرت غربی) خود را در معرض خطر وجودی میبیند؛ لذا با تمام توان به میدان آمده است تا اسرائیل، نه اینکه شکست نخورد که شکست خورده است، بلکه آمده تا اسرائیل از معادله منطقه حذف نشود.
بر این اساس باید گفت ضربه طوفان الاقصی نه تنها ضربه بر تمامیت وجودی اسرائیل بوده است بلکه ضربهای به هستی غرب وحشی که لباس تمدن بر تند کرده است، بوده و به همین جهت غرب با همه توان به حمایت از اسرائیل برخاسته است.
*دبیر سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین