اقدامی علیه ایران یا پیام اروپا به شرق؟
قطعنامه مشترک آلمان، انگلیس، ایسلند، مقدونیه شمالی و جمهوری مولداوی علیه ایران را باید بخشی از معماری جدید مهار غیرسخت ایران دانست؛ معماریای که در آن حقوق بشر از یک ارزش جهانشمول، به ابزاری برای تنظیم رفتار بازیگران ناهمسو تبدیل شده است.
یادداشتی از داود حشمتی
داود حشمتی، روزنامهنگار در یادداشتی با عنوان «فیلترطلبی با کدام منطق؟» به یادداشت روزنامه همشهری طعنه زد و در شرق نوشت: دهههاست که جوامع بشری به این نتیجه رسیدند که راهحل بحرانها این است که مسئله امنیتی را سیاسی کنند و در نهادهای سیاسی درمورد آن مسئله تصمیم بگیرند. این نهادهای سیاسی هم با تغییر دولتها امکانی چابک برای تغییر سیاستهای مبتنی بر خواست اکثریت مردم را داشته باشد. اما نگاه عدهای که موضوعات را بهجای سیاسی، امنیتی میخواهند، اتفاقا عدم تغییر است. چرا؟ چون میخواهند خودشان با اتصال به منابع قدرت همچنان از مواهب آن بهرهمند باشند و وضعیت را برای خودشان ثابت نگه دارند.
یادداشتی به قلم محمد منصورنژاد
در پی اعتراضات گسترده مردمی و خشونتهای خیابانی در ایران، محمدمنصورنژاد، استاد دانشگاه یادداشتی برای دیدارنیوز نوشته که در ادامه میخوانید.
یادداشتی از کامبیز نوروزی
کامبیز نوروزی، حقوقدان در شرق نوشت: در ایران هرگاه اعتراضاتی در سطح جامعه مطرح شده است، دولت و مجلس به فکر تدوین مقرراتی برای اعتراضات افتادهاند. با مطالعه این متون درمییابیم که اصولا تمایلی به قبول و اجرای حق اعتراض نیست و چنان شرایطی برای اجرای این حق اساسی ایجاد میشود که عملا ناممکن میشود. در تمام ۴۷ سال گذشته سابقه نداشته است که مراجع قانونی اجازه برگزاری اجتماعات داده باشند؛ اگر هم بوده، بسیار نادر و استثنائی و تحت سختگیرانهترین شرایط بوده است.
یادداشتی از احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی در یادداشت خود درباره توقیف روزنامه هممیهن نوشت: معمولا پس از بروز هر ناآرامی اجتماعی و خاموش کردن آن، تندروترین نیروهای موجود در حکومت، در معادلۀ سیاسی کشور دست بالا را پیدا میکنند و برای بستن هر روزنهای در فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور و شدیدترین برخورد با هر نوع نگاه و نظر متفاوت با خود، همۀ نهادهای دیگر حتی قوۀ قضائیه را تحت شدیدترین فشارها قرار میدهند.
یادداشتی از فاطمه زهرا جامی
فاطمه زهرا جامی، در یادداشتی در باره قطع اینترنت کشور توسط مسوولان داخلی نوشت: سوال اینجاست، پس تکلیف امنیت روانی ما چه میشود؟ آیا امنیت روانی جامعه و اعتماد متقابل مردم و حاکمیت، مولفه مهم امنیت ملی نیست؟ ما نسل زدیهای مقیم جنوب غربی قاره آسیا و منطقه همیشه پرحاشیه خاورمیانه، به صورت واضح و عملی در محاصره انواع و اقسام محدودیتها هستیم و حالا باید به این لیست اینترنت که بخش جداییناپذیر از زندگی همه ما هست و تمامی زیست روزمره ما به آن وابسته است را نیز اضافه کنیم.
نوشتهای از علی حسینی
علی حسینی، در یادداشت خود درباره خاموشی اینترنت در ایران نوشت: اینترنت در این کشور سالهاست که اسیر فیلترشکن بوده و حتی مخالفت گسترده مردم با این سیاست نتوانست در اجرای آن توقفی ایجاد کند. این نشان میدهد که اینترنت از یک ابزار عمومی به یک ابزار امنیتی تبدیل شده است. زمانی که این ابزار امنیتی شود دیگر صحبت از حقوق مردم کاری بیهوده است.
یادداشتی از صادق زنگنه
صادق زنگنه، کارشناس سیاسی در یادداشت خود با عنوان «ناشنوایی کلاشینکف» در هممیهن نوشت: اگر برای پیشگیری از شکل گرفتن دوباره اعتراضات، اینترنت را قطع کردهاید، یقین کنید که در حال تحریک مردم هستید، برای بازپسگیری سفرههایشان. کسبوکارهایی که در پی قطع اینترنت آنها را با خطر از بین رفتن مواجه کردهاید. اعتراضاتی که تراکم صفوف آن از صف معترضان بازار سنتی تهران، به مراتب بیشتر است. این که امروز چه میشود کرد، روشن نیست؛ اما آنچه را نباید کرد عیان است. زبان مردم و رسانه را نبندید. اگر صدای ما را میشنوید!
نوشتهای از بابک زمانی، نویسنده و نورولوژیست
بابک زمانی، نویسنده و نورولوژیست در یادداشتی با عنوان «تنگناهراسی» اجتماعی در هممیهن نوشت: تسلط بر لشکر مردگان هیچ لذتی ندارد. باز کنید درِ آسانسور را. ما، چون اجسادِ ایستاده و بههمفشرده، راه نفسکشیدن نداریم. واقع امر این است که همه با هم داریم خفه میشویم. باز کنید.
یادداشتی از احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی، فعال سیاسی و روزنامهنگار در یادداشتی با اشاره به قطعی اینترنت در کشور در پی اعتراضات مردمی نوشت: با قطع دسترسی به اینترنت جهانی، علاوه بر مشکلات انبوهی که برای عموم اقشار جامعه پدید آمده، چراغ روزنامهها نیز رو به خاموشی گذاشته است. این خاموشی با هیچ ابزار دیگری قابل جلوگیری نیست.