
مراحل ثبتنام، بررسی صلاحیت داوطلبان مجلس و خبرگان انجام شده و فقط مرحله اعلام نظر هیاتهای نظارت شورای نگهبان باقی مانده است؛ با وجود رد صلاحیتها، امیدی به انتخابات پرشور مورد انتظار رهبری هست؟
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: سخنان اخیر رهبری در مورد اهمیت انتخابات و این مهم که مشروعیت هر دو بال نظام یعنی جمهوریت و اسلامیت آن، منشاء انتخاباتی و مردم سالارانه دارد، مورد توجه ویژه کارشناسان ایرانی داخلی و خارجی از هر دسته، طیف و گروهی قرار گرفته است.
در یازدهم اسفند ۱۴۰۲، جمهوری اسلامی ایران مانند ۴۴ سال گذشته یک انتخابات دیگر برگزار میکند که در آن نمایندگان مجلس دوازدهم و اعضای مجلس خبرگان رهبری انتخاب میشوند. روند پیش ثبت نام و ثبت نام داوطلبان هر دو کارزار، از ماهها قبل انجام شده و تا اینجای کار، هیاتهای اجرایی سراسر کشور نظر خود در مورد داوطلبان را اعلام کرده، اقدامی که اتفاقا مورد انتقاد بسیاری در سپهر سیاسی ایران قرار گرفته است. زیرا تقریبا تمام افراد داوطلب اصلاحطلب و یا نزدیک به این جریان رد صلاحیت شدهاند. منتقدان تصمیم، اقدام و سیاست هیات اجرایی تحت امر وزارت کشور دولت سیزدهم، معتقدند جمهوریت نظام در بدترین دوران و شرایط و در پایینترین جایگاه خود قرار گرفته است و آنچه بعد از این اتفاق میافتد، انتخابات نیست، بلکه فرستادن یک تعداد افراد نزدیک به نگاه هسته مرکزی قدرت به مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری است.
البته هنوز برخی از رد صلاحیت شدگان امیدوارند در فرصت باقی مانده در اختیار هیاتهای نظارت ـ که تحت امر شورای نگهبان کار میکنند ـ مسئله رد صلاحیت آنها توسط هیاتهای اجرایی بی اثر شود و افراد داوطلب برای شرکت در انتخابات تایید صلاحیت شوند. این امیدواری البته بی دلیل هم نیست و ریشه در سخنان اخیر آیتالله خامنهای در مورد انتخابات دارد که در ابتدای گزارش شرح آن رفت. اما عموما امیدی به یک انتخابات خوب و نسبتا پرشور در سطح الیت وجود ندارد و در جامعه نیز به طریق اولی نگاه مثبتی به کلیت مفهوم انتخابات در جمهوری اسلامی وجود ندارد.
آیتالله خامنهای روز شنبه ۲ دی ماه ۱۴۰۲ در میان جمعی از مردم استانهای کرمان و خوزستان گفتند: «انتخاباتِ مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی بایستی باشکوه برگزار شود»، «چهار خصوصیتِ مشارکت قوی، رقابت واقعی، سلامت به معنای حقیقی و امنیت انتخابات باید انجام بگیرد.»، «دو کلمهی جمهوری و اسلامی هر دو وابسته به انتخاباتند، حتی، ولی فقیه هم توسط خبرگانی انتخاب میشود که خود منتخب مردمند، لذا بدون انتخابات، یا دیکتاتوری است یا هرج و مرج.»، «رقابت یعنی مسابقه جریانهای سیاسی و باید میدان برای مسابقه جناحها و نگاههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی باز باشد» و «بعضیها مردم را از انتخابات دلسرد میکنند این اشتباه و بهضرر کشور است».
جملات بالا چکیده سخنان رهبری است، سخنانی که از اهمیت زیادی برخوردار است و در مورد اهمیت و ضرورت ایجابی آن، همه کارشناسان سیاسی داخل کشور متفقاند و انتقادات جنبه و جهت ایجابی ندارد، بلکه ریشه امکانی، اجرایی و عملی دارد. البته حساسیت رهبری به انتخابات گویا تنها جبنه ایجابی نداشته و مصداقا هم به مواردی اشاره کرده است.
از جمله روزنامه هممیهن مدعی شده که رهبری در دیداری که با اعضای شورای نگهبان داشته، پرسیده که آقای مسعود پزشکیان چه ایرادی داشته که رد صلاحیت شده است. یا در مورد عنوان «عدم احراز صلاحیت» که سالها است که در مورد برخی از داوطلبان به کار میرود، ایراد گرفتهاند با این مضمون که یا افراد صلاحیت دارند یا نه. عدم احرازمعنا ندارد. این را بهعهده مردم بگذارید. با توجه به اینکه این ادعای روزنامه هم مهین را کسی رد یا تکذیب نکرده است، ما نیز بنا را بر صحت کلیت این نظر رهبری میگذاریم و بر همین اساس میطلبد و جا دارد که نسبت به واکنش وزیر کشور ابراهیم رئیسی مقداری تامل کنیم.
وزیر کشور به عنوان بالاترین مقام ستاد انتخابات کشور و بالاترین مقام هیاتهای اجرایی به همین جمله که "همه سلایق در انتخابات حضور دارند" بسنده کرد و روز یکشنبه سوم دی ماه، یعنی یک روز پس از سخنان رهبری، در جمع خبرنگاران گفت: «رهبر انقلاب هم در بیانات روز گذشته فرمودند که همه جناحها و گروها و سلایق باشند و انشاءالله زمینه رقابت واقعی مدنظر رهبری فراهم شود.»
سخنان وزیر کشور واکنش بسیاری از فعالان شبکه اجتماعی و کارشناسان سیاسی را در پی داشت، از جمله برخی از او پرسیدهاند، پس سلیقه سیاسی آقای پزشکیان کجاست که از طرف هیات اجرایی شما رد شده است؟ و در مورد جمله یا اصطلاح «عدم احراز صلاحیت» که رهبری نیز نسبت به آن گلایه داشت، بحثهایی شده است.
سخنان اخیر رهبری در جمع تعدادی از مردم کرمان و خوزستان از جمله بهانه چندین برنامه در صدا و سیمای جمهوری اسلامی شد که پررنگترین و مهمترین آن مناظره بین حسین شریعتمداری و محسن هاشمی بود. قبل از آن و ساعاتی بعد از بیانات رهبری، فعالان شبکههای اجتماعی و کارشناسان شناخته شده اغلب اصلاحطلب، واکنشهای خود نسبت به این سخنان را آغاز کردند.
اما اصولگرایان هم طبیعا در مقام تایید و برای پررنگ کردن سخنان رهبری و البته مثل همیشه استفاده جناحی خود، واکنشهایی داشتند. از جمله محمد کاظم انبارلویی در یادداشتی که در فارس منتشر کرد، رد صلاحیت اصلاحطلبان را مفید به حال نظام و کشور دانست و معتقد است که برای حفظ نظام باید دست آنها را مسئولیتهای اجرایی و تقنینی کوتاه کرد.
وی در بخش آخر یادداشت خود تاکید کرد: «هر رأی که به صندوقها ریخته میشود به مثابه شلیک یک تیر به سوی خیمه دشمن است که درصدد ناامنی و برپایی دیکتاتوری و هرج و مرج در کشور است. هر دستی که بر سینه نامحرمان و منافقان زده میشود در حقیقت متضمن آزادی و استقلال، رفاه و بهبود زندگی در ایران است.»
انبارلویی افزود: «سیاست ورزی عقلانی و هوشمندانه حکم میکند جریانها و احزاب و شخصیتهای سیاسی و ملی در برابر این جریان وابسته بایستند و از مواضعی که نشان دهد برخی از آنها با این جماعت مخرج مشترک فکری دارند پرهیز نمایند. هیچ وظیفهای امروز بالاتر از حفظ جمهوری اسلامی و نهادهای برخاسته از رأی ملت در یک انتخابات آزاد با مشارکت قوی و با رقابت واقعی نیست».
ناصر ایمانی روزنامهنگار و فعال سیاسی اصولگرا با اتخاذ موضعی آرامتر و آنگونه که از او انتظار میرود نوشت: «جریانهایی در کشور وجود دارند که یا به جمهوریت نظام اعتقاد نداشته یا اعتقاد کمی دارند. مطلبی که امروز رهبر انقلاب به صراحت به آن اشاره کردند مسئله جمهوریت نظام و پایگاه مردمی آن بود چرا که این نظام و حتی اسلامیت آن منبعث از رای مردم است.»
حزب مجمع ایثارگران در نامه سرگشادهای به رهبری با تیتر «دستور توقف روند برگزاری انتخابات کنونی را صادر فرمایید!» در همین رابطه نوشت: «اگر در چند دهه گذشته، انتخابات در ایران متناسب با مفهوم جمهوریت جدی گرفته میشد و مشارکت مردم به شکل ساختاری و نهادینه درمیآمد و صندوق رای اعتبار خودش را از دست نمیداد و مردم با صندوق رای قهر نمیکردند و مشارکت حداکثری جایش را به حداقل مشارکت نمیداد و مردم از طریق رای دادن، نتیجه و ثمره حضور خود را در عرصه امنیت ملی و ایجاد تغییرات و تحولات موردنظر و جابجایی واقعی قدرت احساس میکردند، آنگاه نیاز نبود که حضرتعالی این سخنان مهم را یکی دوماه مانده به برگزاری انتخابات بیان بفرمایید و از مردم و جریانهای سیاسی بخواهید که برای «کشور» هم که شده، در انتخابات شرکت کنند.»
در این نامه سرگشاده آمده است: «هیچ شور و شوقی برای شرکت در انتخابات در فضای حاکم بر کشور و در میان مردم عادی تا نخبگان مشاهده نمیشود و نظرسنجیهای نهادهای مختلف هم بر این واقعیت تلخ صحه میگذارند».
در متن نامه مجمع ایثارگران همچنین آمده: «ناکارآمدی همهجانبه نظام در برآوردن آرمانهای انقلاب و مطالبات مردم»، «بیاعتنایی مفرط حاکمان به مردم و افکار عمومی و تن ندادن به لوازم مشارکت حداکثری»، «بیاثر کردن مجلس شورای اسلامی با ایجاد نهادهای موازی با مجلس در امر قانونگذاری»، «حذف شان نظارتی مجلس و مجاز ندانستن این نهاد برای انجام تحقیق و تفحص در امور بسیاری از نهادهای دارای قدرت و ثروت»، «حذف نامزدهای همه احزاب و جریانهای سیاسی منتقد و معترض و داری سلیقه سیاسی متفاوت با اهرم نظارت استصوابی»، «تاسیس مجلسی ضعیف با حداقل میزان مشارکت مردم»، و... موجب شد که میل مردم به مشارکت در انتخابات بسیار کاهش یابد و احزاب و افراد دارای محبوبیت و نخبگان هم هیچ انگیزهای برای مشارکت در انتخابات نداشته باشند. مسئولیت مستقیم ایجاد و تداوم این وضعیت، بر دوش حاکمان قرار دارد که مسیر کشور را با تعیین سیاستهای کلان و ساماندهی دلخواه امور به اینجا کشاندهاند. اینک نظام آنقدر از مردم و مصالح آنان دور شده که عناوینی مانند «خودبراندازی» و «خودتحریمی» بهترین تعابیری است که برای تبیین عملکرد حکومت به طور کلی و از جمله در مقوله انتخابات قابل استفاده است».
در ادامه واکنشها به سخنان رهبری، محمدعلی ابطحی نوشت: «هیئتهای اجرایی دولت با رد صلاحیتهای کمنظیر، مجلس با این مصوبه انتخابات، و نوع عملکرد احتمالی شورای نگهبان، و نهادهای امنیتی و انتظامی با سخت گیریهای غیر ضرور، همه در خلاف این رهنمود تلاش کردند و میکنند تا قدرت را در اختیار خود نگهدارند. شعارهای اطاعت پذیریشان هم گوش فلک را کر کرده است. تا وقتی دورهمی هست، تحول خواهی که رهبری به آن اشاره داشتند عملی نخواهد بود.»
عباس عبدی، روزنامهنگار و فعال سیاسی اصلاحطلب نیز گفت: «این حرف درست است که انتخابات ضعیف موجب تشکیل مجلس ضعیف میشود، ولی انتخابات ضعیف محصول سبد ضعیف نامزدهای انتخاباتی است. در واقع هنگامی که سبد قوی برای نامزدها و برنامهها وجود ندارد، طبیعتا مردم هم مشارکت انتخاباتی نمیکنند. کسی برای خرید اجناس کم کیفیت و غیرلازم در صف نمیایستد و پول خود را حرام نمیکند. مشارکت مردم تابع کیفیت سبدی است که نامزدهای انتخاباتی در آن قرار دارند؛ بنابراین با این وضعیت و شرایط کنونی طبیعی است که مجلسی بهتر از مجلس موجود و حتی در اندازه این مجلس هم شکل نمیگیرد و مجلس موجود هم ضعیفترین، ناموفقترین مجلس بعد از انقلاب است و اگر همین مسیر انتخاباتی جلو برود، مجلس بعدی هم از الان وضعیتش معلوم است.»
حجتالاسلام احمد حیدری پژوهشگر دینی و نویسنده در یادداشتی که در اختیار دیدار قرار داده نوشت: «سخنان بالا کاملا حق و حرف دل همه مردم ایران است و مردم از سال ۵۷ تا به امروز بیش از این را نخواستهاند، ولی در این بیش از سه دهه اخیر با نظارت مجعول، غیر شرعی و غیر عقلی استصوابی این حق از آنان تا حدود زیادی دریغ شده لذا اکثریت آنان از انتخابات و صندوق رأی ناامید شدند و در انتخابات مجلس فعلی و ریاست جمهوری شرکت نکردند و در انتخابات آینده هم با تصویب اصلاحیه اخیر و قانونی شدن بیش از نظارت استصوابی توسط مجلس انقلابی! مردم ناامید از انتخابات و صندوق رأی، ناامیدتر از گذشته شدند به گونهای که طلیعه عدم شرکت اکثریت قریب به اتفاق مردم در انتخاباات آینده همه از جمله رهبری را نگران کرده و این سخنان متعاقب همین نگرانی از عدم شرکت قاطبه مردم است.»
وی افزود: «سؤال اساسی ما از رهبری این است که با توجه به اهمیت فوق العاده انتخابات قانونی که معنای واقعی «مردمسالاری» و مهمترین ثمره انقلاب ۵۷ است و در کلام بالا، ایشان به این معنا و اهمیت تصریح کرده؛ «چرا این سخنان دیر ایراد شده؟» چرا حالا که فرصت ثبت نام گذشته و بسیاری به خاطر ناامید بودن از انتخابات واقعی و ناامیدی از شرکت مردم و ترس از برخورد تحقیرآمیز و اهانتگونه شورای نگهبان، از ثبت نام خوددداری کردهاند، (تصریح آقای روحانی رئیس جمهور سابق که میگوید بسیاری با وجود خواهش مستقیم ایشان، از ثبت نام خودداری کردند) و آن قلیل صاحب رأی هم که ثبت نام کرده بودند، در مرحله هیئت اجرایی و نظارت استان رد شدهاند، موضع گرفتهاید؟ چرا اجازه تداوم نظارت غیر شرعی و غیر معقول استصوابی آن هم با نوع عملکرد این بیش از سه دهه که اکثر مردم را از انتخابات ناامید کرده است، دادید و در باره آن تجدید نظر نکردید تا امید مردم به انتخابات بازگردد؟
این پژوهشگر مسائل دینی با درج پرسشهایی نوشت: «آیا حالا که بسیاری از صاحبان صلاحیت و رأی، ثبت نام نکرده و بسیاری دیگر رّد صلاحیت شدهاند و بر فرض تأیید صلاحیت آنان، اکثریت نمایندگان آینده بخصوص خبرگان، از همین الآن تعیین و انتخابشان مهندسی شده است، برای ایراد این سخنان دیر نیست؟ آیا امید از دست رفته که مانند آب رفته در جوی ناامیدی است، با این سخنان به جوی امید بازمیگردد؟»
همانگونه که انتظار میرفت، برداشتها و استفاده از سخنان اخیر رهبری در مورد انتخابات و اخطار و انذار ایشان نسبت به کم رنگ شدن نهاد انتخابات، مثل همیشه جناحی شد و اصولگرایان و اصلاحطلبان هر یک از ظن خود یار این ماجرا شدند. طبق معمول طیف تندروتر اصولگرا ضمن اینکه پای کار انتخابات هستند و چه اعتقادی به جمهوریت داشته باشند یا نداشته باشند، طبیعتا سخنان رهبری مبنی بر اینکه انتخابات اتفاق خوبی است، را تایید کردند و همه را دعوت به مشارکت کردند.
تاریخ انتخابات در ایران نشان داده، سود اصولگرایان در مشارکت کم است و ضمانت پیروزی آنها قهر اکثریت با صندوق رای است و شرایطی که امروز در جامعه حاکم است، برای آنها ایده آل است. شاید هم به همین دلیل است که فردی، چون انبارلویی تلویحا از داستان رد صلاحیتها دفاع میکند و این سیاست را متضمن حفظ نظام میداند و حفظ نظام با این تحلیل گویا توسط یک طیف در کشور قرار است اتفاق بیافتد.
اصل قصه، اما تایید و تعریف سخنان رهبری از ناحیه اصولگرایان نیست، بلکه انتقاداتی است که نسبت به زمان بیان این اظهارات مهم از سوی رهبری، توسط افراد و گروههای اصلاحطلب بیان شده است. مرکز و تیتر تمام واکنشهایی که از سوی این جریان سیاسی به دست میآید این است که «دیر شده...».